باشندهگان برخی از مناطق هرات از اخاذی و باجگیری اربابان محل از کمکهای بشری و نهادهای خیریه شکایت دارند. آنان میگویند که اربابان محل در بدل معرفی خانوادههای نیازمند و مستحق به نهادها، از هر خانواده سهم مطالبه میکنند و در صورتی که کسی از پرداخت این سهم خودداری کند، در کمکهای بعدی شامل فهرست نیازمندان نخواهد شد. در تازهترین مورد، در یکی از مناطق هرات یک نهاد به حدود ۵۰ زن سرپرست خانواده کمک توزیع کرده است؛ اما اربابان محل در ساحه حضور یافته و از سهم صددرصدی این کمکها، حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد آن را برای خود مطالبه کردهاند. به گفته منابع، در صورتی که دریافتکنندهگان سهمی از کمکها را به اربابان محل نپردازند، از فهرست مستفیدشوندهگان حذف خواهند شد. همزمان، شماری دیگر از باشندهگان هرات از فقر و بیکاری شکایت دارند و تأکید میکنند که هیچ نهادی برای آنان کمکی انجام نمیدهد.
شماری از باشندهگان هرات، بهویژه زنان سرپرست خانواده که نیازمند کمکهای بشردوستانه هستند، از باجگیری اربابان محل و همچنین از عدم دریافت کمک از سوی نهادهای مددرسان شکایت دارند و خواهان رسیدهگی به این وضعیت شدهاند. آنان تأکید میکنند که بهدلیل فقر و بیکاری گاهی مجبور به فروش کودکان خردسال خود شدهاند، اما اربابان محل از این وضعیت سوءاستفاده کرده و چشم به کمکهایی دوختهاند که برای رفع نیازمندیهای فقیران در نظر گرفته شده است.
یکی از باشندهگان هرات در گفتوگو با روزنامه ۸صبح میگوید که چندی پیش، در منطقه آنان از سوی یکی از نهادها برای حدود ۵۰ زن سرپرست خانواده کمک توزیع شده بود؛ اما اربابان محل با حضور در ساحه، از هر دریافتکننده کمک، سهم ۳۰ تا ۴۰ درصدی مطالبه کردهاند. به گفته او، در صورتی که نیازمندان سهمی از کمکهایشان را به اربابان محل نپردازند، از ادامه دریافت کمکها در آینده محروم خواهند شد.
این باشنده هرات میافزاید: «اربابها خانوادههای نیازمند را معرفی میکنند و در بدل آن سهمیه میگیرند. چند روز پیش که ۵۰ زن کمک دریافت میکردند، اربابان محل آمده بودند و از هر کدام سهم گرفتند. مواد خوراکی که آنان دریافت کرده بودند، از ۱۰۰ درصد آن حداقل ۳۰ تا ۴۰ درصدش را اربابان گرفتند، در حالی که این زنان تنها نانآور خانوادههایشان هستند.»
یک منبع دیگر میگوید: «از سوی یکی از نهادها برای شماری از زنانی که نانآور خانوادههایشان بودند، وسایل خیاطی توزیع میشد تا یک حرفه را بیاموزند و کار کنند؛ اما اربابان محل از کهدستان، شیدایی و کرخ آمده بودند تا از مردم سهم بگیرند و همچنان به آنان هشدار میدادند که اگر سهم ندهند، بار دیگر به فهرست دریافتکنندهگان کمکها معرفی نخواهند شد.»
همزمان، برخی دیگر از باشندهگان هرات که در زلزلههای مرگبار گذشته در این ولایت آسیب دیدهاند، از عدم دریافت کمکهای بشردوستانه شکایت دارند و تأکید میکنند که با وجود شدت سردی هوا و بیخانمانی، هیچ کمکی دریافت نکردهاند.
این باشنده هرات میگوید: «هوا سرد است و زندگی غیرممکن شده، مواد سوخت هم نیست. در زلزلهها نصف خانه خود را از دست دادم اما دوباره تعمیرش کردم، حالا هیچ امکاناتی ندارم. یک چشم خود را هم در همان زلزلهها از دست دادم و دیگر نمیتوانم کار کنم. همینقدر دربهدر هستم، ولی هیچ کس کمک نمیکند. قبلاً حداقل کمی کمک میشد، اما حالا با وجود این که نمایندههای ما میدانند چه کسی مستحق است و چقدر نیازمند است، همکاری نمیکنند. چند وقت پیش آرد کمک کردند، اما اصلاً قابل خوردن یا استفاده نبود. یک فرزندم به سمت ایران رفت، اما در مرز رد شد؛ شب و روز خود را با لقمه نانی که همسایهها کمک میکنند، سپری میکنیم.»
یک باشنده دیگر هرات میگوید: «چهار سال است که از بادغیس به منطقه شیدایی هرات آمدهایم. غیر از دو بوجی آردی که کمک کردند، ما هیچ کمکی دریافت نکردهایم. اگر وضع ما خوب بود، چرا دختر هفت یا هشت سالهام را به شوهر میدادم؟ این روزها با سوختاندن آشغالها غذا میپزیم و روزگار خود را میگذرانیم. شوهرم صبح میرود و شب برمیگردد، کار نیست و نهایتاً ۱۰۰ تا ۲۰۰ افغانی با خود میآورد. کمکهایی که قبلاً صورت میگرفت، حالا دیگر نیست.»
همچنان، یک باشنده دیگر که نمیخواهد نامش در گزارش ذکر شود، میگوید: «از روزی که همین کمکها توزیع شده، من هیچ کمکی دریافت نکردهام. خودم مریض هستم و شوهرم مشکل سوراخ قلب دارد و نمیتواند کار کند. به خدا معلوم است که دو سال است هیچ کمکی به ما نرسیده. مشخص نیست این کمکها به چه کسی داده میشود؛ مردم فقیر و بیچارهای مثل ما که هیچ کس نه به فکرشان است و نه کمکی به آنان میشود.»
یکی از زنان نیازمند در هرات میگوید: «از روزی که کمکها توزیع شده تا حال، فقط یک بوجی آرد به من داده شده است. من در خانههای مردم کار میکنم. ۱۲ سال است که پدر بچههایم کشته شده است. روزانه کار میکنم و شبها پسته میشکنم. هیچ کسی به فکر گرسنهگی و مشکلات ما نیست و کسی به ما کمک نمیکند.»
پیشتر منابع در ولایت کندز به روزنامه ۸صبح گفته بودند که طالبان کمکهای پناهندهگانی را که از کشورهای ایران و پاکستان به این ولایت بازگشتهاند، به اعضای خانوادهها، نزدیکان و افرادی میدهند تا پس از دریافت، این کمکها را با آنان تقسیم کنند. به گفته منابع آگاه، ریاست امور مهاجرین و عودتکنندهگان طالبان این کمکها را بهشکلی بسیار ماهرانه در برابر دوربین توزیع میکند و سپس افراد خاص این گروه به دریافتکنندهگان کمک دستور میدهند که نیمی از آن را در محلی که از پیش تعیین شده است، تحویل دهند.
این نگرانیها در حالی مطرح میشود که بازرس ویژه ایالات متحده برای بازسازی افغانستان (سیگار) گزارش داده است طالبان با استفاده از زور به کمکهای بینالمللی دستبرد میزنند و آنها را به نفع خود مصادره میکنند. در این گزارش آمده است که طالبان در تبانی با برخی مقامهای سازمان ملل از پروژههای امدادی باج میگیرند. سیگار همچنین افزوده است: «مقامهای سازمان ملل از موسساتی که قرارداد دریافت میکنند رشوه میگیرند و آن را با طالبان تقسیم میکنند.» در این گزارش، سیگار گفته است که طالبان کمکها را مسدود و منحرف میکند تا اطمینان حاصل شود که این کمکها به افراد پشتون میرسد و «نه به مردم تاجیک و هزاره.»
براساس این گزارش، تنها ۳۰ تا ۴۰ درصد از کل کمکهای ارسالی به افغانستان بهدست نیازمندان واقعی رسیده است. در این گزارش آمده است: «طالبان از هر ابزاری، از جمله زور، استفاده میکنند تا کمکها به مقصدی برسد که خود میخواهند، نه جایی که تمویلکنندهگان مشخص کردهاند.»
پیشتر، روزنامه ۸صبح نیز در گزارشهای متعددی نشان داده بود که طالبان در حیفومیل و انحراف کمکهای بشردوستانه به نفع خود و وابستهگانشان نقش گستردهای دارند و تلاش میکنند کمکها به مناطقی برسد که همسو با این گروه یا تحت کنترل اعضای طالبان باشند، در حالی که کمککنندهگان بارها نسبت به دستبرد این کمکها ابراز نگرانی کرده و بر شفافیت و پاسخگویی آن تأکید کردهاند.






