فقر یک معضل ملی و بینالمللی است. تقریباً دو میلیارد نفر در سراسر جهان از این پدیده رنج میبرند. متاسفانه افغانستان بعد از سومالیا دومین کشور فقیر جهان خوانده شده است. خصوصاً در این اواخر دامنه گرسنهگی با گذشت هر روز گستردهتر میشود، با توجه به هشداری که سازمان ملل متحد در مورد احتمال وقوع فاجعه بشری، مبنی بر اینکه ۱۸ میلیون شهروند افغانستان مصونیت غذایی ندارند و احتمال اینکه ۹۷ درصد خانوادههای افغانستان تا نیمه ۲۰۲۲ زیر خط فقر بروند. وضعیت فعلی افغانستان گواه کلید خوردن یک بحران جدی فقر وگرسنهگی است.
بهتازهگی تصویری از یک دختر نوجوان به نام نجیبه در صفحات مجازی دستبهدست شد، مبنی بر اینکه پدر خانواده به خاطر تامین نیازمندیهای اولیه خود دست به فروش دخترش زده است. همچنین منابعی گفتاند که هشت کودک در غرب کابل از گرسنهگی جان باختهاند. به فروش گذاشتن دختران و کودکان توسط خانوادههایشان و همچنین تلف شدن کودکان در نقاط مختلف افغانستان به خاطر گرسنهگی و صدها واقعه دیگر مرتبط به فقر، بهوضوح میرساند که خانوادههای افغانستان بنا بر ناچاری و مجبوری برای اینکه از گرسنهگی تلف نشود، دست به فروش جگرگوشههایشان میزنند. اگر این وضعیت ادامه یابد، مطمیناً مردم جز رهایی از گرسنهگی، به هیچ ارزشی فکر نخواهند کرد. این مساله علاوه بر افزایش فجایع انسانی ناشی از گرسنهگی، منجر به افزایش بیثباتی خواهد شد.
فقر و گرسنهگی روایت تلخ مردم افغانستان است که مدتهای مدیدی با این بحران دست و پنجه نرم میکنند. بهویژه پس از سقوط حکومت پیشین و حضور طالبان، شهروندان بیش از گذشته در فراهم کردن نیازهای اولیهشان درماندهاند.
عوامل زیادی باعث شکلگیری این بحران شده است، از جمله خشکسالی طولانیمدت، کمبود محصولات زراعتی ناشی از کمآبی و از همه مهمتر تحولات سیاسی اخیر و درگیرهای داخلی. یعنی روی کار آمدن دوباره طالبان، علاوه بر اینکه باعث کاهش امید و انگیزه زندهگی در بین مردم شد، هزاران خانواده را آواره و بیخانمان ساخت. اکثر مردم کار و منبع درامدشان را از دست دادهاند. به این صورت راه کسب عواید به روی مردم بیش از پیش بسته شده است. کسانی که مشغول کار و وظیفه بودند، بیکار شدهاند. هر کدام از اینها باعث افزایش فقر و گرسنهگی در بین مردم شده و مجموع آنها بحرانی را ایجاد میکند که مستلزم اقدامات جدی طالبان و جامعه بینالملل است.
برای اینکه از فاجعه انسانی جلوگیری شود، نیاز است سازمان ملل از جوامع جهانی بخواهد که اقدامات متناسب با ابعاد بحران پیشآمده انجام دهند. از آنجایی که موضوع مرگ و زندهگی در میان است، جامعه بینالمللی به جای مسدود و منجمد کردن ذخایر پولی افغانستان و قطع کمکهای بشردوستانه، باید برای جلوگیری از فاجعه انسانی در افغانستان دست همکاری بدهند.
علاوه بر این، سازمان ملل متحد برای کاهش فقر بهصورت بنیادی باید با طالبان وارد گفتوگو شود؛ زیرا فقر زمانی برای همیشه کاهش خواهد یافت که عوامل ایجاد و افزایش آن در افغانستان از بین برده شود. لذا سازمان ملل متحد باید با طالبان از نزدیک کار کند و در مواردی بر آنها فشار آورد تا برای کاهش فقر بر عوامل و ابعاد فقر بیشتر متمرکز شوند. در شرایط کنونی، تمرکز روی سه مورد زیر، میتواند بخشی از مشکلات اقتصادی کشور را برای درازمدت حل کند.
بیسوادی: یکی از عوامل فقر، بیسوادی و سواد کم شهروندان افغانستان است. طالبان با درنظرداشت اهمیت سواد، باید سعی کنند بر تحصیلات مردم بدون تبعیض قومی و جنسیتی متمرکز شوند.
حمایت از محصولات داخلی: تجارب و تحقیقات نشان داده است که یکی از راههای مبارزه با فقر، حمایت از محصولات و صنایع داخلی همان کشور است. افغانستان دارای معدن متعدد مواد خام و حتا از این لحاظ سرامد کشورهای هسایه است. توجه به این مورد، در کاهش فقر کمک زیادی خواهد کرد.
بیکاری: بیکاری بهعنوان یکی از عوامل اصلی فقر در سطح کشور دانسته میشود. با سقوط جمهوریت و حضور طالبان، این عامل بیش از پیش گستردهتر شده است. بنابراین طالبان باید زمینه اشتغال را برای مردم فراهم کنند تا از این طریق مردم راه کسب درامد داشته باشند.
در نتیجه میتوان گفت که افغانستان به سوی یک بحران جدی اقتصادی در حرکت است. پیش از اینکه فاجعه انسانی رخ بدهد، اقدامات جدی و فوری متناسب به شرایط فعلی افغانستان صورت گیرد. از آنجایی که جوامع بینالمللی با حضور طالبان کمکهای بشردوستانهشان را قطع یا تعلیق کردهاند، طالبان باید اقداماتی را به منظور رفع تحریمها و جلب کمکهای بینالمللی انجام دهند. تا زمانی که افغانستان در وضعیت فعلی همکاریها و کمکهای جهانی را نداشته باشد، توان پشت سر گذاشتن این بحران را ندارد. علاوه بر این، طالبان باید روی رفع عوامل فقر در داخل کشور بیشتر متمرکز شوند.






