در شرایط کنونی افغانستان که مردم با فقر، بیکاری و افزایش سرسامآور قیمتها دستوپنجه نرم میکنند، تهیه جهیزیه برای بسیاری از خانوادهها به یکی از بزرگترین چالشهای ازدواج تبدیل شده است. این سنت که زمانی نمادی از مهر مادرانه و آمادهگی دختر برای آغاز زندهگی مشترک توصیف میشد، اکنون به باری سنگین و بحثبرانگیز بدل شده است.
شماری از خانوادهها میگویند که بهخاطر مشکلات اقتصادی و ضعف مالی، قادر به تهیه جهیزیه برای دخترانشان نیستند. آنان تاکید میکنند که این رسم در گذشته با امکانات ساده و معقولانه انجام میشد، اما اکنون بهیک سنت رقابتی تبدیل شده که فشار اقتصادی بسیار سنگینی بر خانوادهها وارد میکند. این خانوادهها ادعا میکنند که نبود جهیزیه سبب کاهش جایگاه و احترام عروس در زندهگی مشترک میشود.

برخی از این خانوادهها در گفتوگو با روزنامه ۸ صبح میگویند که انتظار دارند با آگاهی بیش تر در جامعه، این سنت ناپسند بهتدریج از بین برود و جای آن را مراسمهای ساده بگیرد.
شایسته، سه سال است که با پسری از اقوامش نامزد شده، اما بهدلیل ناتوانی مالی پدرش در تهیه جهیزیه، ازدواجش تا کنون به تعویق افتاده است. او میگوید که پدرش کارگر ساختمانی است و به دشواری میتواند هزینههای روزمره خانواده هفتنفریشان را تامین کند.
شایسته که پنهانی و دور از چشم نامزد و خانوادهاش در یک خیاطی به هدف تهیه جهیزیه خود کار میکند، میافزاید: «پدرم توان خرید کامل جهیزیه را ندارد. تمام پسانداز زندهگیمان به ۲۰ هزار هم نمیرسد. با درآمد کارگری نمیشود بیشتر از این ذخیره کرد. مجبورم خودم کار کنم و بخشی از وسایلی را که پدرم نمیتواند تهیه کند، بخرم و برای جهیزیه نگهدارم. در بین ما، اگر دختری جهیزیه داشته باشد، بیشتر قدر میبیند.»
این دختر جوان از خانوادهها میخواهد که رسمهایی را که مانع ازدواج جوانان میشود، از جامعه حذف کنند.

زینب، باشنده ناحیه سیزدهم کابل، میگوید که دو دخترش نامزد هستند، اما بهدلیل وضعیت بد اقتصادی، نمیتواند برای هر دوی آنان جهیزیه فراهم کند. او که همسرش بیمار است و خود با کار در خانههای مردم خرج زندهگی را تامین میکند، از فشارهای سنگین این رسم و رواج شکایت دارد.
زینب باور دارد که این رسم و رواج زمانی معنا داشت که خانوادهها توان مالی بهتری داشتند، اما در شرایط کنونی، چنین توقعاتی تنها موجب شرمندهگی، بدهکاری و فشار روانی بر خانوادهها میشود. او میگوید: «برای دختر اولم از دل و جان جهیزیه تهیه کردم؛ قالین، یخچال، ست ظروف، همه چیز… اما حالا که دو دختر دیگرم هم ازدواج کردهاند، واقعاً نمیدانم چه کنم. هیچ چیزی ارزان نیست. معاش خودم به نان شب هم نمیرسد. شوهرم بیمار است و نمیدانم این رسم تا کی باید ادامه پیدا کند.»
تهیه جهیزیه سنگین و هزینههای بالای برگزاری مراسم عروسی به یکی از موانع عمده در تاخیر ازدواج جوانان تبدیل شده است.
رینا، دختر نوجوانی که بهتازهگی نامزد شده، میگوید که دیگر کمتر کسی با سادهگی و قناعت زندهگی مشترک را آغاز میکند، زیرا نگاه بسیاری از مردم به جهیزیههای پرزرقوبرق دوخته شده است. او میافزاید: «در گذشته مردم ساده میگرفتند، اما حالا همه چیز به چشموهمچشمی تبدیل شده است. هرکس میخواهد جهیزیهاش از دیگران بهتر باشد، بدون اینکه در نظر بگیرند وضعیت اقتصادی خانوادهشان چگونه است.»
تهیه جهیزیههای سنگین و پرهزینه، یکی از عوامل بازدارنده در کاهش نرخ ازدواج، افزایش سن ازدواج، بروز مشکلات خانوادهگی، و وارد شدن فشارهای مالی شدید بر خانوادهها، پسران و دختران است. این روند، زمانی نگرانکنندهتر میشود که چنین هزینههایی بدون در نظر گرفتن توان اقتصادی خانوادهها انجام میشود.

برخی از خانوادهها بر این باورند که برای کاهش فشارهای مالی و روانی ناشی از رسوم سنگین ازدواج، ضروری است که فرهنگسازی گستردهای در جامعه صورت گیرد. آنها تاکید دارند که ترویج سادهزیستی و برگزاری مراسمهای ازدواج با هزینههای معقول، میتواند مسیر آغاز زندهگی مشترک را برای جوانان هموارتر کند.
علی، مرد ۵۰ سالهای که اخیراً شاهد ازدواج پسرش بوده، تهیه جهیزیه و اخذ طویانه را سنتهایی ناپسند و غیرضروری میداند. او برخلاف بسیاری از خانوادهها، هیچ انتظاری از خانواده عروس نداشته و تاکید میکند که ارزش واقعی یک دختر در شخصیت، اخلاق و تربیت اوست. او میافزاید: «ما از طرف عروس هیچ چیزی نخواستیم. حتا خودم گفتم هرچه نیاز بود، ما تهیه میکنیم. دختر باید با عزت بیاید، نه با بار قرض و شرم.»
خجسته، ساکن ناحیه پنجم کابل، از چند سال به اینسو بهصورت سفارشی و کرایهای برای جهیزیه دختران نامزددار خدمات ارایه میدهد. او میگوید که این رسم در میان خانوادهها همچنان پابرجاست، حتا اگر توان مالی نداشته باشند. خجسته میافزاید: «بیشتر سفارشهایی که دریافت میکنم، مربوط به چادر کاج، روپوش تلویزیون و پوشهای دیگر است. چادر را به قیمت ۱۸۰۰ افغانی میبافم، روپوشتی را ششتایی ۱۵۰۰ افغانی و روتلویزیونی را ۵۰۰ افغانی.»
از دید خجسته، خانوادهها حتا در شرایط بد اقتصادی نیز تلاش میکنند برای دخترانشان جهیزیه تهیه کنند. او میگوید: «جهیزیه برای این داده میشود که دختر در بین مردم سر بلند باشد، کسی او را کم نگیرد. اگر نباشد، در خانواده داماد – مخصوصاً از سوی خشو [مادر شوهر] و ننو [خواهر شوهر] – حرف و حدیثها زیاد میشود. میگویند که این دختر هیچی بلد نیست، نه چیزی بافته، نه چیزی آورده؛ فقط آمده بخورد و بگردد.»
خجسته تاکید میکند که فشار این نگاههای سنتی باعث شده بسیاری از دختران، حتا با دسترنج خودشان، برای تهیه جهیزیه تلاش کنند؛ فقط برای اینکه در آغاز زندهگی مشترک، «کمزده» نشوند.
اخذ طویانههای گزاف و تهیه جهیزیه، از جمله رسمورواجهای دیرینه در میان خانوادههای شماری از ولایتهای افغانستان است که در بسیاری موارد به ایجاد تنشها و مشکلات میان زوجها منجر شده است. آنچه این روزها بیشتر به چشم میخورد، چشموهمچشمیهای افراطی و غیرمنطقی میان خانوادهها و زوجهای جوان است؛ رقابتی نابرابر که بدون در نظر گرفتن شرایط اقتصادی، هزینههایی سنگین بر خانوادهها تحمیل میکند. این روند نهتنها میتواند نگرانیبرانگیز باشد، بلکه یکی از عوامل مهم در تاخیر ازدواج، بهویژه در میان جوانان کمدرآمد بهشمار میرود.
این در حالی است که برخی از جوانان قبل از این بهدلیل عدم تامین مصارف عروسی خودکشی کردهاند. چندی قبل دو جوان در ولایت پکتیکا بهدلیل نا توانی اقتصادی در تامین هزینه عروسی خودکشی کردهاند.
به گفته منابع، جوانی به نام اللهنور، به دلیل تعیین بیش از دو میلیون افغانی طویانه از سوی خانواده دختر، برای تامین مخارج عروسیاش به ولایت سمنگان رفته بود تا کار کند. اما پس از آنکه خانواده دختر درخواست او برای پرداخت قسطی این مبلغ را نپذیرفتند، دختر با خوردن زهر به زندهگیاش پایان داد و یک روز پس از مرگ دختر، نورالله در جریان مراسم جنازه نامزدش خودکشی کرد.






