مقدمه
در جهانی که آتش جنگها هنوز شعلهور است و کارایی نهادهای بینالمللی بیش از هر زمان دیگر زیر سوال رفته است، «صلح» دیگر صرفاً یک خواست اخلاقی پنداشته نمیشود؛ بلکه به ابزاری برای رقابت سیاسی و مشروعیتسازی تبدیل شده است. از اوکراین تا غزه، ناکامی جامعه جهانی در مهار بحرانها این پرسش را برجسته کرده است که آیا ساختارهای موجود، مانند سازمان ملل متحد، هنوز توانایی مدیریت صلح را دارند یا خیر.
در چنین فضایی، اعلام تشکیل شورای صلح (Board of Peace) از سوی دونالد ترمپ، رییس جمهور ایالات متحده امریکا، واکنشهای زیادی را برانگیخته است. این شورا که خود ترمپ ریاست آن را بر عهده دارد، نه در چارچوب سازمان ملل تعریف میشود و نه از سازوکارهای کلاسیک چندجانبهگرایی پیروی میکند؛ اما مدعی است میتواند منازعات جهانی را حل و خلأهای صلح جهانی را پُر کند. همین ادعا باعث شد Board of Peace از همان آغاز به موضوعی بحثبرانگیز در محافل سیاسی و رسانهای جهان تبدیل شود.
سوال اساسی این است: آیا شورای صلح ترمپ پاسخی به ناکارایی سازمان ملل متحد است یا تلاشی برای دور زدن آن؟ آیا جهان به یک نهاد تازه برای صلح نیاز دارد، یا مشکل اصلی در اراده سیاسی قدرتهای بزرگ و تضعیف نهادهای موجود نهفته است؟ پاسخ به این پرسشها تنها با شناخت ماهیت این شورا، اهداف اعلامشده و پنهان آن و مقایسهاش با ساختارهای بینالمللی موجود ممکن است.
این نوشته تلاش دارد نخست به چگونهگی شکلگیری شورای صلح (Board of Peace) و اهداف آن بپردازد و سپس جایگاه این ابتکار را در برابر سازمان ملل متحد و دیگر مکانیسمهای بینالمللی صلح و امنیت بررسی کند؛ ابتکاری که برخی آن را نشانهای از فروپاشی نظم جهانی میدانند و برخی دیگر، تلاشی برای بازتعریف آن.
چگونهگی شکلگیری Board of Peace و اهداف ترمپ
ایده تشکیل شورای صلح یا Board of Peace نخستین بار در اوایل این ماه (جنوری) ۲۰۲۶ توسط دونالد ترمپ مطرح شد؛ درست زمانی که بحرانهای متعدد جهانی، از جنگهای منطقهای تا بیثباتی خاور میانه، مشروعیت و کارایی نهادهای بینالمللی را زیر سوال برده بودند. ترمپ با تاکید بر ناکارآمدی سازمان ملل در حل بحرانها، شورای صلح را بهعنوان ابتکاری شخصی و متمرکز معرفی کرد که میتواند نقش نهادهای بینالمللی را تکمیل کند یا حتا در برخی زمینهها جایگزین آنها شود.
این شورا بهگونهای طراحی شده که یک نهاد بینالمللی باشد، اما نه به شکل چندجانبهگرایی سنتی؛ تصمیمهای اصلی تحت رهبری ترمپ و با مشارکت شمار معدودی از چهرههای بینالمللی و مشاوران سیاسی اتخاذ میشود. برخلاف سازمان ملل که بر بنیاد پیمانها، کنوانسیونها و اجماع میان کشورها شکل گرفته و دارای ساختار بروکراتیک است، Board of Peace ساختاری انعطافپذیر و سیاسی دارد که تمرکز قدرت در راس آن قرار گرفته و ریاست آن را دونالد ترمپ بر عهده دارد.
اعضا و ساختار شورای صلح ترمپ
ریاست: دونالد ترمپ شخصاً ریاست شورا را بر عهده دارد و تصمیمهای کلان در چارچوب اهداف او اتخاذ میشود.
اعضای بینالمللی: شامل چهرههای سیاسی و دیپلماتهای پیشین از امریکا و کشورهای دیگر است که تجربه مدیریت بحرانهای بینالمللی را دارند.
کشورهای پذیرفتهشده: تا کنون بلاروس، پاکستان، بحرین، امارات، مصر، قزاقستان، مجارستان، آرژانتین، اندونزی، ترکیه، قطر، کوزوو، اوزبیکستان و ویتنام عضویت خود را اعلام کردهاند.
کشورهایی که دعوت را رد کردهاند: فرانسه، ناروی و سویدن رسماً دعوت برای پیوستن به شورای صلح ترمپ را نپذیرفتهاند.
کشورهای دعوتشده اما بیپاسخ: بریتانیا، آلمان، ایتالیا، چین، روسیه، اوکراین و اتحادیه اروپا؛ واکنش آنها نشاندهنده احتیاط و تردید در سطح جهانی است.
اهداف شورای صلح
اهداف آشکار:
- نظارت بر آتشبس و کاهش تنش در مناطق جنگزده
- بازسازی اقتصادی و اجتماعی مناطق بحرانزده
- مدیریت بحرانهای انسانی و پناهجویان
اهداف پنهان:
- تقویت جایگاه ترمپ در سطح بینالمللی بهعنوان صلحساز
- ایجاد اهرمی برای نفوذ سیاسی امریکا خارج از چارچوب سازمان ملل
- رقابت نمادین با نهادهایی مانند سازمان ملل و جایزه صلح نوبل برای کسب مشروعیت جهانی
حق عضویت
در پیشنویس منشور شورای صلح ترمپ ذکر شده است که عضویت عادی کشورها برای دوره سهساله در نظر گرفته میشود. اما برای عضویت دایمی، کشورها باید حدود یک میلیارد دالر کمک مالی یکباره به صندوق شورا بپردازند. هنوز مشخص نیست کدام کشورها این شرط را پذیرفتهاند و گزارشها حاکی از آن است که این مساله بیشتر در مرحله «پیشنویس اساسنامه» مطرح بوده و اطلاعات دقیق در مورد پرداختها منتشر نشده است.
دلایل شکلگیری
- انتقاد از سازمان ملل: ترمپ معتقد است سازمان ملل اغلب در واکنش به بحرانها کند و ناکارا عمل میکند.
- نیاز به تصمیمگیری سریع: شورای صلح امکان اتخاذ تصمیمهای فوری بدون نیاز به اجماع ۱۹۳ کشور را فراهم میکند.
- تمرکز بر پروژههای نمادین: مانند بازسازی و کمکهای فوری که نتایج آن زودتر دیده میشود و جایگاه رهبری ترمپ را تقویت میکند.
Board of Peace با این ویژهگیها، ترکیبی از ابتکار سیاسی، دیپلماسی شخصی و ابزار عملیاتی صلح است؛ اما همچنان مشروعیت و پایداری درازمدت آن محل بحث باقی مانده است.
جایگاه Board of Peace در مقایسه با نهادهای بینالمللی
Board of Peace با نهادهای بینالمللی موجود تفاوتهای جدی دارد. سازمان ملل متحد با ۱۹۳ کشور عضو، نهاد اصلی حفظ صلح و امنیت جهانی است که بر بنیاد اجماع و پیمانهای بینالمللی عمل میکند. تصمیمگیری در این نهاد معمولاً زمانبر است و به دلیل ساختار بروکراتیک گسترده، سرعت واکنش به بحرانها محدود میماند.
در مقابل، Board of Peace با ریاست شخصی ترمپ و مشارکت شمار معدودی از کشورها و مشاوران بینالمللی طراحی شده است؛ تصمیمها در آن سریع، متمرکز و انعطافپذیر اتخاذ میشود و نیازی به اجماع جهانی ندارد. از نظر اهداف، سازمان ملل علاوه بر حفظ صلح، بر حقوق بشر و توسعه بینالمللی نیز تمرکز دارد؛ در حالی که شورای صلح ترمپ بیشتر به مدیریت بحرانهای فوری، نظارت بر آتشبس و پروژههای بازسازی در مناطق جنگزده، مانند غزه، میپردازد.
بهطور مثال، ناتو و سازمان همکاری شانگهای نیز اهداف متفاوتی دارند؛ ناتو بر امنیت جمعی غرب و اعضای خود تمرکز میکند و سازمان همکاری شانگهای در چارچوب منطقهای، امنیت و همکاری اقتصادی را دنبال میکند. هیچیک از این نهادها قابلیت تصمیمگیری فوری و نمادین Board of Peace را ندارند؛ اما در عین حال، شورای صلح ترمپ فاقد چارچوب حقوقی رسمی و مشروعیت جهانی گستردهای است که سازمان ملل از آن برخوردار است.
در مجموع، شاید Board of Peace بتواند در کوتاهمدت در مدیریت برخی بحرانها موثر واقع شود و پروژههای فوری و نمادین را پیش ببرد، اما نمیتواند جایگزین سازمان ملل متحد شود یا نقش شورای امنیت آن را ایفا کند. بسیاری از تحلیلگران بر این باور اند که این شورا بیشتر یک ابزار سیاسی–نمادین برای تقویت جایگاه ترمپ و نفوذ امریکا است تا یک نهاد مستقل و پایدار برای صلح جهانی. تاثیر واقعی آن در درازمدت به میزان پذیرش جهانی، همکاری کشورها و بستهگی آن به استمرار رهبری ترمپ یا جانشینان او بستهگی خواهد داشت.






