یکی از نیازهای اساسی افغانستان که باید در هفت سال گذشته به آن توجه کافی می شد، فرهنگ است. در هفت سال گذشته به جای کار روی اعتلای فرهنگی افغان ها، زیر عناوین مختلف، تلاش شد تا جلو رشد فرهنگی در برخی از عرصه ها گرفته شود. وقتی در افغانستان کتابخانه ها و چاپخانه های کافی و جود ندارند، ما نباید جلو ورود کتاب ها از کشور های دیگر را بگیریم. زیرا تمدن بشری همیشه از یک قسمت زمین به قسمت های دیگر آن انتقال می کند. این کار، خواه دولت مردان بخواهند یا نخواهند، صورت می گیرد. براساس ویژگی انتقال دانش از کشور های پیشرفته به کشور ها فقیر، داشته های علمی توسط مهاجرت ها، تجارت، روابط اجتماعی و غیره انتقال می یابد.
اما ما به جای این که در هفت سال گذشته از تجارب مثبت فرهنگی کشور های دیگر استفاده کنیم، به ضدیت با آنها برآمده ایم. ما نباید مردم را از داشتن کتاب و خواندن آن بازداریم. وقتی در صنف سوم دانشگاه بودم مقام های دانشگاه کتابخانه ای را که در آن شماری از کتاب ها یافت می شد، بستند. این یگانه کتابخانه ای بود که دانشجویان می توانستند با مراجعه به آن حد اقل نیازمندی های شان را حل کنند، اما این اقدام مقام ها سبب شد که دانشجویان از همان حد اقل منبع نیز محروم شوند. دلیل مقام ها این بود که این کتابخانه کتاب هایی را برای دانشجویان عرضه می کند که در آن توازن زبانی وجود ندارد، با وجود این که در این کتابخانه کتاب هایی به هر دو زبان ولو با تفاوت زیاد، وجود داشت. مشکل این است که به باور برخی از دولت مردان افغانستان دانشجویان و اهل مطالعه باید کتاب ها و مطالبی را مطالعه کنند که در داخل افغانستان طبع و نشر شده باشند. اما چنین چیزی امکان ندارد، زیرا در این صورت ما مجبوریم که صدها سال انتظار بکشیم تا کتابی در مورد علوم جدید به یکی از زبان های ملی نوشته شود. در حال حاضر افغانستان صدها سال از کاروان تمدن بشری عقب افتاده و تا افغانستان به مرحله ی کنونی تمدن و فرهنگ بشری می رسد، جهان صدها سال دیگر نیز جلو خواهد رفت. بنابراین نباید افغانستان را با زور و اجبار از تمدن انسانی امروزی عقب نگهداریم. به دریا انداختن کتاب ها نمی تواند نفعی برای پیشرفت ما داشته باشد. بلکه نقد و بررسی کتاب ها می تواند زوایای غیر حقیقی این کتاب ها را به مردم بشناساند. فلتر کردن انترنت نمی تواند افغان ها را از آنچه در جهان می گذرد، بی خبر نگهدارد. ما فعلا در عصر ارتباطات زندگی می کنیم؛ عصری که ارتباطات همه ی مرز ها را در نوردیده و نمی توان با گسترش ارتباطات مبارزه کرد. مقام های حکومتی به تازگی گفته اند پس از این تمام سایت هایی که خلاف فرهنگ و عرف افغان هااند را در انترنت فلتر خواهند کرد. اما چه چیز می تواند در پشت این گفته ها قرار داشته باشد. افغانستانی که در حال حاضر تقریبا اکثر اطلاعات خود را از طریق انترنت به دست می آورد و منابع دیگری مانند کتابخانه ها و موسسه های تحقیقی وجود ندارد، چه راه دیگری برای دست رسی به اطلاعات خواهیم داشت؛ در صورتی که حکومت انترنت را نیز کنترول نماید. تاحال تلاش های زیادی صورت گرفته تا افغان ها از دست آوردهای بشری به دور نگهداشته شوند. اما حکومت آینده باید به جای سیاست سانسور، باید سیاست مدارا و استفاده از هر نوع داشته ی علمی را ترویج و عملی کند.






