شماری از خانوادهها در افغانستان از نشرات تلویزیونها انتقاد میکنند. به گفته آنان، رسانههای داخلی تقریباً تمام وقت نشرات خود را به خبرها و برنامههای مرتبط با طالبان اختصاص دادهاند و دیگر جایی برای برنامههای آموزشی، سرگرمی و تفریحی باقی نمانده است. این خانوادهها میگویند که اصلاً انگیزهای برای روشن کردن تلویزیون ندارند. در همین حال، شماری از فعالان حقوق کودک هشدار میدهند که این وضعیت میتواند بر رشد فکری و روانی کودکان تاثیر منفی بگذارد.
زینب (مستعار) که خود یک مادر است، میگوید: «هر بار که تلویزیون را برای فرزندانم روشن میکنم، جز خبرهایی که مربوط به طالبان است، چیز دیگری برای تماشا پیدا نمیشود؛ برنامهای که هم برای کودکانم جذاب باشد و هم برای خودم قابل دیدن، وجود ندارد. در گذشته، کودکان با دیدن برنامههای آموزنده و سرگرمکننده هم سرگرم میشدند و هم مهارتهای مفیدی یاد میگرفتند، و ما مادران نیز میتوانستیم با خیال راحت به کارهای روزمره خود رسیدهگی کنیم.»
این بانو میگوید: «کودکان نباید از سنین پایین درگیر دیدن و شنیدن اخبار جنگ و درگیری باشند. بهتر است رسانهها محتوایی تولید کنند که سبب ایجاد امید، انگیزه و شادی در میان کودکان شود، نه اینکه ذهن آنها را با موضوعات نگرانکننده پر کند.»
نیلاب (مستعار) میگوید که در حال حاضر، تلویزیونهای داخلی افغانستان برنامهای برای سرگرمی یا آموزش مهارتها ندارند. به باور او، این وضعیت در کنار محدودیتهای گسترده بر آموزش و کار دختران، پیامدهای جدی برای زنان بههمراه داشته است. او میافزاید: «تلویزیونها محتوای برای زنان ندارند، این وضعیت سبب بهوجود آمدن مشکلاتی مانند بیانگیزهگی، بیهدفی و محدود شدن تواناییهای آنان میشود.»
نیلاب تاکید میکند که این مساله تنها بر زندهگی فردی زنان تاثیر نمیگذارد، بلکه در درازمدت کل جامعه را با چالش مواجه میسازد. او میافزاید: «وقتی در طول روز بیکار هستیم و حتا تلویزیون هم چیزی برای دیدن و یاد گرفتن ندارد، ذهن آدم پر از فکرهای منفی میشود. آینده برایم مبهم به نظر میرسد و این وضعیت در نهایت به بیانگیزهگی و حتا افسردهگی منجر میشود.»
شکیلا (مستعار)، یکی دیگر از مادران میگوید که رسانههای داخلی تقریباً تمام وقت نشرات خود را به خبرها و برنامههای مرتبط با طالبان اختصاص دادهاند و دیگر جایی برای برنامههای آموزشی، سرگرمی و تفریحی باقی نمانده است. او با نگرانی میافزاید: «اکنون هیچ برنامهای ویژه کودکان وجود ندارد. در گذشته در کنار تلاش خانوادهها، تلویزیون نیز بهعنوان یک منبع الهامبخش عمل میکرد.»
این بانو همچنان به کمبود برنامههای متنوع برای بزرگسالان اشاره میکند و میگوید: «حتا برای خودم، وقتی وقت خالی دارم و تلویزیون را روشن میکنم، هرقدر کانالها را تغییر میدهم، برنامهای برای سرگرمی پیدا نمیکنم. در گذشته، برنامههای مشاوره برای زنان، برنامههای صحی و حتا برنامههای آشپزی وجود داشت، اما حالا هیچکدام از اینها دیده نمیشود.»
شراره (مستعار)، یکی از مادران دیگر در افغانستان، از کمبود برنامههای آموزشی و سرگرمکننده برای کودکان در تلویزیونهای داخلی ابراز نگرانی میکند.
شراره میافزاید: «بیشتر برنامههای تلویزیونی کنونی به موضوعات سیاسی و فعالیتهای طالبان اختصاص یافته و شبکهها ناچارند عملکرد این گروه را پوشش دهند. دیدن مداوم تصاویر و گزارشهایی درباره جنگ، درگیری و تجهیزات نظامی، روحیه کودکان ما را تضعیف میکند.» این مادر میگوید: «در گذشته با خیال راحت تلویزیون را روشن میکردیم و کودکان با علاقه به تماشای برنامهها مینشستند و ما هم میتوانستیم به کارهای روزمره خود برسیم.»
مرجان (مستعار) میگوید اصلاً انگیزهای برای روشن کردن تلویزیون ندارد. او در ادامه احساساتش را چنین بیان میکند: «خیلی وقتها احساس میکنم حوصله ندارم و خسته هستم، زود از چیزهای کوچک ناراحت میشوم و زندهگی برایم تکراری و بیروح شده، فقط میگذرد نه اینکه واقعاً لذت ببرم.»
در همین حال، عبدالمتین حکیمی، فعال حقوق کودک، نقش رسانهها را در آگاهیدهی، دادخواهی، سرگرمی و مدنیسازی شهروندان مهم میداند و تاکید میکند که بخش بزرگی از ارتباطات در قرن ۲۱ از طریق رسانهها انجام میشود. او معتقد است که اگر رسانهها در مسیر اصلی خود حرکت کنند، میتوانند به رشد و پویایی جامعه کمک کنند.
این فعال حقوق کودک میگوید: «یکی از مسوولیتهای مهم رسانهها تولید و پخش برنامههای آموزشی و سرگرمی، بهویژه برای کودکان است. با این حال، رسانههای داخلی در افغانستان در این بخش با کمبود جدی روبهرو شدهاند و برنامههای مناسب برای کودکان دیده نمیشود.»
حکیمی هشدار میدهد که این وضعیت میتواند بر رشد فکری و روانی کودکان تاثیر منفی بگذارد. او میافزاید: «نبود برنامههای آموزشی و سرگرمی برای کودکان، آیندهنگری، شادی و دنیای کودکانه آنها را از بین میبرد.»
همزمان با این، صدیقالله توحیدی، روزنامهنگار تبعیدی و مسوول پیشین دیدهبان رسانهها، میگوید که طالبان رابطهای سازنده با رسانههای آزاد و اطلاعرسانی مستقل ندارند. با این حال، آنها بهخوبی میدانند چگونه از حضور رسانههای بهظاهر آزاد در داخل افغانستان به نفع خود استفاده کرده و زمینه تبلیغات و پروپاگندای خود را فراهم کنند.
آقای توحیدی میگوید: «طالبان شماری از افراد را نیز سازماندهی کردهاند تا از طریق ایجاد و مدیریت کانالهای یوتیوب، به ترویج و تبلیغ این گروه بپردازند. در همین حال، محتوایی که از تلویزیونهای داخلی پخش میشود، عمدتاً فاقد جنبههای علمی، فرهنگی و تفریحی است و بیشتر در خدمت بازتاب و تقویت روایتهای رسمی طالبان قرار دارد.
این روزنامهنگار میافزاید: «رسانههای داخلی حق انتقاد ندارند و نمیتوانند صدای واقعی مردم، بهویژه زنان و دخترانی را که از آموزش و کار محروم شدهاند، بازتاب دهند. طالبان یک ننگ بشریت و یک اداره متعصب و عقبگرا هستند که مردم افغانستان را گروگان گرفتهاند. رسانههای داخل افغانستان در ظاهر آزاد هستند، اما حتا یک درصد هم در کار مسلکیشان آزاد نیستند. بازتاب هر اقدام ظالمانه طالبان از وظایف رسانههای داخل افغانستان است.»
این در حالی است که مرکز خبرنگاران افغانستان در آستانه روز جهانی آزادی رسانهها گفته که این کشور با تشدید سرکوب رسانهها از سوی طالبان، وارد مرحله تازهای از بحران شده است.
سازمان حمایت از رسانههای افغانستان (امسو) نیز هفته گذشته نسبت به محدودیتهای تازه طالبان بر محتوای رسانههای داخلی ابراز نگرانی کرده بود.







