شماری از بازنشستهگان از عدم پرداخت حقوق بازنشستهگیشان از سوی طالبان شکایت دارند. آنان میگویند نزدیک به پنج سال میشود که حقوق بازنشستهگی خود را دریافت نکردهاند و در شرایط دشوار اقتصادی به سر میبرند. این بازنشستهگان، حقوق تقاعدشان را حق قانونی و حاصل سالها خدمت خود دانسته و خواهان پرداخت آن هستند. در همین حال، شماری از کارشناسان مسایل اقتصادی هشدار میدهند که هر بازنشسته به طور متوسط نانآور خانوادهای پرجمعیت با هفت تا ۱۰ عضو است و ادامه این وضعیت میتواند به تشدید فقر و بروز یک فاجعه انسانی در میان اقشار آسیبپذیر جامعه منجر شود.
گلاحمد (مستعار)، یکی از بازنشستهگان که حدود ۳۰ سال خدمت دولتی کرده است، میگوید پس از تسلط طالبان تا کنون حقوق بازنشستهگی خود را دریافت نکرده و در وضعیت دشوار اقتصادی به سر میبرد.
این بازنشسته میگوید: «سالها پیش بازنشسته شدهام و پیش از تسلط طالبان، حقوق بازنشستهگی خود را بهگونه منظم دریافت میکردم و با آن مصارف خانوادهام را تامین میکردم. اما از روزی که این گروه آمده، دیگر هیچ پولی دریافت نکردهایم. بارها به ادارههای مربوط مراجعه کردهایم، اما تنها به ما گفته شده که منتظر باشیم. حالا نزدیک به پنج سال میشود که در شرایط سخت اقتصادی زندهگی میکنیم و نمیدانم این انتظار چه زمانی به پایان خواهد رسید.»
جنیدالله (مستعار)، یکی دیگری از بازنشستهگان، از عدم پرداخت حقوق بازنشستهگیش از سوی طالبان انتقاد میکند و میگوید این حق قانونی آنان است. او میگوید: «این حق ماست. در دوران خدمت، بخشی از معاش ما برای بازنشستهگی کسر میشد و اکنون باید پرداخته شود. حقوق بازنشستهگی پشتوانهای است که امروز به آن نیاز داریم. نه برای ما کاری وجود دارد و نه فرزندان ما فرصت کاری دارند.»
زینب (مستعار)، یکی از آموزگارانی که ۳۲ سال در بخش آموزش خدمت کرده است، میگوید در زمان حکومت پیشین حقوق بازنشستهگی خود را بهصورت منظم دریافت میکرد، اما نزدیک به پنج سال میشود که این حقوق پرداخت نشده و او و خانوادهاش با مشکلات شدید اقتصادی دستوپنجه نرم میکنند.
این آموزگار بازنشسته میگوید: «خواهش ما این است که حقوق بازنشستهگی ما را بپردازند تا بتوانیم هزینههای زندهگی خود را تامین کنیم. خانواده ما بیشتر اوقات تنها یک وعده غذا در روز میخورد و به ندرت پیش میآید که بتوانیم دو وعده غذا تهیه کنیم. هیچ نانآور ثابتی در خانواده نداریم. شوهرم با وجود کهنسالی، برای تامین مخارج زندهگی کراچیوانی میکند و من هم گاهی در خانههای مردم کار نظافت انجام میدهم، اما بهدلیل سن و سالم، بسیاری از خانوادهها به من کار نمیدهند. هفت فرزند دارم و تامین نیازهای آنان برای ما بسیار دشوار شده است.»
عبید (مستعار)، یکی دیگری از بازنشستهگان میگوید: « در خانه نُه نفر نان خور داریم. تمامشان زیر سن هستند. کاریگری که عاید روزانه داشته باشند نداریم.»
در همین حال، میرشکیب میر، مسوول پیشین توسعه خدمات مالی بانک مرکزی، میگوید طالبان از نظر مالی توان پرداخت حقوق بازنشستهگان را دارند، اما اراده و تمایل لازم برای انجام این کار وجود ندارد.
آقای میر میگوید: «با توجه به اینکه طالبان همواره از افزایش عواید داخلی، از جمله مالیات، تعرفهها و درآمدهای گمرکی سخن میگویند، پرداخت حقوق بازنشستهگان برای آنان مشکلساز نیست. آنچه بیش از همه اهمیت دارد، نبود تمایل این گروه برای پرداخت حقوق بازنشستهگی است؛ زیرا خود را در برابر این تعهد مسوول و مکلف نمیدانند.» او میافزاید: «ادامه این وضعیت، فقر را در میان بازنشستهگان و خانوادههای آنان عمیقتر کرده است. افزون بر مشکلات اقتصادی، این وضعیت پیامدهای اجتماعی و روانی گستردهای برای بازنشستهگان به همراه دارد و میتواند به افزایش نارضایتی عمومی و تشدید بیاعتمادی و نفرت مردم نسبت به طالبان منجر شود.»
شکیب (مستعار)، کارشناس مسایل اقتصادی، میگوید بازنشستهگان یک عمر با معاش ناچیز دولتی ساختند، به این امید که حقوق بازنشستهگیشان در سالهای پیری، هزینههای اولیه زندهگی آنان را تامین کند. به باور او، تأخیر و یا عدم پرداخت این حقوق، به معنای قطع آخرین امید و وارد شدن ضربهای سنگین بر اقتصاد خانوادههای آنان است.
این آگاه اقتصادی میافزاید: «حقوق بازنشستهگی نه تنها سبب حفظ عزت و سربلندی سالمندان میشود، بلکه آنان را از احساس بیکاری و انزوا دور نگه داشته و نوعی آرامش روانی برای خودشان و اعضای خانوادههای وابسته به آنان فراهم میکند. امروز در چهره بسیاری از بازنشستهگان، میتوان نشانههای دشواریهای زندهگی، فشارهای اقتصادی و ناامیدی ناشی از تأخیر در پرداخت حقوق بازنشستهگی را مشاهده کرد.» به گفته او، هر بازنشسته به طور متوسط نانآور خانوادهای پرجمعیت با هفت تا ۱۰ عضو است و ادامه این وضعیت میتواند به یک فاجعه انسانی در میان اقشار آسیبپذیر جامعه منجر شود.
این کارشناس اقتصادی هشدار میدهد: «با ادامه این روند، هزینههای درمانی خانوادهها تامین نخواهد شد و مرگومیر خاموش در جامعه افزایش مییابد. بخش آموزش نیز آسیب میبیند؛ کودکان بیشتری به کار روی میآورند و بسیاری از خانوادهها توان مالی فرستادن فرزندانشان به مکتب را از دست میدهند. همچنین امنیت غذایی خانوادهها به خطر افتاده و سوءتغذیه گسترش خواهد یافت.» او تاکید میکند: «اقتصاد یک کشور همچون زنجیرهای بههمپیوسته است و پایداری آن به وضعیت همه اقشار جامعه وابسته است. تا زمانی که چرخ معیشت بازنشستهگان به حرکت درنیاید، زخم فقر و رکود همچنان بر پیکر اقتصاد افغانستان باقی خواهد ماند.»
این در حالی است که وزارت مالیه طالبان نزدیک به نُه ماه پیش از آغاز روند پرداخت حقوق بازنشستهگان شماری از وزاتها حبر داده بود، اما تا کنون شماری از بازنشستهگان همچنان درانتظار دریافت حقوقشان هستند.
در نزدیک به پنج سال گذشته، بازنشستهگان بارها دست به تظاهرات زده و خواهان دریافت حقوق خود شده بودند.






