شماری از جوانان شاغل در کابل میگویند که پس از تسلط دوباره طالبان، ناامنی کاری در ادارههای غیردولتی افزایش یافته است. آنان میافزایند که این وضعیت در کنار کاهش فرصتهای شغلی، فشار زیادی بر آنان وارد کرده است. به گفته این جوانان، بسیاری از آنان قراردادهای موقت دارند و هیچ تضمینی برای ادامه کار خود نمیبینند. از دید این جوانان، پرداخت دیرهنگام معاشها، اخراجهای ناگهانی و وابستهگی نهادها، نگرانیهای شغلی را در میان شان بیشتر کرده است.
این جوانان در گفتوگو با روزنامه ۸صبح میگویند که بهدلیل نبود امنیت شغلی، ناچارند به کارهایی ادامه دهند که به آن علاقه ندارند. به گفته آنان، ترس از بیکاری باعث شده حتا کارهایی را انجام دهند که به سلامت جسمی و روانیشان آسیب میزند. از دید این جوانان، وزارت کار و امور اجتماعی طالبان از ناکارآمدترین وزارتهای این گروه است.
در کنار معضل بیکاری که بیش از نیمی از نیروی واجد شرایط کار در افغانستان را درگیر کرده است، نبود امنیت شغلی نیز معضل دیگری است که کارگران پیوسته از آن رنج میبرند.
فرید یکی از صدها جوان شاغل در کابل است که هر روز کارش را با ترس آغاز میکند؛ ترسی که ناشی از نداشتن قرارداد مشخص و نامعلوم بودن آینده شغلی اوست. او میگوید نمیداند امروز شغلش را حفظ خواهد کرد یا فردا بهدلیل تصمیم ناگهانی کارفرما بیکار خواهد شد. به باور او، ناامنی شغلی، علاوه بر احتمال بیکاری، ترس از اخراج ناگهانی و فقدان درآمد، بخش بزرگی از زندهگی کاری و شخصی او را تحت تأثیر قرار داده است.
فرید میافزاید: «با کوچکترین تغییر در بودجه یا مدیریت نهاد، احتمال از دست دادن شغلم وجود دارد. وابستهبودن نهاد به منابع مالی محدود و موقتیبودن قرارداد، مهمترین عامل ناامنی شغلی است. چند ماه دیگر یک سال کاریام کامل میشود و نگرانم که قراردادم تمدید نشود؛ این نگرانی هرچه به پایان قرارداد نزدیکتر میشوم، شدت بیش تری پیدا میکند.» او تأکید میکند که برای تأمین نفقه خانواده و از دست ندادن کارش بیش از توان خود کار کرده است.
این جوان میگوید: «برای حفظ شغلم مجبور شدهام بیشتر از توانم کار کنم. ثابت نبودن درآمد و ناامنی شغلی باعث شده نسبت به آینده کاری خود نگران باشم، زیرا تمدید قرارداد تضمینشده نیست و فرصتهای شغلی محدود و رقابتیاند.»
شایسته، یکی دیگر از جوانان شاغل در کابل، میگوید که ماهیت موقتی پروژهها، انجام کار فراتر از وظایف، تغییرهای ناگهانی در میزان معاش و تأخیر یا کاهش آن، از عوامل اصلی تشدید ناامنی شغلی در میان جوانان است. او میافزاید: «معاش ما هرچند به موقع پرداخت نمیشود، تضمینی هم برای ادامه کار ما نیست. قرارداد من تا سال ۲۰۲۹ است، اما هیچ تضمینی وجود ندارد که ناگهان اخراج نشویم. یکی از همکاران من که دفترش با بحران مالی مواجه شد، قراردادش لغو شد و اکنون هشت ماه است بیکار است؛ این وضعیت واقعاً نگرانکننده است.»
نبیلا، یکی دیگر از جوانان شاغل در کابل، میگوید که طالبان فرصتهای شغلی را برای زنان بسیار محدود کردهاند و پیدا کردن کار در کابل برای زنان به سختی ممکن است. او میافزاید که هرچند دختران در نهادها حضور کمی دارند، اما همیشه در اولویت اخراج قرار میگیرند و این موضوع او را بیش از پیش نگران کرده است.
نبیلا میگوید: «برای زنان، طالبان کار را خیلی محدود کردهاند. آنها نمیتوانند در بسیاری از ادارههای دولتی و خصوصی فعالیت کنند و حتا در نهادهای محدودی که فرصت شغلی پیدا کردهاند، امنیت کاری بسیار کم است. من به عنوان خبرنگار در خطر هستم، چون قراردادها کوتاهمدت و پروژهای هستند و هر زمان کمبود بودجه ممکن است باعث اخراجم شود. بسیاری از رسانهها بهدلیل کاهش بودجه کارکنان خود را اخراج کردهاند و این وضعیت همچنان ادامه دارد.»
در همین حال، شماری از حقوقدانان میگویند که عدم آشنایی طالبان با قوانین مدرن کار و اصول حقوق کار در قرن ۲۱، کارگران افغان را با چالشهای جدی مواجه کرده و دفاع از حقوق کارگران در افغانستان را دشوار ساخته است.
شهلا فرید، یکی از حقوقدانان، میگوید: «زیر حاکمیت طالبان، ناامنی شغلی در افغانستان امروز بیشتر یک مساله سیاسی و امنیتی است تا حقوقی. طالبان نهتنها تأثیر منفی بر امنیت شغلی گذاشتهاند، بلکه افراد بسیاری در جایگاههایی قرار دارند که شایسته آن نیستند. در حالی که برخی افراد با تحصیلات عالی و مدرک دکترا توانایی و تجربه کافی دارند، افرادی که تنها تا صنف ۹ یا ۱۲ درس خواندهاند، به سمتهای مدیریتی، معاونت وزیر یا ریاست منصوب میشوند. در چنین شرایطی، امنیت شغلی واقعی برای شاغلان وجود ندارد.»
امنیت شغلی به معنای اطمینان و پایداری فرد در حفظ موقعیت شغلی خود، بدون نگرانی از بیکاری یا از دست دادن شغل است. این مفهوم شامل عواملی مانند ثبات استخدام، درآمد پایدار و تضمین آینده شغلی در برابر تغییرات اقتصادی، سازمانی و تکنالوژیکی میشود و نقش مهمی در رضایت شغلی، سلامت روانی و انگیزه کارکنان دارد.
شکایت از نبود امنیت شغلی در حالی مطرح میشود که پیشتر مسوولان وزارت کار و امور اجتماعی طالبان گفته بودند برای ایجاد محیط کاری امن و رفع چالشهای شغلی، تلاش میکنند و نظارتکنندههای وزارت در مناطق مختلف تسهیلات لازم را برای کارگران فراهم کنند.
با این حال، گزارش دفتر هماهنگکننده کمکهای انساندوستانه سازمان ملل متحد (اوچا) نشان میدهد که در سال ۲۰۲۵ بیش از ۲۴۰ پروژه بشردوستانه در افغانستان متوقف شده است؛ امری که به وضوح موج گستردهای از بیکاری و ناامنی شغلی در میان جوانان کشور را نشان میدهد.
پیشتر، بانک جهانی نیز در گزارشی اعلام کرده بود که میزان بیکاری در کشور دو برابر شده و یک نفر از هر چهار جوان افغانستانی بیکار است. در این گزارش آمده است که پس از تسلط مجدد طالبان، خانوادهها بهدلیل بحران اقتصادی مجبور شدهاند نیروی کار اضافی را وارد بازار کار کنند تا زنده بمانند، اما تقاضا برای نیروی کار بسیار محدود است.






