با وجود تلاشهای حکومت برای آغاز گفتگوها با طالبان و حزب اسلامی، طی حملات انتحاری و انفجاری در ماه اخیر در نقاط مختلف کشور صدها تن از افراد غیرنظامی قربانی شدهاند. مسوولیت اکثر این حملات را گروه طالبان بهعهده گرفته است.
با اینحال، خواستیم نظرات مردم را در مورد اینگونه حملات بپرسیم. همچنین نظر آنها را در رابطه به حمله بر غیرنظامیان و سازماندهندگان آن جویا شویم.
کابل
عبدالرازق فروتن، یک تن از فارغان صنف دوازدهم: «به نظر من راهاندازی این حملات جوابی برای تلاشهای دولت به منظور آغاز گفتگوها با طالبان و حزب اسلامی است. آنطوریکه گفته میشود، این دو گروه مخالف دولت تا زمانیکه نیروهای بینالمللی در افغانستان حضور داشته باشند، حاضر به مذاکره نیستند. از طرف دیگر گروههای مخالف دولت میخواهند با راهاندازی حملاتی در مناطقیکه افراد ملکی حضور دارند مردم را وحشتزده کنند. چون حملاتیکه در طول چندروز اخیر صورت گرفته، بیشتر غیرنظامیان را قربانی کرده است.
ما از دولت و نهادهای مسوول میخواهیم که با عاملان اینگونه حملات که بیشتر غیرنظامیان در آن تلف میشوند، برخورد جدی کنند و حداقل چند نفر از عاملان اصلی را که این حملات را راهاندازی کردهاند، اعدام کنند تا عبرتی برای دیگر افراد اینگروهها باشد.»
میرویس، دستفروش در کوتهسنگی: «در تمام حملات مردم ملکی قربانی شدهاند. اما حملاتی که در این اواخر صورت گرفته بیشتر به منظور کشتن افراد بیگناه و بیچاره صورت گرفته است. کسانی که این حملات را راه اندازی کردهاند، دشمنان مردم هستند و مردم هم بدانند که گروه طالبان و حزب اسلامی و یا دیگر گروههایی که به کشتن افراد ملکی دست میزنند، دشمنانشان هستند و نگذارند که بیشتر از این به کشتن مردم ادامه دهند.»
منصور، باشنده دهمزنگ کابل: «قبلا فکر میکردم که طالبان هم انسان هستند و شاید از دولت و حضور نیروهای خارجی ناراحت باشند و به همیندلیل دست به مخالفت با دولت و نیروهای خارجی زدهاند. اما، زمانی که فلم حمله طالبان را بر کابل بانک در جلال آباد دیدم، کاملا از این گروه متنفر شدم که این گروه پایبند به هیچ قانون و شریعت اسلامی نیستند. حالا دولت هم باید فهمیده باشد که این گروه آدمشدنی نیست و از راه مذاکره و گفتگو اینها به اعمال خشونتبار خود پایان نمیدهند بلکه از طریق زور باید اینها را آدم ساخت. به نظرم به جای اینکه از اینها دعوت کنیم که بیایند مذاکره کنند، بهتر است که مبارزه جدیتر کنیم تا کسانیکه دست به کشتار و قتل عام مردم میزنند کاملا نابود شوند.»
غزنی
مهدی، شهروند غزنی: «با گذشت هر روز صحبت از صلح و مذاکره بیشتر میشود، حملات انتحاری نیز زیادتر میشود. این مساله نشان میدهد که راه صلح و مذاکره با گروه طالبان در کشور وجود ندارد. امنیت و آرامش این کشور تنها از طریق جنگ و سرکوبی مخالفین میسر است. ما بیاد داریم روزهای اول حضور جامعه جهانی را در افغانستان، چون سیاست جنگ و موضوع نظامی مطرح بود، در هیچ نقطه از کشور چیزی بنام طالب وجود نداشت. حالا که موضوع صلح مطرح است، حملات انتحاری شدت گرفته و هر روز در نقاط مختلف کشور هموطنان ما به خاک وخون کشیده میشوند.»
میرویس کریمی، معلم در یکی از لیسههای غزنی: «وقتیکه زمستان از راه رسید مردم خوش شدند که حداقل در سه ماه زمستان امنیت دارند، ولی حالا هر روز شاهد حملات انتحاری و قتلعام افراد ملکی هستیم. وقتی ما اخبار این حملات را میشنویم برای دولت و تیم رییس جمهور کرزی تاسف میخوریم، واقعا دولت چقدر ضعیف شده است روز به روز امنیت در کشور وخیمتر میشود و روحیه طالبان قوی تر. با این وجود مردم نگران آمدن بهار هستند زمانیکه هوا گرم شود و در ختها سبز، فکر کنم جای برای زندگی مردم در این کشور باقی نخواهد ماند.»
زمان نوروزی، باشنده غزنی: «به نظرمن سیاستهای دو پهلو و موضع گیریهای ضعیف دولت نسبت به مخالفین، سبب شده است تا اینگونه حملات در کشور بیشتر شود. تشکیل شورای عالی صلح در کشور جز راه برای مصرف کمکهای جامعه جهانی ثمره دیگر ندارد. گذشت زمان این مساله را روشن کرده است. مردم در حملات انتحاری قربانی میشوند، اعضای این شورا برای فراهم کردن زمینه صلح به ترکیه سفر میکنند. البته افغانها اینگونه اعمال وحشیانه را انجام نمیدهند، بلکه دخالت همسایهها اینگونه مردم را به خاک و خون مینشاند.»
کندز
عبدالحمید داور، شهروند کندز: «حملههای انتحاری، باعث شدهاند که هیچکس در هیچجای کشور در امن نبوده باشد. همه میترسند. انتحار وحشتی را به بار آوردهاست که نشان میدهد همهجا خطرات بیشتر از خط جنگ را دارد. کودکان، مادران و بیگناهان، هنوزهم قربانی میشوند. مردم خیلی میترسند. باید حکومت تدبیری برای این مشکل سنجیده باشد.»
محمد مقیم، شهروند کندز: «انتحار کردن و کشتن مردم به قیمت جان خود، یک عمل وحشیانه است. من از اینکه پسرانم در هیچجایی نمیتوانند اینخطر متوجهشان نشود، خیلی میترسم. دیگران هم مطمینا همینگونه هستند، آرامش چیزی نیست که بتوان در رابطه به آن، بی تفاوت بود. بدبختانه کشتار و جاری کردن خون در کشور ما، به یک امر عادی مبدل شده است.»
اسحاق نعیمی، آموزگار در کندز: «آنچه تهدید کلی در برابر امنیت اجتماعی و خدمترسانی به مردم دیده میشود، انتحار است. دولت باید در ده سال اخیر، تدابیر کشفی و اطلاعاتی را برای جلوگیری از انجام اینگونه حملهها میگرفت. طوریکه دیده میشود، شمار بازداشتیهای حملههای انتحاری، خیلی کم است. نرمش حکومت در برابر عاملان کشتار گروهی مردم، خیلی نگرانکننده و تاسفبار است. باید هیچگونه سهلانگاری و انعطاف پذیریای در برابر کشتار گروهی مردم وجود نداشته باشد.»
تخار
عبیدالله شهزاد، مالک دواخانهی ورسج: «در این اواخر صحبت از پاکسازی طالبان در رسانهها دیده و شنیده میشود، اما بازهم دیده میشود که ادامه انتحار و ترور از جانب مخالفان شدت مییابد. در حقیقت مشکل در داخل افغانستان نیست؛ بلکه در خارج از مرزهای افغانستان است، خصوصا پاکستان. و این هزارها بار ثابت شده که این کشور مولد چنین تخریب کاریها میباشد و تمام مردم شاهد مصاحبههای کسانیکه دستگیر شدهاند میباشند. بنا مشکل باید در خارج از مرزها حل شود؛ چون منافع پاکستان به نظر خودشان در نا امن ساختن افغانستان نیست؛ بلکه در آرامی افغانستان است.»
غلام عباس یوسفی، از شهر تالقان: «نبود امنیت در کشور یک مشکل جدی بوده که همیشه مطبوعات از آن خبرهایی به نشر میسپارند و اینکه چگونه نا امنی در بسیاری از مناطق افغانستان گسترش یافته است. به باور من مداخلات بیرونی در کشور نقش مهمی دارند. هیچ هموطن افغان به کشته شدن هموطن خویش راضی نیست، اما تحریک بیگانهها در قلمرو ما ادامه داشته و سبب حملات انتحاری و بسا مسایل دیگر میشود. در حالیکه مقامات دولتی از پاکسازی بعضی محلات تجمع شورشیان سخن میگویند؛ ولی باز هم دیده میشود که جلو بدامنیها گرفته نشده و مردم دچار مشکلات فراوان هستند.»
مشرف الله مصلح، از شهر تالقان: «سازماندهی این حملات به گونهی بسیار منظم عوامل بیرونی دارد. از جانب دیگر شماری از این مخالفان موجودیت نیروهای خارجی را بهانه گرفته دست به این حملات میزنند، اما در این اواخر همه شاهد آن هستیم که قربانیان همهی حملات صورت گرفته جز مردمان ملکی کس دیگر نبوده است. این عمل هیچ راهی برای پذیرفتن ندارد. کشتن افراد ملکی را نمیشود جهاد بر علیه خارجیها گفت.»
هرات
حمیدالله سلطانی، شهروند هراتی: «وقتی تصاویر قتلعام بیگناهان توسط طالبان را در تلویزیون دیدم برای چند لحظه از انسان بودن خودم خجالت کشیدم. باور نداشتم که آدمها تا این حد قساوتگر و ظالم وجود داشته باشند که افراد بیگناه را چنین بیرحمانه برای لذت بردن به قتل برسانند.
اگر کرزی میخواهد با اینگونه تروریستها و جنایتکاران مذاکره کند و یا آنان را در حکومت باخود شریک بسازد، باید از این ملت و مردم بگذرد زیرا هیچ افغانی حاضر نخواهد شد گروهی را که چنین ظالمانه مردم بیگناه را به قتل میرسانند بپذیرند.»
سیمین حاکمزاده، معلم در هرات: «طالبان جانیترین و خونخوارترین گروهی هستند که میتوان نام برد نه تنها که قتلعام افراد بیگناه در ننگرهار این مساله را ثابت کرده که همیشه و مدام این مساله هویدا بوده است. سنگسار و اعدام زنان آنهم زنان حامله، سربریدن مردم، دار زدن و مثلهکردن افراد همه گواه جانی بودن این گروه میباشد و کسانی هم که با این گروه بخواهند مذاکره کنند یا آنان را به عنوان یک گروه سیاسی در حیات سیاسی کشور قلمداد کنند، در همه این جنایتهای طالبان شریکاند.»
عبدالله هروی، شهروند: «اگر مجلس نمایندگان واقعا نماینده مردم افغانستاناند باید جلو هرگونه مذاکره و امتیازدهی حکومت با طالبان را بگیرند. رسانهها میگویند که حکومت با طالبان نزدیکی بیشتری پیدا کرده است و از آنان حمایت میکند. زیرا در مقابل هیچ کدام از اعمال ضدبشری این گروه واکنش درستی بروز نداده است. اگر این مساله درست باشد آقای کرزی باید بداند که دیگر ملت افغانستان با او نیست و به زودی حرکتهای مردمی افغانها هم مانند دیگر کشورهای که ملتش آزادی خواهاند و دارند بر ضد استبداد حکومتهایشان تظاهرات میکنند، شروع خواهد شد.»
بدخشان
عبدالله طوفان، یک تن از شهروندان بدخشان: «تشدید حملات انتحاری طالبان و گسترش فعالیت تروریستی آنها، در واقع قویترین پاسخی است که ادعاهای مبنی بر دستاوردهای شورای عالی صلح را زیر پرسش قرار میدهد.
ترکیب شورای عالی صلح به گونهایست که افراد آن سابقه جنگ با طالبان را دارند و طالبان هیچگاه آمادهی پذیرش صلح با توجه به پیش شرطهایی که دارند نیستند. در این میان حکومت افغانستان از یک طرف با ایجاد این شورا تداوم قدرتش را حفظ میکند، ازجانب دیگر، با رهایی تروریستان وانتحارکنندگان که همهروزه جان هموطنان ما را به خاک وخون میکشند وهمچنان زمینه ورود دو باره طالبان به قدرت سیاسی افغانستان را فراهم میکنند که سکوت زمامداران افغانستان وشورای عالی صلح در برابر حملات انتحاری اخیر شاهد این مدعاست.»
عبدالمتین جیهون، فعال جامعه مدنی: «اگر حکومت افغانستان پاسخ جنگ را با جنگ به منظور برقراری صلح در کشور دهد و در مقابل طالبان با جدیت برخورد نکند و از امتیازدهی به طالبان دستبردار نشود، به یقینکامل میتوان گفت که هنوز حکومت در کشتن هموطنان ما دست دارد. چرا؛ تروریستان و انتحارکنندگان که توسط حکومت رها میشوند دو باره از پاکستان تجهیز شده وطن ما را به خاک و خون میکشانند.»
بلخ
احمد فرید تارزن، انجنیر در افغان بیسیم: «وقتی با انسان گروه و یا حزب تفاهم صورت میگیرد که روش اخلاق و مفکوره درست انسانی داشته باشد. با توجه به جنایاتیکه در این اواخر طالبان به راه انداخته و به قتل و کشتار مردمان ملکی پرداختهاند و این عمل سیاه را پیشه خود ساختهاند برعلاوه راه رسیدن به صلح نخواهد بود بلکه رفتن به سوی گمراهی و تاریکی است، و مذاکره با طالبان در اصل، دانسته خود را به گودال انداختن است.»
فهیم دانش، باشنده مزار شریف: «به نظر من آوردن صلح در افغانستان آنهم مذاکره با طالبان که تا هنوز هیچ فرد افغان تعریف و شناخت درست از طالبان ندارند ناممکن است. چراکه با وجود چندین سال جنگ این گروه به خاطر عملی نمودن سیاستهای آنها از جمله نگذاشتن زنان به بیرون از خانه، دست بریدن، اعدام، تیرباران و سنگسار که در حکومت طالبان مردم را به فغان آورده بود همچنان اینها کیها هستند که جوانان، زنان و کودکان را در حملههای انتحاری از بین میبرند. آیا مردم افغانستان از این اقدام آنها چشم پوشی میکنند؟ چطور میتوانند در این حکومت با بودن حقوق بشر، آزادی بیان و قانون اساسی این کشور این اعمال خرابکارانه را انجام دهند.
اگر از عملی نمودن این اعمال خودداری نمایند پس در جنگهایی که طالبان با حکومت افغانستان انجام دادند و هزاران تن شهید، معلول، بیوه و بیپدر شدهاند کیست که جواب آنها را بگوید.
آیا با داشتن این تجربه تلخ آنها میتوانند با مردم افغانستان یکجا و در یک ستون زندگی کنند؟ هرگز نه.»
بامیان
محمد روشن، یکی از شهروندان بامیان: «به نظر من ایجاد شورایعالی صلح به صلاح مردم افغانستان نبود، اصلا معلوم نیست که دولت و کمیته صلح باکدام گروه و یا اشخاص میخواهند صلح بکنند. در حالیکه هیچ گروه و فرد آمادگی خود را با این کمیته اعلان نکرده و از زمان ایجاد این کمیته حملات انتحاری و دهشت افگنی طالبان اوج گرفته است. بنا کار کمیته صلح بهکلی سوال برانگیزاست و خلاف مصلحت ملی مردم افغانستان است.»
مهدی حسینزاده، باشنده بامیان: «بعد از تشکیل کمیته صلح در کشور فعالیتهای دهشت افگنی و حملات انتحاری طالبان زیاد شده، از یک طرف بیانگر ضعف کمیته صلح است و از طرف دیگر ضعف دولت را نشان میدهد. یعنی طالبان میخواهند طوری وانمود کند که نه دولت میتواند آنها را از بین ببرد و نه آنها میخواهد توسط کمیته صلح در کنار دولت بیایند، واین کمیته به نفع مردم افغانستان به خاطری نیست که طالبان آماده برای صلح نیستند به خاطریکه به حملاتشان شدت بخشیده است و دولت هم اگر از طریق نظامی بتواند مساله امنیتی افغانستان راحل نماید خوب است.
به خاطریکه کمیته صلح نتوانست به این مشکلات رسیدگی نماید.»






