• 8AM.MEDIA
  • پښتو ویب‌پاڼه
  • English Website
  • اۉزبېکچه ویب‌سایت
۱۳ میزان ۱۴۰۵ - ۵ اکتوبر ۲۰۲۶
۸صبح
Donate
  • صفحه نخست
  • اخبار
    • افغانستان
    • جهان
  • گزارش‌ها
    • گزارش‌های روز
    • گزارش‌های تحقیقی
  • مصاحبه‌ها
  • تحلیل و یادداشت
    • زنگ اول
    • تحلیل‌ها
    • دیدگاه و یادداشت
    • ترجمه
  • جامعه
    • شهروند خبرنگاری
    • دموکراسی و حقوق بشر
    • حقوق زنان
    • محیط زیست
    • صحت و سلامتی
  • اقتصاد و توسعه
  • زنان
    • سخن زن
    • نامه‌ای برای فردا
    • ریزموج‌ها
  • فرهنگ و هنر
    • ادبیات
    • سینما
    • موسیقی
    • داستان
  • ورزش
  • ویژه‌ها
    • صفحه ویژه پنج‌ساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه جام‌ جهانی ۲۰۲۶
    • صفحه ویژه چهارساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه مهاجرت
    • صفحه ویژه به‌سوی برابری
    • ویژه‌نامه سه‌ساله‌گی فروپاشی جمهوریت
    • صفحه ویژه ۸ مارچ
    • دوسالگی سقوط و حاکمیت دوباره طالبان
    • صفحه گزارش ویژه ملا هبت‌الله
    • صفحه‌ی ویژه ایستادگی برای آموزش
    • صفحه ویژه نصاب آموزشی در دوران حاکمیت طالبان
    • صفحه ویژه نوروز
    • صفحه ویژه تحولات اوکراین
  • ارتباط با ما
    • درباره ما
    • جوایز سالانه روزنامه ۸صبح
    • ارسال مقاله
    • تماس با ما
    • درخواست تبلیغات
بدون نتیجه
نمایش همه نتایج
  • صفحه نخست
  • اخبار
    • افغانستان
    • جهان
  • گزارش‌ها
    • گزارش‌های روز
    • گزارش‌های تحقیقی
  • مصاحبه‌ها
  • تحلیل و یادداشت
    • زنگ اول
    • تحلیل‌ها
    • دیدگاه و یادداشت
    • ترجمه
  • جامعه
    • شهروند خبرنگاری
    • دموکراسی و حقوق بشر
    • حقوق زنان
    • محیط زیست
    • صحت و سلامتی
  • اقتصاد و توسعه
  • زنان
    • سخن زن
    • نامه‌ای برای فردا
    • ریزموج‌ها
  • فرهنگ و هنر
    • ادبیات
    • سینما
    • موسیقی
    • داستان
  • ورزش
  • ویژه‌ها
    • صفحه ویژه پنج‌ساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه جام‌ جهانی ۲۰۲۶
    • صفحه ویژه چهارساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه مهاجرت
    • صفحه ویژه به‌سوی برابری
    • ویژه‌نامه سه‌ساله‌گی فروپاشی جمهوریت
    • صفحه ویژه ۸ مارچ
    • دوسالگی سقوط و حاکمیت دوباره طالبان
    • صفحه گزارش ویژه ملا هبت‌الله
    • صفحه‌ی ویژه ایستادگی برای آموزش
    • صفحه ویژه نصاب آموزشی در دوران حاکمیت طالبان
    • صفحه ویژه نوروز
    • صفحه ویژه تحولات اوکراین
  • ارتباط با ما
    • درباره ما
    • جوایز سالانه روزنامه ۸صبح
    • ارسال مقاله
    • تماس با ما
    • درخواست تبلیغات
بدون نتیجه
نمایش همه نتایج
۸صبح
بدون نتیجه
نمایش همه نتایج

چرا می‌خندیم و به چه بخندیم؟ گفت‌وگو با احسان سلام

۸صبح ۸صبح
۲۳ سنبله/شهریور ۱۴۰۵ - ۱۴ سپتمبر ۲۰۲۶ [t_time:1789369143]
Exclusive

Exclusive

احسان سلام کیست؟

احسان سلام، نویسنده کتاب پوقانه ملی و همکار وبلاگ «پخته پرانک»، متولد جوزای ۱۳۴۰، در شهر فیض‌‌آباد، مرکز بدخشان، است. او مکتب را در لیسه نادریه کابل و کارشناسی ارشدش را در «اکادمی فرونز مسکو» و در رشته نظامی فرا گرفته است. سلام بیش‌تر طنز می‌نویسد و در این قالب به ‌نقد جامعه، رویکرد حاکمان و بیان مسایل می‌پردازد. نویسنده‌گان و منتقدان کارهایش، او را «طنزنویس ماهر» و «ستیزه‌گر ظرافت‌گستر» می‌نامند. برخی سلام را از معدود طنزنویسانی می‌دانند که با رویکرد علمی، زبان استوار و داشته‌های ادبی به موضوعات می‌پردازد. او اغلب طنزهای سیاسی دارد.

فعالیت و وظایف

همکاری با نشریه «رستاخیز»، «نامه‌های رنگین»، «هفته‌نامه امید»، «ماه‌نامه خاک» و «هفته‌نامه کابل»، فعالیت در رادیوی «صبح به‌خیر افغانستان» و همکاری با وبلاگ «پخته پرانک».

آثار

پوقانه ملی (مجموعه‌طنز)، فردا جلسه داریم (مجموعه‌طنز) و درد دل قلم (مجموعه‌طنز). سه اثر دیگر احسان سلام آماده چاپ است.

احسان سلام در گفت‌وگو با روزنامه ۸صبح به‌طنز و آن‌چه در طنز است، پرداخته است: این‌که طنز چیست؟ طنزنویس کیست؟ جایگاه طنز در ادبیات افغانستان چگونه است؟ خنده در طنز چه جایگاهی دارد؟ راز سکوت طنزنویسان در برابر حکومت‌ها؟ فهم جامعه ما از طنز چگونه است؟ امکانیت خلق ادبیات طنزی ماندگار؟ و پرسش‌های دیگر.

۸صبح: طنز چیست؟

احسان سلام: یک پرسش بنیادی است. بگذارید بیش‌تر توضیح بدهم. چیستی طنز بیانگر ماهیت آن است؛ یعنی ویژه‌گی‌های بنیادینی که طنز را به‌مثابه یک «ژانر» از دیگر پدیده‌های ادبی متمایز می‌کند. چیستی طنز رویکرد فلسفی ـ تحلیلی است که در سنت فلسفی و ادبی غرب، از افلاطون تا امروز، نظریه‌های متعدد و متفاوتی درباره آن شکل گرفته ‌است. طنزپژوهان و ادبیات‌شناسان حوزه زبان پارسی ـ دری نیز با بهره‌گیری از نظریه‌های ادبی و فلسفی غرب، پژوهش‌های فراوانی درباره چیستی طنزانجام داده‌اند. طنز را نمی‌توان فقط در جایگاه یک ژانر ادبی مطالعه‌کرد؛ طنز در گستره وسیع‌تر، یک مفهوم فلسفی ـ زیبایی‌شناختی و روان‌شناختی، یک مقوله ادبی و هنری و به‌گونه خاص، رویکرد انتقادی، شیوه بیان، روش اندیشیدن، سبک، شگرد و نوع نگاه است.

برای شناخت ماهیت طنز، در گام نخست باید به ابعاد هنری و فلسفی آن توجه‌کرد. از دید من، ماهیت طنز کنش شناختی ـ ارزشی است که ازطریق آشکارکردن ناهم‌خوانی میان «آن‌چه هست» و «آن‌چه باید باشد» عمل می‌کند. به‌عبارت دیگر، طنز کنش آگاهانه افشای انتقادی ناهم‌خوانی‌های معنادار است.

ماهیت طنز تاریخی و پویاست، نه ایستا. سیال است، اما بی‌ضابطه نیست. عناصر پایه‌‌ای یا هسته ثابت آن را می‌توان در انتقاد، ظرافت و خنده جست‌وجو کرد؛ درحالی‌که پوسته آن (زبان، شگردها، قالب‌ها، شکل‌های خنده، مخاطب و…) پیوسته دچار دگردیسی می‌شود. حتا با اندکی سخت‌گیری، خنده را نیز نمی‌توان ذات طنز دانست، خنده بیش‌تر نمود یا پیامد ماهیت طنز است. گاهی چیستی طنز را در مواجهه با تئوری «ضدطنز» می‌توان بهتر ارزیابی کرد. این شناخت، نوع نگاه‌های ادبی و فلسفی ما را نسبت به طنز دگرگون می‌سازد.

با تاکید بر این چند زاویه، باید دومفهوم ادبی را نیز از یکدیگر تفکیک کنیم: ادبیات طنز (طنز به‌مثابه یک ژانر مستقل ادبی با ساختار و ویژه‌گی‌های خاص خودش)؛ طنز در ادبیات (حضور و کارکرد طنز در دیگر انواع ادبی مانند شعر، رمان، داستان و گونه‌های ژورنالیستی). در «ادبیات طنز»، طنز ساختار و هویت اصلی اثر را در برمی‌گیرد، اما در «طنز در ادبیات»، می‌تواند یکی از شیوه‌ها و شگردهای بیان باشد؛ مانند حضور عنصر طنز در شعر حافظ، بیدل و مولانا و در داستان‌های جان اشتاین‌بک، نیکلای گوگول، چخوف و میلان کوندرا.

شماری از پژوهشگران برای بیان چیستی طنز، بی‌درنگ به سراغ تعریف آن می‌روند؛ حال‌آن‌که طنز، به‌گمان من، بیش‌تر توصیف‌پذیر است تا تعریف‌پذیر. بیان چیستی طنز با یک تعریف، مانند آن است که، آبدانی را با چلوصاف از آب پر کنیم. طنز رنگین‌کمان هزاررنگ است و پُشت هررنگ، رنگ‌های دیگری پنهان. اگر بخواهیم گوشه‌‌ای از چیستی آن را از دل تعریف‌های رایج پژوهشگران شرقی و غربی و حوزه زبان پارسی بیرون بیاوریم، ناگزیریم این تعریف‌ها را مانند قطعات یک پازل کنار هم بچینیم؛ کاری‌که فرصتش را نداریم.

برای پرهیز از اطاله کلام، می‌توان این تعریف‌ها را ازنظر موضوع و زاویه نگاه در چند گروه جای داد: تعریف‌های کارکردمحور، صورت و تکنیک‌محور، فلسفی و هستی‌شناختی، روان‌شناختی، غایت‌محور و جامعه‌شناختی ـ فرهنگی. تاکید می‌کنم که این مرزها قطعی نیستند و یک تعریف ممکن است هم‌زمان در چند دسته قرار گیرد؛ زیرا هر تعریف تنها ویژه‌گی‌ای‌ از پدیده پیچیده طنز را برجسته می‌کند. با همه این پیچیده‌گی‌ها، اگر بخواهم چیستی طنز را ـ با اندکی مدارا ـ در چند جمله بیان کنیم، می‌گویم: طنز رویارویی انتقادی آگاهی با واقعیت است. در عالی‌ترین شکل خود، انتقادی است با خنده سازنده و استهزای حکیمانه. طنز، نقدی است هنرمندانه.

۸صبح: طنز چه جایگاهی در ادبیات افغانستان و در نگاه انسانِ افغانستانی دارد؟

احسان سلام: طنز ازمنظر حضور ادبی، یکی از عناصر دیرپای ادبیات است. از ادبیات کلاسیک تا ادبیات معاصر. طنز را با آن‌که در حاشیه ادبیات قرار می‌دهند و من آن ‌را گاهی «یتیم‌بچه ادبیات» می‌نامم، اما از دید ظرفیت ادبی و انتقادی می‌تواند یکی از وزیران کلیدی کابینه ادبیات باشد.

آن‌گونه که در پرسش نخست اشاره شد، طنز در ادبیات فراگیرتر از ادبیات طنز است؛ زیرا به حضور و کارکرد طنز در کل ادبیات برمی‌گردد. با این هم ادبیات طنز یکی از ستون‌های استوار کاخ تاریخی ادبیات است. طنز با تولید اندیشه، رویکردهای ادبی، آفرینش مفاهیم ادبی، واژه‌سازی، ترکیب‌سازی، استعاره‌پروری، جا‌به‌جایی معنا، کنایه‌گستری، بازی‌های زبانی و گسترش ذخیره واژه‌گانی در پویایی ادبیات سهم برجسته دارد. طنز پیش‌از آن‌که یک شگرد و نوع ادبی باشد، شیوه‌ای برای مواجهه با واقعیت است؛ ازاین دیدگاه، جایگاهش نمادین و سلیقه‌ای نیست. شاعران و نویسنده‌گان افغانستان در صدسال پسین دروازه آفرینش‌های ادبی شان را به‌روی طنز بازگذاشته‌اند و میزبانان بافهم و خوش‌ذوقی برای پذیرایی طنز بوده‌اند.

جایگاه طنز در ادبیات معاصر افغانستان ـ ازمنظر تاریخی ـ فرازوفرود فراوان دارد. اگر از حضور و سیر تاریخی طنز در بدنه رسانه و مطبوعات بگذریم و آن را در جایگاه یک ژانر ادبی مستقل مطالعه کنیم، با توجه به اشرافیت ادبی‌ای که در افغانستان حاکم بوده ‌است، طنز فروتر از شعر و داستان و رمان قرار گرفته‌ است. در کل (جدا ازاین پنج‌ سال پسین) نقد طنز در جامعه ادبی افغانستان، سامان‌مند، مانا و پویا نبوده ‌است و آفرینش‌های طنزی (کتاب‌ها) کم‌تر رونمایی شده‌اند و نهادهای ادبی برای رشد طنز و چاپ آثار طنزی، برنامه‌های اثرگذار نداشته‌اند و حتا گاهی از طنز در حد یک سرگرمی سود برده‌اند. در این میان، شماری از طنزپردازان هم با جدیت این مسیر را نپیموده‌اند.

در پاسخ بخش دوم پرسش بیفزایم که، طنز در فضای عام با زنده‌گی، فرهنگ و تجربه‌ تاریخی انسان افغانستان پیوند دارد. طنز بخشی از فطرت آدمی است. هیچ جامعه‌‌ای فارغ از پیامدهای ناسازگاری و تناقض و تباین نیست. ازاین بابت، طنز در کردار و گفتار جامعه با شکل‌های متفاوت نمودار می‌شود. در فرهنگ شفاهی مردم، ظرفیت بزرگی از طنزگویی و طنزاندیشی وجود دارد.

اگر از زاویه دیگر وارد این بحث شویم، جایگاه طنز در نگاه انسان افغانستانی متفاوت است. انسان افغانستانی در قاموس طنز، تعریف‌های یک‌سان ندارد. این بحث بیش‌تر از همه با «جامعه‌شناسی طنز» پیوند دارد. در جامعه‌شناسی طنز، مردم مفهوم یک‌دست نیست، بلکه طنز با لایه‌های مختلف جامعه (قدرت، فرهنگ، سنت، خرافه، تعصب، و رفتارهای اجتماعی آدم‌ها) درگیر است. ازاین جهت، نمی‌توان برای آن در میان مردم جایگاه ثابت و یک‌سان جست‌و‌جو کرد. در این ‌حالت، جایگاه طنز پیش‌از آن‌که تابع رد و پذیرش مردم باشد، به هدف و مرام آن وابسته است.

به باور من، جایگاه طنز در میان مردم ( به‌مفهوم عام) برخاسته از هدف و مرام طنز است، نه حرکت طنز در بستر گرایش‌ها، کنش‌ها و واکنش‌های زودگذر. بدون لاف، طنز در مقایسه با نوشته‌های جدی، در میان مخاطبان عام‌وخاص خریدار بیش‌تر دارد، به‌شرط آن‌که عرضه این متاع گران‌بها، سامان‌مند باشد و دکان‌های طنز فروشی در پس‌کوچه‌های فرهنگ به سرقفلی داده نشود.

فراموش نکنیم آنانی‌که آماج طنز (قربانی) باشند، با طنز و طنزپرداز هم‌صدا نیستند، اما کسانی‌که زیر چتر حمایتی طنز بیایند و از حوزه انتقاد به‌دور باشند، با طنز و طنزپرداز هم‌نوا می‌شوند. ساختار سیاسی، اجتماعی و فرهنگی افغانستان بسیار پیچیده و تناقض‌آمیز است. طنز در این وضعیت، باید  کارکرد هوشمندانه داشته باشد. در کنار فرودستان و ستم‌دیده‌گان بایستد و در برابر ستم‌پیشه‌گان و متعصبان قیام کند. درنتیجه‌ کارکرد انتقادی طنز، بخشی از جامعه به گردن طنز گل می‌اندازد و عده‌‌ای دیگر، طناب دار.

۸صبح: جایگاه خنده را در طنز چه گونه تعریف می‌کنید؟

احسان سلام: جایگاه خنده در طنز و در کل ماهیت خنده، یک سیر تاریخی در اندیشه، فلسفه و روان‌شناسی غرب و حتا در ادیان ابراهیمی دارد که فرصت بازگشایی آن ‌را نداریم. از افلاطون تا به امروز تئوری‌های متفاوتی درباب خنده تبیین و صورت‌بندی شده‌ است، ازجمله تیوری‌های برتری، ناسازگاری، تسکین، آرامش و تئوری بازی. خندیدن و خنداندن در طنز، آن‌گونه در چیستی طنز بدان اشاره شد، هدف نیست. خنده یکی از عناصر بنیادین طنز است که در پیوند با انتقاد، هدف طنز را توجیه می‌کند. خنده، پوشش شیرینی است بر روی تابلیت تلخ انتقاد. طنزشناسی می‌گوید: «طنزنویس، نمی‌نویسد تا بخنداند، او می‌نویسد برای این‌که خنده‌اش گرفته.» طنز مانند سیاست، کسی را مجبور نمی‌کند که مثل وزیران خارجه بخندد.

به‌تعبیر طنزشناسان، طنز کلام دوپهلو است؛ باطنش درد، تنفر و گریه و عصیان، و ظاهرش خنده و نشاط و شوخ‌طبعی. بربنیاد همین ارزیابی، گاهی می‌گویند که هدف طنز خنداندن نیست، گریاندن است. خنداندن رویکرد شوخی‌آمیز فکاهه‌نویس و هزل‌پرداز است.

بسامد خنده در طنزها یک‌سان نیست. در طنزهایی با محتوای فلسفی و طنزهای سیاه و گروتسکی، با خنده متعارف و قهقه مواجه نیستیم. شاید زهرخندی، نیشخندی و تلخندی و تبسم تلخی لبان و سیمای‌مان را بنوازد. گاهی وحشت و پوچی‌ای که در طنز گروتسکی بازتاب داده می‌شود، خنده‌‌ای را تولید می‌کند که رها شدن «انرژی فشرده‌شده روان» آدمی در برابر آن وحشت و پوچی است. اما در طنزهای با محتوای اجتماعی و فرهنگی، عرصه برای جولان خنده فراخ‌تر است و دست ظرافت‌گستری نویسنده بازتر. خنده در طنز بیش‌تر محصول کشف تناقض‌هاست که با کاربرد شگردهای خاص آفریده می‌شود.

طنزپرداز نمی‌تواند فقط بگوید این وضعیت مضحک است، باید کاری کند که مخاطب خودش به این نتیجه برسد و حتا پیش از آن‌که متوجه شود، بخندد. وقتی خنده تمام شد، تازه بخش جدی طنز آغاز می‌شود و مخاطب با چیزی که به آن خندیده، تنها می‌ماند. خنده در طنز باید در خدمت کشف تناقض‌ها باشد، نه جایگزین آن. هرگاه بسامد خنده از ظرفیت انتقادی طنز پیشی گیرد، طنز به ‌سرگرمی و شوخی میان‌تهی نزدیک می‌شود. نگه‌داشتن تناسب میان خنده و انتقاد، رویکرد ارزشمندی است. وقتی از خنده طنز حرف می‌زنیم، بی‌درنگ چراغ این گزاره در ذهنم روشن می‌شود که ماهیت جمعی و سرشت اخلاقی خنده طنز را بازتاب می دهد: به هم نخندیم، با هم بخندیم!

۸صبح: آیا جامعه‌ای که به طنز می‌خندد، الزاماً آن را فهمیده است؟

احسان سلام: خندیدن با‌طنز به‌معنای فهمیدن طنز نیست. این مرحله نخست واکنش خواننده است (آماج و مخاطب عام.) آن‌گونه که اشاره شد، خنده لایه بیرونی و ظاهری طنز است و برای کاهش بار سنگین انتقاد به‌کار گرفته می‌شود. خنده تا جایی مکانیزم بیولوژیکی و روانی است و طنز یک پدیده کاملاً فرهنگی (ادبی) و فرایند عمیق شناختی و تحلیلی. خنده با تحلیل فلسفی و روان‌شناختی‌اش، یک شوک ناگهانی و شکست انتظار است، نه لزوماً تحلیل و فهم محتوا.

خنده می‌تواند حاصل فهم طنز باشد، اما گاهی نوع خنده و واکنش مخاطب، نشان می‌دهد که طنز فهمیده نشده و خواننده آن‌ را با فکاهی و شوخی یکی گرفته است. اگر جامعه در فهمیدن طنز، از سرحد خنده عبور نکند و به سرزمین انتقاد (هدف و آماج طنز) پا نگذارد، به‌یقین می‌توان گفت که ویزه طنزفهمی‌اش تقلبی بوده ‌است. به گفته طنزپژوهان، طنز با هوشیاری سرو کار دارد، نه با عاطفه و احساس.

طنزهای ژرف و هنری، بعداز خنده‌برانگیزی در مخاطب، او را به اندیشیدن وا می‌دارد. اگر چنین نشود، خود طنز هم در همان خنده تمام می‌شود. اگر خواننده با متن طنز درگیر نشود، به فکر فرونرود، با شگردهای طنزی درنیامیزد و در کشف طنزی با طنزپرداز شریک نشود، باز هم در «نظام قراول خنده» متوقف خواهد شد. طنز در همه احوال خندیدن نیست. گاهی به‌نظر کریچلی، طنز تراژیک‌تر از تراژدی است. به‌عقیده او، طنز «خندیدن بر دیگران نیست، خندیدن برخود و فرهنگ خود است!»

تجارب رسانه‌‌ای در زمانه ما نشان می‌دهد که واکنش خواننده‌گان در برابر طنز یکسان نیست. عده‌‌ای می‌خندند، گروهی اندوهگین می‌شوند، شماری به‌ هدف و پیام طنز می‌رسند، بخشی هم در چاه بدفهمی می‌افتند، و در فرجام قربانیان (آماج) طنز خشمگین می‌شوند و شروع می‌کنند به سنگسار طنز!

۸صبح: طنز ذاتاً علیه قدرت است یا در خدمت قدرت؟ در افغانستان چگونه بوده است؟

احسان سلام: این پرسش بر می‌گردد به‌ماهیت فلسفی طنز و تعریف آن ازمنظر هدف‌گیری. طنز در ذات خودش نه برضدقدرت است و نه در خدمت آن. طنز در برابر ناراستی و کج‌روی قدرت قرار می‌گیرد. آماج طنز قدرت نیست، بلکه تناقضی است که در گفتار و رفتار قدرت (قدرت‌مندان) بازتولید می‌شود. خدمت به ‌قدرت و یا تقابل با قدرت، در کل توصیف طنز نیست، بلکه وصف نحوه به‌کارگیری آن است. قدرت، موضوع طنز است، نه ماهیت آن. طنز، به‌ویژه طنز سیاسی، زمانی وارد میدان می‌شود که قدرت به ابزار فساد، سرکوب، استبداد، ریاکاری و خودکامه‌گی مبدل شود.

باتوجه‌به کارکرد سیاسی این ژانر ادبی، طنز گاهی در «قرارگاه قدرت» خدمت می‌کند. حکومت‌ها و نهادهای دولتی و طنزپردازان حامی دولت‌ها، با استفاده از طنز (در جایگاه ابزار بیان)، مخالفان سیاسی و دشمنان‌شان را نقد می‌کنند و حتا به «دادگاه شوخی و تمسخر» می‌کشانند. طنز همان‌قدر که می‌تواند علیه جزمیت و دیکتاتوری عمل کند، به‌همان اندازه عامل تحمیق هم می‌تواند باشد و تب فکری جامعه را بخواباند. حالت سومی راهم تجربه کرده ایم که طنز مستقل از قدرت عمل می‌کند؛ نه دولت‌ها را هدف می‌گیرد و نه مخالفان‌شان را؛ یعنی آماجش ناهنجاری‌های اجتماعی، فرهنگی و کاستی‌های جامعه انسانی است. طنزهای با محتوای فلسفی، اجتماعی و طنزهای ادبی از این شمارند. در کشورهایی که قدرت‌ها پاسخگو، قانون‌مدار و نقدپذیر باشند، با طنز سرستیز ندارند. هرگاه قدرت این مرزهای ارزشی را عبور کند، طنز شروع به شلیک می‌کند.

در تاریخ معاصر افغانستان، طنز هرسه حالت را تجربه کرده‌است: طنز با قدرت درگیر نشده و به تولید ادبی با محتوای اجتماعی بسنده کرده‌است؛ طنز ازمنظر کارکرد سیاسی ـ برای نقد و تمسخر مخالفان سیاسی‌شان ـ در خدمت قدرت و نهادهای سیاسی و ایدیولوژیک قرار گرفته است؛ و چکش طنز بیرون از حوزه قدرت، در جایگاه «ادبیات مقاومت» برفرق قدرت‌ها کوبیده‌است.

۸صبح: چرا یک نویسنده به طنز پناه می‌برد و سخنش را در قالب طنز ارایه می‌کند؟

احسان سلام: در این موقعیت دو گونه نویسنده داریم: یکی نویسنده طنز (طنزپرداز) و دیگری نویسنده‌‌ای که در آثارش از طنز سود می‌جوید. طنز برای طنزپرداز در قامت یک ژانر ادبی ظاهر می‌شود و برای نویسنده رمان و داستان و دیگر انواع ادبی، نوعی رویکرد و شیوه بیان به‌حساب می‌آید. طنزپرداز از «قله طنز» به وادی واقعیت‌ها می‌نگرد؛ طنز چاشنی نوشته‌اش نیست، بلکه جوهر و ساختار اثرش است. طنزپرداز هنگام نوشتن از منطق متعارف فاصله می‌گیرد و طنزش را برپایه «منطق طنزی» می‌آفریند. اما نویسنده دیگر از طنز برای کشف تناقض، فاصله‌گذاری، آشنایی‌زدایی یا تعمیق معنا، جذابیت بیان و هدف‌های دیگر در اثرش استفاده می‌کند. حتا در آفرینش‌هایی که به‌شیوه پست‌مدرنیستی نوشته می‌شود، طنز یکی از مولفه‌های مهم به‌شمار می‌رود؛ زیرا با بی‌اعتمادی نویسنده‌گان پست‌مدرنیست به قطعیت‌ها و روایت‌های مسلط هم‌خوان است. در این‌جا می‌رسیم به ‌همان نگاه پیشین که طنزپرداز در حوزه ادبیات طنز می‌نویسد و نویسنده دیگر از طنز در ادبیات بهره می‌گیرد.

در کل، کاربرد طنز (چه در قامت ژانر ادبی و چه در جایگاه ابزار و شیوه بیان) برای نویسنده‌گان و شاعران، برمی‌گردد به‌ظرفیت ادبی و زبانی طنز، نوع نگاه و زاویه دید متفاوت، ظرافت‌پروری، اثرگذاری و ماندگاری آفرینش‌های ادبی، امکان بیان غیرمستقیم و چندلایه، کشف تناقض‌های پنهان، گریز از بیان صریح و مستقیم، و ایجاد فاصله انتقادی میان نویسنده و موضوع. در روزگار کنونی، کاربرد طنز و گسترش طنزاندیشی، تزریق نوعی از واکسین مقاومت روانی در رگ‌های فرد و جامعه است و مسکّنی است برای مداوای دردهای انباشته‌شده تاریخی.

۸صبح: آیا طنز می‌تواند در جامعه سنتی و بسته، «ادبیات ماندگار» خلق کند؟

احسان سلام: در یک نگاه کلی، بلی. حتا در چنین جامعه‌‌ای طنز می‌تواند یکی از جذاب‌ترین شکل‌های ادبیات ماندگار به‌حساب آید، اما نه فقط به‌دلیل وجود سانسور. جامعه سنتی و بسته پُر است از تناقض میان سنت و تجدد، ظاهر و واقعیت، گفتاروکردار و قدرت و مردم. طنز از همین ناسازگاری‌ها و شکاف‌ها تغذیه می‌کند. ازسوی دیگر سانسور و پیچیده‌گی‌های فکری و سنتی جامعه برای آفرینش طنزهای هنری و نمادین عرصه جولان فراهم می‌کند. اما متوجه باشیم که در ماندگاری آثار طنز، نمادگرایی و عبور از سانسور، تاثیر مستقیم ندارد. طنز این وضعیت زمانی ماندگار می‌شود که از بیان حادثه روز فراتر رود؛ یعنی به‌بیان تناقض‌های پایدار زنده‌گی و امور اجتماعی، سیاسی و فرهنگی بپردازد و در معلول‌های روزمره گیر نکند و به علت‌های پایدار رسد. اما و صد اما، با تجربه‌ای که از وطن خویش داریم، باید روی دیگر سکه را نیز ببینیم:  فضای ترس و ناامنی فکری، آزادی ذهن نویسنده را صدمه می‌زند؛ فشارهای زنده‌گی توان و فرصت آفرینش را محدود می‌کند؛ ناامیدی ا‌ز آینده، سرکوب فکری و نبود حمایت اجتماعی، انگیزه نوشتن را کاهش می‌دهد. درنتیجه، سانسور و پیچیده‌گی‌های جامعه سنتی، از یک‌سو می‌تواند شیوه پرداخت و زبان طنز را خلاق‌تر کند، و ازسوی دیگر استبداد می‌تواند چنان به ذهن و زنده‌گی نویسنده فشار بیاورد که سرچشمه‌های آفرینش او را بخشکاند.

۸صبح:مرز میان طنز ادبی و توهین از کجا آغاز می‌شود؟

احسان سلام: تعیین مرز میان طنز و توهین یکی از ظریف‌ترین و پیچیده‌ترین مباحث در حوزه اخلاق، حقوق رسانه و جامعه‌شناسی ارتباطات است. در یک پاسخ کلی، طنز و توهین دو رویکرد متفاوتند؛ رودبار زلال طنز و جویبار گل‌آلود توهین، نه سرچشمه مشترک دارند و نه مسیرشان یکسان است. طنز از کوه‌های حکمت و اندیشه سرچشمه می‌گیرد و در مسیر بیدارگری و اصلاح به‌جریان می‌افتد، اما سرچشمه توهین از تپه‌های خاکی احساسات و عقده است و مسیرش به‌سوی تخریب و تحقیر و تخلیه روانی.

حاصل کلام این‌که، طنز در هدف، نیت وانگیزه با توهین مسیر متفاوت را طی می‌کند؛ زبان طنز با زبان توهین، از منظرکاربرد و شگردآفرینی یکسان نیست؛ طنز با ذره‌‌بین اندیشه به‌پدیده‌ها می‌نگرد و توهین با چشمان تراخم زده؛ طنز همسویی و همدردی ایجاد می‌کند، اما توهین به بازتولید نفرت می‌انجامد؛ تمسخر طنز، رویکرد اصلاحی و حکیمانه دارد، اما تمسخر برخاسته از توهین، نگاه انسان ستیزانه؛ در طنز امکان دفاع و پاسخگویی برای گروه یا فرد مورد انتقاد وجود دارد، اما در توهین این فضا به هم می‌خورد.

با این‌همه مرزبندی‎ها، بازهم طنز گاهی گردنش را از اتهام توهین نمی‌تواند رها کند؛ زیرا این وضعیت برمی‌گردد به دو عامل دیگر: واکنش آماج طنز (قربانی طنز) و مخاطبان و خواننده‏گان بیرون از حوزه انتقاد؛ آماج طنز اگر نقدپذیر نباشد، طنز را برنمی‌تابد و توهین‌آمیز ارزیابی می‌کند و این‌گونه از دادگاه نقد می‌گریزد. اما در مقابل، خواننده و مخاطب بیرون از حوزه انتقاد، با طنز همراه و هم‌نوا می‌شود. گاهی واژه‌ها و مفاهیم تابو در متن‌های طنزی، توهین‌آمیز تلقی می‌شود، نه ازمنظر کاربرد و هویت ادبی، بلکه از نگاه تقابل و تعارض آن‌ها با سنت‌ها و نگاه‌های ایستا و فرهنگ بسته جامعه. با این همه تاویل و تفسیر، بازهم مرز میان طنز و توهین ثابت و مطلق نیست. شاید طنزی از دید نویسنده طنز باشد، اما از نگاه مخاطب توهین. در این موقعیت باید سه عامل دیگر را درنظر بگیریم: قصد نویسنده، ساختار متن و برداشت مخاطب. در هرحال، طنزپرداز با درنظرداشت سطح فکری و فرهنگی جامعه، برای نلغزیدن در گودال توهین، باید شماری از خطوط قرمز را تشخیص دهد و نگذارد قلمش را قلم کنند.

۸صبح: آیا طنز می‌تواند بی‌طرف باشد؟

احسان سلام: طنز در موضع دفاع از ارزش‌ها قرار دارد و فاصله میان «وضع موجود» و «وضع مطلوب» را نشانه‌گذاری می‌کند. همین فاصله به‌شکل‌گیری طنز می‌انجامد. وقتی طنز در یک‌سوی این «فاصله ارزشی» قرار می‌گیرد، خود مبدل می‌شود به یک‌طرف معادله. درسوی دیگر، یک شخص، رفتار، اندیشه، سنت، نهاد، قدرت یا حتا یک وضعیت اجتماعی آماج طنز قرار دارد. طنز در یک‌طرف ایستاده و آماج در طرف دیگر. همین فاصله و موضع‌گیری نشان می‌دهد که طنز نمی‌تواند بی‌طرف باشد. اگر از زاویه ارزش‌ها بنگریم، طنز در هیچ حزب و گروه ایدیولوژیک عضویت ندارد.

 ۸صبح: سکوت طنزنویس در زمان بحران، یک انتخاب ادبی است یا موضع سیاسی؟

احسان سلام: سکوت طنزنویس در زمان بحران، همیشه یک انتخاب ادبی یا موضع سیاسی نیست، شاید گاهی دلیل امنیتی داشته باشد. اما سکوت مصلحتی و آگاهانه، به‌ویژه در برابر بحران و بی‌عدالتی، ازنظر من مذموم است؛ زیرا طنزپرداز در گستره طنز ملزم به ارزش‌باوری است و منادی روشنگری. ازسوی دیگر، بحران و وضعیت تراژیک الزاماً مانع طنزنویسی نمی‌شود. طنزنویس می‌تواند در دل تراژدی، طنز سیاه بنویسد و یا به‌شیوه گروتسک طنز بیافریند. گاهی همین شیوه‌ها راهی برای بیان و بازنمایی واقعیت‌هایی هستند که زبان مستقیم و جدی از بیان‌شان عاجز می‌ماند.

 ۸صبح: امارت طالبان چه چیزی را از طنزنویس‌ها گرفته است؟

احسان سلام: اگر از بحث به زندان‌کشیدن آزادی بیان و اندیشه بگذریم، طالبان هرروز مشغول طنزآفرینی هستنند. در گفتاروکردار طالبان آن‌قدر تناقض و ناسازگاری موج می‌زند که ما طنزنویسان گاهی قادر نیستیم آن را دوباره به طنز تبدیل کنیم؛ یعنی گویی طنزنویسی را از ما ربوده‌اند.

ShareتوئیتارسالارسالShare

مطالب مرتبط

سازمان ملل: افغانستان یکی از آسیب‌پذیرترین کشورها در برابر تغییرات اقلیمی است
اخبار

سازمان ملل: افغانستان یکی از آسیب‌پذیرترین کشورها در برابر تغییرات اقلیمی است

۱۳ میزان/مهر ۱۴۰۵ - ۵ اکتوبر ۲۰۲۶ [t_time:1791183861]
سازمان حقوق بشر ایران از اعدام یک شهروند افغانستان در ایران خبر داده است
اخبار

هه‌نگاو: ایران در یک ماه گذشته پنج شهروند افغانستان را اعدام کرده است

۱۳ میزان/مهر ۱۴۰۵ - ۵ اکتوبر ۲۰۲۶ [t_time:1791182461]
روز بیابان‌زایی و خشک‌سالی؛ گوترش: حدود ۵۰ در صد چراگاه‌های جهان تخریب شده است
اخبار

گوترش برای گفت‌وگو درباره مناقشه امریکا و ایران به پاکستان رفت

۱۳ میزان/مهر ۱۴۰۵ - ۵ اکتوبر ۲۰۲۶ [t_time:1791181040]

تازه‌ترین مطالب

در حال بارگذاری تازه‌ترین مطالب...

پربازدیدترین مطالب

  • پرونده خونین شکریه تبسم؛ طالبان پس از ۱۱ سال بر این زخم نمک پاشیدند

    پرونده خونین شکریه تبسم؛ طالبان پس از ۱۱ سال بر این زخم نمک پاشیدند

    Share
    Share توئیت
  • مژده اوزبیک و همسرش از سوی استخبارات طالبان در تخار بازداشت شد

    Share
    Share توئیت
  • قتل فجیع نوریه در غور؛ زنی که در برابر چشمان فرزندانش شکنجه و کشته شد

    Share
    Share توئیت
  • روایتی از یک کشتار جمعی؛ دستم را گرفته بود، اما دیگر سری بر تن نداشت

    Share
    Share توئیت
  • نیوز۱۸: سخنان تلخی میان طالبان و رییس آی‌اس‌آی در کابل رد و بدل شده است

    Share
    Share توئیت

پادکست

8am Media | پادکست ۸صبح
8am Media | پادکست ۸صبح

پادکست‌‌های ۸صبح که با حضور کارشناسان، تحلیل‌گران و فعالین سیاسی و مدنی برگزار می‌گردد، مسایل عمده و اساسی جامعه افغانستان و نیز مسایل جهانی مرتبط به افغانستان به بحث گرفته می‌شود. ۸صبح، چهار پادکست تولید می‌کند که شامل دو پادکست به زبان فارسی زیر نام پادکست هفتگی، سخن زن، یک پادکست به زبان پشتو زیر عنوان ژوري خبري و یک پادکست دیگر به نام «Insights» به زبان انگلیسی است.

The 8am Media podcasts, featuring experts, analysts, and political and civil activists, discuss major and fundamental issues of Afghan society as well as global issues related to Afghanistan. 8am Media produces four podcasts, including two in Persian: the weekly podcast ”Sokhan e Zan,” one in Pashto titled ”Zhowari Khbaray,” and another in English called ”Insights.”

سخن زن/60: از خاکسترهای کابل تا تیغه جراحی: روایت مقاومت و رویای ناتمام مریم
سخن زن/60: از خاکسترهای کابل تا تیغه جراحی: روایت مقاومت و رویای ناتمام مریم
سخن زن/60: از خاکسترهای کابل تا تیغه جراحی: روایت مقاومت و رویای ناتمام مریم
۲۹ سنبله ۱۴۰۵ - ۲۰ سپتمبر ۲۰۲۶
سخن زن/59: وقتی رویاها از مرزها عبور می‌کنند؛ روایتی از ملالی، آسیه و فرنگیز
۹ سنبله ۱۴۰۵ - ۳۱ آگست ۲۰۲۶
ریزموج‌ها/10: گفت‌وگو با عایشه نوری
۲۸ اسد ۱۴۰۵ - ۱۹ آگست ۲۰۲۶
سخن زن/58: مخرج مشترک زنده‌گی مادران و دختران؛ حسرت درس خواندن
۹ اسد ۱۴۰۵ - ۳۱ جولای ۲۰۲۶
سخن زن/57: سوگ رویاهایی که به کانکور نرسیدند
۱ اسد ۱۴۰۵ - ۲۳ جولای ۲۰۲۶
Search Results placeholder
۸صبح

پرخواننده‌ترین روزنامه‌ افغانستان
صاحب امتیاز: سنجر سهیل
ایمیل: [email protected]
رییس اجرایی: پرویز کاوه
ایمیل: [email protected]
دبیر تحلیل‌ها: ب. آمون‌پور
پذیرش مقالات و اعلان: [email protected]

بیشتر بخوانید

سازمان ملل: افغانستان یکی از آسیب‌پذیرترین کشورها در برابر تغییرات اقلیمی است

هه‌نگاو: ایران در یک ماه گذشته پنج شهروند افغانستان را اعدام کرده است

گوترش برای گفت‌وگو درباره مناقشه امریکا و ایران به پاکستان رفت

سازمان ملل از تعهد آموزگاران به نسل‌های آینده قدردانی کرد

روز جهانی آموزگار؛ یونسکو بر حمایت از آموزگاران تاکید کرد

تحلیل‌ها

پاکستان و جنگ یمن؛ حفظ موازنه بین ریاض و تهران

هند و افغانستان؛ دیپلماسی آرام در سایه تنش پاکستان و طالبان

توافق مکه در برابر طالبان، هند و اسراییل؛ آیا صف‌بندی تازه‌ای در حال شکل‌گیری است؟

رجوع ستم‌دیده‌گان به قهر انتخاب نیست، از روی اجبار است

پاکستان و طالبان؛ حمله از آن‌سو، اخطار از این‌سو

© کپی‌رایت ۲۰۲۶؛ کلیه حقوق برای روزنامه ۸صبح محفوظ است.

۸صبح
استفاده از کوکی‌ها

برای ارائه بهترین تجربه، ما از فناوری‌هایی مانند کوکی‌ها برای ذخیره و/یا دسترسی به اطلاعات دستگاه استفاده می‌کنیم. رضایت شما برای استفاده از این فناوری‌ها به ما اجازه می‌دهد داده‌هایی مانند رفتار مرور در سایت یا شناسه‌های منحصربه‌فرد را پردازش کنیم. عدم رضایت یا پس گرفتن رضایت ممکن است بر برخی ویژگی‌ها و عملکردها تأثیر منفی بگذارد.

عملکردی Always active
ذخیره‌سازی یا دسترسی فنی به اطلاعات، صرفاً برای هدف قانونیِ فعال‌سازی استفاده از یک سرویس مشخص که به‌طور صریح توسط مشترک یا کاربر درخواست شده است، ضروری می‌باشد.
تنظیمات
ذخیره‌سازی یا دسترسی فنی به اطلاعات برای هدف قانونیِ ذخیره ترجیحاتی که توسط مشترک یا کاربر درخواست نشده‌اند، ضروری می‌باشد.
آمار
ذخیره‌سازی یا دسترسی فنی که صرفاً برای اهداف آماری استفاده می‌شود. The technical storage or access that is used exclusively for anonymous statistical purposes. Without a subpoena, voluntary compliance on the part of your Internet Service Provider, or additional records from a third party, information stored or retrieved for this purpose alone cannot usually be used to identify you.
بازاریابی
ذخیره‌سازی یا دسترسی فنی برای ایجاد پروفایل‌های کاربری جهت ارسال تبلیغات یا ردیابی کاربر در یک وب‌سایت یا در چندین وب‌سایت مورد نیاز است.
  • Manage options
  • Manage services
  • Manage {vendor_count} vendors
  • Read more about these purposes
مشاهده تنظیمات
  • {title}
  • {title}
  • {title}
بدون نتیجه
نمایش همه نتایج
برگشت به 8am.media
پښتو ویب‌پاڼه
English Website
اۉزبېکچه ویب‌سایت
  • صفحه نخست
  • اخبار
    • افغانستان
    • جهان
  • گزارش‌ها
    • گزارش‌های روز
    • گزارش‌های تحقیقی
  • مصاحبه‌ها
  • تحلیل و یادداشت
    • زنگ اول
    • تحلیل‌ها
    • دیدگاه و یادداشت
    • ترجمه
  • جامعه
    • شهروند خبرنگاری
    • دموکراسی و حقوق بشر
    • حقوق زنان
    • محیط زیست
    • صحت و سلامتی
  • اقتصاد و توسعه
  • زنان
    • سخن زن
    • نامه‌ای برای فردا
    • ریزموج‌ها
  • فرهنگ و هنر
    • ادبیات
    • سینما
    • موسیقی
    • داستان
  • ورزش
  • ویژه‌ها
    • صفحه ویژه پنج‌ساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه جام‌ جهانی ۲۰۲۶
    • صفحه ویژه چهارساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه مهاجرت
    • صفحه ویژه به‌سوی برابری
    • ویژه‌نامه سه‌ساله‌گی فروپاشی جمهوریت
    • صفحه ویژه ۸ مارچ
    • دوسالگی سقوط و حاکمیت دوباره طالبان
    • صفحه گزارش ویژه ملا هبت‌الله
    • صفحه‌ی ویژه ایستادگی برای آموزش
    • صفحه ویژه نصاب آموزشی در دوران حاکمیت طالبان
    • صفحه ویژه نوروز
    • صفحه ویژه تحولات اوکراین
  • ارتباط با ما
    • درباره ما
    • جوایز سالانه روزنامه ۸صبح
    • ارسال مقاله
    • تماس با ما
    • درخواست تبلیغات

© کپی‌رایت ۲۰۲۶؛ کلیه حقوق برای روزنامه ۸صبح محفوظ است.