۲۱ فبروری مصادف با روز جهانی زبان مادری است که از سوی سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو) بهمنظور حمایت از تنوع زبانی و فرهنگی نامگذاری شده است. همزمان با این روز، شماری از شهروندان کشور نسبت به کمتوجهی به زبانهای مادریشان ابراز نگرانی کرده و میگویند که محدودیت منابع آموزشی و ترجیح یک زبان در ادارات دولتی باعث شده است بسیاری از زبانهای کشور در معرض فراموشی قرار گیرند. آنان میافزایند این وضعیت نهتنها روند یادگیری و تحصیل را دشوار میکند، بلکه تهدیدی جدی برای هویت فرهنگی و تنوع زبانی افغانستان به شمار میرود. کارشناسان تأکید میکنند که با اجرای برنامههای آموزشی هدفمند و تولید محتوای فرهنگی گسترده میتوان زبانهای مادری را در کشور زنده نگه داشت.
سمیعالله فرامرز (مستعار)، باشنده کابل، میگوید که تنوع زبانهای موجود در کشور در برخی از ادارات دولتی زیر کنترل طالبان رعایت نمیشود و زبان پشتو در این نهادها ارجحیت دارد.
این باشنده کابل میافزاید: «برای انجام کاری به یکی از ادارات دولتی مراجعه کردم. بیشتر گفتوگوها به زبان پشتو انجام میشد و اگر کسی به زبان دیگری صحبت میکرد، کارش دیرتر پیش انجام میشد؛ در حالیکه همه مراجعهکنندهگان نمیتوانستند به این زبان صحبت کنند. من فکر میکنم اگر استفاده برابر از همه زبانهای موجود در کشور در ادارات و نهادهای رسمی رعایت نشود، ممکن است در درازمدت باعث کاهش تنوع زبانی در افغانستان شود.»
صبغتالله رادفر، باشنده فاریاب، میگوید که زبان مادریاش اوزبیکی است و در خانه همیشه به این زبان صحبت میکنند. او میافزاید: «فرزندانم که در صنف دوم و سوم مکتب درس میخوانند، بهطور کامل با زبان دری[فارسی] بلدیت ندارند. در مکتب به زبان دری برایشان تدریس میشود و به زبان مادری خود آموزش نمیبینند. این موضوع باعث شده است نتوانند درسها را بهخوبی یاد بگیرند و انگیزه و شوقشان برای رفتن به مکتب کاهش پیدا کرده است.» او خواهان توجه به زبانهای رایج و گویندهگان سایر زبانها در کشور است و تأکید میکند که کودکان باید به زبان مادریشان آموزش ببینند.
فرهاد کاکر، باشنده قندهار، میگوید زبان اصلیاش پشتو است، اما درباره زبانهای دیگر در کشور ابراز نگرانی میکند. او میافزاید: «افغانستان کشوری با زبانهای زیاد است، اما متأسفانه امروزه در نصاب آموزشی و تحصیلی مکتبها، دانشگاهها و برنامههای رسانههای کشور، صرفاً زبانهای دری و پشتو گنجانیده شده است و برای سایر زبانها برنامهای وجود ندارد.»
این باشنده قندهار، نبود سیاست زبانی عادلانه در کشور را دلیل کمتوجهی به سایر زبانها میداند؛ وضعیتی که به گفته او، باعث فراموشی زبانهای بومی میشود. او میافزاید: «در آموزش، رسانهها و ادارات، همه زبانها به یک اندازه استفاده نمیشوند و همین امر باعث شده است بسیاری از زبانها به حاشیه رانده شوند. برای حفظ زبانهای بومی و مادری، لازم است که همه زبانها به طور عادلانه رشد داده شوند و در نظام آموزشی، رسانهها و نهادهای رسمی به زبانهای مختلف توجه شود.»
فرشته حمیدی، باشنده کابل و گوینده یکی از رسانههای صوتی، درباره تجربه خود از استفاده از زبان مادری میگوید: «زبان مادری من فارسی دری است و در خانه و دانشگاه همیشه به همین زبان صحبت میکردیم و درس میخواندیم. علاوه بر این، زبانهای پشتو و انگلیسی را هم آموختهام، اما احساس میکنم برای تقویت و تداوم هرچه بیشتر زبانها باید بیشتر به زبان مادری صحبت شود. هرچه کمتر از زبان مادری استفاده شود، باعث میشود آن زبان کمرنگ شود و شمار گویندهگانش کاهش یابد.»
این بانو میافزاید: «زمانی که یک زبان بیشتر صحبت شود، نهتنها در بین اقوام و قبایل رواج پیدا میکند، بلکه هویت فرهنگی ما نیز حفظ میشود. اگر جوانان ببینند زبان مادریشان در رسانهها، برنامهها و آموزش کاربرد دارد، به آن افتخار میکنند و آن را حفظ خواهند کرد.»
ظریفه آخوندزاده، فعال فرهنگی و باشند تخار، درباره اهمیت زبان مادری و نقش سواد در حفظ آن میگوید: «زبان مادری نخستین زبانی است که انسان میآموزد و آغاز به سخن گفتن میکند. من در محیطهای آکادمیک و کاری همیشه به زبان مادری خود صحبت میکنم و باور دارم مهمترین گام برای تداوم زبانها، سواد در جامعه است. هرچه مردم باسوادتر باشند، زبانهای مادری تقویت میشوند و فرهنگ ما ماندگار میماند.»
این فعال فرهنگی میافزاید: «متأسفانه شمار زیادی در کشور از نعمت سواد محرومند. این مساله باعث میشود بسیاری از زبانها، بهویژه زبانهای کوچک و محلی، کمکم ضعیف شوند و شمار گویندهگان آنها کاهش یابد. طرحها نباید تنها به رشد یک زبان محدود شوند، بلکه باید برای تقویت و رشد سایر زبانها نیز تلاش صورت گیرد. رسانهها، آموزش و تولید برنامههای رسانهای به زبانهای محلی نقش حیاتی در این زمینه دارند.»
جاوید حسنیار، دانشجوی زبان و ادبیات فارسی، درباره اهمیت تحصیل به زبان مادری میگوید: «وقتی درسها به زبان مادری تدریس میشوند، یادگیری بسیار راحتتر و موثرتر است.» او توضیح میدهد که در دانشگاه گاهی مجبور بوده از زبانهای دیگر نیز استفاده کند، اما فارسی همچنان زبان اصلی او در خانه و دانشگاه است.
آقای حسنیار میگوید که در میان دوستان، بیشتر گفتوگوها به زبان مادری انجام میشود، اما برخی جوانان از واژهها و زبانهای خارجی استفاده میکنند و گمان میکنند این نشانه پیشرفت و برتری است. به گفته او، نبود منابع کافی به زبانهای محلی و محدودیت استفاده از زبان مادری در برخی رشتهها باعث کاهش انگیزه دانشجویان میشود.
در همین حال، پژوهشگران حوزه زبان معتقدند که بقای زبانهای مادری تنها زمانی تضمین میشود که برای آموزش، ترویج و کاربرد عملی آنها برنامههای منظم و پایدار تدوین شود.
ذکریا فرهمند، پژوهشگر حوزه زبان، میگوید: «زبان مادری نه تنها وسیلهای برای ارتباط، بلکه هویت و میراث فرهنگی یک قوم است. وقتی زبان یک جامعه نادیده گرفته شود یا محدود شود، بخش مهمی از تاریخ و فرهنگ آن جامعه نیز به فراموشی سپرده میشود.»
آقای فرهمند تأکید میکند که برای حفظ زبانهای مادری باید خانوادهها، مکتبها و دانشگاهها به شکل هماهنگ عمل کنند. او میافزاید: «خانوادهها باید از کودکی با فرزندان خود به زبان مادری صحبت کنند، مکتبها و دانشگاهها مضمونها و منابع آموزشی را به زبانهای محلی ارایه دهند و دانشکدهها و مراکز پژوهشی برای تحقیق و تولید محتوا در زمینه زبانهای محلی ایجاد شوند. همچنین برنامههای تلویزیونی، محتوای شبکههای اجتماعی و نشریات به زبان محلی باعث میشوند نسل جوان به زبان مادری علاقه پیدا کنند و آن را حفظ کنند.»
اکثریت گویندهگان زبان فارسی و سایر زبانهای رایج در کشور از سیاستهای زبانی ناعادلانه و حذفگرایانه دستگاههای حاکم در گذشته و سیاستهای زبانی طالبان ابراز نگرانی کرده و بر تقویت سایر زبانها و جلوگیری از نهادینهسازی اجباری و حذف سیستماتیک زبانها تأکید کردهاند.
طالبان در بیش از چهار سال گذشته واژههایی چون دانشجو، دانشکده و دانشگاه را از دانشگاهها و نهادهای تحصیلی حذف کرده و دستور منع کاربرد آنها را صادر کردهاند. این سیاستهای طالبان با واکنشهای گسترده شهروندان کشور نیز روبهرو شده است.
پیشتر، یونسکو اعلام کرده بود که تنوع زبانی بهطور فزاینده در معرض تهدید قرار دارد و هر ساله زبانهای بیشتری از بین میروند. به گفته این نهاد، ۴۰ درصد جمعیت جهان به آموزش به زبانی که میفهمند دسترسی ندارند و این امر یادگیری و دستیابی به ظرفیت کامل دانشآموزان را دشوارتر میکند.






