طالبان عصر چهارشنبه، ۳۰ جدی ۱۳۹۴، بزرگترین حمله تروریستی را بر واسطه حامل کارمندان «موبی گروپ» در کابل انجام دادند. در این حمله، هفت تن از کارمندان این نهاد جان باختند و بیش از ۲۷ تن دیگر زخمی شدند. این رویداد در آن زمان با واکنشهای گسترده داخلی و بینالمللی روبهرو شد و طالبان مسوولیت آن را بر عهده گرفتند. رسانهها از این روز بهعنوان «چهارشنبه سیاه» آزادی بیان در افغانستان یاد کردهاند. این در حالی است که طالبان در دوران حکومت پیشین با انفجار و حملات انتحاری صدای آزادی بیان را خاموش میکردند و اکنون با اعمال ممنوعیتها و وضع مقررات سختگیرانه، آزادی بیان را در کشور از میان بردهاند و بهطور پیوسته خبرنگاران و رسانههای آزاد و منتقد را بازداشت، شکنجه و سرکوب میکنند.
براساس گزارشها، مهاجم انتحاری طالبان سوار بر یک موتر نوع کرولا، در جاده دارالامان در غرب کابل، موتر حامل کارمندان «موبی گروپ» را هدف قرار داد. صدای انفجار مهیب آن در سراسر کابل شنیده شده بود. در آن زمان، ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان، با نشر خبرنامهای اعلام کرده بود که این حمله در «انتقام اتهامات دروغین تلویزیون طلوع علیه طالبان» در جریان جنگ کندز انجام شده است.
طالبان در دوران حکومت پیشین بارها رسانهها را تهدید و سرکوب کردهاند. همچنان در نتیجه حملات انتحاری و انفجاری این گروه، دهها خبرنگار در دو دهه گذشته کشته و زخمی شدهاند. با این حال، شماری از همکاران پیشین «موبی گروپ» همهساله با یادآوری خاطرات تلخ گذشته، یاد قربانیان «چهارشنبه سیاه» را گرامی میدارند و قساوت و حملات انتحاری طالبان را محکوم میکنند.
تمیم حمید، خبرنگار پیشین طلوعنیوز، میگوید: «در ۲۰ جنوری ۲۰۱۶ که آنسال با روز چهارشنبه مصادف بود، من طبق معمول، در رخصتی هفتهوار بودم. طرفهای عصر بود که خبر یک انفجار در جاده دارالامان را شنیدم و خیلی زود یک عکس از رویداد هم به دستم رسید. همینکه عکس را بهعنوان خبر تازه در حساب تویترم [ایکس] پست کردم، مسوول خبر برایم زنگ زد که موتر همکاران خود ماست. من هم مثل همه همکاران دیگر که از خانههایشان به دفتر آمده بودند، به دفتر برگشتم. شام و شب خیلی دشواری را پشت سر گذاشتیم. فردا و پس فردا و روزهای دیگر هم به همین منوال… هنوز که هنوز هست، سوگ آن چهارشنبه را همه همکاران در جان دارند و هرسال با رسیدن ۲۰ جنوری، این زخم تازه میشود.»
این در حالی است که پس از تسلط طالبان، سرکوب رسانهها، سانسور و خودسانسوری بهشدت بر رسانهها اعمال شده و مردم نیز از گفتوگو با رسانههای تبعیدی منع میشوند. شماری از خبرنگارانی که در داخل کشور زیر سلطه طالبان فعالیت میکنند، میگویند سانسور و سرکوب گسترده، خودسانسوری و نشر مطالب براساس منافع طالبان جریان دارد و عملاً آزادی بیان از میان رفته است؛ بهگونهای که هیچکس توانایی بازتاب نقدها و اعتراضهای شهروندان را ندارد.
شبانه (مستعار)، یکی از خبرنگارانی که زیر سلطه طالبان فعالیت کرده، از تجربه کاری خود چنین میگوید: «وقتی در یکی از رسانههای افغانستان کار میکردم، با سانسور گستردهای روبهرو بودیم. افزون بر این، اجازه نشر مطالبی را که مخالف طالبان بود نداشتیم. حتا بسیاری از گزارشهای ما که منبع خارجی داشت و میتوانست به مردم آگاهی بدهد یا آنها را به مقاومت وادارد، اجازه نشر نمییافت. وضعیت بهگونهای بود که حتا واژهها نیز محدود شده بودند؛ برای نمونه، استفاده از برخی کلمات ممنوع بود و یکی از همکارانم تنها بهدلیل بهکار بردن واژههای «انتحاری» و «دانشگاه» به مدت یک هفته بازداشت شد.»
این خبرنگار میافزاید: «ما مجبور بودیم لقبها را همراه با عنوانهای ملا و مولوی بنویسیم و حتا اجازه نداشتیم از نام خلیفه سراجالدین بدون ذکر لقب استفاده کنیم. یک روز یکی از طالبان بهصورت رسمی به دفتر آمد و در برابر همه کارمندان، مانند یک رییس، گفت که باید حتماً لقب خلیفه را بهکار ببریم؛ در غیر آن، با ما بهگونه دیگری برخورد خواهد شد. عکسها نیز پذیرفته نمیشد و بارها گزارشهای ما در دقیقه ۹۰ تغییر میکرد و حتا پس از نشر هم حذف میشد.»
این خبرنگار تأکید میکند که افزون بر سانسور طالبان، خودسانسوری نیز بهدلیل ترس از بازداشت و زندان بسیار گسترده بود. به گفته او، چندین بار شاهد برده شدن همکارانش بوده و همین موضوع باعث ایجاد فضای ترس در میان خبرنگاران میشد. او میافزاید که شرایط اقتصادی بهگونهای بود که کسی توان استعفا دادن نداشت و ناگزیر میشد با همان وضعیت کنار بیاید. به گفته او، این وضعیت احساس بسیار بدی ایجاد میکرد و خبرنگار حس میکرد عملاً در جنایتهای طالبان شریک است، اما راهی جز ادامه کار وجود نداشت.
شبانه میگوید: «طالبان یک ماه خلیلزاد را بلاک میکردند و ماه دیگر، زمانی که سخنان او به نفعشان بود، تماس میگرفتند و دستور میدادند که این گزارش حذف شود و آن گزارش باقی بماند. ناگفته نماند که در مناسبتهای مختلف، خودشان خبرنگاران را میبردند و میگفتند از این موضوع به نفع ما گزارش تهیه کنید. گزارشهای مربوط به تأمین امنیت نیز صددرصد اجباری بود.»
افزون بر حکومت پیشین و مقامهای ارشد دولتی در آن زمان، شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز این حمله را محکوم کرد و خواستار پیگرد قانونی عاملان، طراحان، تأمینکنندهگان مالی و حامیان حملات تروریستی شد. همچنین سازمان دیدهبان حقوق بشر، هیأت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما)، سفارت ایالات متحده امریکا در کابل و چندین نهاد بینالمللی دیگر نیز هر یک با لحنی شدید این حمله را محکوم کردند و آن را اقدامی علیه آزادی بیان و ارزشهای بشری خواندند.
فدراسیون خبرنگاران افغانستان این روز را «چهارشنبه سیاه» در تاریخ رسانهای این کشور نامگذاری کرده و اعلام کرده بود: «گروه تروریستی طالبان با انجام این حمله وحشیانه و جنایتکارانه نشان دادند که هیچگونه احترام یا پایبندی به ارزشهای انسانی، حقوق بشر و فعالیتهای آزاد رسانهای ندارند؛ این جنایت آنها ماهیت تروریستی و واپسگرایانه این گروه هراسافکن را آشکار میکند.»
این در حالی است که براساس آمارهای رسمی نهادهای حامی خبرنگاران، در دو دهه گذشته بیش از ۱۳۰ خبرنگار و کارمند رسانهای در حملات انتحاری و انفجاری طالبان و افراد مسلح ناشناس جان باخته و دهها تن دیگر زخمی شدهاند. حکومت پیشین نیز در ماههای نزدیک به سقوط خود اعلام کرده بود که طی ۱۹ سال، ۱۳۲ خبرنگار کشته شدهاند که عامل ۶۷ مورد از این قتلها طالبان بودهاند.
یافتههای یک گزارش ۸صبح از ۱۳۸۰ تا ۱۴۰۲ نشان میدهد که این خبرنگاران و کارمندان رسانهای در ۴۸ حمله انتحاری و بمبگذاری، ۱۷ حمله مسلحانه، ۱۳ انفجار ماین، ۲۷ حمله با ضرب گلوله، ۴ حمله با ضرب چاقو و باقی در کمین طالبان و جنگ نیروهای امنیتی پیشین با این گروه، ترورهای مرموز، تیراندازی نیروهای ناتو به رهبری ایالات متحده امریکا و حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار کشته شدهاند.
از سوی دیگر، مرکز خبرنگاران افغانستان گزارش داده است که طالبان از زمان اجرای ممنوعیت نشر تصاویر زندهجان در رسانهها از اسد ۱۴۰۳ تا کنون، علاوه بر ارزگان، این ممنوعیت را بهطور رسمی در ۲۳ ولایت دیگر از جمله قندهار، تخار، بادغیس، هلمند، ننگرهار، نورستان، فراه، نیمروز، بدخشان، بغلان، جوزجان، زابل، پروان، کندز، بامیان، دایکندی، فاریاب، پنجشیر، لغمان، سرپل، بلخ، هرات و پکتیا نیز اعلام کردهاند. به گفته این مرکز، اجرای این دستور محدودیتهای کاری رسانهها را بهشدت افزایش داده و در پی آن دهها شبکه تلویزیونی تعطیل شده یا به رادیو تغییر کاربری دادهاند.






