تنور فعالیتهای تروریستی در پاکستان هر روز بیشتر گرم میشود. دهها هزار مدرسه دینی این کشور که خارج از کنترل دولت فعالیت میکنند، همچنان به ترویج افراطیت و رادیکالیسم یاری میرسانند. این مدارس، کارخانههای اصلی افراطیت و منبع گسترش آن به سراسر پاکستان و افغانستان هستند. دولت پاکستان بهخوبی میداند که تروریستان و افراطگرایان از کجا میآیند، اما مسیر آن را نمیتواند ببندد.
نهادهای مذهبی و دینی در پاکستان بسیار قدرت دارند. برخی از احزاب قدرتمند این کشور مانند جمعیت علمای اسلام، بهصورت مستقیم از افراطیت حمایت میکنند و مدارس دینی بسیاری را تحت حمایت دارند. اقدام اسلامآباد علیه مدارس دینی افراطپرور در پاکستان، به معنای درگیر شدن با این احزاب اسلامگراـافراطی قدرتمند نیز است. حالا که اسلامآباد و جنرالان مقیم راولپندی از یک طرف با تیتیپی، داعش، گروههای آزادیخواه بلوچ و سایر گروههای مسلح در جنگ گرم هستند و از طرف دیگر جنگ سردی را علیه حزب پرطرفدار «تحریک انصاف پاکستان» به رهبری عمران خان، نخستوزیر مخلوع این کشور پیش میبرند، جبهه دیگری را علیه خود باز نمیکنند. از طرفی، احزاب اسلامگرا و مدارس دینی آن قدر قدرت و نفوذ دارند که مبارزه با آنها در دستور کار اسلامآباد ـ حداقل در کوتاهمدت ـ قرار نگیرد. بنابراین، اسلامآباد تروریسم را با کنترل مدارس دینی مداوا نمیکند، بلکه با عملیات نظامی و صدور فرامینی مبنی بر غیرمشروع بودن «جهاد» در خاک پاکستان، درد این مرض را برای چند روزی تسکین میدهد.
یکی از اقدامات تسکیندهنده اسلامآباد، اعمال فشار بر طالبان افغان برای صدور فرمان حرام بودن «جهاد» در پاکستان است. ایکسپرس تریبون، رسانه پاکستانی، پنج روز پیش گزارش داد که اسلامآباد از طالبان افغان میخواهند فرمان ملا هبتالله آخوندزاده، رهبر این گروه، در مورد حرام بودن جهاد در پاکستان را علنی کنند. گزارش به نقل از منابعی افزوده است که چنین فرمانی تحت فشار اسلامآباد از سوی هبتالله آخوندزاده صادر شده و در میان طالبان افغان دستبهدست میشود، اما هنوز بهصورت آشکار اعلام نشده است. اسلامآباد انتظار دارد که علنی شدن آن فرمان، به امنیت پاکستان در آستانه انتخابات بسیار مهم این کشور کمک کند.
همان طور که جنرال قمر جاوید باجوا، رییس پیشین ارتش پاکستان گفته بود، تحریک طالبان پاکستان (TTP) و تحریک طالبان افغانستان دو روی یک سکهاند. قاعدتا دو روی یک سکه نمیتوانند در مقابل هم بایستند، بلکه همیشه پشت همدیگر قرار میگیرند. حتا اگر رهبران طالبان افغان تحت فشار اسلامآباد چند روزی دست از حمایت تیتیپی بردارند، ولی در درازمدت آنها کنار هم باقی خواهند ماند. تعلق خاطری که جنگجویان دو گروه نسبت به همدیگر دارند، نیز با فشارهای اسلامآباد و حتا فرمان سفارشی ملا هبتالله نابودشدنی نیست. طالبان افغانستان، طالبان پاکستان را فرزندان خود میدانند که در زمان جنگ این گروه در مقابل دولت افغانستان، بازوی قدرتمندش بود و پناهگاه امنی برایش فراهم کرده بود. آنها حتا بین خود روابط خانوادهگی دارند و ازدواجهایی میان خانوادههای آنان صورت گرفته است. این روابط به قدری محکم است که نشود با فشار اسلامآباد رشته آن را پاره کرد.
از سویی، تحریک طالبان پاکستان در موقعیتی قرار دارد که گروه طالبان افغانستان در دو دهه گذشته قرار داشت. یک گروه «جهادگرا» و افراطی که از میان قبایل برخاسته و دولت مستقر را غیراسلامی و دستنشانده میخواند و «جهاد» علیه آن را وظیفه خود و باقی مردم مسلمان میداند. به همین دلیل، اگر رهبران تیتیپی به فرمان ملا هبتالله آخوندزاده تن بدهند و دست از جنگیدن بردارند، هزاران جنگجویی که در بدنه این گروه فعالیت دارند، قناعت نخواهند کرد. آنها وقتی ببینند «جهاد» طالبان افغان در برابر دولت افغانستان «مشروع» و «ثواب» بود، از خود خواهند پرسید که چرا در برابر دولت پاکستان که بسیار کمتر از دولت پیشین افغانستان اسلامی است، واجب و مشروع و ثواب نباشد. اگر چنین فرمانی موجبات نارضایتی آن جنگجویان از رهبران تیتیپی را فراهم کند، آنها بهسادهگی با گروههای تکفیری دیگر یکجا خواهند شد. شبیه این وضعیت در افغانستان و پاکستان بسیار اتفاق افتاده است. فرمان ملا هبتالله هرچه باشد، نمیتواند افکار آن تندروان را قانع سازد. بنابراین، علنی شدن فرمان سفارشی ملا هبتالله و صدور فرمانهای مشابه، نمیتواند رادیکالیسم را که مشکل اصلی پاکستان است، نابود کند. چنین دستاویزهایی، شبیه مسکنی ممکن عمل کنند که مثلا انتخابات پاکستان در فضای نسبتا آرامی برگزار شود، هرچند همین قدر تاثیر هم بعید به نظر میرسد.
مشکل ناامنی ناشی از تروریسم و بنیادگرایی در پاکستان، با تیتیپی آغاز نشده است که با نابودی این گروه به پایان برسد. در آن کشور، گروههای مسلح بلوچ درگیر جنگ گرم با دولتاند که گفته میشود پناهگاههایی در مناطق مرزی ایران هم برای خود دستوپا کردهاند و از آنجا عملیات خود را هدایت میکنند. حضور القاعده و داعش نیز در خاک پاکستان، تحلیلگران و ناظران را نگران کرده است. گروههایی مانند جندالله نیز جنگجویانی در پاکستان دارند. تعداد گروههای تروریستی پاکستانی شبیه جنگهوی هم یکی دو تا نیست. بنابراین، علنی شدن فرمان ملا هبتالله که میتواند مشروعیت دینی رژیم تحت کنترل او را نیز سلب کند، تاثیری روی گروههایی مانند داعش در پاکستان ندارد. اخیرا بزرگترین و خونینترین حملات در خاک پاکستان از سوی داعش انجام شده است که طالبان افغان و پاکستان و دولت مستقر در اسلامآباد را دشمن میداند.
در نهایت اینکه پاکستان روزهای خوبی در پیش ندارد. نه توان مبارزه با کارخانههای بنیادگرایی را دارد و نه قدرت نابودی اینهمه گروه تروریستی در خاکش را. اعمال فشار بر طالبان افغان و گرفتن فرمان از آنها، وضعیت دشوار و درماندهگی جنرالان پاکستانی را نشان میدهد. چنین فرمانهایی اما نمیتوانند پاکستان را نجات دهند. این کشور همین حالا دهها هزار مدرسه دینی خارج از کنترل دولت دارد که نسل جدیدی از بنیادگراها را تربیت میکنند. درگیری آینده دولت پاکستان، با دانشآموزان کنونی این مدارس خواهد بود.






