آقای رییس جمهور!
داشتن یک دیدگاه حداقل انسانی به زنان و کوشش برای تغییر وضعیت اسارت بار آنان و ایجاد فرصت هایی که آنان را قادر می سازد، ظرفیت ها و توانمندی های تعطیل شده ی شان را به ظهور برسانند، برای شما قبل از آن که یک مسوولیت اجتماعی، انسانی و اسلامی باشد، یک مسوولیت سیاسی و حکومتی و اداری نیز هست. شما یک مرد هستید (مطمینم نامزدان زن نمی توانند رقیبان جدی باشند) و جامعه ی ما یک جامعه ی مرد سالار و زن ستیز، و بیهوده است، اگر بکوشم باورها و اعتقادات و نگرش و حساسیت های مردانه ی شما را تغییر دهم، زیرا دریک جامعه ی مرد سالار همه و هر کدام در سطحی مردسالار هستند. در این مقال من نه بر بینش و نگرش شما بلکه بر روشی که به آن به عنوان یک رییس دولت ضرورت دارید تاکید دارم. دموکراسی بدون حضور شعوری و آگاهانه ی مردم دروغ نفرت انگیز و شرم آوری است. زنان نیمی از مردم را تشکیل می دهند. براین اساس نادیده گرفتن و فراموش کردن نیمی از مردم نه فقط اخلاقا زشت است بلکه خود را محروم ساختن از مطمین ترین بستری است که می تواند ارزش های دموکراتیک و قانونی را به میان خانواده ها ببرد.
با اطمینان می توان گفت که شما از همین حالا به فکر ادامه ی ریاست جمهوری در دوره بعدی نیز هستید و این به ویژه در کشور ما امری عادی است، زیرا در این کشور چوکی و منصب چسب خاصی دارد. از همین حالا می توانید با توسل به اقدام هایی که زن فریبانه نباشد و پاره ای از مطالبات زنان را پاسخ دهد، حمایت آنان را به دست آورید. زنان چه می خواهند؟ این را باید از خود آنان بشنوید و نه از مردانی که خود را قیم و حتا مالک زنان می پندارند و خواست ها ی خودشان را خواست آنان معرفی نموده و تومار درازی را در تایید قانونی که صد درصد بر ضد زنان نوشته شده است، نیز به امضای برخی زنان می رسانند؛ قانونی که در واقع مانیفست قیمومیت و مالکیت و ولایت مطلقه ی مرد بر زن (هرچند مرد ناقص، معیوب، معلول و مجنون باشد) است و برخلاف اسلام که بر یکسانی ذات زن با مرد، تاکید دارد، زن را مال و شی تعریف می کنند. اعتقاد به این که زن ناقص العقل است و احساسات بر او غالب است، خرافه و نیرنگ خود ساخته توسط کسانی است که با وجود همه ادعاهای مسلمانی شان حتا به قرآن کریم نیز باور ندارند.
آقای رییس !
شاید مصلحت ها شما را نیز وادارد که مانند سلف تان، کسانی را به نمایندگی از این یا آن قوم در کنار خویش نگهدارید و حق مردم را برخلاف قانون اساسی که بر حقوق شهروندی تاکید دارد به آنان ندهید و دموکراسی قبایلی را به نمایش بگذارید. اگر چنین کردید و مساله ی قومیت را زنده تر کردید ، این واقعیت را نیز فراموش نکنید که زنان، نیازمندی ها و مطالبات خاص خودشان را دارند. شما معاونین خویش را براساس تعلقات قومی شان بر گزیدید و نام و نشان داران متنفذ را به عنوان نماینده ی این یا آن قوم منتصب کردید. در حالی که این یک فریب و نیرنگ بود و افراد برگزیده ی تان فقط کسانی بودند که می توانستند رای بیشتری به صندوق تان بریزند. چرا در مورد زنان که نمی توانید واقعیت وجودی و تاریخی شان را به عنوان یک صنف و جنس نادیده بگیرید، این کار را نکردید و حداقل یکی از معاونین تان را از میان آنان انتخاب نکردید؟ روشن است چون آنها نه تبری داشتند و نه تفنگی و نه در کار تریاک و ترور دستی، تا خواب شما را اخلال کنند. زنان آرزو دارند به برخورد ریاکارانه و مزورانه ای که تا حال رواج دارند و با واژه هایی مانند احترام، رعایت و توجه پوشش داده می شوند، نقطه ی پایان بگذارید. یاسر عرفات، رهبر خلق فلسطین در نشستی که سخنرانان همه از حقوق حقه ی فلسطینیان سخن می زدند، فریاد زد و گفت چرا همه از حقوق حقه ی ما سخن می گویید، ولی هیچ کدام نمی گویید منظور از حقوق حقه مردم فلسطین چیست؟ آیا سخن زدن از احترام به زنان و رعایت حال آنان و در عین حال با گروه ها و جریان هایی که ضدیت با زنان بارزترین و مشخص ترین وجه شان را می سازد معامله کردن با کسانی که زنان را در چهارراهی ها به کیبل می بستند و یا امتیاز و باج دادن به کسانی که زن را صرفا وسیله ای برای استمتاع و عیاشی مرد می شناسند، زیرا نفقه خوار هستند و باید همیشه باید نفقه خوار بمانند، سودجویانه و بی حرمتی به انسان نیست؟






