جناب رییس جمهور محترم آینده، شما دیگر اجازه ندهید که این آشفته بازار بیشتر از این آشفته شود و هرکس هرچه دل اش خواست بکند و کسی پرسان هم نتواند.
نباید فراموش کرد که نظارت بر کارمندان دولتی از مسوولیت های اولیه رییس جمهور می باشد. نظارت یک رییس جمهور برافراد و کارمندانی که پست های کلیدی را به دست دارند، می تواند در نظم و دسیپلین کشور دقیقا موثر باشد.
اکنون می دیده می شود که آن عده اشخاصی که در یک موقعیت بلندتر دولتی قرار دارند، هر آنچه دل شان شد انجام می دهند. استفاده جویان مطمین اند که کدام کسی نیست که به کارکرد های آن ها انتقاد نماید. اما اگر نظارت به کار این ها باشد، به کار های شان دقیق تر عمل خواهند کرد. مردم بیچاره و عام همیشه در برابر زورگویی های دولتی مهر خاموشی به دهان زده اند و اگر چیزی گفته اند در حقیقت توهین به مقام عالی پنداشته شده که در این صورت باید لت و کوب شوند یا هم هزار حرف نا گفتنی را بشنوند. رییس جمهور محترم از این همه حرف ها بی خبر است.
چالش اصلی در این است که همه تقرری و تبدیلی های دولتی به اساس روابط است نه شناخت و شایستگی. همین امر پیامدهای ناگوار را در قبال دارد که کار های اداره و مردم به بحران کشیده می شود. خواهش مردم از رییس جمهور آینده این است که نباید دیگر این کشور” شهر بی پرسان” باشد. امید که گوش های رییس جمهور محترم آینده صدای ضعیف مردم را بشنود.






