شماری از دانشجویان و آموزگاران میگویند که استفاده از هوش مصنوعی در دانشگاهها و مراکز علمی افغانستان افزایش یافته است. آنان استفاده از هوش مصنوعی را مفید میدانند و معتقدند این فناوری دسترسی به اطلاعات و انجام پژوهشها را آسانتر کرده، اما هشدار میدهند که استفاده مداوم و بیرویه از آن موجب کاهش تفکر انتقادی، وابستهگی به اطلاعات آماده، تضعیف مهارتهای تحلیلی و ضعف نوشتاری شده، خلاقیت و تواناییهای انسانی را کاهش دهد. به باور آنان هوش مصنوعی در صورتی میتواند مفید باشد که بهعنوان یک ابزار کمکی استفاده شود و چارچوبهای نظارتی و اخلاقمدارانه برای آن تعریف شده باشد تا جایگزین تلاش و تفکر دانشجویان نشود.
پیمان سادات، دانشجوی دانشگاه کابل، میگوید هوش مصنوعی (AI) انجام بسیاری از کارهای درسی را برای دانشجویان بسیار آسان کرده است. او میافزاید این فناوری تقریباً ۹۰ درصد نیازهای تحصیلی یک محصل را برطرف میکند؛ در حالی که پیشتر نوشتن یک مقاله ساعتها جستوجو در کتابها را میطلبید.
سادات استفاده از هوش مصنوعی را بسیار مفید میداند و توضیح میدهد: «هوش مصنوعی سرعت یادگیری را افزایش میدهد و در حل مسایل ریاضی و فزیک کمک میکند. در بسیاری از پروژهها، این فناوری نقش عمدهای دارد و اگر روزی دسترسی به آن قطع شود، انجام تکالیف برای محصلان بسیار دشوار خواهد شد.»
میوند، یکی از دانشجویان، با اشاره به معایب هوش مصنوعی تاکید میکند که استفاده بیش از حد از این ابزار میتواند به وابستهگی شدید، کاهش خلاقیت و تضعیف تواناییهای انسانی منجر شود. او میگوید: «در حال حاضر من بهشدت به هوش مصنوعی وابسته شدهام؛ طوری که بدون انترنت و ابزارهای هوش مصنوعی نه میتوانم درست درس بخوانم و نه کار انجام دهم. این وابستهگی برایم نگرانکننده است، زیرا میترسم تواناییهای نوشتن و تحلیل من ضعیف شود و استفاده مداوم از هوش مصنوعی مهارتهای اصلیام را از من بگیرد.»
بهار، دختر جوانی که بهصورت آنلاین در یکی از دانشگاهها درس میخواند، با تایید سخنان میوند میگوید هرچند هوش مصنوعی نسبت به گذشته دسترسی به منابع را آسانتر و هزینه و زمان یادگیری را کاهش داده است، اما این سهولت میتواند باعث تنبلی ذهنی، وابستهگی بیش از حد به ماشین و کاهش قدرت تفکر در انسان شود. او میافزاید: «هوش مصنوعی بدون شک امکانات زیادی فراهم کرده، اما همین سهولتها توانایی تفکر، بزرگترین قدرت بشر، را تضعیف میکند. وقتی انسان برای حتا سادهترین مسایل به ماشین تکیه کند، بهتدریج قدرت تحلیل، خلاقیت و اندیشیدن عمیق در او کاهش مییابد.»
در همین حال، برخی از استادان دانشگاه از استفاده بیرویه دانشجویان از هوش مصنوعی در ارایه پروژههای تحقیقی و تغییر چشمگیر کیفیت شکایت میکنند و میافزایند که نبود چارچوب مشخص برای استفاده از آن، زمینه تنبلی و کاهش کیفیت آموزش را فراهم کرده است.
ذاکر سادات (مستعار)، استاد دانشگاه کابل، میگوید نبود چهارچوب نظارتی و مکانیسم مناسب برای استفاده از هوش مصنوعی در دانشگاههای افغانستان، زمینه را برای تنبلی، تقلب و کاهش کیفیت آموزش فراهم کرده است. او میافزاید که بهتناسب سالهای گذشته، مهارتهای مهم دانشجویان مانند تفکر انتقادی، نوشتن مستقل و تحلیل، ضعیفتر شدهاند. به باور وی، استفاده از هوش مصنوعی بهعنوان ابزار کمکی یک مزیت است، مشروط بر اینکه چهارچوبهای نظارتی و اخلاقمدارانه تعریف شود تا جایگزین تلاش و تفکر دانشجویان نشود.
این استاد دانشگاه با اشاره به استفاده بیرویه از هوش مصنوعی و تغییر در کیفیت کار دانشجویان میگوید: «تغییر در کیفیت کارهای دانشجویان مشهود است. در سالهای گذشته، قبل از ظهور هوش مصنوعی، کارهای دانشجویان معمولاً نتیجه پشتکار، تلاش واقعی و مطالعه بیشتر بود؛ اما با ظهور هوش مصنوعی و گذر از روش کلاسیک تدریس به روش نوین، اگرچه کیفیت ظاهری و ساختار کارها بهتر شده، عمق علمی و اصالت برخی کارها کاهش یافته است. بهعنوان مثال، گاهی شاهد بودهایم که یک دانشجو پروژه را بهکلی از هوش مصنوعی دریافت و ارایه کرده است.»
این در حالی است که در سالهای اخیر، استفاده از هوش مصنوعی در افغانستان در اکثریت حوزههای علمی، اجتماعی، فرهنگی، تفریحی، روانشناسی و همچنین در مشاوره دانشگاهها، مراکز تحقیقاتی و صنایع علمی افزایش یافته است.
پیشتر نیز نشریه علمی «نیچر» در تحقیقی که توسط گروهی از پژوهشگران موسسه فناوری فدرال زوریخ انجام شده بود، اعلام کرده است که رفتار ۱۱ مدل زبانی بزرگ از جمله «چتجیپیتی» و «جیمینی» در پاسخ به بیش از ۱۱ هزار پرسش مورد ارزیابی قرار گرفته است. براساس این تحقیق، این مدلها در بسیاری موارد دیدگاه کاربران را تایید کرده و حتا خطاهای آشکار را نادیده میگیرند.
پژوهشگران هشدار دادهاند که این گرایش در استفاده از هوش مصنوعی در علوم زیستی و پزشکی خطرناک است، زیرا میتواند به تکرار فرضیههای نادرست و تحلیلهای غلط منجر شود، کیفیت علمی را کاهش دهد و بر روند پژوهشهای دانشگاهی و تصمیمگیریهای تخصصی تاثیر منفی بگذارد.






