هند که عنوان «بزرگترین دموکراسی دنیا» را یدک میکشد، با وجود تلاشها برای تامین حقوق برابر، هنوز از نابرابریهای اجتماعی رنج میبرد. «دالیتها» که فرودستترین طبقه اجتماعی در هند هستند، همواره با نابرابری اجتماعی روبهرو بوده و از ستم ناشی از تبعیض رنج بردهاند. جمعیت دالیتهای هند به ۲۵۰ میلیون نفر میرسد و اکثراً مجبور به انجام پستترین و خطرناکترین کارها میشوند. هرچند حدود ۷۰ سال پیش نظام طبقاتی هند قانوناً لغو شد، اما با وجود آن، سنتهای چهار هزار ساله هند در جامعه حکم میرانند و از زیردستان جامعه قربانی میگیرند. در این نوشته، پیشینه طبقهبندی اجتماعی در هند بررسی شده است.
طبقهبندی اجتماعی در هند، زیر عنوان «کاست» تعریف میشود و کاست به معنای نسل و نژاد است. مفهوم «کاست» یا نظام طبقاتی در جامعه هند، سلسلهمراتب اجتماعی هندوها است. این نظام با زیر مجموعههایش هند را به جامعهای با هزاران طبقه بدل کرده است. براساس این طبقهبندی، کاستها دارای طبقات فرادست و فرودستاند و افراد و اعضای مربوط به یک کاست نمیتوانند، وارد شغلهایی شوند که از نظر طبقهبندی اجتماعی به آن تعلق ندارند. براساس طبقهبندی اجتماعی در هند، دختران و پسران مربوط به یک کاست، اجازه ندارند با دختران و پسران مربوط به کاست دیگر ازدواج کنند.
از نظر جامعهشناسان هندی، تعریف شفاف و دقیق نظام کاستی یا طبقاتی به خاطر پیچیدهگیهای آن، تقریباً ناممکن است. زیرا کاستها یا نظام طبقاتی هند از مذهب و تاریخ منشا گرفته و از تغییرات و دگرگونیهای اجتماعی و اقتصادی دوران استعمار در هند، تأثیر پذیرفته است.
نظام کاست در اجتماع هند، روابط و تعامل افراد جامعه را مشخص میکند و تقریباً همه روابط اجتماعی و فرهنگی، بهویژه در جوامع روستایی براساس عضویت افراد در کاستها تعریف میشود. کاستها معمولاً در چهار طبقه دستهبندی میشوند که عبارتاند از:
برهمنها: طبقه روحانیون یا افرادی که خود را مقدس و برتر از دیگران میدانند؛
کشاتریاها: طبقه شاهزادهگان و افراد شامل در ارتش و نظام؛
ویشایاها: طبقه تجارت پیشهها و صعنتگران؛
شودراها یا سادراها: طبقه کارگران.
آخرین طبقه اجتماعی در هند که شامل این کاست نمیشود، بهنام طبقه دالیت (Dalit) یا غیرقابل لمس و به اصطلاح عامیانه ناپاک و نجس یاد میشود.
اعضای کاستها تحت شرایط و نظم خاصی کار میکنند و در اکثر موارد صلاحیت عام و تام در همه امور اجتماعی دارند. هر کاست زیرمجموعههای زیادی دارد. طبق آخرین تحقیق، تعداد این زیرمجموعهها در حدود ۲۵۰۰-۳۰۰۰ برآورد شده است که هرکدام رسوم و آداب متفاوت و منحصر به خود را دارد. افراد هر کاست تلاش میکنند که با عضو کاست خود ازدواج کنند تا وفاداری خود را به طبقه مربوطه خویش نشان دهند. در قوانین کاست، ازدواج فردی از کاست پایینتر با کاست بالاتر نوعی شرمندهگی و زیر پا گذاشتن قوانین دینی – اجتماعی محسوب میشود که در جوامع روستایی باعث طرد شدن زوج و حتا در موارد خاص سبب قتل یکی از طرفین میگردد. نظر به طبقهبندی کاستها، تقسیمات شغل اکثراً نظر به کاست مربوطه صورت میگیرد.
حقوق مساوی در قانون اساسی
هرچند بعد از استقلال هند از انگلستان، دولت هند قانون اساسیای را به تصویب رساند که براساس آن هرنوع تبعیض تحت نام کاست ممنوع است، اما چون طبقهبندی اجتماعی هند ریشه در تاریخ و مذهب این کشور دارد، هنوز هم این تقسیمات بر همه ابعاد زندهگی مردم حاکم است.
براساس قانون اساسی هند، همه شهروندان این کشور از امتیازات و حقوق قانونی یکسان برخوردار هستند و حق دارند که بدون در نظرداشت طبقهبندی اجتماعی کاست آموزش ببینند و شغل مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
دههها پس از کسب استقلال و به دنبال مهاجرت مردم از روستاها به شهرهای بزرگ هند، در نتیجه زیست باهمی و تغییر شیوه زندهگی، نقش قوانین منتسب به کاستها کمرنگتر شده است و افراد از کاستهای پایینتر با اعضای طبقات بالاتر ازدواج کرده و شریک کار و تجارت همدیگر نیز شدهاند.
هرچند دولت هند طی سالیان متمادی تلاش کرده است که تبعیض بین کاستها را کاهش دهد، اما در موارد مشخص این تضادها همچنان پابرجا است و گاهی باعث خشونتها و درگیریهای شدیدی نیز شده است. در آخرین مورد، درگیری بین افراد دو کاست مختلف در سال ۲۰۱۶ در هریانا، منجر به کشته شدن ۱۶ نفر شد.
مبارزات فردی و گروهی
برخی از افراد در جامعه هند تلاشهای ماندگار و تأثیرگذاری برای از میان برداشتن نابرابریهای اجتماعی و طبقهبندیهای ظالمانه انجام دادهاند. یکی از این چهرهها داکتر بهیمرائو رامجی آمبدکر است. او متعلق به پایینترین قشر جامعه هند، یعنی دالیت است؛ ولی به دلیل مبارزات ماندگاری که برای تامین برابری در هند انجام داده، به پدر هند مدرن مشهور شده است.
داکتر آمبدکر بعد از ختم تحصیلاتش، مبارزه برای تامین حقوق برابر برای دالیتها را آغاز کرد. او نخستین وزیر از طبقه دالیت بود و به عنوان وزیر عدلیه هند برگزیده شد. داکتر آمبدکر همزمان عضو کمیته تدوین قانون اساسی هند نیز انتخاب و به ریاست این کمیته برگزیده شد.
تضمین آزادیهای مدنی برای همهگان و همچنین حقوق برابر برای تمام شهروندان، فسخ تبعیضات اجتماعی، حمایت از حقوق اجتماعی و اقتصادی آسیبدیدهگان و زنان، اعمال تبعیض مثبت به سود کاستهای فرودست که قبلاً با تبعیض روبهرو بودند، در نتیجه تلاشهای داکتر آمبدکر در سال ۱۹۵۰ میلادی شامل قانون اساسی هند شد. اصل پانزده این قانون، تبعیض بین شهروندان کشور براساس مذهب، نژاد، کاست، جنسیت و یا زادگاهشان را ممنوع کرده است و به «نجسانگاری» اجتماعی خاتمه داد.
اگرچه عمر داکتر آمبدکر برایش فرصت نداد تا خدمات بیشتری برای احقاق حق طبقات پایین جامعه یا همان دالیتها انجام دهد، چنانچه امروزه خشونتها در مناطق دورافتاده و روستایی هند هنوز در برابر دالیتها کماکان وجود دارد؛ اما اگر رهنماییها و کارکردهای او نمیبود، بدون شک هند از نظر تامین حقوق برابر شهروندان در جایگاه فعلی نبود.
در ادامه مسیری که داکتر آمبدکر آغازگرش بود، امروزه نهادها و افراد زیادی در راستای مبارزه حقوق اقشار پایین جامعه فعالیت میکنند و همچنان بسیاری از سینماگران بالیوود فلمهایی با همین سوژه ساختهاند. در آخرین مورد، تجاوز به دو دختر دالیت و به قتل رساندن آنان سر و صدای زیادی در رسانههای هند ایجاد کرد و دولت هند را وادار نمود تا بودجه مشخصی را در راستای آگاهیدهی دالیتها از حقوقشان و ایجاد مراکز عدلی و قضایی ویژه برای رسیدهگی به همچو موارد، تخصیص دهد.
نابرابری اجتماعی و نقض حقوق بشری در جامعه هند و مخصوصاً دالیتها، بیشترین قربانی را از زنان میگیرد. سالانه موارد زیادی از خشونت علیه زنان دالیت توسط کاستهای دیگر صورت میگیرد. این خشونتها شامل اختطاف، تجاوز، قتل و سوءاستفاده از نیروی کار در میان دالیتها میشود.






