دونالد ترمپ، رییس جمهور ایالات متحده امریکا، در یک هفته اخیر در دو نوبت آن هم در دو نشست مهم بر ضرورت پسگرفتن تجهیزات نظامی امریکایی از نزد طالبان تاکید کرده است. قبلاً نیز در یک نوبت چنین گفته بود، ولی این بار با لحن روشنتر و با جزییات بیشتر هشدارش را مطرح کرده است. حتا کسی بهنام «داگ» را موظف ساخت تا این ماموریت را به سرانجام رساند. ترمپ که در «همایش بزرگ محافظهکاران» سخنرانی میکرد، با اشاره به داگ گفت: «او میتواند این کار را انجام دهد. او یک کارآفرین است.» با آنکه نامونشان داگ بهدرستی روشن نشده است، ولی از گفته ترمپ برمیآید که چون خودش یک تاجرمسلک است و در مساله دادوستد مالی مو را از خمیر جدا میکند.
مهمتر از آن، در اولین نشست کابینه دولتش نیز به صراحت از ضرورت پسگرفتن سلاحهای امریکایی سخن گفت؛ ضمن آنکه بابت از دستدادن پایگاه هوایی بگرام و لنگرزدن چین در آن زیاد افسوس خورد. همچنان افغانستان زیر اداره طالبان را پس از امریکا دومین یا سومین فروشنده بزرگ اسلحه در جهان خواند؛ نکتهای که معنادار و جالب توجه است. البته در سه نوبتی که در باب پسگرفتن سلاحها سخن زده است، آن را مشروط به ارسال و عدم ارسال پول به طالبان کرده است؛ یعنی این گروه نمیتواند همزمان از دو امتیاز مستفید شود و باید یکی را انتخاب کند: پول یا اسلحه. این در حالی است که هردو در حکم آب حیات برای طالبان است.
چرا ترمپ هرچند وقت یک بار قصه سلاحهای امریکایی را پیش میکشد؟
۱- اگر از یاد نبرده باشیم، ترمپ از نیمه آگست ۲۰۲۱ به اینسو پیوسته از چگونهگی خروج نیروهای امریکایی از افغانستان انتقاد کرده و جو بایدن، رییس جمهور پیشین امریکا، را به سخره گرفته است. حجم انتقادات او به میزانی بود که این گمان را در ذهنها تقویت کرد که اگر بار دوم به کاخ سفید راه یابد، مواجههاش با طالبان از نوع مواجهه بایدن نخواهد بود و این گروه را در تنگنا قرار خواهد داد. این گمان زمانی بیشتر تقویت شد و به میزان انتظارات افزود که چند کهنهسرباز جنگ افغانستان را در پستهای بلند دولتش گماشت و مزید بر آن، بر محاکمه جنرالانی تاکید کرد که در روند خروج از میدان هوایی کابل مشارکت داشتهاند. البته در نشست کابینه هم خطاب به پیت هگست، وزیر دفاع، بر اهمیت عزل جنرالان دخیل در پروسه تخلیه اشاره کرد. اکنون ترمپ برای آنکه به انتظارات ایجادشده پاسخ حداقلی داده باشد، به سیاست «توپوتشر» علیه طالبان پناه برده است تا فضا را گرم و تماشایی نگه دارد. با توجه به خوی تند و طرز گفتار ویژهای که دارد، همین اظهارات حداقلیاش هم برای بسیاری تقریباً در حکم تحریم و حمله نظامی است؛ ضمن آنکه خواب آرام طالبان را هم قدری به هم میزند.
۲- طالبان هم از وقتی به قدرت برگشتند، با سوار بر تانکهای امریکایی در خیابانها رژه میروند و پیهم ادعا میکنند که گویا پوز سازمانی به بزرگی ناتو را به خاک مالیدهاند و افغانستان را از چنگال اشغال نجات دادهاند. حتا مقامهای رده اول طالبان و آنانی که «عملگرا» هم خوانده میشوند، در مراسم رژه اشتراک کرده و شعارهای تندی به نشانی امریکا سر دادهاند. در حالی که قصه چون آفتاب برای همه روشن است و صحبت از پیروزی و شکست معنا ندارد. ترمپ هم در سخنرانیاش اعتراف کرد که تاب تماشای صحنه رژهرفتن طالبان با سلاحهای امریکایی را ندارد و سخت خشمگین میشود. این اعتراف ترمپ زمانی زیاد اهمیت پیدا میکند که به خصلتهای منحصربهفرد او توجه کنیم؛ خصلتهایی که سطح تحملش را گاهی در برابر یک انتقاد جزئی هم پایین میآورد که از کوره دررفتن او در برابر ولادیمیر زلنسکی، رییس جمهور اوکراین، یک نمونه روشن است. ازینرو، قصد دارد طالبان را قدری تادیب کند تا زبان در کام و پا در لحاف درکشند و از سردادن شعارها و از رژهرفتن در خیابانها احتراز کنند. اهمیت هشدار ترمپ زمانی خوبتر روشن میشود که طالبان در سال جاری میلادی بهمناسبت ورودشان به کابل و خروج نظامیان امریکایی رژه نظامی برگزار نکنند؛ ورنه میتوان گفت که این گروه هم به ماهیت او بهدرستی پی برده است و میان گفتار و رفتار وی نه هماهنگی که فرسنگها فاصله میبیند.
۳- تا این جای کار روشن شده است که ترمپ در مساله پولی زیاد حساس است و برای همین، پسنگرفتن تجهیزات نظامی را مشروط به عدم ارسال کمک مالی به طالبان کرده است؛ دقیقاً کاری که با اوکراین دارد میکند: دوام حمایت در بدل برخورداری از حق دخلوتصرف در منابع معدنی کمیاب. البته این دو موضوع از نظر اهمیت قابل قیاس نیست و نمیشود که انباری از تسلیحات زنگزده و از کارافتاده را در کنار معادن کمیاب قرار داد؛ اما میتوان به حساسیت ترمپ در خصوص پرداخت پول به دیگران پی برد. با توجه به حساسیت ترمپ، سوالی که مطرح میشود این است: چرا بهجای وضع قیدوشرط به یکبارهگی و برای دایم مانع ارسال پول به طالبان نمیشود؟ ظاهراً مشکل این است که طالبان تحت نام «کمک بشردوستانه» از پول امریکا مستفید میشوند؛ امری که میتواند دست ترمپ را ببندد. امریکا که یک کشور دموکراتیک است، نهادهای غیردولتی در آن حضور نیرومند دارند که ترمپ نمیتواند خواست آنها را کاملاً نادیده گیرد؛ چنانیکه نمیتواند به مطالبه قاضیها و نمایندهگان کنگره پشت پا زند. همین حالا هم که کمکها را برای ۹۰ روز تعلیق کرده است، با موجی از انتقادها و احکام قاضیها مواجه شده است. با نظر به آنچه بیان شد، ترمپ برای آنکه ثابت کند به هیچ گروه و کشوری رایگان و بدون حسابوکتاب پول نمیدهد، سلاحهای امریکایی را بهانه قرار داده و بر طالبان میخواهد فشار وارد کند؛ به این منظور که اگر تجهیزات نظامی را نتواند پس بگیرد، یکسری امتیازات دیگر را ازآن خود و کشورش کند تا به شعارهایش جامه عمل پوشانده باشد.
۴- ترمپ ممکن است در جنگ با داعش و القاعده از قصه سلاحهای امریکایی بهحیث یک ابزار فشار علیه طالبان استفاده کند. برای نمونه، مارکو روبیو، وزیر خارجه امریکا، اعتراف کرد که ایالات متحده در جنگ علیه داعش با طالبان هماهنگ است. روبیو مدعی شد که طالبان در جاهایی با امریکا هماهنگی کردهاند و در جاهایی هم نه. اکنون ترمپ و اطرافیانش با علمکردن داستان اسلحه شاید که طالبان را بیشتر مجبور به جنگ علیه داعش کنند؛ البته به طریقی که طرف امریکایی میخواهد. با القاعده هم اگر جنگ نمیکنند، حداقل به قطع رابطه و عدم حمایت از آن رضایت دهند. البته این کار برای طالبان یک فرصت است تا تهدید. طالبان هم در نهان دوست دارند با برجستهکردن خطر تروریسم از جمله داعش، حمایت کشورهایی چون امریکا را جلب کنند؛ اما در ظاهر طور دیگر عمل میکنند و خود را بینیاز از کمک دنیا میدانند. در حالی که براساس گفته روبیو پابهپای دیگر کشورها از جمله امریکا دارند پیش میروند.
۵- داستان پایگاه هوایی بگرام نیز قابل تامل است. ترمپ هر بار که از پسگرفتن تجهیزات نظامی حرف میزند، به اهمیت پایگاه هوایی بگرام نیز اشاره کرده و خروج از آن را کسر شأن برای امریکا میداند. او پیوسته ادعا میکند که اکنون چین در بگرام لنگر انداخته است و برای اثبات گفتهاش دلیل هم ارایه نمیکند؛ چنانیکه با اجتناب از ارایه شواهد، تجهیزات نظامی به ارزش هفت میلیارد دالر را بالاتر از ۸۰ میلیارد دالر اعلام میکند. ازینرو، بعید نیست که ترمپ در پی معامله بر سر بگرام با طالبان باشد که احتمالش اندک است، آن هم به چند دلیل: اول اینکه طالبان ازآنجایی که تمام شعارها و ادعاهایشان نقض میشود، به حضور مجدد امریکا در افغانستان رضایت نمیدهند؛ دوم، پسگرفتن بگرام و پیادهکردن نیروی نظامی در آن که هزینه گزافی میطلبد، با شعارها و ادعاهای ترمپ نمیسازد؛ سوم، کشورهای منطقه از جمله روسیه، چین، ایران و… نسبت به وضعیت حساس خواهند شد و تا جایی پیش خواهند رفت که ممکن است به حمایت آشکار از جنگ علیه طالبان رضایت دهند.
نکته پایانی
پس از ورود ترمپ به کاخ سفید تلاشهای کنگره هم مبنی بر عدم ارسال پول به طالبان بیش از گذشته شدت گرفته است. لایحه «قطع دسترسی تروریستان به پول مالیهدهندهگان امریکایی» بهتازهگی در مجلس نمایندهگان تصویب و راهی مجلس سنا شد که با تایید از سوی دومی تبدیل به قانون میشود. در این صورت، کار برای طالبان سخت خواهد شد. ترمپ هم که در پی کشف بهانههای جدید است، اقدام کنگره میتواند به کمکش بیاید. لایحه هم از سوی کسانی ارایه شده است که از طالبان انتقاد و از جبهات نظامی ضد این گروه ستایش میکنند. هدفشان هم این است که دسترسی طالبان به کمکهای مالی امریکا برای دایم قطع شود. لذا با توجه به اقدامات نمایندهگان کنگره و هشدارهای مکرر کاخ سفید میتوان گفت که ترمپ برای طالبان بلای جان شده است.







