صدایش از میان انبوهی از محدودیتها و ممانعتهای دستوپاگیر از رادیوی یکی از محرومترین مناطق افغانستان شنیده میشود و مردم آنجا را از تازهترین رویدادها آگاه میسازد؛ جایی که اخم ابروی حاکمان ستمگر خندهها را فتح و خوشیها را قدغن کرده است، اما او یکتنه مبارزه میکند تا حق کارش را از دست ندهد. با اینکه گروه طالبان در حدود سه سال حاکمیت خود همواره تلاش کرده تا با هر بهانهای صدایی که بیشتر از ده سال اطلاعرسانی کرده است را خاموش کند، اما با سرکوبهای مداوم موفق نشده است؛ زیرا سوسن به پیروزی باورمند است و با وجود هراس از بازداشت و شکنجه، مقاومت و ایستادهگی میکند تا در برابر حاکمیت مستبد طالبان حق اساسی و طبیعی کار و حضور در اجتماع را که پیش از این نیز برای به دست آوردن آن مبارزه کرده بود، از دست ندهد.
سوسن احمد (مستعار) یکی از خبرنگاران زن در یکی از ولایتهای دوردست افغانستان است. او بیش از ده سال در رسانههای مختلف محلی کار کرده و صدای محرومترین افراد در ولایتهای مختلف افغانستان بوده است. مکانی که اکنون گروه طالبان بیشترین محدودیتها را بالای رسانهها بهخصوص خبرنگاران زن وضع کرده و شمار زیادی این خبرنگاران را نیز از وظیفههایشان برکنار کرده، اما او از ابتدای حاکمیت طالبان تا حال در برابر محدودیتهای این گروه مبارزه کرده و نگذاشته است صدایی که سالها برای مردم خبررسانی کرده است، خاموش شود.
گروه طالبان پس از تسلط بر افغانستان آزادی بیان را سرکوب کرده و محدودیتهای شدیدیدی بر کار خبرنگاران وضع کرده است. سوسن نیز یکی از خبرنگارانی است که با وجود فضای خفقانآور در شرایطی به کارش ادامه میدهد که این گروه زنان شاغل بهخصوص خبرنگاران زن در ولایتهای دوردست افغانستان را از کار برکنار کرده است. علاوه بر آن، بالای خبرنگاران زن در سراسر رسانههای افغانستان محدودیتهای کاری، پوششی، گفتاری، رفتاری و… را در صورت ادامه دادن به کارشان وضع کرده است، اما این ممانعتها در رسانههای محلی تحت کنترل طالبان بیشتر است و با وجود دشواری کار، فعالیت آنها با تهدید جانی و شکنجه نیز همراه است.
این اقدامهای سرکوبگرایانه بارها سوسن را از مسیر مبارزهاش متزلزل کرده، اما او مقاومتر از قبل ادامه داده است. میگوید: «طالبان از ابتدای حاکمیت خود تا حال همواره سعی کرده تا صدای آزادی بیان را در همه نقاط افغانستان خفه کنند و موفق به این کار نیز شدهاند. امروز رسانههای تحت حاکمیت طالبان آنچه را که طالبان میخواهد نشر میکنند، نه حقیقت را. بهخصوص بالای رسانههای محلی بینهایت فشار اعمال میکنند. اکثریت خبرنگاران زن در این رسانهها مجبور به ترک وظیفههای خود شدهاند.»
به گفته او مسالهای که بیشتر از هر چیزی کار خبرنگاری را دشوار ساخته، تغییر پالیسی نشراتی رسانهها به خواست طالبان است. این گروه همه رسانهها را وا داشته تا نشرات خود را مطابق به خواست آنان تغییر داده و هر آن چیزی که طالبان میخواهند را به نشر برسانند: «ما مجبور شدیم اکثریت برنامههایی که پیش از حاکمیت طالبان به نشر میرساندیم را تغییر بدهیم و بیشتر برنامههای اسلامی را به نشر میرسانیم، مثل برنامههای نعت، قرائت، تبلیغ و برنامههای جهانبینی اسلامی. خودم نیز در هنگام تهیه و نشر گزارشها بسیاری واقعیتها را سانسور میکنم و بعد به نشر میرسانم. در صورتی که گفتههای واقعی مردم محل را به نشر برسانیم، عواقب ما زندان و شکنجه است.»
با وضع این محدودیتها، اما گروه طالبان همواره تلاش کرده تا رسانههایی که در آن زنان کار میکنند را متوقف کند؛ زیرا سوسن نیز در رسانهای مشغول به کار است که موسسان آن زن هستند. او با یکی از همکارانش یازده سال قبل در یکی از ولایتهای افغانستان رادیویی را تاسیس میکند که در آن زنان علاقهمند به کار خبرنگاری و گویندهگی را به کار میگیرند. آنان این رادیو را خاص برای ارتقای ظرفیت زنان روستا که از همه امکانات محروم بودند، ایجاد میکنند.
آنها در شرایطی موفق به ایجاد رسانه شنیداری میشوند که آن زمان شنیدن صدای زنان در روستاها جرم تلقی میشد، اما با وجود همه چالشها و ممانعتها با تلاش خستهگیناپذیر و ایجاد برنامههای خوب آگاهیدهی و آموزنده ذهن مردم محل که آن زمان بهسان طالب بود را تغییر میدهند و صدای زنان را از رادیویی بلند میکنند که همه مخالف ایجاد آن بودند: «ما در شرایطی رادیو را ساختیم که حتا خانواده خودم نیز حاضر نبود در رادیو گردانندهگی کنم، اما به خاطر علاقه، اطلاعرسانی و شکست محرومیت زنان موفق شدیم.»
او نهتنها در زمان حاکمیت طالبان، بلکه پیش از آن نیز به خاطر هویت زنانهگیاش جنگیده و همواره تلاش کرده است تا به جامعه مردسالار که او و قرار است دخترانش نیز آنجا رشد کنند، بفهماند که به زنان و دختران خود به دید جنس ضعیف نگاه نکنند، بلکه کسانی را در درون آنان استقبال و رشد دهند که روزی جامعه را به سوی آبادانی سوق دهند.
اما انگار سیاهبختی او و دیگر زنان در افغانستان را پایانی نیست. درست زمانی که بذرش به ثمر رسید و محدودیتها را دور زد، کسانی حاکم دیار شدند که سالها قبل ذهنیت زنستیزانه را در میان مردم بهخصوص روستانشینان ترویج کرده بودند.
او اکنون با گروهی دست به گریبان است که مخالف حضور زنان در اجتماع است و او را وا داشته تا سرسختتر از قبل به مبارزهاش ادامه دهد: «زمانی که طالبان قدرت را گرفتند، ما خیلی نگران بودیم و میترسیدیم که مبادا بالای رسانه ما حمله کنند؛ چون موسس و همه کارمند رسانه ما زنان بودند و برای ارتقای ظرفیت زنان سالها کار کرده بودیم. اما از ترس چیزی ساخته نمیشود، باید مقاومت کنیم.»
سوسن مبارزهاش در برابر طالبان را بیانصافانهترین جنگ میخواند؛ جنگی که یک طرف با تیر و تفنگ به پا خاسته و هیچ چیزی در مورد مبارزه مدنی نمیداند و طرف مقابل با زور قلم و بینش خود میخواهد پیروز میدان شود. اما او میگوید که زنان مبارز افغانستان که به هر نحوی در برابر طالبان ایستاده و مقاومت میکنند، روزی پیروز خواهند شد.
در حالی که از عملکرد جهان در برابر گروه طالبان ناخشنود است، میگوید که زنان در افغانستان همه دشواریها را بر دوش میکشند تا به جهان و نسلهای بعد خود یاد دهند که هر قدر ممانعتها طاقتفرسا باشد، اما مقاومت و ایستادهگی شکستناپذیرتر است.







