نمایندگان ولسی جرگه تصمیم گرفته اند که عبدالکریم خرم، وزیر اطلاعات و فرهنگ را استیضاح کنند. این تصمیم پس از آن گرفته می شود، که به گفته ی نمایندگان مردم در پارلمان، وزیر اطلاعات و فرهنگ قانون رسانه های جمعی را که ماه ها قبل با دو سوم آرای نمایندگان پارلمان تصویب شده بود، غیرقانونی خوانده و باری گفته بود دلیل نپذیرفتن این قانون از سوی وی، اعمال نظر خارجی ها در تصویب و تدوین این قانون می باشد. البته این تنها موردی نیست که بتوان از منظر آن آقای خرم را مورد نقد قرار داد و نمایندگان مردم در ولسی جرگه بر اساس آن خواهان استیضاح وی شوند. وزیر اطلاعات و فرهنگ در جریان وزارت اش، دسته گل های زیادی را به آب داده است، اما کمتر شاهد واکنش مسوولانه ی نمایندگان پارلمان کشور با وی بوده ایم.
هرچند وزیر اطلاعات و فرهنگ در برنامه ی حساب دهی حکومت به دست آوردهای خود اشاره کرد و حفظ میراث های تاریخی، چاپ کتاب ها، احیای مجدد کتاب خانه ها در مرکز و برخی ولایت ها و فعالیت های هنری این وزارت را از دست آوردهای وزارت اش خواند. اما، وی از قاچاق بی رویه ی آثار تاریخی، موانعی را که کوشش کرده فرا راه فعالیت رسانه ها خلق کند، از دامن زدن به مسایل زبانی و … هیچ سخنی بر زبان نیاورد. از سوی دیگر، مگر ما در سطح کشور چند کتاب خانه داریم، سالانه چند اثر در کشور چاب می شود، در بخش سینما و رسانه ای چه حمایت و اقدامی از سوی وزارت اطلاعات و فرهنگ صورت گرفته شده است، تا مدعی دست آوردهای خود در این زمینه ها شویم. از این که از ورود برخی کتاب ها به بهانه ی دامن زدن به مسایل مذهبی جلوگیر شد، از این که خبرنگاران به دلیل صحبت کردن با زبان مادری و ملی شان مورد توبیخ قرار گرفتند، و از بسیاری مسایل دیگر، آقای خرم سخنی بر زبان نیاورد.
البته مردم انتظار زیادی از آقای خرم هم ندارند. زیرا وزیری که به رسانه های آزاد و آزادی بیان اعتقاد نداشته باشد، دموکراسی برایش قصه ی مفت باشد، قانون رسانه ها را دیکته ی خارجی ها بداند، معلوم است که نمی خواهد کاری در این عرصه ها برای کشور انجام دهد. این که وزارت اطلاعات و فرهنگ استراتژی رسانه ای برای تلاش مثمر فرهنگی و ایجاد زمینه ی تغییر در افکار عامه ندارد، جای سوالی ندارد. چون نه خود وزیر این درایت و صلاحیت علمی را دارد و نه این وزارت از کادرهای علمی و مسلکی در عرصه ی فرهنگی و رسانه ای برخوردار است. وظایف معینان آن نیز به توجیه و دفاع از نا به کاری های آقای خرم و حرکت در مرزی که از یک طرف از آزادی بیان و ارزش های قانون اساسی و قانون رسانه ها دفاع کنند و از طرف دیگر اقدام های وزیر فرهنگ شان را توجیه کنند یا از آن طفره روند، خلاصه می شود.
سوالی که خلق می شود این است که در این مدت چرا نمایندگان مردم در پارلمان کشور متوجه این همه مسایل نبودند. آیا مسایل فرهنگی به اندازه ی مسایل سیاسی ارزش ندارند که توجه نمایندگان را به خود جلب کنند؟ یا اصلا نمایندگان پارلمان نیز تصور و انتظار بیشتر از این از وزیر اطلاعات و فرهنگ ندارند؟
هرچند پیش از این نیز بارها آقای خرم به مجلس نمایندگان فراخوانده شده است و پاسخ هایش به نمایندگان نیز قناعت بخش نبوده است، اما چرا این همه نادیده انگاشته شد و به فراموشی سپرده شد. بازی سیاست نمایندگان پارلمان کشور را نیز آن قدر مصروف و بی خاصیت ساخته است، که بی توجهی به این مسایل مهم و اظهارات غیر مسوولانه در مقابل مردم و پارلمان، خمی بر ابروی نمایندگان مردم نیاورد.
به هر حال، آقای خرم بارها نشان داده است که به ارزش های دموکراسی و آزادی بیان و فعالیت آزادانه ی رسانه ها باور ندارد و در این راستا آن طور که پیدا است اگر حمایت خارجی ها نمی بود، اقدام هایی را انجام می داد که دیگر قصه ی بسیاری چیزهای دیگر نیز مفت می شد. اما نمایندگان پارلمان که خود را پاسداران منافع مردم و ارزش های والای قانون در کشور می دانند، خیلی دیر متوجه مساله شده اند. یا شاید پیش از این معاملاتی در کار بود و مصلحت هایی، که نمایندگان پارلمان را از برخورد قانونی و جدی با این این وزیر باز می داشت.
همه می دانند که رییس جمهور کرزی، در روزگاری که از یک طرف به انتخابات نزدیک می شویم و از طرف دیگر تلاش برای آوردن برادران طالب در جریان است، به شخصی در عرصه ی رسانه ای کشور نیاز دارد که چون حصاری در برابر رسانه ها قرار بگیرد و اگر مصلحت ها ایجاب وضع محدودیت هایی در این عرصه را نمود، از آن حمایت کند و از هیچ انتقاد و کنایه و فشاری وی را گزندی نباشد. از سوی دیگر در روزگاری که زمزمه ی مذاکره با برادر گلبدین حکمتیار داغ است، شاید کرزی را میل و توانی برای فشار وارد کردن به وزیر فرهنگ اش نباشد. زیرا در آن صورت دل برادر گلبدین و سایر برادران خواهد رنجید و از مذاکره سرخواهند زد.
اما مگر نمایندگان پارلمان به این همه مسایل وقوف ندارند، یا این که رییس جمهور در درون پارلمان آن قدر رخنه کرده است که بدون اذن وی سلب اعتماد از وزیری، ناممکن است.
این بار نیز که ولسی جرگه تصمیم به استیضاح وزیر فرهنگ گرفته است، دیده شود که باز هم معاملات نمایندگان را از سلب اعتماد در صورت بی پاسخی و یا کله شخی وزیر فرهنگ باز می دارد، یا این بار نمایندگان با تدبیر و جدیت کامل و با وقوف بر آن چه در فضای فرهنگی و رسانه ای کشور می گذرد، نمایندگی شان از سوی مردم را تمثیل می کنند.






