جنگ در ولایت هلمند مطابق اهداف تعیین شده پیش می رود. در نخستین گام ولسوالی نادعلی و منطقه مارجه از اشغال طالبان خارج شده و گام بعدی پیشروی به سوی ولسوالی های دیشو و خانشین می باشد.
عملیات کنونی در ولایت هلمند گسترده ترین عملیات مشترک است که به منظور نابودی مخالفان راه اندازی شده است. این جنگ چند پیام را می تواند به همراه داشته باشد.
پیام نخست این جنگ، نمایش توانمندی و قابلیت اردوی ملی افغانستان در یک جنگ با جغرافیایی وسیع می باشد. در این جنگ پنج کندک اردوی ملی سهم دارند و مسوولیت های مهم این عملیات را به پیش می برند. پیروزی برق آسای سربازان اردوی ملی در مارجه و نادعلی این اعتماد به نفس را برای اردوی افغانستان خواهد داد که در حمله های بعدی نیز با همین شهامت و موفقیت در عرصه نظامی ظاهر شوند. اکنون مردم هلمند زمانی که احساس می کنند در تامین امنیت خانه های شان فرزندان این آب و خاک حضور دارند و خانه های شان توسط افغان ها تلاشی می شود، حساسیت های خلق شده کاهش می یابد و زمینه ها برای همکاری های مردمی پیش از هر وقت دیگر مساعد می شود.
این پیروزی در سطح کلان کشور نیز پیام های روشنی را به همراه دارد.
بن بست در جنگ ۹ ساله و فرسایشی شدن این جنگ سیاست رویکرد به مصالحه را در میان رهبران سیاسی تقویت کرده است. از مدت ها به این سو حکومت افغانستان و برخی از هم پیمانان خارجی آن در تلاش بودند تا با مصالحه به طالبان مسلح امتیاز بخشند. این امتیازبخشی در نشست های امارات، لندن، ترکیه و عربستان تایید شد. اکنون به نظر می رسد که پس از تصرف مارجه و نادعلی فضای مصالحه و سازش، تغییر کرده و بیشتر رهبران به رویکرد نظامی به عنوان راهبرد موثر باور خواهند کرد. جنگ در مارجه و نادعی احتمالا به تلاش های مصالحه ضربه بزرگی وارد خواهد ساخت، زیرا طالبان اکنون در یافته اند که طرفداران مصالحه در حکومت افغانستان تصمیم گیرندگان اصلی در قضیه افغانستان نمی باشند بلکه حلقه های معینی اند که صرفا بر اساس هژمونی قومی، سیاست مصالحه را به عنوان یگانه راهبرد مطرح و دنبال می کنند.
یکی از پیام های دیگر این جنگ، توجه بیش از حد به افراد ملکی می باشد؛ چیزی که در جنگ های دیگر کمتر مورد توجه قرار می گرفت. اکنون به خوبی دیده می شود که عملیات هلمند با توجه به وسعت جغرافیایی آن، حد اقل تلفات افراد ملکی را به همراه داشته است. کاهش در تلفات افراد ملکی می تواند یک دست آورد خوبی برای نیرو های مشترک به شمار آید. زیرا به هر میزانی که خرابی ها و کشتار افراد ملکی در جنگ ها افزایش یابد، به همان پیمانه مردم نسبت به نیروهای داخلی و خارجی بدبین می شوند. تجربه جنگ در فلوجه عراق نشان داد که میزان خرابی این شهر سبب شد تا ساکنان آن هنوز هم نسبت به حضور خارجی ها به دیده نفرت و شک بنگرند. اکنون نیروهای ایتلاف با درس از رخداد فلوجه عراق، می خواهند که میزان تلفات افراد ملکی به حد اقل کاهش یابد. به هر حال به نظر می رسد که با توجه به حجم گسترده عملیات، در روز های آینده در دیگر ولسوالی های هلمند نیز عملیات به آسانی صورت خواهد گرفت. اما چند نکته را نباید از یاد برد تا بتوان دست آورد این پیروزی را زنده نگهداشت.
نخست این که پس از پیروزی حکومت محلی در این ولسوالی ها فعال و تقویت گردد. در گذشته ها نیروهای ایتلاف و اردوی ملی، یک منطقه را فتح و پس از واگذاری به پولیس، دیگر بار آن را در معرض سقوط قرار می دادند. اکنون خوب است که در کنار فعال نمودن حکومت های محلی حضور نیروهای نظامی و امنیتی تقویت شود تا باشد که دیگر بار شاهد فعالیت هایی از سوی طالبان نباشیم.
نگرانی دیگر از فرار طالبان به ولایت های همجوار هلمند می باشد. چنانچه والی نیمروز در گفتگو با رسانه ها این نگرانی را مطرح کرده است. اگر نیروهای مشترک موفق به مسدودکردن راه های فرار طالبان و تعقیب آنان نگردند، ما نه تنها که طالبان را نابود نکرده ایم بلکه زمینه را برای توسعه حضور آنان و نا امن ساختن فراهم کرده ایم. اکنون با در نظر داشت این نگرانی، کوشش شود که با تامین امنیت یک منطقه، منطقه دیگر را نا امن نسازیم. بنابراین تدابیر امنیتی ایجاب می کند که از نفوذ طالبان فراری در مناطق دیگر جلوگیری شود.
به هر حال تصرف ولسوالی های هلمند برای طالبان پیام های خاصی دارد. یکی از پیام ها این است که مهم ترین مرکز سازماندهی این گروه و مرکز اقتصادی آن ها هدف قرار گرفته و از بین برده شد.
این شکست می تواند طالبان را در ولایت های دیگر نیز از لحاظ روحی و روانی با شکست روبه رو سازد.
شکست مرکزیت طالبان سبب می شود تا حمله های بهاری آنان کاهش یابد و زمینه برای پیوستن آنان به حکومت فراهم شود. چیزی که بار ها امریکایی ها به عنوان یک اصل مهم و پیش شرط مذاکره ذکر کرده بودند.






