شماری از بلوچهای ولایت نیمروز از برخورد تبعیضآمیز و دوگانه طالبان شکایت دارند. آنان میگویند که نیمروز بهدلیل خشکسالی، بیشتر باشندهگان آن از طریق واردات تیل از مجاری غیررسمی مصروف بودند، یا به گفته خودشان قبلاً در «مسافرکشی» یا راهنمایی کارگرانی که برای کار به ایران از مرزهای قاچاق عبور میکردند، مشغول بودند. اما اکنون این زمینهها از آنان گرفته شده و به افراد طالبان که همه از یک قوم خاص هستند سپرده شده است. این بلوچها، طالبان را به قومگرایی و مافیاییسازی تیل و قاچاق انسان متهم کرده و میگویند که این کارها را برای دیگران حرام میدانند، اما برای خود و نزدیکانشان واردات غیرقانونی تیل و قاچاق انسان را حلال میشمارند.
باشندهگان بلوچ ولایت نیمروز طالبان را به قومگرایی، برخورد تبعیضآمیز و توزیع ناعادلانه بستهای دولتی زیر کنترل این گروه متهم کرده، میگویند که اکثریت مقامهای محلی این گروه در نیمروز به قاچاق انسان و تیل دست دارند و با حذف بلوچها، افراد خود را برای انجام این کارها جابهجا میکنند. آنان همچنین میافزایند که معیشت سنتی مردم که پیشتر از این فعالیتها تامین میشد، اکنون از آنان گرفته شده و به نزدیکان و افراد وابسته به خودشان اختصاص یافته است.
محمد (مستعار) میگوید: «من یکی از باشندهگان بومی ولایت نیمروز هستم. چنانچه همه مستحضر هستید، نیمروز ولایتی خشک و کمآب است که بیشتر مردم آن بهدلیل خشکسالیهای متوالی یا به ایران مهاجر شدهاند یا در حال مهاجرت هستند. آنهایی هم که باقی ماندهاند در ظلم و تبعیض سیستماتیک قرار دارند، زیرا تنها راه معیشتشان که همانا مراودات سرحدی است از آنان گرفته شده و بهگونه اختصاصی به افراد نزدیک به طالبان و مافیای تیل که همه پشتون هستند، داده شده است.»
این باشنده نیمروز میافزاید: «تنها در چند مورد که خود نظارهگر بودهایم، بهطور مثال توزیع کارتهای کولبری یا همان چتربازی در پل ابریشم و بازارچههای سرحدی، به افراد نزدیک به کمیسار طالبان، مولوی نصرالله و مولوی خُبیب داده شده است که همهشان پشتون و از ولسوالی بکواه هستند.»
باشنده دیگری از نیمروز میگوید: «بستن مسیر مسافرکشی بر روی مردم نیمروز و در عوض، خودشان دهها موتر مسافرکشی دارند و مسافران را به سرحد پاکستان انتقال میدهند.» او میافزاید: «بستن مرز به روی مردم و جلوگیری از مراودات سرحدی مانند تیل و غیره، اما خودشان تیل را بهگونه مافیایی و از روی پل توسط حاجی بیدالله بُلدکی پاکستانی و حاجی غلام نورزی وارد میکنند.»
باشندهگان بلوچ نیمروز میگویند که مسیر ولسوالی کنگ، پس از آنکه بهعنوان مرز رسمی با ایران جدا ساخته شد، تا کنون محل مراودات مردم دو طرف بوده و مردم بلوچ نیز از همین مسیر امرار معاش میکردند. به گفته آنان، تیل از سر مرز ولسوالی کنگ خریداری و سپس به شهر زرنج منتقل و فروخته میشد، اما اکنون طالبان این روند را متوقف کردهاند. آنان میافزایند که این مسیر و تجارت تیل در حال حاضر به دست مافیای قومی سپرده شده که از سپینبولدک و پاکستان هستند و انتقال تیل عمدتاً تنها از مسیر پل ابریشم انجام میشود.
براساس گفتههای آنان، در پل ابریشم نیز یک طبقه کارگری به نام «بدوکی» فعالیت دارد که از آنسوی مرز در داخل خاک ایران در موترهای ترانزیت تیل جابهجا میشوند و به محض ورود به خاک افغانستان، در بالای پل ابریشم تخلیه شده و سپس به بازار به فروش میرسند. اما اکنون به گفته آنان، کمیسار پل ابریشم تنها برای مردم بکواه فراه کارت توزیع میکند و برای بلوچهای نیمروز کارت داده نمیشود؛ در حالی که پیشتر صدها خانواده بلوچ از این مسیر امرار معاش میکردند.
این نگرانیها در پی برخورد دوگانه طالبان در نیمروز در حالی مطرح میشود که باشندهگان شماری از ولایتهای دیگر، از جمله مردم بدخشان نیز نگرانیهای مشابهی را بیان کردهاند. به گفته آنان، طالبان اموری را که برای دیگران حرام میدانند و آنان را از بهدست آوردن آن منع میکنند، اما خود برای دستیابی به آن تلاش کرده و با حذف دیگران، تمامی موارد را در کنترل خود در میآورند.






