اجتماعی و منطقهای شدن منابع قدرت و مدیریت دولتی از برجستهترین آثار ساختار فدرال میباشد. دولت غیرمتمرکز فدرال با نقشآفرینی در تصمیمگیری حکومتهای محلی زمینه حضور مستقیم مردم را در حکومتداری مساعد میسازد و این باعث میگردد تا دولت در رابطه نزدیک و تعیینکننده با مردم باشد.
نقش مردم در تصمیمگیری و حضور نمایندهگان آنها در قدرت موجب شناخت واقعی از فرصتها و چالشها در جامعه گردیده و یکی از مهمترین شاخصهای ساختار فدرال ترغیب حکومتهای محلی به ابتکارات درآمدزا میباشد و به این منظور میان آنها در جهت پیشرفت، ارایه خدمات و حفظ رضایت شهروندان رقابت سالم شکل گرفته و هر کدام به کشف و بهرهبرداری از ظرفیتهای خویش میپردازد.
یکی از ظرفیتهای بالقوه و ناپرداخته در کشور ما جذابیتهای گردشگری آن میباشد. ساختار فدرال برای رشد این صنعت موثرترین گزینه خواهد بود.
مدیریت و شناسایی مقاصد گردشگری، ترویج فرهنگ اجتماعی در حمایت از صنعت توریسم، تبلیغ جاذبههای گردشگری و مدیریت جریان بازدیدکنندهگان از کارهای یک دولت فدرال خواهد بود. قدرت منطقهای و اجتماعی فدرال توان مدیریت چنین برنامه حیاتی، بزرگ و پیچیده را میدهد.
فرهنگهای مختلف، طبیعت بکر و کوهستانی، دشتها و صحراهای آن، آب و هوای متغیر چهار فصل، دریاچهها، آبشارها، کوههای پوشیده از برف در دل تابستان، حیات وحش، صنایع دستی و صنایع سفالی برای هر سلیقه دارای جذابیت بوده و در کنار آن این کشور یکی از مقصدهای مناسب برای طرفداران غذاهای متنوع و لذیذ میباشد.
قدامت تاریخی، جغرافیای پیچیده، تنوع فرهنگی، جنگهای متمادی، گیاهان نادر و دهها مورد دیگر برای محققان و پژوهشگران جذابیت سیر و سفر علمی دارد.
طبیعت کمتر معرفی شده این سرزمین به مقصد ایدهآل برای ماجراجویان طبیعتگرد مبدل خواهد گردید.
تفاوتهای زبانی، فرهنگی، پوشش، خوراک و موارد دیگر که تا امروز به آنها به عنوان عوامل اختلاف و تفرقه دیده میشود، به مطلوبترین جاذبههای گردشگری در سایه فدرالیسم بدل خواهند شد.
نورستان با طبیعت، فرهنگ، لباس، غذا، موسیقی مخصوص آن، مناطق مرکزی با لباس، موسیقی، فرهنگ و رسوم متفاوت خویش، حوزه اوزبیکنشین، زبان، غذا، موسیقی، طبیعت و نمادهای برجسته اوزبیکی، طبیعت، صنعت، موسیقی و عادات قسمتهای شمال و شمالشرق، قسمتهایی از جنوب با طبیعت، فرهنگ، غذا، لباس و علایق برجسته آن حوزه، دشتهای جنوبی و قسمتهایی از دشت و صحرای غرب به علاقهمندان خاص چنین طبیعتی با تفاوتهای مختص به خودشان در غذا و لباس و بناهای تاریخی، فرهنگ غنی، زعفران، انگور و موسیقی مقاصد ارزشمند برای گردشگران خواهد شد و یک ساختار فدرال میتواند چنین تفاوتها را برتابد.
صنعت گردشگری نیازمند تاسیسات ابتدایی، میدانهای ورزشی، مکانهای پذیرایی از کوهنوردان در مقاصد کوهنوردی، توجه و بازسازی آبدات تاریخی، احیای مراکز علمی و تحقیقاتی در زمینههای تاریخ، نبردها، فرهنگ و جغرافیا و ایجاد سهولتهای لازم برای اقامت شبانه گردشگران میباشد. تنها یک ساختار فدرال میتواند زمینه رقابت سالم میان فرهنگهای بومی را فراهم ساخته و از سوی دیگر با حضور نزدیک و مستقیم مردم در تصمیمگیریها، بهرهبرداری از داشتهها را نیز ممکن سازد.
افغانستان نه تنها در حوزههای کلان حتا در سطح دهکدهها نیز ظرفیت رشد صنعت گردشگری را دارد و تنها یک ساختار فدرال میتواند چنین امکانی را فراهم کند.
کشورهای دارای صنعت توریسم سالانه به میلیاردها دالر درآمد از این طریق دست مییابند. اگر این کشورها را با افغانستان مقایسه کنیم، به این نتیجه میرسیم که جذابیتهای فراوانی در کشور ما برای گردشگران وجود دارد.
افغانستان جدا از سایر ویژهگیها، غنامندی فرهنگیاش برجستهتر از تمام کشورهای دیگر است که ساختار فدرال میتواند آن را بیشتر ترویج دهد.
طبیعت در کشورهای دارای صنعت توریسم بهگونهای نیست که بدون مداخله بشر بوده باشد و اکثریت جهیلها، مناظر آبی، جنگلات و پارکهای طبیعی دستکاری شدهاند تا به زیبایی آنها افزوده شود. پرداختن به این کار ریشه در شناخت و مدیریت محلی دارد که در یک ساختار فدرال ممکن است.
مهمترین موضوع برای درآمدزایی در صنعت گردشگری اقامت شبانه گردشگران در مقاصد گردشگری میباشد. افغانستان مقصد گردشگری با اقامت متوسط و نسبتاً طولانی خواهد بود که ممکن نیست کسی به اقامت کمتر از یک هفته برای سفر به آن برنامهریزی کند.
صنعت گردشگری در سراسر جهان یکی از منابع درآمدزایی است و افغانستان با وضعیت بد اقتصادیای که دارد، میتواند از طریق رشد و توسعه این صنعت وضعیت اقتصادیاش را بهبود بخشد.






