واضح است که برای درک اهمیت و جایگاه هر مفهوم و اقدامی باید ابتدا شناخت کافی و یا حداقل نسبی از آن داشته باشیم. به همین ترتیب برای تحلیل مناسب اهمیت اهداف توسعه پایدار «SDGS» به چند مورد در خصوص تعریف توسعه پایدار و اهداف آن میپردازیم.
در واقع، توسعه فرآیندی است متشکل از چند بُعد که دستیابی به آن در گرو نیل به تمامی ابعاد آن میباشد و مفهوم توسعه پایدار بر رهیافتهای اقتصادی، زیستمحیطی یا اجتماعی و تلفیقی از آنها متمرکز است. توسعه پایدار، نیازهای نسل فعلی را بدون اشکال و صدمه به نسلهای آینده، تامین میکند. توسعه پایدار در صدد ایجاد رفاه برای عموم مردم و ملل است. اهداف توسعه پایدار سازمان ملل نیز در قالب ۱۷ هدف کلی و ۱۶۹ هدف جزیی در راستای تحقق نیازها و دستیافتن به پایداری جهانی در ابعاد محیط زیستی، اقتصادی و اجتماعی آن در سال ۲۰۱۵ با اشتراک ۱۸۹ کشور در مجمع عمومی سازمان ملل، به یک اجندای جهانی بدل گردید. میتوان گفت اهداف توسعه پایدار، برنامه اقدام مردم کره زمین و خوشبختی ابنای بشر بوده که در تلاش صلح جهانی در چارچوب آزادیهای بیشتر و جهان توسعهیافته با شاخصه پایداری در ابعاد اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی آن تا سال ۲۰۳۰ است.
اگر به اهداف هفدهگانه کلان توسعهی پایدار سازمان ملل نظر افگنیم، به طور صریح رابطه تنگاتنگ میان تحقق آن اهداف و نیازهای اساسی افغانستان در بخشهای اقتصادی، سیاسی و زیستمحیطی و اجتماعی را دریافت کرده میتوانیم. در این میان، اهداف شماره یکم، پنجم و شانزدهم، توسعه پایدار سازمان ملل، مصداقهای بارزی از اهمیت اساسی این اهداف برای افغانستان است.
افغانستان از جمله کشورهای اشتراککننده در تصویب آجندای اهداف توسعه پایدار سازمان ملل متحد است. مسلما، در جهت نیل به اهداف (هفدهگانه کلان و ۱۶۹ هدف کوچک) توسعهی پایدار سازمان ملل، مشارکت تنگاتنگ کشورهای جهان لازمی است تا در این خصوص اقدامات موثری را در قالب تدوین پالیسیها، قوانین و استراتژیها اتخاذ نمایند. افغانستان نیز در راستای تعهدات بینالمللیاش ملزم به اتخاذ تصامیم و اقدامات نظری و عملی میباشد. اما، اگر نگاهی به پالیسیها و اقدامات عملی دولت افغانستان انداخته شود، جایگاه قدمهای تعیینکننده در تحقق اهداف توسعه پایدار بسیار پایین است.
با این وجود اهمیت اهداف توسعهی پایدار چیست؟ و چرا افغانستان باید بیشترین وقت و انرژی خود را صرف تحقق این اهداف کند؟
مبرهن است که به طور کل در سطح جهان، از نتایج مهم جهانی شدن، رشد جمعیت جهان و به تبع آن، تمرکز جمعیت و فعالیت آنها در شهرها، مسایل زیستمحیطی بوده که به اشکال مختلف آلودهگی هوا، آب، خاک و غیره نمایان میگردد. از بعد اجتماعی، رشد سریع جمعیت و ضرورت توجه به بهداشت مناسب حال همهگان و در بعد اقتصادی آن، نیز رشد سریع شهرنشینی به خصوص در شهرهای کلان، باعث مواردی مانند توزیع نامتوازن و خدمات ناکافی و تفاوت واضح در قیمت زمین گردیده که در نهایت اختلافات طبقاتی اجتماعی و اقتصادی را به بار آورده است. نارساییهای خدمات زراعتی در کشورهایی که هنوز وابستهگی زیادی به زراعت و تولیدات کشاورزی دارند، نابرابریهای جنسیتی در جوامع با ساختار سنتیای که از ابعاد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی تواناییهای رشد اجتماع را به چالش میکشند، توأم با نگرانیهای تازه و مهم جهانی مانند گازهای گلخانهای و عوامل تشدیدکنندهی آن، گرمای زمین و کاهش روزافرون منابع تجدیدناپذیر، مواردی هستند که اهمیت توسعه پایدار را برجسته ساخته و برای برنامهریزیهای کلان، برای دستیابی به جهانی پایدار، توجه به توسعه را ضروری میسازد.
بنا بر این، برای افغانستان به عنوان کشوری متکی به کشاورزی، دارای اقتصاد شکننده و محیط زیست لرزان و چالشهای بزرگ سیاسی و اجتماعی، تحقق اهداف توسعه پایدار از اهمیت ویژهای باید برخوردار باشد.
اگر به اهداف هفدهگانه کلان توسعهی پایدار سازمان ملل نظر افگنیم، به طور صریح رابطه تنگاتنگ میان تحقق آن اهداف و نیازهای اساسی افغانستان در بخشهای اقتصادی، سیاسی و زیستمحیطی و اجتماعی را دریافت کرده میتوانیم. در این میان، اهداف شماره یکم، پنجم و شانزدهم، توسعه پایدار سازمان ملل، مصداقهای بارزی از اهمیت اساسی این اهداف برای افغانستان است.
در چشمانداز ۱۵ ساله خود، ریشهکنسازی فقر در تمام ابعاد آن از ماموریتهای مهم این اهداف است که در واقع هدف شماره اول، اجندای توسعه پایدار سازمان ملل را شکل میدهد. افغانستان از جمله کشورهایی که دارای سطح بلندتر از (۵۰ درصدی) فقر میباشد، ناگریز از تلاش برای بهبود این وضعیت و مبارزه در برابر این معضل است. حرکت در مسیر تحقق هدف اول این آجندا، از آنجایی که تعهدات بینالمللی در تحقق این اهداف وجود دارد، سیل عظیمی از کمکها و حمایتهای جهانی را برای افغانستان به وجود خواهد آورد، آنچه که افغانستان به شدت به آن نیاز دارد. به همین ترتیب، هدف شماره پنجم که گسترش و تامین تساوی جنسیتی است برای همه زنان و دختران، بار دیگر یکی از چالشهای مهم و معضلساز افغانستان را نشانه گرفته است که با استفاده از این فرصت، افغانستان میتواند با همکاری جهانی، در راستای تحقق اهداف توسعه پایدار، به این معضل اجتماعیاش فایق آید. هدف شماره شانزدهم، نمونهی دیگری است که اهمیت تحقق اهداف توسعهی پایدار در افغانستان را برجسته میسازد و آن مسأله، تامین صلح و امنیت است. در واقع، تلاش افغانستان برای تمسک به تحقق این هدف، مسوولیت ایجاد صلح و گسترش امنیت اجتماعی در کشور را با شکل وسیعی با تعهدات بینالمللی همه کشورهای متعهد به تحقق اهداف توسعه پایدار گره میزند و خودش را برای رسیدن به فضای مسالمتآمیز و امنیت پایدار نزدیکتر میسازد. تمامی اهداف توسعه پایدار سازمان ملل متحد، در سطوح و ابعاد گوناگون خود برای افغانستان در مسیر پایداری، از اهمیت ویژه و درخور توجهی برخوردار است.
نباید نادیده گرفت که وجود چالشها و موانع در برابر روندهای تغییر و انکشافی در افغانستان امر تقریباً عادی است. تحقق اهداف توسعه پایدار از این قاعده مستثنا نیست. این موانع چه در قالب ساختارهای حقوقی و یا موانع اداری باشند و یا در ضعف حکومتداری خوب و مشکلات سیاسی، به هر حال فرایند تحقق اهداف توسعه پایدار در افغانستان را با کندی شدیدی روبهرو ساخته است. گذشت چهار سال از شروع جهانی تحقق اجندای «SDGS» و نبود افغانستان در ردهی کشورهای در مسیر تطبیق این اهداف، حاکی از وجود موانع قوی در این خصوص است. در نتیجه باید گفت، فارغ از هر بحث دیگر، تحقق اهداف توسعهی پایدار برای افغانستان نه تنها در طولانیمدت بلکه در کوتاهمدت نیز حیاتی و فرصتی بینظیر است. از یکطرف به تامین پایدار اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی در درازمدت کمک میکند و از جانبی در آوردن فرصتهای بزرگ چه در چارچوب کمکهای مالی و یا حمایتهایی از اقدامات برای ایجاد صلح و امنیت اجتماعی در کوتاهمدت نقش مهمی را ایفا مینماید. بناً، با توجه به اهمیت این اهداف، حکومت، سازمانهای ملی و نخبهگان افغانستان در عرصههای مختلف در زمینهسازی تحقق این اهداف، از هیچ تلاشی نباید فرو گذارند.
منابع:
– آقایی، سید داوود (۱۳۸۲). راهبردهای توسعه پایدار در سازمان ملل متحد. مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی، شماره ۵۹، بهار ۱۳۸۲.
– پورهاشمی، سید عباس. (۱۳۹۶). مروری بر ظرفیتها و موانع تحقق اهداف توسعه پایدار: از دستور کار ۲۱ تا دستور کار ۲۰۳۰. فصلنامه علوم و تکنولوژی محیط زیست.
– جواهریان، زهرا و همکاران (۱۳۹۵). اهداف توسعه پایدار. تهران: گروه بین الملل طرفه، انتشارات حک.
– زارعی هدک، محمد، زارعی هدک، معصومه (۱۳۹۰ش)، حقوق بشر، توسعه پایدار، تهران: کتاب آوا.
– سنگانچین، فرزام پوراصضر (۱۳۹۴). شاخصهای توسعه پایدار از MDGs تا SDGs. وزارت کار و رفاه اجتماعی، ایران.
– وزارت اقتصاد افغانستان (۱۳۹۷ش). سند ملی اهداف انکشاف پایدار. کابل: وزارت اقتصاد.





