شماری از بیمارداران که از ولسوالیها و ولایتهای مختلف برای درمان بیمارانشان به شفاخانههای کابل مراجعه کردهاند، میگویند که افزون بر تأخیر در رسیدهگی به وضعیت بیماران، با برخوردهای نامناسب و غیرحرفهای برخی کارکنان صحی نیز مواجه میشوند. برخی از داکتران، ازدحام مراجعین، کمبود پرسونل، فشار کاری و محدودیت امکانات در شفاخانههای مرکزی را از عوامل این برخوردها عنوان میکنند.
نادر (مستعار) که برای انجام عملیات همسرش از ولایت بلخ به کابل آمده، از برخورد نامناسب کارکنان شفاخانه رابعه بلخی و کمبود امکانات در این مرکز درمانی شکایت دارد. او میگوید که بیش از یک هفته است در انتظار انجام عملیات همسرش به سر میبرد، اما تا کنون هیچ اقدامی صورت نگرفته و بهدلیل نبود امکانات، ناچار شده بخش زیادی از معاینات را در شفاخانههای خصوصی انجام دهد.
این باشنده بلخ میگوید: «یک هفته میشود که مریضم را به شفاخانه رابعه بلخی آوردهایم. همه معاینات را انجام دادهایم و گفته بودند امروز عملیات میشود، اما تا حالا هیچ خبری نیست. در خود شفاخانه هم امکانات کافی وجود ندارد و برای انجام معاینات مجبور شدم به شفاخانههای خصوصی مراجعه کنم. هم هزینه زیادی پرداخت کردم و هم تا حالا کارم پیش نرفته است. وقتی مریضم به داکتران مراجعه میکند، با لحن بسیار نامناسب میگویند که خودشان میدانند چه زمانی عملیات انجام خواهد شد. قبلاً میگفتند نوبت است، اما حالا میگویند خود ما میفهمیم.»
نادر میافزاید: «از مزار شریف به کابل آمدهام و حتا جای بودوباش هم ندارم. شبها را در کنار سرک سپری میکنم. نمیدانم چه کنم. توان مالی کافی ندارم که عملیات همسرم را در شفاخانه خصوصی انجام دهم.»
امید (مستعار)، باشنده ولایت بدخشان، میگوید شهروندانی که از ولایتهای دوردست برای درمان به شفاخانههای دولتی در مرکز مراجعه میکنند، اغلب با بیتوجهی و برخورد نامناسب کارکنان روبهرو میشوند.
این باشنده بدخشان میافزاید: «اگر هم به بیماران توجهی صورت بگیرد، برخورد شماری از کارکنان شفاخانهها با بیماران و بیمارداران بسیار خشن، زشت و به دور از اخلاق انسانی است. متاسفانه این نوع رفتار در برخی موارد در تمام سطوح دیده میشود؛ از کارمندان عادی گرفته تا نرسها و کارکنان شیفتهای شب و روز. بسیاری از کسانی که از ولایتها برای تداوی به مرکز میآیند، با برخوردهایی مواجه میشوند که به هیچ وجه در حد انتظار آنان نیست.»
امید میگوید: «در چنین شرایطی، انتظار میرود کارکنان شفاخانهها به عنوان بخشی از مسوولیت حرفهای خود، بیماران و همراهان آنان را بهدرستی رهنمایی کرده و با آنان برخورد انسانی و مناسب داشته باشند. اما متاسفانه در بسیاری از موارد، به جای راهنمایی و همکاری، بیماران و بیمارداران با رفتارهای نامناسب و دور از شأن انسانی مواجه میشوند.»
روحالله (مستعار)، باشنده ولایت ننگرهار، از برخورد کارکنان صحی در شفاخانه شیخ زاهد شکایت دارد. او میگوید در حالی که از درد شدید پا رنج میبرد، با برخورد غیرانسانی و بیتوجهی داکتران مواجه شده است.
این باشنده ننگرهار میگوید: «پایم زمانی که در ایران کار میکردم شکسته بود و آنجا بهخوبی تداوی شدم. اما حالا دوباره درد پیدا کرده و استخوان پایم دراز شده است. دو هفته میشود که در شفاخانه شیخ زاهد سرگردان هستم. تمام معاینات را در دست دارم، اما با وجود درد شدید و لنگیدن، از یک شعبه به شعبه دیگر فرستاده میشوم.»
روحالله میافزاید: «هیچ معلوم نیست که از من چه میخواهند و با لحن بسیار نامناسب پاسخ میدهند. وقتی مشکل خود را تکرار میکنم، میگویند: «باز هم آمدی؟» بهخاطر خدا میخواهم مشکلم را حل کنند تا دیگر مجبور نباشم مراجعه کنم. نامش شفاخانه دولتی است، اما برای تمام معاینات پول میخواهند و برخی آزمایشها را چندین بار تکرار میکنند. واقعاً نمیدانم چه وضعی است. در افغانستان با بیمار مثل حیوان رفتار میکنند. من از شدت درد میسوزم، اما آنها بیتفاوت هستند.»
غفار (مستعار)، باشنده ولسوالی ده سبز، که برای درمان بیمار خود به شفاخانه میوند مراجعه کرده، از طولانی شدن روند رسیدهگی به وضعیت مریضش شکایت دارد. او میگوید با وجود اینکه کار بیمار وی در یک روز قابل انجام است، سه روز میشود که در شفاخانه سرگردان مانده و کسی به وضعیت آنان رسیدهگی نمیکند.
این باشنده دهسبز میگوید: «کار مریض من در یک روز تمام میشود، اما سه روز است که در شفاخانه ماندهایم و کسی احوال ما را نمیپرسد. تمام روز فقط معاینات انجام میدهند، اما هنوز هیچ پیشرفتی در درمان صورت نگرفته است.»
وحیدالله (مستعار)، یکی از داکتران در یک شفاخانه دولتی تحت کنترل طالبان، میگوید که ازدحام مراجعین، کمبود پرسونل، فشار کاری و محدودیت امکانات در شفاخانههای مرکزی میتواند بر کیفیت خدمات صحی تاثیر بگذارد، اما این عوامل نباید سبب نادیده گرفتن حقوق و کرامت مریضان شود.
این داکتر میگوید: «هر مریض حق دارد با احترام، عدالت و مسوولیتپذیری مورد رسیدهگی قرار گیرد. فشار کاری و کمبود امکانات بخشی از چالشهای موجود در نظام صحی است، اما نحوه برخورد با مریضان نیز اهمیت اساسی دارد. رعایت اخلاق طبی، پاسخگویی مناسب و حفظ حرمت مراجعین از مسوولیتهای حرفهای کارکنان صحی به شمار میرود و باید در هر شرایطی رعایت شود. برای حفظ کرامت مریضان، لازم است ظرفیت شفاخانهها افزایش یابد، شمار کارکنان صحی متناسب با حجم مراجعین بیشتر شود، آموزشهای مرتبط با اخلاق حرفهای تقویت گردد و سیستمهای نظارتی و رسیدهگی به شکایتها به گونه مؤثر فعالیت کنند.»
خدیجه مصباح، داکتر نسایی و ولادی، میگوید که در شفاخانهها هیاتهایی برای نظارت و کنترل فعالیت کارکنان وجود دارد و عملکرد کارمندان بهگونه دوامدار زیر نظارت قرار میگیرد. او میافزاید: «شماره تماس مسوولان رسیدهگی به شکایتها در بخشهای مختلف شفاخانهها نصب شده که بیمارداران میتوانند از طریق آنها شکایتهای خود را ثبت و پیگیری کنند.»
این در حالی است که چندی پیش شماری از باشندهگان کابل در مصاحبه با رزنامه ۸صبح از نبود انتظارخانه برای پایوازان در شفاخانههای دولتی و خصوصی ابراز نگرانی کرده بودند. آنان گفته بودند که این کمبود، پایوازان را با دشواریهای فراوان روبهرو کرده و بسیاری از آنان ناگزیرند ساعتها و گاهی شبها را در محوطه بیرونی شفاخانهها سپری کنند. به گفته این باشندهگان، در برخی مراکز صحی حتا امکانات ابتدایی برای استراحت و نشستن همراهان بیماران فراهم نیست.






