در گزاش امروز «از ورای دود و آتش» مادر دردمندی را با خود داریم که پسرش را در حادثه راکتی در شهر غزنی از دست داده و چگونگی حادثه را چنین بیان میدارد: «آدمهای غریب معلوم است که چه میخواهند، آنها صلح میخواهند تا آرامیباشند و لقمهنان حلالی برایشان به آسانی بهدست بیاورند. در زمان جنگ جز بدبختی، قیمتی و بیکاری چیزی نصیب مردم نشده و نمیشود. چون ما کسانی هستیم که به حکومتداری و حزببازی کاری نداریم. اما در طول تاریخ مردم غریب این مشکلات را متحمل شدهاند، که ما هم جز همین بدبختان تاریخ بودیم. زیرا در هر زمان هر رژیم که آمده است بالای ما ستم روا داشته است و به یکشکل نه به یکشکل ما را دچار مشکل ساخته است. از کدام بدیهای ایشان بگویم. زیرا در زمان کمونیستها مشکلات زیادی را متحمل شدیم؛ با پیروزی مجاهدین به این فکر بودیم که شاید اوضاع بهتر شود، اما با گذشت چند روزی برای ما روشن شد که یومالبدتر گفتهاند زیرا آنها زمانیکه جنگهای میانگروهی را آغاز کردند، هرقوم به جرم داشتن قومیت خویش محکوم بود و بههمین سبب تعداد زیادی از مردم بیگناه بهشهادت رسیدند و یا هم مفقود شدند. اما بدتر از اینهمه راکت و مرمیهای آنها بود که اکثر اوقات در خانههای مسکونی اصابت میکرد و مردم را زیانمند میساخت. در یکی از روزها راکتی در خانه ما اصابت کرد و در نتیجه آن پسرم که تازه 18بهار زندگیاش را سپری کرده بود، بهشهادت رسید و ما را با دنیایی از غم تنها رها کرد. حال فایده این حکومتداری و تختنشینها برای من چیست، زیرا از آنروز تا بهحال کسی از من سوال نکرده که مادر! تو پسرت را از دست دادی چه میخواهی. خواست من از دولت این است که به ما کمک کند و عاملان اینهمه جنایتها را مجازات کنند زیرا ما نمیخواهیم عزیزانمان که شهید شدهاند خونشان به ناحق بخشیده شود و قاتلان آنها آزاد بگردند و عیش و نوش کنند.»
خوانندهگان محترم :- جهت بهتر شدن این بخش ما به نظریات، انتقادات و پیشنهادات سالم شما به دیدهی قدر مینگریم با شریک ساختن چنین گزارشهای شما در نشانی ذیل منتظر میباشیم.
Info_afg@solidarity for justice.org.af





