فعالیت فرهنگی- هنری مهاجران افغانستان، در ایران برمیگردد به سالهای ۱۳۵۹- ۱۳۵۸، در آغازین روزهای جهاد اسلامی افغانستان که از قضا با شروع جنگ هشت ساله ایران و عراق همزمان بود. در آن سالها عدهای از فرهنگیان، در بعضی از مناسبتهای ویژه، با چاپ و انتشار پوستر و یا اطلاعیهای، از انقلاب اسلامی افغانستان میگفتند، البته این کارها بیش از آنکه فرهنگی یا هنری باشد، تبلیغاتی بود. این روند تا چند سال توسط احزاب جهادی که در بدنه حزبیشان کمیتهای به نام کمیته فرهنگی داشتند ادامه داشت، ولی هیچگاه بهعنوان یک جریان شاخص که درخور شان هنر و فرهنگ مهاجران مسلمان افغانستان باشد، عمل نکرد و داعیهدار نبود.
در اواخر دهه شصت خورشیدی، جمعی از شاعران و نویسندگان مهاجر که بیشترشان طلبه بودند، جریانی فرهنگی- هنری را با ساختاری مردمی به راه انداختند؛ جریانی کاملا متمایز و پویا که امید را در جمع استعدادهای فرهنگی- هنری مهاجران ایجاد کرد. جریان جدید از کمیتههای فرهنگی احزاب فاصله گرفته و در ابتدا خود را با جریان ادبیات پایدار ایران همسو دانسته و خود را به آن نزدیک ساخت. مهمترین شاخصه این جریان، استقلال فرهنگی، هویت ملی و مذهبی بود. این جریان بسیار زود از طرف همه اقشار مهاجران و از طبقات مختلف اجتماعی آنها مثل طلبهها، کارگران، دانشجویان، کسبه، زنان و دانشآموزان پذیرفته شد. این جریان در مدت کوتاهی با همراهی و حمایت بعضی از مجامع فرهنگی ایران، به خصوص حوزه هنری، در یک فضای فرهنگی آشنا و مالوف، شایستگیهایش را نشان داد. اگرچه در بعضی مواقع دچار کندی رفتار و گفتار شد.
سید ابوطالب مظفری، شاعر نامآشنا و از پیشگامان ادبیات مهاجرین، از آن روزها چنین یاد میکند:
«زمانی که آقای محمدحسین جعفریان در حوزه هنری مشهد و در دفتر مقاومت اسلامی کار میکرد، ما در ظرف سه چهار سال توانستیم چهل، پنجاه عنوان کتاب درباره افغانستان منتشر کنیم. کارنامه دهساله خود آنها چندان قابل توجه نبود. به همین دلیل بچههای افغانستان در بخش خاطرات، داستان و شعر کتاب چاپ کردند.»
محمد کاظم کاظمی نگاه دیگری به آن روزها دارد :
«از اوایل دهه هفتاد، ما پدیده غریب و در عین حال بسیار خوشایندی را دیدیم که پیشتر دیده نشده بود. جمعی از دانشآموزان افغان که در مدارس ایران تحصیل کرده بودند و این برای نسل اول مهاجر مقدور نبود، به مرحله رشد و بلوغ و تاثیرگذاری رسیدند. بعضی از اینان شاعر و نویسنده شدند و به ناگاه از مراکز آموزشی ایران سر برون آوردند.
نسل پیشتر یا از پرورش باز مانده و به کار گل گماشته شده بود و یا با مشقات تمام و امکانات مادی اندک، در جامعه مهاجر پرورش یافته بود. به همین سبب آن نسل نتوانست آنقدرها با شعر جوان ایران در سطح دانشآموزی و دانشجویی عجین شود. ولی این گروه جدید، هم امکان پرورش بهتری یافتند و هم انس و الفتی با دانشآموزان شاعر و نویسنده ایرانی پیدا کردند که بعدا سبب برکات بسیاری شد.»
کمی بعد به وسیله همین جوانها و با راهنمایی محمد کاظم کاظمی و با حمایت حوزه هنری، اولین جلسه ادبی شاعران مهاجر در بهار سال ۱۳۷۳ در حوزه هنری با مسوولیت علی یعقوبی (شاهد) راهاندازی شد. در اولین ویژهنامه داخلی نقد شعر شاعران این نشست، نام شاعرانی چون قنبرعلی تابش، عبدالرحیم جعفری، سید زکریا راحل، محمد بشیر رحیمی، سید محمد ضیا قاسمی، محمد حسین هاشمی، علی یعقوبی، حسین اعتمادی و چند شاعر دیگر مهاجر دیده میشود. امروزه اکثر این شاعران از چهرههای شاخص ادبیات فارسی به شمار میروند و در این عرصه تاثیرگذار هستند. جلسات هفتگی ادبی افغانستان کمی بعد با مسوولیت سید محمد ضیا قاسمی، در قالب دفتر شعر و قصه افغانستان، مرکز آفرینشهای ادبی حوزه هنری دنبال شد و هنوز هم روزهای پنجشنبه در تالار مرکز آفرینشهای ادبی حوزه هنری برگزار میشود که امروزه علاوه بر دفتر شعر و قصه افغانستان حوزه هنری، با نام خانه ادبیات افغانستان هم شناخته میشود. در سال ۱۳۸۲، شاعران و نویسندگان جوان افغانستان که مکانی برای گردهمایی غیر از حوزه هنری نداشتند، با هماندیشی دست به تشکیل خانه ادبیات افغانستان زدند. در واقع، خانه ادبیات افغانستان از محصولات ماندگار جلسات حوزه هنری است که در سالهای گذشته با برگزاری پنج دوره موفق جشنواره ادبی قند پارسی به صورت رقابتی در بین شاعران و نویسندگان جوان افغانستان، اعتبار و آوازه بلندی در بین مجامع فرهنگی افغانستان به دست آورده است. اعتباری که بعدها با راهاندازی نشریه فرهنگی-ادبی «فرخار» و در این اواخر هم فصلنامه داستانی روایت، راههای تازهتری را فراروی شاعران و نویسندگان جوان افغانستان به خصوص مهاجران گشود. کسب مقامهای بسیاری توسط شاعران و نویسندگان جوان افغانستان از جشنوارههای معتبر فرهنگی – ادبی ایران، شاهدی خوبی بر این مدعاست. بعد از بازگشت سید ضیا قاسمی به افغانستان، این جلسات با اندک تغییرات ساختاری، پنجشنبهها ساعت پنج عصر با مسوولیت نگارنده اداره میشود. تغییراتی که باعث رونق بیشتری شده است. از جمله بعد از اجراییشدن طرح نقد ماهانه ادبیات افغانستان با حمایت مرکز آفرینشهای ادبی حوزه، سی و یکمین نشست نقد و بررسی ادبیات افغانستان هم درحال برگزاری است.
با آنکه سرنوشت فعالیتهای هنری- ادبی مهاجران افغانستان در ایران، بستگی به نوسانات سرنوشتشان دارد (سرنوشتی که بسیار پرنوسان و آشفته بوده است.) ولی جلسات هفتگی ادبیات افغانستان در حوزه هنری هیچگاه گرفتار این نوسانات که منجر به تعطیلی شود، نشده است. جریان فرهنگی- ادبی مهاجران ساکن ایران به اعتقاد اکثر کارشناسان ادبی، در بین تمام مهاجران، در کشورهای دیگر و حتا در مواردی با فعالیتهای فرهنگی- ادبی داخل افغانستان، قابل مقایسه نیست و همواره پیشرو و تاثیرگذار بودهاست.




