در گزاش امروز «از ورای دود وآتش» مادر دردمندی را داریم که سالیان درازیست در فراق از دست دادن پسرش میسوزد، پسر وی هنگامی که نیروهای روسی از کشور خارج میشدند، بهشهادت رسیده و آن حادثه را چنین بیان میدارد: «زمانیکه نیروهای روسی وارد کشور شدند و نظام کمونیستی حکومت را اداره میکرد، در آنزمان ما در یکی از ولایتهای مرکزی با تمام مشکلات زندگی میکردیم و بهخاطر پسرم به کابل نیامدیم، زیرا فکر میکردیم که وی را به عسکری جبری میبرند. روزها به این امید بودم که پسرم عروسی کند و صاحب فرزند شود تا خوشیها یکبار دیگر به کاشانه ما بیایند. بالاخره تصمیم گرفتیم که پسرم عروسی کند، زیرا جنگ پایانی نداشت. سرانجام برای پسرم عروسی نمودیم و زندگی ما بسیار بهخوبی سپری میشد، اما، جنگ روزبهروز شدت میگرفت، در روزهایی که شنیدم که احوال برای ما رسید روسها از کشور شکست خورده و خارج می شوند، ما بسیار خوشحال بودیم، اما آنها بهعنوان آخرین عملیات از طریق هوا مناطق ما را بمباران و راکتباران کردند و در نتیجه راکتپراکنی پسرم که تازه ۲۲ بهار زندگیاش را سپری نموده بود، و صاحب دو فرزند بود، بهشهادت رسید و فامیل ما را داغدار کرد. بعد از آنروز سالیان درازی میگذرد و من همراه با نواسههایم رنج و عذاب میکشیم. حال خواست ما از دولت این است که به ورثه شهدا کمی توجه نماید و برای بازماندگان آنان زمینههای کاری و تحصیلی را فراهم بسازد و ماهانه برایشان معاش بدهند. در کنار اینها بهخصوص برای خانمهایی که بیوه شدهاند و شوهرانشان را از دستداده زمینهکار را فراهم نمایند تا که آنها بهسوی خودکفایی بروند و دولت هم از این مشکل نجات پیدا کند و بهخاطری که ایشان باید به پای خود ایستاده شوند و درآینده با مشکلات روبهرو نشوند و مجبور نباشند که دست به گدایی بزنند و یا هم کارهای دیگری را از روی مجبوری انجام بدهند.»
خوانندهگان محترم :- جهت بهتر شدن این بخش ما به نظریات، انتقادات و پیشنهادات سالم شما به دیدهی قدر مینگریم با شریک ساختن چنین گزارشهای شما در نشانی ذیل منتظر میباشیم.
Info_afg@solidarity for justice.org.af





