- روزهای بعد از سقوط برای مردم افغانستان در تمام دنیا بسیار سنگین و طولانی بود. فضاهای مجازی این امکان را میسر میساخت تا هر شهروند افغانستان از هر کجای دنیا خود را در کابل ببیند و احساس کند که از دیوار ضخیم میدان هوایی و یا از طیاره نظامی امریکا آویزان است. این روند روزهای تلخی را در خاطرات مردم ما رقم زد. دیری نپایید که در یک نشست غیررسمی با صرف چای عصرانه میان چند افغانستانی[1] و اتریشی صحبت از ایجاد روندی به نام «روند ویانا» و برگزاری کنفرانسی با همین نام مطرح شد. در ختم این صحبت دوستانه هر یک مسوولیتهایی را برعهده گرفت. در میان این چهرههای نهچندان مشهور آقای داکتر ولفگنگ پتریج، سفیر و دیپلمات سابقهدار اتریشی بود که در میانجیگریهای بینالمللی نیز سابقه حضور داشته است. داکتر کریستینریدر که نیم عمرش را در امور افغانستان سپری کرده و از زمان تهاجم روسها به افغانستان مسوول دفتر کمکهای اتریش برای افغانستان در پشاور بود، حاضر شد تا از تواناییهای مالیاش در جهت برپایی این روند هزینه کند. چهار کنفرانس قبلی به حمایت مالی این شخص و چند افغان خیر برگزار شده است. به جز حمایت سیاسی بعضی از نهادها و کشورهای اروپایی و برخی از اعضای پارلمان اروپا تا به حال هیچ نهاد و یا دولت خارجیای از روند ویانا حمایت مالی نکرده است.
- احمد مسعود اولین چهره مهم و سیاسی افغانستان بود که دعوت و اشتراک در این روند را پذیرفت. تا آمدن آقای محقق در کنفرانس چهارم هیچ یک از رهبران احزاب سیاسی افغانستان در کنفرانسهای این روند حضور فزیکی نداشتهاند. با حساسیتی که مردم ما نسبت به رهبران مصرفگرا و کممحصول داشتند و دارند، طبعاً حضور احمد مسعود که سابقه مکدری نزد مردم ما ندارد، هم به نفع خودش و هم به نفع روند ویانا تمام شد. از جانبی این حضور برای مدعیان رهبری و جانشینان رهبران در چنین روند و کنفرانسی، بهعنوان یک فرد جریانساز قابل تحمل نبود و نقش آنان را کمرنگ نشان میداد. همین عدم حضور بسیاری از رهبران در کنفرانسهای ویانا، عملاً سبب شد تا از احمد مسعود چنان «چهرهای برجسته» ساخته شود که گویا روند ویانا به وی تعلق دارد. در حالی که شخصیتهای دعوتشده از آدرس شخصی و گروهی خودشان در این کنفرانسها دعوت شده و در آینده نیز همینگونه دعوت خواهند شد. هر چند موسسان روند ویانا نسبت به دعوت برخی شخصیتها تردید داشتند و بالمقابل بعضیها تمایلی به حضور نشان ندادند.
- اهداف و اصول روند ویانا وضاحت لازم را دارد. از اول گفته شد که این روند در جهت انسجام نیروهای مخالف طالبان کار میکند تا با حضور هر یک از آنها سقفی بزرگ از مخالفان را از یک آدرس واحد برای جهانیان به معرفی بگیرد و راه حل معقول و مناسبی را برای حل مشکل افغانستان جستوجو و دنبال کند. در نقشه راه روند ویانا آمده است: «همکاری و هماهنگی میان تمام نیروهای سیاسی، مدنی، اجتماعی و نیز شخصیتهای خیرخواه و مهم مخالف طالبان ضروری است.» تا به حال در کنفرانسهای روند ویانا از حزب، دولت و جریان جدیدی صحبت نشده است و تمام اعضا متفقالقولند که این چتر متعلق به تمام افراد و گروههای تاثیرگذار است و همه باید خود را در زیر این سقف و با حفظ جایگاه حقوقی و حقیقیشان ببینند. بدون تردید نقش زنان در روند ویانا بسیار برجسته بوده و دفاع از حقوق حقه زنان کشور از اهداف اولیه این روند است.
- واقعیت این است که جامعه جهانی تاکنون جریانهای ضدطالبانی را به دلیل ناتوانی در ارایه یک طرح سیاسی واحد و هماهنگ با شرایط افغانستان و جهان و همچنین نداشتن وحدت نظر در میان خودشان، جدی نگرفتهاند. از جانبی ناتوانی جریانهای مخالف طالبان در ایجاد یک روایت سیاسی بدیل که بتواند نظر بازیگران داخلی، منطقهای و بینالمللی را به خود جلب کند، مزید بر علت شده است. مشکل در همینجا ختم نمیشود. این امر سبب گردیده که طالبان از این ضعف بهخوبی بهرهبرداری کرده و خود را یکهتاز میدان بدانند. حمایت بینالمللی و بهخصوص امریکا در ایجاد یک روایت سیاسی بدیل بسیار مهم است. در قطعنامه ۱۴۳۳ کمیته روابط خارجی مجلس نمایندهگان ایالات متحده آمده است: «طالبان که در ماه آگست سال ۲۰۲۱ کنترل افغانستان را در دست گرفتند، در یک مبارزه سیستماتیک خشونت، سرکوب و ترور، تضعیف حقوق اساسی مردم افغانستان و نقض هنجارهای بینالمللی دست داشته و در عین حال به سازمانهای تروریستی خارجی پناه داده و پناهگاه امنی برای فعالیت آنها فراهم کرده است، منطقه را بیثباتتر کرده و تهدیدی برای امنیت جهانی محسوب میشوند.» این نکته در ماده اول این قطعنامه نیز تصریح شده و در ماده دوم آمده است: «این قطعنامه بر ادامه مشارکت بینالمللی با روند ویانا و دستاندرکاران آن، به رسمیت شناختن پتانسیل آن برای تشکیل یک جبهه متحد علیه طالبان و ایجاد راههایی برای صلح و امنیت بلندمدت در افغانستان تاکید دارد.» در ماده سوم توانایی بالقوه روند ویانا مورد تایید قرار گرفته و در ماده چهارم از دولت امریکا خواسته شده که فعالانه در این روند شرکت و از فعالیتهای آن حمایت کند.
- حال که جهانیان بهویژه مجلس نمایندهگان امریکا بر این امر واقف گردیدهاند که سیهکاری طالبان بطلان آنان را در جهان جار میزند و به اثر تلاشهای پیهم سیاسیون فعال، مبارزات پیگیر زنان و برگزاری مجالس منظم از جانب روند ویانا جهان و در رأس امریکا به سقف وسیعتری باورمند گردیدهاند، جا دارد که تمام سیاسیون برجسته برای یک مرتبه هم که شده عبای منیت را از تن برون کنند و هر کدام از آدرس خود در کنفرانس پنجم ویانا حضور یابد تا این تصور نیک جهانیان به حقیقت مسلمی بدل شود و راه را برای برخورد سیاسی و هوشمندانه با طالبان هموار سازد.
[1] آقای نور صفا و همسر شان بانو فهیمه زهما.





