شماری از دستفروشان و دکانداران از کاهش قدرت خرید مردم و افت فروش شکایت دارند. آنان افزایش هزینههای خوراک، کرایه خانه، سوخت، درآمد پایین و کاهش فرصتهای شغلی را از عوامل اصلی این وضعیت میدانند. برخی تولیدکنندهگان برای جذب مشتری به ارایه تخفیف روی آوردهاند، اما این تلاشها نیز نتوانسته مانع کاهش فروش شود. در همین حال، کارشناسان اقتصادی میگویند که کاهش مصرف و تولید، روند سرمایهگذاری را کند کرده و فشار بر بازار کار را افزایش داده است.
برخی از فروشندهگان در شهر کابل از کاهش قدرت خرید و افت فروش ابراز نگرانی میکنند. آنان میگویند که کاهش فرصتهای شغلی و افزایش بهای مواد اولیه باعث شده است خانوادهها از بسیاری از نیازهای خود صرف نظر کنند.
جمعهگل، یکی از فروشندهگان در شهر کابل، از رکود بازار کار شکایت دارد و میگوید که دو روز است هیچ فروشی نداشته است. او که دانشجو است، در کنار تحصیل به پدرش در فروش لباسهای دستدوم کمک میکند. جمعه میافزاید که امیدوار بود با سردتر شدن هوا، فروشها بهتر شود، اما برخلاف انتظار، بازار کاملاً راکد مانده است. او تاکید میکند که گاهی ناچار میشود اجناسش را با قیمت پایینتر بفروشد. به باور او، بسته شدن تورخم و افزایش قیمت مواد اولیه سبب کاهش قدرت خرید و افت فروش مردم شده است.
این باشنده کابل میگوید: «اخیراً کار و بار خیلی کمرنگ شده است. دو روز است که هیچ فروشی نداشتهام. مردم میآیند لباسها را نگاه میکنند و بالا و پایین میکنند، اما نمیخرند. لباس را برای خود یا دخترشان میپسندند و واقعاً به آن نیاز دارند، اما پولشان نمیرسد. هرچند لباسهای دستدوم در مقایسه با لباسهای نو قیمت بسیار پایینتری دارند، باز هم نمیتوانند بخرند. در چنین شرایطی ناچار میشوم تخفیف بدهم، زیرا اگر پول داشتند، حتماً لباس نو را میخریدند.»
هلال، جوان دیگری که در زمینه ترمیم موبایل فعالیت میکند، نیز مانند جمعهگل از کاهش درآمد شکایت دارد. او میگوید عایدی که بهدست میآورد، پاسخگوی نیازهای اولیه خانوادهاش نیست.
این جوان میافزاید: «در خانواده ما سه برادرم بیکار هستند و تنها من کار میکنم. کار و بار خیلی کم شده، قیمت مواد خوراکی و کرایه خانه بالا رفته و وضعیت بازار را هم که خودتان میبینید. حتا نمیتوانم به ضروریترین نیازها رسیدهگی کنم. همه اینها فشارهایی است که انسان تحمل میکند. ماه گذشته برای پرداخت کرایه خانه مجبور شدم قرض بگیرم.»
مروت، کودک دیگری که کنار سرک با چوببند لباسهای دستدوم را مرتب و اتو شده آویزان میکند، میگوید: «ما در خانواده ده نفر هستیم و جز پدرم هیچکس دیگری کار نمیکند، بنابراین فشار اقتصادی زیادی بر پدرم وارد میشود. من از پدرم خواستم که از چنداول برایم لباسهای لیلامی بیاورد تا بتوانم در خرج و مصرف خانه کمک کنم، اما متاسفانه کارها مثل تابستان نیست.»
مروت میافزاید: «تابستان خوب بود؛ مردم علاقهمند بودند و فروش ما بهتر بود. اما حالا مردم بیعلاقه شدهاند. من معمولاً لباسهایی را که پدرم یا مادرم میآورد، اتو میکنم تا بتوانم به قیمت مناسب بفروشم، اما در این هفته فروشم بسیار کم بود، همه لباسها خاک گرفتهاند و تنها زحمت بردن و آوردن آنها برایم باقی مانده است.»
در همین حال، برخی از آگاهان اقتصادی هشدار میدهند که کاهش تقاضا هم تولید را تحت تاثیر قرار میدهد و هم بازار کار را کوچکتر میکند. در نتیجه، این چرخه منفی ادامه مییابد و فقر و بیکاری افزایش مییابد.
شاکر یعقوبی، آگاه اقتصادی، میگوید که کاهش قدرت خرید زمانی رخ میدهد که درآمد مردم ثابت بماند یا کاهش یابد، اما قیمت کالاها و خدمات هر روز افزایش پیدا کند. او میافزاید که بیکاری و کمبود فرصتهای کاری نیز باعث میشود پول کمتری به خانوادهها برسد، در حالی که هزینههایی مانند خوراک، کرایه خانه و مواد سوخت بالا رفته است. در نتیجه، مردم ناچار میشوند از بسیاری خریدهای غیرضروری و حتا برخی خریدهای ضروری صرفنظر کنند.
یعقوبی تاکید میکند: «وقتی مردم کمتر خرید میکنند، فروش تولیدکنندهها کاهش مییابد و کارخانهها و دکانداران با خطر ورشکستهگی روبهرو میشوند. برای کاهش هزینهها، بسیاری از آنها ناچار به اخراج کارمندان میشوند؛ یعنی هم تولید آسیب میبیند و هم بازار کار کوچکتر میشود. در نتیجه این چرخه منفی ادامه پیدا میکند و فقر و بیکاری افزایش مییابد، زیرا اقتصادی که قدرت خرید مردم در آن پایین باشد، توانایی ادامه حیات و رشد را ندارد.»
سیر قریشی، یکی دیگر از آگاهان اقتصادی، میگوید: «قدرت خرید مردم بهدلیل درآمد پایین کاهش یافته است و قیمت مواد اولیه افزایش پیدا کرده است. در گذشته، پروژههای زیربنایی فعال بودند و شمار زیادی از موسسات خارجی در کشور حضور داشتند. مردم کار و درآمد داشتند و قدرت خرید بالاتر بود. اما اکنون با کاهش مصرف، تولید نیز پایین آمده است. این وضعیت روند سرمایهگذاری را کند میکند و تولیدات را کاهش میدهد؛ در نتیجه فشار بر بازار کار افزایش مییابد، شرکتها کمتر استخدام میکنند و حتا ممکن است کارکنان خود را کاهش دهند و فرصتهای شغلی محدودتر شود. بهطور کلی، کاهش قدرت خرید یک چرخه منفی ایجاد میکند: تقاضا کمتر میشود، تولید کاهش مییابد و فرصتهای کاری نیز کمتر میشود.»
این نگرانیها در حالی مطرح میشود که سازمان غذا و کشاورزی ملل متحد (فائو)، برنامه جهانی غذا و دفتر هماهنگکننده کمکهای بشردوستانه سازمان ملل (اوچا) در گزارشهای جداگانه اعلام کردهاند که افغانستان با یکی از شدیدترین بحرانهای گرسنهگی در جهان روبهروست.






