یازدهم جولای، روز جهانی جمعیت، تنها یک مناسبت تقویمی نیست، بلکه هشداریست برای همه ما. در جهانی که با کاهش منابع طبیعی و افزایش بحرانهای انسانی مواجه است، افغانستان با یکی از سریعترین نرخهای رشد جمعیت در جهان، در آستانه یک بحران زیستی، اجتماعی و اقتصادی قرار دارد. براساس تجربه سالها فعالیت میدانی در کابل و با تکیه بر آمارهای رسمی و مشاهدات شخصی، باور دارم که اگر برای مهار این رشد بیرویه، برنامهریزی اصولی و فراگیر صورت نگیرد، این نعمت انسانی میتواند به تهدید ویرانگر تبدیل شود.
جمعیت افغانستان در سال ۱۴۰۴ (۲۰۲۵) به حدود ۴۹.۵ میلیون نفر رسیده و نرخ زادوولد رسمی حدود ۴ فرزند به ازای هر زن اعلام شده است. اما دادههای میدانی ما از ثبت خانوارهای شهری، رقم میانگین ۵.۵ فرزند برای هر زوج را نشان میدهد. اگر این روند ادامه یابد، تا سال ۱۴۲۹ (۲۰۵۰) جمعیت افغانستان از مرز ۸۰ میلیون نفر عبور خواهد کرد و تا پایان قرن، از ۳۴۴ میلیون نفر نیز فراتر خواهد رفت. این افزایش جمعیت، در کشوری با زیرساختهای فرسوده، منابع محدود و وضعیت سیاسی بیثبات، به معنای فشار بیسابقه بر همه عرصههای زندهگی خواهد بود.
افغانستان کشور فوقالعاده جوان است. بیش از ۴۳ درصد جمعیت، زیر ۱۵ سال سن دارند و ۷۴ درصد در مناطق روستایی زندهگی میکنند. اما نبود آموزش، اشتغال و خدمات رفاهی، این ظرفیت بالقوه را به تهدید بالفعل تبدیل کرده است. نرخ بیکاری جوانان به بیش از ۳۴ درصد رسیده و این جوانان بهسادهگی در دام گروههای افراطی مانند طالبان و داعش میافتند. اگر افغانستان کشوری با جمعیت مسنتر بود، این آسیبپذیری کمتر میبود.
ممنوعیت آموزش دختران در مکاتب و دانشگاهها، نهتنها ظلم آشکار، بلکه فاجعه انسانیست. براساس گزارش یونیسف، اگر این روند تا سال ۱۴۰۹ (۲۰۳۰) ادامه یابد، بیش از ۴ میلیون دختر از آموزش متوسطه محروم خواهند ماند. نتیجه این سیاست، افزایش ازدواجهای زودهنگام، مرگومیر مادران (۶۳۸ مورد در هر ۱۰۰,۰۰۰ زایمان) و مرگومیر کودکان زیر ۵ سال (۶۸ در هر ۱,۰۰۰ تولد) است. این آمار، افغانستان را در میان سه کشور اول دارای بالاترین میزان مرگومیر کودکان قرار میدهد. وقتی زنان از آموزش محروم میشوند، آگاهی لازم برای برنامهریزی خانواده نیز کاهش مییابد و این امر به افزایش نرخ زادوولد و فشار بیشتر بر منابع منجر میگردد. تجربه کشورهایی چون بنگلادش، که با آموزش و توانمندسازی زنان، نرخ باروری را از ۶.۹ در دهه ۱۳۵۰ (۱۹۷۰) به ۲.۱ کاهش دادهاند، نشان میدهد که این مسیر، آزمودهشده و موثر است.
بیش از ۱۰ میلیون شهروند افغانستان در کشورهای همسایه، بهویژه ایران و پاکستان، مهاجرند. تنها در سال ۱۴۰۳ (۲۰۲۴)، بیش از ۹۰۰ هزار نفر از ایران اخراج شدهاند. این بازگشتکنندهگان، که اغلب فاقد سرپناه، شغل و منابع هستند، در شهرهایی چون هرات و قندهار در شرایط غیرانسانی رها شدهاند. این بحران مهاجرتی، که برخی آن را «پسا-ملل متحد» خواندهاند، نقض آشکار کنوانسیون ۱۹۵۱ ژنو و پروتکلهای مربوط به حقوق پناهندهگان است.
از دیدگاه زیستمحیطی، افغانستان در حال تجربه فاجعه چندبعدی است. بیش از ۸۰ درصد زمینهای زراعتی کشور با فرسایش خاک مواجهاند. منابع آبی، بر اثر خشکسالیها و سوءمدیریت، به پایینترین سطح در تاریخ معاصر رسیدهاند. آلودهگی هوا در شهرهای بزرگی چون کابل به سطح بحرانی رسیده است. من شخصاً شاهد بودم که چگونه نابودی زیستبومها، از جمله از بین رفتن زیستگاههای گونههایی مانند پلنگ برفی، نشانهای از شکنندهگی عمیق در نظام اکولوژیک ماست. رشد جمعیت، بدون مدیریت منابع، تنها به تسریع این تخریب خواهد انجامید.
از نظر اقتصادی نیز وضعیت بسیار بحرانیست. سرانه تولید ناخالص داخلی افغانستان در سال ۱۴۰۳ تنها ۲۲۲۵ دالر بوده و تورم نیز به حدود ۵.۱ درصد رسیده است. وابستهگی گسترده به کمکهای خارجی، همراه با کاهش تولید در بخشهایی چون کشاورزی، وضعیت معیشتی مردم را بهشدت آسیبپذیر کرده است. اشتغال در شرایط ناامن و فقدان سیاستهای اقتصادی منسجم، موجب تعمیق فقر و نابرابریهای اجتماعی شده است.
از نگاه دینی نیز میتوان گفت که زادوولد، هرچند در اسلام تشویق شده، اما نه به شکل بیرویه و غیرمسوولانه. پیامبر اسلام (ص) میفرمایند: «فرزندانتان را از گرسنهگی نکشید»، که بر ضرورت تامین معیشت، عدالت و تربیت فرزندان تاکید میورزد. ادیان دیگر مانند مسیحیت و بودیسم نیز بر مسوولیتپذیری انسان در برابر خانواده و اجتماع تاکید دارند.
برای درک بهتر وضعیت افغانستان در مقایسه با جهان، نگاهی به نرخ باروری کل (TFR) در کشورهای مختلف، برپایه آمارهای بینالمللی، گویای شکاف عمیق است:
| کشور | نرخ باروری کل (TFR) |
| افغانستان | ۵.۵ |
| ایران | ۱.۷ |
| بنگلادش | ۲.۱ |
| میانگین جهانی | ۲.۳ |
برای مدیریت این بحران، نیاز به راهکارهای چندجانبه وجود دارد:
۱. باید ممنوعیت آموزش زنان پایان یابد و نظام آموزشی کشور بازسازی شود.
۲. باید در بخشهایی چون کشاورزی و صنایع استخراجی سرمایهگذاری صورت گیرد تا فرصتهای شغلی پایدار ایجاد شود.
۳. مهاجرت باید با همکاری بینالمللی و احترام به حقوق بشر مدیریت شود.
۴. باید برنامههای آگاهیرسانی درباره تنظیم خانواده، بهویژه از طریق رهبران دینی و نهادهای مردمی، راهاندازی گردد.
۵. منابع طبیعی باید با برنامهریزی علمی و مشارکت جوامع محلی حفاظت شود.
در نهایت، اگر امروز اقدام اصولی و ملی صورت نگیرد، فردای افغانستان را جمعیت جوان اما بیکار، فقیر و خشمگین تشکیل خواهد داد؛ در حالی که طبیعت نابودشده و قدرت در دست گروههای افراطی، چشمانداز تاریکتر از آنچه امروز میبینیم، رقم خواهد زد. اما اگر امروز آگاهانه تصمیم بگیریم، سرمایهگذاری کنیم، آموزش را گسترش دهیم و زنان را توانمند بسازیم، هنوز میتوان از این تهدید، فرصتی برای توسعه ساخت. روز جهانی جمعیت، یادآوری میکند که انتخاب میان امید و ترس، در دستان ماست.
منابع
- سازمان ملل متحد، بخش جمعیت: https://data.un.org/
- اداره ملی احصاییه افغانستان: https://nsia.gov.af/
- سازمان بهداشت جهانی: https://www.who.int/
- اداره سازمان ملل متحد برای پناهندهگان :(UNHCR) https://www.unhcr.org/
- بیبیسی فارسی و یورونیوز فارسی






