وقتی طالبان افغانستان تحت حمایت مستقیم دولت و ارتش پاکستان بر کشور مسلط شدند، اسلامآباد و راولپندی انتظار داشتند که این گروه به تیتیپی مجال استفاده از خاک افغانستان علیه اهداف پاکستانی را ندهد. به همین دلیل، همانگونه که از بدو تولد گروه طالبان، پاکستان با این گروه همکاری نزدیک داشت، پس از سلطه مجدد این گروه باز هم رییس وقت آیاسآی، جنرال فیض حمید، به کابل آمد و پس از نوشیدن چای در هوتل کابل سرینا، کابینه طالبان را تشکیل داد. عمران خان نیازی، نخستوزیر وقت پاکستان، از سقوط دولت افغانستان به دست طالبان ابراز خوشحالی کرد و فعالیتهای دیپلماتیک پاکستان در کابل و دیگر ولایات افغانستان با جدیت ادامه یافت. رفتوآمدهای زیادی از آن زمان تا کنون میان دو طرف صورت گرفته است که از هیاتهای نظامی تا هیاتهای دینی و هیاتهای دیپلماتیک را شامل میشود. در مجامع بینالمللی نیز هنوز پاکستان بهعنوان سخنگوی طالبان عمل میکند. نمایندهگان پاکستان در سازمان ملل و دیگر نهادهای بینالمللی، در غیبت طالبان، طوری سخن میگویند که گویا از جانب این گروه نیز نمایندهگی میکنند. اینهمه، ضمن آنکه عمق و پهنای روابط طالبان و پاکستان را نشان میدهد، نشان از ناگزیری دو طرف نیز دارد. طالبان افغانستان به دلیل اینکه در مجامع بینالمللی نمیتوانند حضور رسمی داشته باشند، به لابیگران پاکستانی نیاز دارند و برعکس اسلامآباد به دلیل حضور رهبران و جنگجویان تیتیپی در افغانستان، بر همکاری طالبان تکیه کرده است.
تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی) و تحریک طالبان افغانستان هر دو دارای استراتژی واحد و هدف مشترک هستند. برای همین، کار مشترک در هر دو جغرافیا انجام میدهند. هر چند برخی از طالبان افغانستان رویای برداشتن مرز دیورند و مدغم کردن قسمتهای زیادی از خاک پاکستان به خاک افغانستان را در سر دارند و آن را به بهانههای مختلف مانند ترسیم نقشه کشور عیان میسازند، اما در میدان عمل هر کدام از این دو شاخه، پروژه مختص به خود را دارد و در جغرافیای مشخص خود کار میکند. با این حال، همان هدف مشترک و ایدیولوژی واحد، این دو شاخه را به همکاری در دو جغرافیا برای پیشبرد هر دو پروژه وادار کرده است. هدف مشترک هر دو شاخه طالبان، تشکیل حکومت دینی ـ قومی است که طالبان افغانستان موفق به تشکیل آن شدهاند و طالبان پاکستان نیز همین مسیر را دنبال میکنند. در این راه، هر جا نیازی افتد و توانی وجود داشته باشد، از همدیگر کمک میگیرند. نمونههای کوچک اما عینی این همکاریها اخیرا از سوی رسانهها گزارش شده است.
براساس برخی گزارشها، طالبان پاکستانی (تیتیپی) در نهادهای دولتی تحت کنترل طالبان افغانستان ماموریت رسمی انجام میدهند، از برخی مناطق کشور عشر و مالیات جمعآوری میکنند و در ایستهای بازرسی دو ولایت (پکتیا و پکتیکا) حضور گسترده جنگجویان تیتیپی گزارش شده است. جمعآوری کلاههای سرخ که نماد جنبش تحفظ پشتونها در پاکستان است، توسط طالبان افغانستان و جنگجویان تیتیپی بهصورت مشترک در ولایتهای جنوبی و شرقی کشور انجام میشود. طالبان افغانستان و طالبان پاکستان هر دو شاخه فعلا با سیاستهای جنبش تحفظ پشتونها مخالفت دارند. هر دو گروه طالبان انتظار داشتند در جرگه بزرگ این جنبش که اخیرا در خیبر برگزار شد، با جغرافیای پاکستان مخالفت شود. حتا تیتیپی که در حال جنگ گرم با ارتش پاکستان بود، برای برگزاری امن آن جرگه جنگ را موقتا توقف داد و آتشبس موقتی اعلام کرد. وقتی جرگه برگزار شد، خلاف توقع هر دو گروه طالبان تصمیم گرفت و اعلامیه داد. سخنرانان اصلی از جمله محفوظ پشتین، رهبر جنبش تحفظ پشتونهای پاکستان، طالبان افغانستان را به دلیل نقض حقوق بشر و از جمله ممنوعیت آموزش دختران و عدم تشکیل حکومت همهشمول سرزنش کردند و خواستار بازگشایی مکاتب و دانشگاهها به روی دختران شدند. از طرف دیگر، آن جرگه از تحریک طالبان پاکستان خواست که همزمان با نیروهای ارتش پاکستان، ایالت خیبرپختونخوا را ترک کند. این تصامیم، خلاف انتظار هر دو شاخه گروه طالبان بود و آنها هم پس از آن حتا کسانی را که کلاه نمادین جنبش تحفظ پشتونها را بپوشند، مجازات میکنند.
نمونه دیگر همکاری دو شاخه طالبان، از پاکستان گزارش شده است. به تاریخ ۸ میزان گزارش شد که یک جنگجوی طالب افغانستان در درگیری با نیروهای امنیتی پاکستان در خیبرپختونخوا کشته شده است. از آن عضو طالبان افغانستان به نام قاری صفیالله و باشنده لغمان نام برده شد. یک عضو طالبان در کندز قبلا هم گفته بود که صدها طالب افغانستان در صفوف طالبان پاکستانی علیه ارتش پاکستان میجنگند. از سوی دیگر، گزارشهایی در مورد بیعت تیتیپی با ملا هبتالله نیز نشر شده است. این مساله را برخی سیاستمداران پاکستانی، از جمله افراسیاب ختک، نیز بارها مطرح کردهاند. بنابراین، با توجه به آنچه در بالا گفته شد و اینکه رهبران و جنگجویان طالبان پاکستانی در شهرکهای مخصوص خود در افغانستان زندهگی میکنند، همکاری دو شاخه طالبان انکارناپذیر است.
طالبان پاکستانی متاثر و حتا تحت فرمان طالبان افغانستان هستند. در این مورد، انتظارات اسلامآباد از طالبان افغانستان برآورده نشده است. سر همین مساله، روابط دو طرف گاهی پرتنش میشود. ظاهرا طالبان افغانستان دین خود به طالبان پاکستان را میپردازند. طالبان پاکستان در زمان جمهوریت در کنار طالبان علیه دولت افغانستان میجنگیدند و حالا که آنها در جنگ علیه دولت پاکستان به نیرو نیاز دارند، طالبان افغانستان دین خود را ادا میکنند، ضمن آنکه استقرار نظام اسلامی و قومی در دو کشور هم هدف مشترک هر دو گروه است. به نظر میرسد تا زمانی که این گروهها پروژههای کشورهای تمویلکننده خود را پیش میبرند، همچنان با همدیگر مشترکات خود را حفظ میکنند و در زمانها و مکانهای خاص دست همدیگر را میگیرند. بدون شک هیچ کدام از این دو گروه، بدون حمایت بیرونی به امکانات تسلیحاتی و مالی فراوان دست نیافته است.






