وزارت اقتصاد طالبان در نامهای به نهادهای بینالمللی، بهگونه تلویحی هشدار داده است که باید روی موسسههای ایجادشده از سوی مقامهای این گروه ظرفیتسازی کنند و به آنها قرارداد بدهند. در مکتوبی که در اختیار روزنامه 8صبح قرار گرفته، طالبان خواستار شریک شدن ارقام بودجه کمکها نیز شدهاند، همزمان با صدور این دستور که کمکها باید از طریق بانکها و زیر نظارت طالبان به موسسههای داخلی سپرده شود. این گروه یک محدودیت جدی فراراه سایر موسسههای داخلی ایجاد کرده است که براساس آن، موسسههای خارج از کنترل طالبان پیش از فرستادن پروپوزل برای قراردادها، باید آن را با وزارت اقتصاد این گروه در میان بگذارند. این اقدام فرصتی را برای موسسههای تحت رهبری طالبان فراهم میسازد تا بتوانند پروپوزلهای بهتر برای پروژهها پیشنهاد کنند. در بخش دیگر این مکتوب تصریح شده است که نهادهای کمککننده باید ماهیت کمکها را از شکل بشری به توسعهای تغییر دهند. این دستور در حالی صادر میشود که مقامهای طالبان از گذشته تا کنون از بابت پروژههای توسعهای پول هنگفتی به جیب زدهاند. این فشارها در حالی بر نهادهای بینالمللی وارد میشود که به گفته منابع، برخی از همین نهادهای کمککننده مربوط به سازمان ملل متحد در شکلگیری این محدودیتها از سوی طالبان نقش چشمگیری داشتهاند.
وزارت اقتصاد طالبان مکتوبی صادر کرده است که براساس آن، دامنه تصمیمگیری نهادهای بینالمللی در امر اعطای قراردادها و عملی کردن پروژهها در افغانستان محدود میشود. این مکتوب که در ۱۵ جوزای سال جاری صادر شده، شامل ۱۶ بند است و در آن بر انحصاری کردن قراردادها و تغییر ماهیت پروژهها تمرکز شده است. مکتوب را نهادی زیر نام «ریاست انسجام موسسههای غیرامارتی» صادر کرده که بخشی از معینیت مالی و اداری وزارت اقتصاد طالبان است. طالبان این مکتوب را عنوانی اداره هماهنگی کمکهای بشری سازمان ملل متحد (UNCHA) فرستاده و در ضمیمه این مکتوب دستور دادهاند که نهادهای بینالمللی و موسسههای خارج از اداره این گروه باید نکات درجشده را در دستور کارشان قرار دهند. در مکتوب با جدیت از جملههای «توجه جدی کند» و «بر وفق آن اجراآت کند» استفاده شده است. افزون بر وضع برخی محدودیتهای عمده، این گروه چند مورد از سفارشها را نیز به نهادهای کمککننده بینالمللی مطرح کرده است.
در بخشی از این مکتوب به نهادهای کمککننده دستور داده شده که روی ظرفیتسازی موسسههای تازه ایجادشده کار کنند و به آنان فرصت عملی کردن پروژهها را بدهند. در بند دوم مکتوب آمده است: «از ادارههای محترم سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا و سایر نهادهای کمککننده متوقعیست [توقع میرود] تا موسسات جدید را از نظر ظرفیتسازی حمایت کنند.» همچنان در بند پنجم آمده است که پروژههای مربوط به صحت عامه در ولایات باید به بیشتر از یک موسسه (NGO) داده شود. در این بخش تذکر یافته است: «پروژههای سکتور صحت عامه (HER یا BPHS) در هر ولایت حداقل برای دو یا سه موسسه غرض تطبیق سپرده شود.»
در بند ششم این مکتوب تصریح یافته است که ادارههای سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا و سایر نهادهای تمویلکننده باید ارقام بودجه کمکهای بشری و انکشافی را با وزارت اقتصاد طالبان در میان بگذارند. همچنان در ادامه گفته شده است که بودجه پروژههایی که به موسسهها داده میشود، از طریق بانکها انتقال یابد. در حال حاضر این بودجه از طریق صرافیها به موسسههای داخلی فرستاده میشود.
طالبان دستور دادهاند که همه کارمندان موسسهها باید جواز کار داشته باشند و مصارف بلند اداری برای امضای تفاهمنامهها نیز کاهش یابد. براساس این مکتوب، به موسسههایی که رهبری آنها را افرادی در خارج از کشور برعهده دارند، پروژه داده نشود. وزارت اقتصاد طالبان گفته است: «موسسههایی که رییس آن تبعه افغانستان است، نباید خارج از کشور باشند. در صورتی که خارج از افغانستان زندهگی میکند، با این نوع موسسهها قرارداد صورت نگیرد.»
دو مورد دیگر نیز پیرامون این موضوعات در مکتوب وزارت اقتصاد طالبان تذکر یافته است. در بند چهاردهم آن آمده است که همه ادارههای ملل متحد و دونرهای بینالمللی که با موسسهها قرارداد میبندند، باید قوانین و طرزالعملهای این گروه را در نظر بگیرند. در بند پانزدهم نیز محدودیت جدی بر موسسههای داخل وضع شده است که براساس آن، هر پروپوزل برای گرفتن پروژه باید پیش از سپردن آن به نهاد اصلی، با طالبان شریک شود. در این بند آمده است: «موسسههای غیرامارتی در مشوره و هماهنگی ادارههای سکتوری، پروپوزل پروژه خویش را مطابق نیازمندیهای سکتور مربوط تهیه و ترتیب کرده و بعد با جهتهای تمویلکننده شریک کند.»
تأکید بر انکشافی شدن کمکها
افزون بر انحصاری کردن پروژهها، طالبان برخی دستورهای دیگر نیز صادر کردهاند. در بند اول مکتوب وزارت اقتصاد طالبان آمده است که نهادهای کمککننده بینالمللی دوره گذار از کمکهای بشری به کمکهای انکشافی را سپری کنند. هر چند وزارت اقتصاد طالبان در این مورد توضیحات بیشتر نداده، اما ظاهراً هدفش تغییر شیوه کمکها از ارایه بسته غذایی و نقدی به عملی کردن برخی پروژههای انکشافی است.
در بند چهارم تصریح شده است که نهادهای بینالمللی ولسوالیها تازه ایجادشده از سوی طالبان را بهعنوان گزینه تطبیق پروژههای بشری و انکشافی در نظر بگیرند و همچنان آن را به ولایات دوردست گسترش دهند. افزون بر آن، طالبان خواستار ارایه کمکها از طریق پروژههای «کار برای غذا» شدهاند. وزارت اقتصاد طالبان در بخشی از مکتوب خواستار توازن تطبیق پروژهها در ولایات شده است. در نهایت، طالبان در مکتوب خواستار توجه به اولویتهای انکشافی براساس سندی شدهاند که خود تعیین کردهاند.
طالبان به دنبال چهاند؟
طالبان از زمان برگشت به قدرت تلاش دارند بودجه مربوط به کمکهای بینالمللی را بهگونه کامل دریافت و کنترل کنند. این گروه از آخرین دوره جمهوری حامد کرزی تا زمان سقوط کابل، از پروژههای بینالمللی بهعنوان منبع درآمد مستمر استفاده میکردند. اکنون اطلاعات روزنامه 8صبح نشان میدهد که رهبران طالبان روند کنترل کامل بر پروژههای بینالمللی در افغانستان را میخواهند. مقامهای این گروه در کنار سایر فرماندهان مطرح آن موسسههایی را با استفاده از هویت خانواده یا دوستانشان ایجاد کردهاند تا بتوانند همه پروژههای بینالمللی را در انحصار خود داشته باشند.
یک منبع به روزنامه 8صبح میگوید که هم اکنون بخشی از پروژههای بینالمللی را موسسههایی در اختیار دارند که از سوی طالبان ایجاد شدهاند و رهبری میشوند. طالبان در گام نخست تلاش میکنند پروژههای بینالمللی را بهگونه کامل در اختیار بگیرند و اگر نتوانند این کار را از طریق داوطلبی انجام دهند، موسسه برنده در داوطلبی را به شریک ساختن موسسه مربوط به این گروه در پروژه مد نظر میگیرند. او افزود که موسسهها هنگام امضای تفاهمنامه مجبور میشوند که یک موسسه طالبان را بهعنوان موسسه همکار معرفی کنند.
تأکید طالبان بر ظرفیتسازی موسسههای تازه ایجادشده نیز به همین دلیل است، در غیر آن برای این گروه جدید و قدیمی بودن موسسههایی که از سوی برخی شهروندان ایجاد شده است، تفاوتی ندارد. هدف از این دستور طالبان، افزون بر بهدستآوردن بخشی از بودجه، کسب تجربه است تا بتوانند در آینده اختیار کامل این پروژهها را بدون چالشی برعهده بگیرند. آنان همچنان در پروژههای صحت عامه نیز خواستار شریک شدن موسسههایشان هستند و این دستور میتواند وضعیت روشنی از تلاش طالبان برای کنترل کردن پروژهها ارایه کند. یک منبع دیگر گفت که برخی از موسسهها پس از مشکلاتی که طالبان هنگام امضای تفاهمنامه ایجاد میکنند، حتا به انصراف مجبور میشوند.
بخش مهم دیگر نیز شریک کردن ارقام بودجه است. نهادهای بینالمللی این پول را از طریق صرافیها به موسسههای داخلی میفرستند و ارقام آن نیز تنها در اختیار نهاد حمایتکننده پروژه و موسسهای که قرارداد آن را به دست آورده است، قرار دارد. یک منبع در موسسههایی که اکنون در افغانستان کار میکنند، به روزنامه 8صبح گفت که طالبان بهشدت در پی دانستن همه ارقام پروژهها هستند تا بتوانند آن را در گامهای بعدی به دست بیاورند. در ضمن این گروه میخواهد بودجه از طریق بانک فرستاده شود تا از یک سو مقداری از سود این روند را به دست بیاورند و از سوی دیگر بتوانند کنترلشان بر موسسهها را بیشتر کنند؛ زیرا این گروه میتواند در شرایط حساس، روند فرستادن بودجه را مانند روند امضای تفاهمنامه با چالشهای جدی مواجه کند.
افزون بر این موارد، از آنجایی که طالبان حلقه را بر موسسهها تنگتر کردهاند، بیشتر مسوولان بلندرتبه این موسسهها در خارج به سر میبرند و قراردادها را نیز براساس اعتبارشان به دست میآورند. یک منبع گفت که طالبان این مساله را بهانه جدی ساختهاند تا بتوانند اینگونه موسسهها را از روند خارج کنند. ثبت کارمندان نیز بخش جدی این کار است. طالبان در جریان این روند دو سود بزرگ میبرند. در گام نخست این گروه همه افرادی که وارد کار با نهادهای بینالمللی میشوند را از نگاه استخباراتی ثبت میکنند و در گام دوم، در همین مرحله با پیچیده کردن روند، مانع ورود مخالفانشان به کار با این نهادها میشوند. طالبان برای تکمیل این روند، داشتن سند تحصیلی، استعلام صحت عامه، استعلام اداره استخبارات و وزارت داخله طالبان و همچنان داشتن شناسنامه و عکس را جبری کردهاند، در حالی که تکمیل بخشی از این روند بهگونه کامل در اختیار طالبان است و میتوانند بهراحتی مانع ورود شهروندان به این نهادها شوند.
بخشی دیگر از این سنگاندازی طالبان فراراه موسسههایی که متقاضی پروژههای بینالمللی هستند، مطرح کردن مساله تایید این گروه است. به گفته یک منبع، طالبان موسسههای متقاضی قراردادها را مجبور میکنند که برای گرفتن پروژه، پروپوزلهایشان را پیش از فرستادن به نهادهای بینالمللی، با این گروه شریک کنند. سپس این گروه پروپوزل موسسهای که تحت رهبری مقامهای این گروه است را تقویت میکند تا بتواند پروژه را راحتتر به دست بیاورد. منابع هشدار میدهد که این محدودیتهای طالبان سرانجام انحصار کامل پروژهها و قراردادهای آن را به دنبال دارد.
چرا طالبان تأکید بر انکشافی شدن پروژهها دارند؟
بخشی از مکتوب وزارت اقتصاد طالبان بر ماهیت پروژههای بینالمللی مترکز است. در حالی که بیشتر نهادهای کمککننده براساس نیاز غذایی مردم پروژهها را تطبیق میکنند، طالبان میخواهند این پروژهها شکل توسعهای بگیرد. یک منبع به روزنامه 8صبح گفت که طالبان دو هدف اصلی را در این مساله دنبال میکنند. در گام نخست این گروه میخواهد ویرانههای باقیمانده از جنگ که خود باعث و بانی آن هستند را ترمیم کنند و در گام دوم، مانع کمک به مردم عام و مخالفانشان شوند. به گفته او، طالبان در گذشته نیز پولهای زیادی را از بابت پروژههای انکشافی به دست آوردهاند و اکنون نیز معتقدند که میتوانند از بودجه این پروژهها بهعنوان درآمد برای تقویت رژیم خود استفاده کنند. این گروه در اواخر جمهوریت از پروژههای عامالمنفعهای که در جغرافیای تحت کنترل این گروه عملی میشد، پول هنگفتی میگرفت. بهعنوان نمونه، طالبان در یک پروژه اعمار سرک کابل-پکتیا که تنها حدود ۲۸ کیلومتر را در بر میگرفت، ۴۰۰ هزار دالر به دست آوردند. این گروه موسسه عملیکننده این پروژه را مجبور کرد که براساس هر کیلومتر سرک، ۱۵ هزار دالر بپردازد.
اعضای طالبان در مناطقی که کنترل جغرافیا را در اختیار داشتند، یک کمیسیون خاص برای مدیریت این کار ایجاد کرده بودند و موسسههای داخلی و بینالمللی را هشدار میدادند که برای اجرای کامل پروژههای توسعهای، حاضر به پذیرفتن گزینه پیشنهادی آنان شوند. طالبان در آن زمان پیشنهاد میکردند که موسسه تطبیقکننده پروژه برای دریافت چراغ سبز از سوی این گروه، بخشی از بودجه مورد نظر را به این گروه واگذار کند. موسسههای داخلی نیز مجبور به این کار بودند؛ زیرا در غیر آن، نمیتوانستند پروژهها را تکمیل کنند. در واقع پول دریافتی طالبان از همین پروژهها بود که در کنار قاچاق مواد مخدر و برخی دیگر از درآمدها، این گروه را به قدرت برگرداند.
تغییر ماهیت پروژهها ممکن است؟
براساس سابقه کار نهادهای بینالمللی، این نهادها براساس نیاز یک کشور و همچنان اهداف مشخص، وارد جغرافیا میشوند تا پروژههای بشری را تطبیق کنند. برخی سازمانهایی که کمک غذایی یا نقدی ارایه میکنند، مسوولیت خاصی در افغانستان دارند که عبارت از رساندن مواد غذایی مورد نیاز به نیازمندان است. این روند شاید بخشی از برنامه «کار در برابر غذا» را شامل شود، اما همه برنامهها را در بر نمیگیرد؛ زیرا شمار زیادی از خانوادهها در افغانستان حضور دارند که سرپرست مرد ندارند و نمیتوانند در این پروژهها شرکت کنند. به این ترتیب پروژهها شکل بستههای کمک غذایی و نقدی را به خود میگیرند، اما در صورتی که طالبان تاکید بر توسعهای کردن پروژهها داشته باشند، زمینه برای ارایه کمک غذایی وجود نخواهد داشت و این کار سرانجام به پایان ماموریت یک نهاد کمککننده در افغانستان خواهد انجامید. بهعنوان نمونه، سازمان جهانی غذا پیش از این در چندین مرحله کمک به افغانستان را کاهش داد؛ زیرا جنگهای سوریه و یمن سبب شد که تمرکز بر آن کشورها معطوف شود. اکنون نیز اگر طالبان اقدام به توسعهای کردن پروژهها کنند، احتمال میرود که بیشتر نهادهای کمککننده به کارشان در افغانستان پایان دهند.
جیآیزید پیشتر اقدام به چنین کاری کرد، در حالی که دلیل آن نامشخص مانده است. این نهاد گفته بود که با طالبان همکاری نمیکند، اما همکاران افغان آن از راه دور در چارچوب سازمانهای غیردولتی به کارشان ادامه خواهند داد. احتمال میرود که چنین فشارهایی سبب پایان کار این نهاد در افغانستان شده باشد. به این ترتیب مهمترین هدف یک نهاد بینالمللی، ارایه کمکهای فوری به خانوادههایی است که از فقر رنج میبرند، آن هم با درج این شرط که هیچ همکاری مستقیم با طالبان وجود نداشته باشد. در صورتی که برنامههای ملل متحد یا نهادهای شبیه آن تشخیص دهند که چنین کمکهایی نیاز نیست یا زمینه ارایه شدن آن بدون همکاری با طالبان وجود ندارد، میزان کمکهایشان را کاهش میدهند و این کمکها را به کشورهای نیازمند دیگر میفرستند.
اما سوالی که مطرح میشود، این است که با وجود نیازمندی طالبان به این پروژهها، چه موردی سبب شده است که این گروه برای نهادهای بینالمللی خطونشان بکشد؟ یک منبع در نهادهای بینالمللی میگوید که همکاری و هماهنگی بسیار نزدیک برخی از سازمانهای بینالمللی باعث شده است که طالبان بر سایر موسسهها نیز فشار بیاورند. این منبع از صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل متحد (یونیسف) بهعنوان یک نمونه نام برد و افزود که این نهاد همکاری بسیار نزدیک با طالبان ایجاد کرده است؛ بهگونهای که حتا خدماتش را به مدرسههای تحت کنترل طالبان که سبب افراطیت میشود، گسترش داده است. منبع تصریح کرد که طالبان هنگام ممانعت یک نهاد برای پیش بردن یک پروژه مطابق میل این گروه، از یونیسف بهعنوان نمونه یاد میکند و میگوید که اگر ممانعتی برای کار وجود دارد، پس چرا یونیسف چنین کاری را انجام میدهد. این در حالی است که طالبان هرازگاهی با مسوولان یونیسف در افغانستان دیدار و گفتوگو میکنند و این مساله بیانگر هماهنگی نزدیک میان دو طرف است.
گفتنی است که از زمان برگشت طالبان به قدرت، نهادهای بینالمللی با چالشهای زیادی روبهرو شدهاند. این نهادها در بیشتر موارد مجبور میشوند مطابق برنامههای طالبان به کارشان ادامه دهند؛ برنامههایی که منافع این گروه را از طریق کمکهای بینالمللی تأمین میکند. امریکا و برخی کشورهای دیگر پیش از این گفتهاند که کمکها را بهگونه مستقیم به مردم افغانستان ارایه میکنند. با این حال، شرایط بهگونهای است که طالبان از هر برنامه کمکی در کشور براساس تواناییشان در راستای تقویت رژیم این گروه استفاده میکنند.






