در حالی که غیرت بهیر، سخنگوی حزب اسلامی در گفتگویی با روزنامه تیلگراف چاپ لندن گفته است که ” هرگونه توافق سیاسی بدون گفتگوی مستقیم با رهبران مخالف حکومت افغانستان با شکست مواجه خواهد شد”، سندی تایمز، دیگر روزنامه بریتانیایی از آمادگی ملاعمر برای گفتگوی مستقیم با غرب خبر داده است.
سندی تایمز در گفتگویی با دوتن از مقام های ارشد طالبان گزارش داده است که ملاعمر، رهبر فراری طالبان حاضر است تا با غرب مستقیما وارد گفتگو شود. به نقل از سندی تایمز، این دوتن از مقام های ارشد طالبان گفته اند که ملاعمر دیگر علاقه ای برای رهبری افغانستان ندارد. به گفته آن ها، ملاعمر برای گفتگوهای ” صادقانه و بی ریا” آماده است.
این در حالی است که تاکنون هیچ منبع رسمی طالبان ادعاهای سندی تایمز را تایید نکرده است. هم چنان برخی از کارشناسان به صحت این مساله که ملاعمر برای گفتگو با غرب آماده شده باشد، شک دارند. آنها می گویند که هنگام تایید و یا رد این مساله از سوی سخنگویان رسمی طالبان، هرگونه ابراز نظری در مورد آن قبل از وقت است.
با این حال همزمانی اعلام آمادگی ملاعمر برای گفتگو با غرب و سخنان غیرت بهیر در مورد این مساله که هرگونه راهکار سیاسی بدون مذاکره مستقیم با رهبران مخالفان مسلح افغانستان به شکست مواجه خواهد شد، بی ربط نیست و در عین حال اطمینان نسبت به صحت این مساله را تا حد زیادی بالا می برد.
طالبان و حزب اسلامی از مدت های مدید با هم روابط بسیار نزدیک و دوستانه ای داشته اند، تا حدی که در موارد زیادی این دو گروه همدیگر را حمایت و همکاری نیز کرده اند. در شرایطی که نمایندگان حزب اسلامی با بسته پیشنهادی پانزده ماده ای شان برای گفتگو به کابل آمده بودند و حتا حاضر شدند تا در مورد تعدیل برخی از مواد بسته پیشنهادی شان مذاکره کنند، ما شاهد هیچ گونه واکنش منفی از جانب طالبان در مورد بسته پیشنهادی حزب اسلامی نبودیم. بلکه طالبان در این مورد سکوت اختیار کردند که می توان این سکوت را به معنای تایید بسته پیشنهادی حزب اسلامی خواند. در عین زمان هیات حزب اسلامی در هنگام حضور در کابل اظهار داشت که آنها آماده میانجیگری میان کابل و طالبان نیز هستند.
به این ترتیب حزب اسلامی و طالبان دو روی یک سکه اند که مواضع و سیاست های شان در موارد بنیادین با هم تفاوتی ندارد. هرچند تاکنون موضع حکومت کابل، به خاطر سکوت ایالات متحده امریکا و دیگر متحدان غربی اش در مورد بسته پیشنهادی حزب اسلامی روشن نیست. اما اظهارات رابرت گیتس، وزیر دفاع ایالات متحده در مورد “مناسب نبودن زمان مذاکره” این نکته را تاحدی روشن می کند که فشارهای نظامی برعلیه طالبان و حزب اسلامی حداقل تا چند ماه دیگر ادامه خواهد یافت. زیرا غرب به ویژه ایالات متحده تصور می کند که هرگونه مذاکره ای میان دولت افغانستان با طالبان و حزب اسلامی باید از موضع قدرت صورت گیرد. در عین زمان، در حالی که قرار بود سفارت امریکا در کابل با هیات فرستاده شده از سوی حزب اسلامی دیدار کند، این دیدار به خاطر اظهارات گیتس صورت نگرفت و به دنبال آن که هیات فرستاده شده حزب اسلامی از کابل برگشت، این حزب با انتشار اعلامیه ای امریکا را تهدید کرد که در صورت مخالفت امریکا و متحدانش برعلیه طرح پیشنهادی شان جنگجویان این حزب ” به حملات و بمبگذاری های کنار جاده علیه نیروهای خارجی در افغانستان ادامه خواهند داد”.
این موضع گیری نشانگر آن بود که حزب اسلامی نسبت به واکنش مثبت متحدان غربی افغانستان در مورد بسته پیشنهادی شان امیدوار نیست و با این تهدید خواست تا نشان دهد که حزب اسلامی هنوز می تواند یک خطر قابل توجه باشد. در حالی که آمادگی حزب اسلامی برای گفتگو آنهم پس از هشت سال مبارزه سرسخت و آشتی ناپذیر، نشانگر ضعف، ناتوانی و ناامیدی نسبت به پیروزی از طریق جنگ بود.
در حال حاضر هرچند نسبت به آمادگی ملاعمر برای گفتگوی مستقیم با غرب نمی تواند خوشبین بود، اما حتا اگر این مساله به خاطر سنجش افکار عامه نیز صورت گرفته باشد، می توان نشانه یک تحول مهم در دیدگاه رهبری طالبان نسبت به پیروزی از طریق جنگ در برابر نیروهای بین المللی و دولت افغانستان باشد.
رهبر فراری طالبان می داند که او و دیگر هم قطارانش افراد مناسبی برای رهبری افغانستان نیستند. آنها می دانند که مردم افغانستان با وجود قربانی های فراوان، تلخی و نا به سامانی های گسترده در نظام فعلی، بازهم طالبان را به عنوان یک بدیل بهتر پذیرا نیستند. چنانچه با وجود شکایت و گلایه مردم از گستردگی فساد، نابه سامانی، فقر و نبود امنیت و حکومت داری سالم، هنوز هم مردم به آینده امیدوار اند و نظر سنجی ها نشان می دهد که درصد بسیار اندکی از طالبان حمایت می کنند، در حالی که میزان حمایت از روند موجود بیشتر از ۹۰ درصد است.
البته در عین زمان فراموش نکنیم که یکی از خصوصیت های گروه های شورشی از تیپ طالبان این است که همیشه با اجرای یک سلسله مانورها به صورت تاکتیکی تلاش می کنند تا از راه های گوناگون برای خودشان کسب مشروعیت کنند. اگر اظهارات ملاعمر واقعیت داشته باشد، این کار ممکن است به این منظور صورت گرفته باشد که گویا این گروه خواست های مشروعی دارد که باید به آنها توجه شود. از سوی دیگر این کار اذهان عامه را متوجه این مساله خواهد ساخت که گویا این گروه خواست های مشروعی دارد که نباید با آنها از طریق نظامی مقابله شود. بنابراین، طالبان با این تاکتیک می خواهند تا روند افزایش نیروهای ناتو به ویژه امریکایی را در افغانستان به چالش کشیده و روند برنامه ریزی و اجرای عملیات گسترده “امید” را که قرار است در زادگاه طالبان در چندماه آینده انجام شود، زیر سوال قرار دهند.
در حالی که هیچ نشانه ای از تغییر موضع در عملکرد طالبان دیده نمی شود، چگونه می توان به آمادگی ملاعمر برای گفتگو خوشبین بود؟ اگر ملاعمر به این نتیجه رسیده است که دیگر او و هم قطارانش رهبران مناسب برای افغانستان نیستند، پس به عنوان عمده ترین نشانه حسن نیت و تغییر موضع باید تمامی حملات تروریستی شان را متوقف سازند و هرگونه اقدام خشونت آمیز و مسلحانه را نفی کنند، تا به این ترتیب جانب حکومت افغانستان و متحدان غربی اش نیز روی میکانیزم گفتگو با طالبان به راحتی بتوانند تصمیم اتخاذ کنند و دلایل کافی برای اقناع افکار عمومی داخل و خارج داشته باشند.






