سرگرم دستهبندی اسناد است و با سرعت و دقت تمام اوراق را جابهجا میکند. دوسیهها را ردیف میکند و پاسپورتها و عرایض را مرور کرده در فایلهای جداگانه میچیند. حین کار لبخندی بر لب داشته و با دختری که زهرا نام دارد در گفتگویی دوستانه رهنماییهای لازم، را میکند. با ورود مشتریان به آنان خوشآمدگویی کرده و به سوالاتشان جواب میدهد. پشت میز کاری طویل سه چوکی به چشم میخورند که در یکی از آنها مرجانهی بیستساله و در دیگری زهرا، که او نیز در همین سن به نظر میرسد، نشستهاند.
مرجانه سادات، بانوی جوانی است که به ساخت شرکت مسافربری و سیاحتیای که تنها بانوان در آن به ارایه خدمات میپردازند، دست زده است. او که در یکی از رسانهها نیز فعالیت داشته است میگوید که شعارهایی که او از دیگران در راستای رشد و ظرفیتسازی زنان میشنید ولی در پی آن، هیچ عملی نمیدید او را واداشته است که «بانو» را تاسیس کند و توانسته باشد آنچه را دیگران تنها از آن سخن میزنند به قدر توان خود در عمل پیاده کرده باشد. او و همکارانش باورمند استند که زنان میتوانند در سطوح کلان اقتصادی نیز نقش داشته باشند و خدمات
موثری را ارایه کنند.
مرجانه که محصل سال چهارم رشتهی روابط بینالملل است میگوید که من با تلاش و سختیهای فراوان اما باور حکم به ظرفیتهای بانوان و همنسلانم توانستم که اطمینان دوستان همکار را جلب کرده و دست به ایجاد یک شرکت مسافرتی که بانوان در آن فعالیت میکنند، بزنم.
مرجانه سادات میگوید که در جامعه بیشترین خدمات توسط مردان ارایه میشود و او خواسته است تا با این ابتکار زمینهی ارایه خدمات توسط بانوان را نیز فراهم آورد. او گفت: «بانو» شرکتی نیست که محض برای خانمها فعالیت کند. زنان میتوانند در کنار مردان کار کنند و همانند آنکه مردان اینگونه خدمات را ارایه میکنند زنان نیز میتوانند. ما نمیخواهیم که بین مرد و زن فرق قایل شویم. تیم کاری ما باورمند به ارایه خدمات مساوی چه برای مردان و چه برای زنان است. ایجاد این شرکت، مدیریت و ارایه خدمات آن توسط خانمها است، اما مراجعین ما اعم از مردان و زنان بوده میتوانند.»
بانو سادات علاوه بر ایجاد «بانو» دریکی از رسانههای خصوصی نیز مصروف است. او با تقسیماوقات معین کار میکند تا بتواند در طول روز به امور شرکت رسیدگی کند، او میگوید زمانی که در شرکت حضور دارم، کارمندان «بانو» احساس راحتتری دارند. تنها مشکل فرا راه حضور بانوان در عرصههای اقتصادی این است که برخی دید سنتی داشته و از اینکه زنان خدمات را ارایه میکنند، تعجب میکنند. او گفت:« مردم دید سنتی دارند و میگویند که زنان دکان دارند و تکت بوک میکنند؟!»
زهرا که کارمند شرکت بانو است میگوید: «خوشحالم که در شرکت بانو کار میکنم. من و همکارانم که به ده نفر می رسیم، قبل از ورود به این شرکت یک دوره کارآموزی کوتاهمدت را سپری کردیم. بیشتر ما محصل رشته اقتصاد هستیم و کار در بانو میتواند تجربهی آموزندهای برای ما باشد. من آرزو میکنم که در آینده بتوانم این چنین طرحی که به زنان انگیزنده باشد را عملی کنم.»
به گفتهی زهرا آنچه باعث میشود که مشتریان به «بانو» مراجعه کنند این است که زنان و خانوادهها به راحتی میتوانند با کارمندان گفتگو کنند و اگر مشکلی در میان باشد به راحتی با آنان در میان بگذارند.
اسماعیل، یکتن از مراجعان میگوید که نحوهی برخورد و ارایه خدمات با کیفیت موجب شده است که وی به «بانو» مراجعه کند. وی گفت: «بار اول که از مقابل این دفتر میگذشتم متوجه لوحهی آن شدم، و برای بار اول دیدم که یک شرکت خدماتی توسط زنان ایجاد شده است. اما زمانی که برای یکی از سفرهایم از این جا تکت میگرفتم تفاوتهای دیگری در آن دیدم. «بانو» خدمات را با کیفیت ارایه میکند و نحوهی برخورد و عملکردشان نیز صادقانه و با کیفیت میباشد و اینبار نیز برای بار دوم به «بانو» مراجعه کردهام.»
شرکت «بانو» در کنار خدمات مسافرتی زمینهی بورسیههای تحصیلی برای بانوان را هم فراهم میسازد. ناگفته نماند که در ماه آینده (قوس) یک گروه سی و پنج نفری از دانشجویان رشتههای خبرنگاری و روابط بینالملل از ایران برای سیاحت علمی به همکاری شرکت سیاحتی مسافرتی «بانو» به افغانستان خواهند آمد.





