خبرگزاری ها به نقل از فضل هادی شینواری، مشاور رییس جمهور کرزی در امور دینی خبر داده اند که تماس هایی در سطح بالا میان طالبان و مقام های عربستان سعودی در جریان بوده است که برخی از رسانه ها اعلام این خبر از سوی فضل هادی شینواری را به معنای پرده برداشتن از این تماس ها و برملا کردن آن از سوی این مقام دولتی می دانند.
رسانه ها به نقل از شبکه تلویزیونی الجزیره خبر داده اند که فضل هادی شینواری که در گذشته ریاست ستره محکمه را عهده دار بود و اکنون از مشاوران رییس جمهور کرزی می باشد، در مصاحبه ی اختصاصی با این شبکه گفته است که این تماس ها میان دولت عربستان و افراد گروه طالبان برای متقاعد کردن آنان به مذاکره با دولت افغانستان صورت می گیرد. همزمان شورای علمای افغانستان نیز در بیانیه ای از پا در میانی شخص پادشاه عربستان سعودی برای میانجیگری میان طالبان و دولت پشتیبانی کرده است.
میانجیگری عربستان سعودی میان طالبان و دولت از دیرزمان است که به عنوان یک گزینه و حتا طرح برای رسیدن به صلح و ختم جنگ، از سوی دولت افغانستان ارایه شده است. رییس جمهور کرزی سال گذشته در پاسخ به سوالی در خصوص صحت یا عدم صحت انجام مذاکره میان نمایندگان دولت افغانستان با اعضای گروه طالبان به میزبانی ملک عبدالله، شاه عربستان سعودی، گفته بود که وی از دیرزمان به این سو از خادم الحرمین ملک عبدالله بن عبدالعزیز خواسته است که با استفاده از موقعیت خاص شخصی خود، پا در میانی کرده و در راستای باز کردن راه مذاکره برای پایان جنگ میان دولت و طالبان پا پیش بگذارد.
از گزارش هایی که با استناد به مصاحبه آقای شینورای با تلویزیون الجزیره به نشر رسیده است، این مساله استنباط می گردد که گویا عربستان سعودی مایل است نقشی را در خصوص مساله ی افغانستان بازی کند. اما مهم ترین سوالی که در خصوص سیاست عربستان سعودی به میان می آید، این است که آیا مشارکت عربستان سعودی در سازماندهی مذاکره میان نمایندگانی از دولت افغانستان و گروه طالبان در راستای تطبیق سیاست مورد نظر دولت افغانستان عملی می گردد یا این که دولت عربستان سعودی این کار را در راستای تطبیق سیاست هایی که از دیرزمان در پاکستان در خصوص مشارکت طالبان در قدرت سیاسی افغانستان وجود داشته است، انجام می دهد.
اگر به روند مذاکره میان دولت و طالبان نظری بیاندازیم و این سوال را مطرح کنیم که این مفکوره برای اولین بار از کجا ریشه گرفت و از کدامین چشمه سیاسی آب می خورد، به یقین در خواهیم یافت که این طرح به صورت رسمی برای اولین بار از سوی دولتمردان موجود در کابینه ی جنرال پرویز مشرف بر سر زبان ها افتاد. خورشید محمود قصوری، وزیر امور خارجه وقت پاکستان در کابینه جنرال مشرف بار بار از ضرورت مشارکت طالبان در قدرت سخن گفته بود و شخص جنرال پرویز مشرف نیز بر همین سیاست تاکید داشت.
بسیاری از کارشناسان به این نظر می باشند که این سیاست که از سوی پاکستان مطرح گردید، مورد حمایت دولت انگلستان نیز قرار گرفت. حتا برخی از کارشناسان نسبت به مبدع و مبتکر این طرح تردید داشته و به این نظر هستند که این طرح از جانب انگلیسی ها طراحی شده و از سوی پاکستان مطرح گردیده است که در هر صورت طرح مشترک میان انگلستان و پاکستان بوده است.
شاید جالب باشد که برای اولین بار وقتی خبر مذاکره میان نمایندگان دولت و طالبان به میزبانی شاه عربستان منتشر گردید، از حضور محمد نواز شریف، نخست وزیر پیشین پاکستان در این نشست نیز خبر داده شده بود. از همین رو برخی از تحلیلگران اکنون نیز این نظر را مطرح می کنند که تطبیق سیاست مذاکره با طالبان که اکنون گفته می شود با میانجیگیری مقام های سعودی ممکن است انجام گردد، بیشتر مورد علاقه ی پاکستان و انگلستان است که به دلایل مختلف اکنون از سوی دولت افغانستان و ایالات متحده امریکا به عنوان مهم ترین کمک کننده ی دولت نیز مورد پذیرش قرار گرفته است.
اگرچه دولت افغانستان و مقام های امریکایی با تفکیک گذاشتن طالبان و جدا سازی این گروه به حلقه های تندرو و میانه رو، از مذاکره با گروه میانه رو طالبان سخن می گویند، اما با توجه به این که طالبان همیشه موجودیت دو دستگی و چند دستگی در گروه شان را انکار کرده و خود را تابع رهبری واحد معرفی کرده اند، به نظر می رسد موضوع مذاکره با طالبان نیز جنبه ی عام یافته و وقتی از آن سخن به میان می آید، نه تنها محدود به جناح های میانه رو، بلکه کل گروه طالبان را شامل می شود.
زمانی که وضعیت نظام حقوقی حاکم بر عربستان سعودی مورد ملاحظه قرار گیرد، این شک و تردید به وجود می آید که اگر عربستان سعودی نقش حکم را در معامله یا هم مصالحه میان گروه طالبان و دولت افغانستان ایفا کند، امکان زیادی وجود خواهد داشت بر این که آنان به اشکال مختلفی خصوصا در موارد اختلافی چون تحصیلات و کار زنان، اجرای شریعت به جای قانون، منبع اصلی قدرت و مشروعیت نظام و … بر تثبیت موقف طالبان صحه بگذارند. از همین رو می توان گفت که واگذاری حکمیت به شاه عربستان سعودی برای این مذاکره به خصوص با توجه به این که دولت افغانستان به صورت صریح دایره و محدوده ای را برای این گونه مذاکره مشخص نکرده است، یک ریسک جدی خواهد بود.






