مصالحه با طالبان از هر جهت با انتقاد مواجه شده است. کسی در سال ۲۰۰۱ این گمان را نمی برد که این گروه با تمام وحشت و افراط گرایی مذهبی با پول و تشویق غرب به حکومت آورده شود.
در آن زمان پیروزی بر طالبان پیروزی بر دنیای جهالت و قرون وسطا تلقی می شد. همه از آزادی زنان و پایه گذاری دموکراسی در افغانستان بیرون شده از جنگ حرف می زدند. همه به ستاره نوظهور سیاست افغانی، حامد کرزی می بالیدند، مردی که با نرمش و گردهم آوردن افراد مختلف صلح و ثبات را در کشور به ارمغان آورده بود.
دیری نگذشت که غربی ها و کرزی آهسته آهسته به تطهیر و توجیه طالبان دست یازیده و از جهات فرهنگی و سیاسی این گروه را متعلق به افغان ها قلمداد کردند. اکنون برای آن ها ساده است که مردم و خود را قانع به مصالحه با این گروه نمایند. ولی در حقیقت هیچ فرقی در اوضاع نیامده است. طالبان همان گروهی اند که “جهان آزاد” با افتخار از سقوط این رژیم حرف می زد و فکر می کرد که آزادی افغان ها پس برای شان داده شده است. در این جا تنها سیاست، طرز بیان و منافع تغییر کرده است.
امریکایی ها و اروپایی ها با گشاده دستی به صندوق اعانه کرزی برای طالبان پول ریزند، به این امید که با مشوق های مالی طالبانی را که به خاطر پول می جنگند، از خشونت به دور سازند. از سوی دیگر، با افرایش نیرو ضربات نظامی بر طالبان را افزایش داده تا با تغییر شرایط نظامی به نفع حکومت و ناتو، این گروه را با شدت تمام وادار به پذیرش خواست مصالحه نمایند. این استراتژی معلوم نیست که چه موفقیتی در پی خواهد داشت.
هشت سال جنگ نشان می دهد که با وجود از دست دادن نیروی بسیاری، طالبان قادر به افزایش بیشتر نیرو هستند. جوانان زیادی از مناطق جنوبی به دلایل مختلف به صفوف آن ها جذب می شوند. اعتقاد بر این است که فقر و بیکاری موجب افزایش شورشیان شده است. از این خاطر، منطق کشتار شورشیان طالب از دیر باز نتیجه مطلوب برای ناتو در بر نداشته است.
طالبان در مواقع مختلف با نفوذ در پایتخت و ایجاد وحشت و ترور بر مشروعیت و کارایی امنیتی و استخباراتی حکومت ضربه می زنند. نرمش تاکتیکی طالبان موضوعی نیست که از چشم حکومت و ناتو به دور مانده باشد. بنابراین این گروه در شرایطی دیده نمی شود که به گفته مک کریستال، تحرک و پیشرفت آن ها مهار زده شود.
مشکل ناتو، عدم حمایت مردم محلی و حکومت ناتوان در کابل است. اگر آن ها قادر به حمایت مردم محل شوند، احتمال همکاری مردم بعید نیست. این را نیز نباید فراموش کرد که مردم نیز اگر حکومت مرکزی را قبول داشته و از کارکرد آن راضی باشند، خطر مقاومت در برابر طالبان را آسان می خرند. ولی اداره فاسد کرزی به نظر نمی آید که در مردم انگیزه مقاومت در برابر طالبان را ایجاد کند.
فعلا، تصور می شود که شاید با مشوق های مالی تعداد کثیری از طالبان جذب روند مصالحه دولت شوند. ولی طالبان به کرات در بیانیه های خود، اعلام داشته اند که سربازان آن ها به خاطر خداوند و اسلام و نه به خاطر پول با حکومت و سربازان خارجی می جنگند. ولی، ما اطلاعات مناسب در اختیار نداریم که بدانیم چقدر این گروه در برابر مشوق های مالی آسیب پذیر است. رسانه های داخلی و غربی با استناد به خصلت متعصبانه مذهبی آن ها امکان خریدن سربازان طالبان را ناممکن می دانند. اما، در مقابل این نکته را نیز می توان مطرح کرد که رهبران طالبان، تنها فرماندهان ارشد یک فرقه مذهبی انتحاری نیستند. آن ها نیز دارای اجندای سیاسی خود هستند. از همه مهمتر، تاثیر اساسی ای که پاکستان در تعیین تصمیم گیری های استراتژیک این گروه دارد، شاید احتمال داد و ستد و مصالحه میان حکومت و طالبان را دور از نظر نسازد. این را فراموش نکنیم که طالبان با همین شکل و شمایل فعلی مدرسه ای خود در حدی نیستند که با ساز و کار و پیچیده سیاسی، استخبارانی و تبلیغاتی در مقابل ناتو و حکومت قرار بگیرند.
البته تندوری در آیین و رفتار طالبان رفتار شتاب زده از جانب آن ها را به نمایش گذاشته است. در حالی که تعدادی از فرماندهان آن ها با کای آیده در دوبی می بینند، افراد دیگر این گروه با صدور بیانیه تند هر نوع مذاکره را رد می کنند. به گزارش نیویارک تایمز، این دیدار از جانب هیلاری کلینتون نیز تایید گردید. معلوم نیست که این دیدارها در چه سطحی بوده است. ولی با توجه به مذاکرات عربستان میان طالبان و نمایندگان کرزی، این گونه دیدارها غیر منتظره نیست. آقای کرزی نیز تماس در سطوح مختلف با این گروه را تایید کرد.
آژانس خبری رویترز، به نقل از سخنگوی طالبان گزارش داد که طالبان در مورد دعوت صلح کرزی بعدا نظر خود را اعلام می نمایند. یعنی در وهله اول طالبان این پیشنهاد را قابل مداقه و تدبر می دانند. ولی به زودی در یک واکنش شتاب زده دیگر، سخنگوی این گروه، هر نوع تماس میان طالبان و نماینده سازمان ملل در دوبی را رد کرد و بر تداوم جنگ علیه حکومت و سربازان خارجی تاکید نمود.
با این حال، طالبان برخلاف مواضعی که در رسانه ها اتخاذ می نمایند، درهای مصالحه با کرزی را هرگز نبسته اند و می دانند که تا غرب به یک نتیجه دلخواه سیاسی در مورد قضیه افغانستان دست پیدا نکند، نه به کاهش سطح نیروها می پردازد و نه افغانستان را ترک می کند. طالبان نمی توانند دل خود را به یک جنگ فرسایشی و نامعلوم خوش نمایند.






