فدراسیون روسیه بهعنوان یکی از قدرتهای منطقهای، بنیانگذار سازمان ملل و از بازیگران اصلی در نظام بینالملل بهشمار میرود. در دوران جنگ سرد و نظم دوقطبی جهانی، روسیه (بهعنوان اتحاد جماهیر شوروی) در محور شرق، در برابر غرب صفآرایی کرده بود. تاریخ سیاسی روسیه سرشار از فراز و نشیب است. از زمان امپراتوری روسیه تزاری که در قرن نوزدهم وارد رقابتهای چشمگیر با امپراتوری بریتانیا در حوزههای گوناگون شد، بهویژه در آسیای مرکزی، افغانستان، ایران و تبت—دورانی که به «بازی بزرگ» شهرت دارد—تا نفوذ در امپراتوری عثمانی، خلیج فارس و سرزمینهای اروپایی، همواره رد پای ژئوپلیتیک روسیه دیده شده است.
با پیروزی انقلاب اکتبر ۱۹۱۷، اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی با نظام کمونیستی جایگزین رژیم تزاری شد. پس از فروپاشی شوروی، روسیه مسیر تازهای را در پیش گرفت و با انتخاب مدل اقتصاد بازار و دموکراتیزاسیون، کوشید جایگاه خود را در نظام جهانی حفظ کند. این روند در دوران بوریس یلتسین آغاز شد؛ او تلاش کرد با اصلاحات اقتصادی و تاکید بر دموکراسی، حاکمیت قانون و حقوق بشر، روسیه پساشوروی را به ثبات برساند.
با وجود تلاشهای یلتسین برای نزدیکی با غرب، دوره زمامداری او با بیثباتی سیاسی، بحران قانون اساسی و جنگهای خونین در چچن همراه بود؛ عواملی که در نهایت منجر به کاهش مشروعیت داخلی و بینالمللی او شد. او در پایان سال ۱۹۹۹ و در پی افزایش فشارهای داخلی، استعفا داد و ولادیمیر پوتین را—که مدتی پیش بهعنوان نخستوزیر منصوب شده بود—جانشین خود کرد. پوتین با هدف بازسازی قدرت و پرستیژ روسیه وارد صحنه شد. گرچه سیاستهای او برخلاف شوروی ایدیولوژیک نیستند، اما بازگرداندن جایگاه از دست رفته روسیه در سطح جهانی از اولویتهای او بوده است. با آنکه جمهوریهای جداشده از شوروی استقلال خود را اعلام کردهاند، روسیه همچنان این کشورها را بخشی از حوزه نفوذ سنتی خود میداند. ازهمینرو، حضور ۲۰ ساله نیروهای امریکایی و ناتو در افغانستان را تهدید مستقیم علیه امنیت ملی خود تلقی میکرد.
در این راستا، روسیه در شکلگیری و تقویت طالبان نقش تاکتیکی ایفا کرد و پس از خروج نیروهای امریکایی، به یکی از اهداف ژئوپلیتیک مهم خود دست یافت. طی نزدیک به چهار سال گذشته، روابط روسیه و طالبان گرچه گرم، اما گاه با سردیهای موقتی همراه بوده است. چنانکه در تحلیلی از ابراهیم باهیس، پژوهشگر امور افغانستان، منتشرشده در وبسایت گروه بینالمللی بحران (۴ جولای ۲۰۲۵) آمده است، حذف طالبان از فهرست گروههای تروریستی تعیینشده روسیه در اپریل ۲۰۲۵ گام بزرگی در این مسیر بوده است. در این گزارش، به نقل از ضمیر کابلوف، نماینده ویژه روسیه در امور افغانستان، آمده که او خواهان حمایت نظامی از طالبان برای مبارزه با «لانههای داغ تروریسم بینالمللی» شده است. همچنین، کابلوف اعلام کرده که نمایندهگان طالبان بهعنوان عضو کامل در نشست بعدی فارمت مسکو، که یک بستر گفتوگوی منطقهای است، حضور خواهند یافت.
نگرانیهای امنیتی و اهداف ژئوپلیتیک روسیه بهویژه در مرزهای آسیای مرکزی که با افغانستان همجوارند، نقش تعیینکنندهای در دکترین منطقهای آن کشور ایفا میکنند. میزبانی مکرر از طالبان در نشستهای بینالمللی اقتصادی سنپترزبورگ میان سالهای ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۴، نشانه تغییر رویکرد مسکو نسبت به این گروه بوده است. هرچند تعامل کنونی روسیه با طالبان ماهیت منفعتمحور و تاکتیکی دارد، اما این تعامل ناشی از نگرانیهای عمیق امنیتی است—از جمله قاچاق مواد مخدر و حضور گروههای تروریستی در نزدیکی مرزهای آسیای مرکزی. براساس تحلیل جولیانو بیفولچی، بنیانگذار موسسه اسپیشل اورآسیا، به نقل از مقامهای بلندپایه کرملین، بخشی از اقدامات اخیر روسیه در راستای رسمیتبخشی به طالبان، بیانگر استراتژی گستردهتر مسکو برای افزایش نفوذ در آسیای جنوبی و مرکزی و بازتعریف دینامیک قدرت منطقهای است. گرچه این اقدامات مخالفت چندانی در داخل روسیه برنینگیخته، اما در کل با سیاست خارجی عملگرایانه و دکترین استراتژیک روسیه در منطقه سازگار است.
ازاینرو، دکترین امنیتی روسیه ایجاد و گسترش روابط با طالبان را به سود آن کشور دانسته تا از نوسان تهدیدها علیه امنیت ملیاش جلوگیری شود. با آنکه در آغاز، نگرانیهای شدیدی در میان مقامهای روسیه نسبت به بازگشت طالبان وجود داشت و بیم آن میرفت که افغانستان بار دیگر به پناهگاه امنی برای گروههای تروریستی تبدیل شود، اما روسیه بهویژه از حضور شاخه خراسان گروه «دولت اسلامی» (داعش) نگرانی عمیق داشت. در کنار این، روسیه بهگونه مستقیم با اوکراین در جنگ است و نمیخواهد در مرزهای آسیای مرکزی نیز با گروههای تروریستی بجنگد. با توجه به تحولات ژئوپلیتیکی منطقه، به نظر میرسد که تعامل دیپلماتیک روسیه با طالبان توانسته مسیر برخی کشورهای منطقه را نیز بهسوی همکاری با این گروه هموار کند. چنانکه اکنون گمانهزنیهایی وجود دارد مبنی بر اینکه جمهوری خلق چین، امارات متحده عربی، ترکیه، پاکستان، ایران و کشورهای آسیای مرکزی – از جمله ازبکستان که پیشتر اشاره کرده بود بهرسمیت شناختن طالبان «اجتنابناپذیر» است – احتمالاً راه مسکو را دنبال کنند. این تحولات میتواند پیامد مستقیم بر جایگاه نماینده فعلی افغانستان در سازمان ملل متحد داشته باشد، زیرا اکنون یکی از اعضای دایمی شورای امنیت سازمان ملل با حق وتو، حاکمیت طالبان را بهرسمیت شناخته است. ازهمینرو، آینده اجماع بینالمللی در زمینه خودداری از بهرسمیت شناختن طالبان بهعنوان راهی برای اعمال فشار جهت تغییر، با چالش روبهرو خواهد شد.
هرچند وضعیت سیاسی، اقتصادی و حقوق بشری افغانستان همچنان از موضوعات مهم و مورد توجه جامعه جهانی است – بهویژه ممنوعیت تحصیل و کار زنان و دختران که از نگرانیهای جدی سازمان ملل متحد بهشمار میرود – براساس یک یادداشت تحلیلی که در ۵ فبروری ۲۰۲۵ از سوی حمید حکیمی، پژوهشگر برنامه آسیا-اقیانوسیه و برنامه اروپا، در وبسایت اندیشکده چتمهاوس بریتانیا منتشر شد، طالبان در برقراری روابط با کشورهای همسایه و منطقه موفق بودهاند. وزارت خارجه طالبان در سپتامبر ۲۰۲۴ ادعا کرده بود که ۱۱ دیپلمات را به کشورهای مختلف اعزام کرده است. این در حالی است که طالبان پس از بازگشت به قدرت در آگست ۲۰۲۱، روابط گرمی با روسیه برقرار کرده و در عین حال، توانستهاند تعادل روابط خود را با هند، بهعنوان یکی از بازیگران مهم منطقه، حفظ کنند.
اکنون این پرسش مطرح است که چرا روسیه پس از نزدیک به چهار سال حاکمیت طالبان، تصمیم به شناسایی رسمی این گروه گرفته است؟ پاسخهای گوناگونی در این زمینه مطرح شده، اما چند نکته اساسی قابل تامل است:
نخست: روسیه میدانست/میداند که طالبان گروهی است که براساس موافقتنامه دوحه، قدرت را در افغانستان بهدست آورده و بقای طالبان در قدرت، با منافع امریکا در منطقه گره خورده است. اما پس از گذشت نزدیک به چهار سال، مقامات روسی به این باور رسیدهاند که طالبان میتوانند بهعنوان نیروی بازدارنده در برابر تهدیدهای مرزی آسیای مرکزی ایفای نقش کنند. در چارچوب دکترین امنیتی و اقتصادی روسیه، بهرسمیت شناختن طالبان، به مسکو اجازه میدهد تا این گروه را زیر چتر خود نگه دارد و در نتیجه، هزینههای مهار تروریسم و قاچاق مواد مخدر در مرزهای جنوبی کاهش یابد.
دوم: روسیه و کشورهای آسیای مرکزی به بازار افغانستان و جنوب آسیا نیاز دارند. شناسایی طالبان، دسترسی به این بازار را آسانتر میسازد. توسعه اقتصادی یکی از اولویتهایی است که پوتین برای احیای جایگاه بینالمللی روسیه در نظر گرفته است. در کنار ملاحظات امنیتی، روسیه چشم به توسعه روابط اقتصادی با طالبان نیز دوخته است. مقامات روسیه بار دیگر تاکید کردهاند که استفاده از افغانستان بهعنوان مسیر ترانزیتی برای صادرات گاز طبیعی به هند و ارسال سایر کالاها به بنادر پاکستان، اقدام موثر خواهد بود. در این چارچوب، گسترش خط لوله گاز از مسیر مناطق کوهستانی افغانستان و توسعه خط آهن که اکنون در مرز ازبکستان پایان مییابد، بخشی از استراتژی اقتصادی مسکو را شکل میدهد. در عین حال، سیاست مالی چین برای سرمایهگذاری و حمایت از طالبان در برابر منابع طبیعی افغانستان، ممکن است در بلندمدت به تقاطع منافع میان این دو قدرت منجر شده و حضور چین در افغانستان را به چالش بکشد.
سوم: روسیه باور داشت که ممکن است مخالفان طالبان در بیرون از کشور از حمایت برخوردار شده و حاکمیت آنان را به چالش بکشند؛ اما پس از حدود چهار سال، هنوز این گروهها نتوانستهاند جبهه منسجم و متحد شکل دهند. البته بهاستثنای زنان، که از آغاز تسلط دوباره طالبان به خیابانها آمده و علیه این گروه دست به اعتراض زدهاند.
تحلیل تازهای پیرامون اقدام روسیه برای شناسایی طالبان نشان میدهد که تحولات افغانستان پس از توافق دوحه، با آنچه در سوریه پس از اسد رخ داد، شباهتهایی دارد و ممکن است مسیر مشابهی را طی کند. این روند میتواند بخشی از یک حرکت گستردهتر باشد، بهویژه برای حکومتهایی که تحت سلطه شبهنظامیان شکل گرفتهاند؛ مانند حاکمیت طالبان در افغانستان. با اتکا بر موازین بینالمللی – بهویژه کنوانسیون ویانا (۱۹۶۱) – تصمیم روسیه در بهرسمیت شناختن حاکمیت طالبان، در درازمدت، هنجارهای بینالمللی درباره مشروعیت دولتها را با چالش روبهرو خواهد کرد و میتواند الگوی رفتاری خطرناکی را برای گروههای مسلح در دیگر نقاط جهان فراهم سازد، تا تلاش کنند مشروعیت و قدرت را از راه زور بهدست آورند.
در نهایت، با توجه به چشمانداز امنیتی و اقتصادی روسیه، تغییر نگرش مسکو نسبت به طالبان، نقش تعیینکنندهای در معادلات منطقهای و شکلگیری نظم جدید در آسیای مرکزی دارد. بنابراین، این اقدام نشانهای از بیتصمیمی و غیبت راهبرد روشن در سیاست خارجی ایالات متحده درباره افغانستان است. پس، ضروریست تا پالیسیهای واشنگتن در مورد افغانستان، در تقابل با دیپلماسی روسیه، بازنگری شوند.






