یادداشت: فرشته عباسی پژوهشگر بخش آسیا در دیدهبان حقوق بشر است که بر تحقیق و مستندسازی سوءاستفاده های جاری در افغانستان تمرکز دارد. او در ۱۰ سال گذشته قضایای نقض حقوق بشری در افغانستان را با سازمانهای مختلف از جمله دیدهبان حقوق بشر مستند کرده است. او پیشتر بهعنوان مشاور حقوقی در سازمان بینالمللی انکشاف حقوق (IDLO) کار کرده و در بخش ظرفیتسازی، آموزش و توسعه مهارتهای حقوقی برای کارمندان عدلی افغانستان فعالیت داشته است. فرشته دارای مدرک کارشناسی ارشد در رشته حقوق بینالملل و مطالعات استراتژیک از دانشگاه آبردین است. عباسی در این گفتوگو میگوید که وضعیت افغانستان زیر حاکمیت طالبان بسیار وخیمتر از چیزی است که در رسانهها بازتاب مییابد. بهگفته او، زنان، خبرنگاران، اقلیتهای قومی و مذهبی و همه کسانی که مانند طالبان نمیاندیشند، در شرایطی بهشدت رقتبار و سرکوبگرانه بهسر میبرند. او تاکید میکند که بسیاری از موارد نقض حقوق بشر هرگز رسانهای نمیشوند و آنچه گزارش میشود، تنها نوک کوه یخ است؛ در حالیکه عمق فاجعه بسیار گستردهتر و نگرانکنندهتر است. فرشته میگوید که تصویب قطعنامه برای ایجاد سازوکار تحقیق در مورد مستندسازی جنایات ضد بشری در افغانستان گامی مهم است. به گفته او، صدور حکم حبس ابد دادگاه کیفری بینالمللی برای رهبر طالبان و رییس دادگاه عالی این گروه، اقدامی بیسابقه است و امیدوار است روزی این افراد در دادگاه بینالمللی، در برابر زنان افغانستان پاسخگو باشند.
۸صبح: شما چند سال است که در حوزه حقوق بشر افغانستان فعالیت میکنید. در حال حاضر تمرکز اصلی تحقیقاتتان بر چه موضوعاتی است؟
عباسی: در حال حاضر پژوهشگر امور افغانستان در سازمان دیدهبان حقوق بشر هستم و مسوولیت مستندسازی و پژوهش در بخش افغانستان را بر عهده دارم. تمرکز ما این روزها بیشتر بر نقضهای حقوق بشری است که از سوی طالبان در داخل افغانستان صورت میگیرد. گرچه دیدهبان حقوق بشر نهادی نیست که فعالیتش را از آگست ۲۰۲۱ در افغانستان آغاز کرده باشد، بلکه از دهه ۱۹۹۰ به اینسو، گزارشهای بسیار ارزشمندی درباره افغانستان منتشر کرده که هم برای تاریخ کشور اهمیت دارد و هم برای آنکه صدای قربانیان شنیده شود. با این حال، متاسفانه وضعیت فعلی افغانستان بسیار وخیم است و تمرکز ما اکنون عمدتاً بر جرایمی است که طالبان مرتکب میشوند. این شب و روزها، من مشغول کار روی گزارشی درباره وضعیت آزادی رسانهها در افغانستان هستم و تلاش دارم بررسی کنم که رسانههای محلی داخل کشور چگونه فعالیت میکنند و خبرنگاران تا چه اندازه میتوانند حق دسترسی به اطلاعات را برای شهروندان افغانستان تامین کنند.
۸صبح: چطور وارد همکاری با دیدهبان حقوق بشر شدید؟
عباسی: سالها پیش کارم را با دیدهبان حقوق بشر آغاز کردم، زمانیکه هنوز در کابل بودم و به ولایتهای مختلف افغانستان سفر میکردم. دانشآموخته رشته حقوق هستم؛ لیسانسم را از دانشگاه هرات گرفتم. پس از آن، بیشتر در حوزه حقوق جزا با نهادهای داخلی افغانستان همکاری داشتم. آخرین وظیفهای که در افغانستان انجام دادم، مشاور حقوقی در سازمان بینالمللی انکشاف حقوق در آنجا بیشتر با سارنوالها کار میکردم و مسوولیت من آموزشهای حقوقی برای آنها بود؛ چه در کابل و چه در برخی ولایتهای دیگر.
فاصله بین دوره لیسانس و ماستریام کمی طولانی بود. وقتی دوره عمومی حقوق را به پایان میرسانید، مدتی زمان میبرد تا بتوانید بفهمید دقیقاً به کدام بخش از حقوق علاقهمند هستید. تجربهام بیشتر در حوزه حقوق جزا بود، چون در افغانستان امکان کار در این زمینه وجود داشت. اغلب با سارنوالی، ستره محکمه، دفتر تحقیقات جنایی جرایم وزارت داخله و وزارت عدلیه سروکار داشتیم.
پس از مدتی، فرصتی پیش آمد تا روی گزارشی با دیدهبان حقوق بشر همکاری کنم. همانجا بود که حس کردم شیوه کار آنها متفاوت است. برایم روشن شد که کار در چارچوب حقوق بشر بینالمللی نهتنها از نظر حرفهای جالب است، بلکه به ارزشهایی که به آن باور دارم هم نزدیکتر است. به همین دلیل، تصمیم گرفتم ماستری خود را در رشته حقوق بینالملل بگیرم و در واقع، همکاری من با دیدهبان حقوق بشر از همان گزارش آغاز شد.
۸صبح: انگیزهتان از این مسیر چه بود و چرا باور داشتید که در اینجا میتوانید بهتر کار کنید؟
عباسی: درباره انگیزهام برای ورود به کار در عرصه حقوق بشر، نمیخواهم خیلی تیوریک صحبت کنم یا صرفاً بگویم که هدفم خدمت به مردم افغانستان بوده است. پدر و مادرم از جنگهای داخلی افغانستان فرار کرده بودند و من در ایران متولد شدم همیشه این احساس را داشتم که باید کشورم را بشناسم و سهمی در آن داشته باشم. وقتی به افغانستان برگشتم، هیچ تصویر یا خاطرهای از دوران کودکیام در آنجا نداشتم. همین باعث شد بیشتر از همیشه احساس کنم باید در جایی کار کنم که واقعاً مفید باشم.
هنوز هم باور دارم که افغانستان تنها جایی است که واقعاً به من نیاز دارد و من میتوانم در آنجا بیشترین تاثیر را بگذارم. آنجا جایی است که میتوانم احساس مسوولیت انسانی و وجدانیام را بهدرستی انجام بدهم.
۸صبح: دیدهبان حقوق بشر در چهار سال گذشته چند تحقیق درباره وضعیت افغانستان نشر کرده است؟ و در جریان این تحقیقات، با چه چالشها و محدودیتهایی مواجه بودهاید؟
عباسی: ما در دیدهبان حقوق بشر طی چهار سال گذشته گزارشهای متعددی منتشر کردهایم؛ هم در مورد جرایمی که طالبان در داخل افغانستان مرتکب شدهاند، و هم درباره نقضهای حقوق بشری که از سوی داعش صورت گرفته است. انجام این تحقیقات به دلایل مختلف آسان نبوده است.
برای من، شیوه این نوع کار کاملاً جدید بود. پیش از آگست ۲۰۲۱، من در افغانستان زندهگی میکردم، رفتوآمد داشتم، میتوانستم به ولایتهای مختلف سفر کنم و مستقیم با مردم صحبت کنم. اما در مستندسازی نقضهای حقوق بشری، صرفاً جمعآوری اطلاعات کافی نیست. شما باید با قربانیان و بازماندهگان بتوانید حرف بزنید، چشم به چشم ببینید، اعتماد شان را داشته باشید، از معلومات که میگیرید درست محافظت کنید، همه اینها یک بخش از پروسه است. این گونه نیست که معلومات را جمعآوری کنید و گزارش بنویسید. اینها همه در مستندسازی تاثیرگذار است.
برایم تجربهای جدید بود که دیگر در افغانستان نباشم و از راه دور کار کنم. درست است که شبکهای از ارتباطاتم را در داخل افغانستان حفظ کرده داشتم و میتوانستم به زبانهای فارسی و پشتو با مردم گپ بزنم، اما نبودن در خود افغانستان، بهویژه هنگام گفتوگو با قربانیان، کار را بسیار سختتر میکند.
وقتی افراد درباره بدترین و وحشتناکترین لحظات زندهگیشان صحبت میکنند، شما نمیتوانید چشم به چشم ببند، همدردی کند، اینها خیلی سخت است، از راه دور، چنین چیزی ممکن نبود و این برایم بسیار سنگین و دشوار بود. از سوی دیگر، دسترسی به اطلاعات از داخل افغانستان نیز بهشدت محدود شده است؛ چون طالبان هر روز بیشتر چرخه دسترسی به اطلاعات را محدود میکنند، و همین کار ما را برای مستندسازی نقضها سختتر کرده است.
اگر در داخل افغانستان رسانهای مستقل وجود نداشته باشد که به نقضهای حقوق بشری بپردازد و از آن گزارش دهد، بدون شک کار برای سازمانهایی که بیرون از افغانستان فعالیت میکنند، بسیار دشوارتر خواهد شد.
در کنار آن، حس میکنم که همه ما یک درد تازه، یک زخم تازه داشتیم. هر بار که روی گزارشها کار میکردم، تا مدتها حالم بد میبود، هنوز هم همینطور است. بعضیها از من میپرسند که چطور این وضعیت را مدیریت میکنی؟ همیشه پاسخ من این است که مدیریت نمیکنم. خیلی وقتها هنگام نوشتن گزارش گریه میکنم. خیلی وقتها روزها حالم بد است. استرس و تنش با من میماند. اینها بخشی از این کار هستند. ما معمولاً از چالشها حرف میزنیم، اما کمتر از تروماهایی که تجربه میکنیم صحبت میشود. کمتر درباره دردهای شخصی خودمان میگوییم. در واقع، این هم بخشی از مشکلات و محدودیتهایی بوده که در این چهار سال با آن روبهرو بودهایم. بدون شک، بزرگترین مشکلات، همانهایی بودهاند که طالبان ایجاد کردهاند. محدودیت در دسترسی به اطلاعات، ترس مردم از صحبت با رسانهها یا افراد بیرون از کشور، و نبود امکان حضور مستقیم در افغانستان، از جمله جدیترین چالشهایی بودهاند که با آنها روبهرو بودهایم.
۸صبح: پیشنهادات و راهکارهایی که دیدهبان حقوق بشر به کشورهای مختلف، بهویژه سازمان ملل ارایه کرده، تا چه اندازه پذیرفته شدهاند؟ این تلاشها چه نتایجی در عمل به همراه داشتهاند؟
عباسی: در چهار سال گذشته، برای موضوعات مختلف مربوط به وضعیت افغانستان دادخواهی کردهام. برای مثال، امروز که مردم افغانستان با خطر گرسنهگی روبهرو هستند، باور دارم کشورهایی که در بیست سال گذشته در افغانستان حضور داشتهاند، مسوولیت اخلاقی دارند که مردم را تنها نگذارند. آنها باید اطمینان حاصل کنند که کمکها وارد افغانستان میشود و واقعاً به دست مردم نیازمند میرسد. اینها از جمله مواردی بوده که ما از دولتها خواستهایم طالبان را بهخاطر نقضهای حقوق بشریشان پاسخگو کنند.
در آخرین مورد، ما از شورای حقوق بشر سازمان ملل خواستار ایجاد یک سازوکار (میکانیسم) شدیم که نهتنها بتواند به جرایم رهبران طالبان رسیدهگی کند، بلکه شامل بررسی عملکرد فرماندهان محلی، والیها و رؤسای ولایتی این گروه نیز باشد؛ افرادی که مسوول اجرای قوانین طالبان در سطح محلی هستند.
ما محکمه جزایی بینالمللی را داریم که برای رهبر طالبان و رییس دادگاه عالی این گروه حکم بازداشت صادر کرده است. اما در کنار آن، افرادی در سطح محلی هستند که در ولایتها مردم را شکنجه میکنند، به شکل فراقانونی بهویژه کارمندان دولت پیشین را به قتل میرسانند، زنان معترض را مورد آزار و شکنجه قرار میدهند و قوانین مربوط به «امر به معروف و نهی از منکر» را اجرا میکنند. همه این افراد، بهصورت فردی مسوولیت کیفری دارند. به همین دلیل، ما خواستار ایجاد یک سازوکار از سوی شورای حقوق بشر سازمان ملل شدیم تا این موارد نیز مورد بررسی و پیگرد قرار گیرد. در کنار رسیدهگی به وضعیت فعلی، باید صدای قربانیان دههها جنگ در افغانستان نیز شنیده شود.
این میکانیسم باید نهتنها جنایات طالبان را بررسی کند، بلکه شامل رسیدهگی به جرایم افراد وابسته به داعش، تهیه پروندههای کیفری، و بررسی عملکرد نیروهای بینالمللی باشد که در افغانستان مرتکب نقض حقوق بشر یا جنایت شدهاند. همچنین، باید مقامهای دولت پیشین که در نقضهای حقوق بشری یا جنایات دست داشتهاند را نیز دربر بگیرد. از دهه ۱۹۹۰ تا کنون، گزارشهای متعددی درباره این موارد وجود دارد. متاسفانه، مصونیت از مجازات در افغانستان همیشه وجود داشته است، و به همین دلیل، یکی از پیشنهادهای اصلی دیدهبان حقوق بشر همراه با جامعه مدنی افغانستان در طراحی این سازوکار، پایان دادن به این فرهنگ مصونیت بوده است.
باید یادآور شوم که ایده و ابتکار این طرح از سوی دیدهبان حقوق بشر مطرح نشده است، بلکه نخستینبار پیش از سال ۲۰۲۱ توسط کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان پیشنهاد شده بود. ما در کنار جامعه مدنی افغانستان و سایر نهادهای حقوق بشری، از این سازوکار حمایت کردهایم.
تصویب این قطعنامه خبر خوشی است و اتحادیه اروپا پیشنهاددهنده ایجاد این سازوکار بود. این گامی تاریخی برای مردم و قربانیان افغانستان محسوب میشود و پیامی جدی برای کسانی است که مرتکب جرایم بینالمللی سنگین میشوند. همچنین پیامی قوی به والیان و رؤسای ولایتی طالبان است که رهبری این گروه دیگر نمیتواند از آنها محافظت کند؛ تکتک مسوولان محلی نیز تحت پیگرد قرار خواهند گرفت.
در کنار آن، ما از دولتها خواستهایم که آپارتاید جنسیتی را بهعنوان یک جرم مستقل بهرسمیت بشناسند؛ تلاشها در این زمینه همچنان ادامه دارد. از سال ۲۰۲۱، ما از کشورها خواستهایم طالبان را بهخاطر نقض کنوانسیون رفع هر نوع تبعیض علیه زنان، پاسخگو قرار دهند. در آخرین مورد، در سپتامبر سال گذشته، کشورهای آلمان، استرالیا، هالند و کانادا اعلامیهای صادر کردند که در آن، این روند را رسماً آغاز کردند. اینها از جمله مواردی هستند که دیدهبان حقوق بشر در همکاری نزدیک با جامعه مدنی افغانستان پیگیری کرده و در برخی از آنها نیز به نتایج ملموسی دست یافتهایم.
۸صبح: از دیدگاه شما، بزرگترین بحران حقوق بشری در افغانستان امروز چیست؟
عباسی: بزرگترین بحران حقوق بشری در افغانستان، وضعیت زنان است. در حالی که افغانستان یکی از عمیقترین بحرانهای حقوق بشری در جهان را تجربه میکند، در درون آن، بدترین وضعیت مربوط به حقوق زنان است. در سال ۲۰۲۵، هیچ کشور دیگری را در جهان نخواهید یافت که در آن زنان از حق آموزش فراتر از صنف ششم محروم باشند، اجازه کار نداشته باشند، از آزادی رفتوآمد برخوردار نباشند و حتا حق انتخاب پوشش خود را نداشته باشند. متاسفانه این نقضهای گسترده حقوق بشری، همزمان با یک بحران انسانی شدید نیز رخ میدهند. بیش از ۲۲ میلیون تن در افغانستان با خطر گرسنهگی مواجهاند، و یک زمستان سخت دیگر در پیش است.
۸صبح: شما روی پروندههای زیادی کار کردهاید. آیا گزارشی بوده که شخصاً تأثیر عمیقی بر شما گذاشته باشد؟
عباسی: اکثر گزارشهایی که روی آنها کار کردهام، مرا برای مدتها درگیر کردهاند. پس از سال ۲۰۲۱، روی گزارشی درباره وضعیت اقتصادی مردم افغانستان کار میکردم. در جریان آن، با پدری از ولایت غور صحبت کردم که کودک چهار یا پنجسالهاش را بهدلیل سوءتغذیه از دست داده بود. گفتوگو با او تجربهای وحشتناک و تکاندهنده بود؛ چرا که در آن لحظه هیچ چیزی نداشتم که بتوانم برایش انجام بدهم یا کمک فوری ارایه کنم.
برای تهیه آن گزارش، مجموعهای از پروندهها و روایتها را جمعآوری کردم تا نشان دهم بحران اقتصادی در افغانستان واقعاً چه معنایی دارد. اما تا مدتها ذهنم درگیر بود و احساس میکردم نمیتوانم ادامه این گزارش را بنویسم. حداقل من در جایی نشستهام که نان برای خوردن دارم و سرپناهی دارم. اما وقتی با هموطنانی در داخل افغانستان صحبت میکنم که میگویند فرزندانشان را بهخاطر گرسنهگی از دست دادهاند، آن لحظات هنوز هم برایم زندهاند و هر بار به یادم میآیند، وضعیتم را خراب میکند.
یکی از گزارشهایی که عمیقاً مرا متاثر ساخته و به قلبم بسیار نزدیک است، گزارشی درباره قانون منع خشونت علیه زنان بود. این گزارش مربوط به قبل از سال ۲۰۲۱ است و من تقریباً دو سال روی آن کار کردم. در آن زمان، دانشجوی دوره ماستری در بریتانیا بودم و همزمان با تحصیل، روی این گزارش تحقیق میکردم. پس از بازگشت به افغانستان، کار روی آن گزارش را ادامه دادم. در این گزارش، پروندههایی را دنبال میکردم که روندی طولانی داشتند. با زنانی که در شلترها (خانههای امن) زندهگی میکردند، گفتوگو داشتم و قضایای آنها را در دادگاه پیگیری میکردم؛ پروندههایی از خشونتهای خانوادهگی، فرار از منزل، و حتا تجاوز جنسی بود. بعضی از این دختران را شخصاً میشناختم، چون قضایای شان را دنبال کرده بودم. برای این گزارش، مجموعهای از پیشنهادها تهیه کردیم تا نشان دهیم قانون منع خشونت علیه زنان در کجاها ضعف و خلأ دارد و چطور میتوان آن را تقویت کرد. واقعاً امیدوار بودم که این پیشنهادها بتواند در بهبود قانون و حمایت موثرتر از زنان نقش داشته باشد.
این گزارش تنها دو هفته پیش از سقوط کابل منتشر شد. دلیل اینکه همیشه میگویم این گزارش به قلبم بسیار نزدیک است، همین است؛ چون روی این گزارش خیلی زحمت کشیده بودم. خیلی امیدوار بودم. ولی متأسفانه، فقط دو هفته بعد از نشر آن، دیگر چیزی به نام قانون منع خشونت در افغانستان وجود نداشت و قدرت حاکم هیچ باوری به آن نداشت.
۸صبح: وضعیت زنان، خبرنگاران و اقلیتها بهشکل خاص چه تغییری کرده است؟ کدام گروهها بیش از دیگران در معرض خطرند؟
عباسی: زنان در افغانستان هیچ نوع زندهگی عادی ندارند. تقریباً تمام حقوق انسانی و بنیادیشان نقض شده است. یک زن در افغانستان نهتنها اجازه رفتن به مکتب و کار را ندارد، بلکه با مجموعهای از قوانین تبعیضآمیز مواجه است. فراتر از این محدودیتهای عملی، مسالهای که بسیار عمیقتر است، این است که به کرامت انسانی زنان توهین میشود. اینکه قدرت حاکم میتواند به زنان بگوید: «صدای شما نباید بیرون از خانه شنیده شود»، صرفنظر از میزان اجرای این قانون، خود این طرز فکر و بیان، توهینی آشکار به انسانیت زنان است. به این سطح قوانین طالبان گستاخانه و توهین آمیز و این را تنها زنهای افغانستان تجربه میکنند.
در کنار سرکوب گسترده زنان، تبعیض علیه اقلیتها بهویژه هزارهها نیز بهشدت وجود دارد. وضعیت هزارهها نگرانکننده است و اسناد و گزارشهای متعددی از نقض حقوق اقلیتها در دست است. رویدادهایی که در شمال کشور رخ میدهد، از جمله جرایم جنگی در پنجشیر و تبعیض که علیه اوزبیکها در این مناطق اعمال میشود، همه نشانههایی از یک الگوی خطرناک و نهادینهشده تبعیض و خشونت قومی هستند.
طالبان یک روایت تکرو از دین اسلام دارند و هیچ قرائتی غیر از قرائت خودشان را در افغانستان نمیپذیرند. برای نمونه، تدریس فقه جعفری در کشور ممنوع شده و شورای علمای اهل تشیع عملاً منزوی شدهاند، در حالی که شیعیان بخش بزرگی از جمعیت افغانستان را تشکیل میدهند. همچنین در بدخشان، طالبان پیروان مذهب اسماعیلیه را تحت فشار قرار دادهاند تا به فقه حنفی روی بیاورند. این رفتارها نشان میدهد که طالبان هیچ کسی را در افغانستان قبول ندارند.
وضعیت اقلیتها بدون شک نگرانکننده است، وضعیت زنان وخیم است، و وضعیت خبرنگاران نیز بسیار دشوار. امروز، هر کسی که منتقد طالبان باشد، در معرض خطر قرار دارد. من با شماری از خبرنگارانی که پیش از سقوط افغانستان میشناختم و با آنها همکاری داشتم، هنوز در تماس هستم. متاسفانه، هیچ رسانه آزاد و مستقلی در داخل کشور باقی نمانده است. در شرایط کنونی، هیچ رسانهای در افغانستان نمیتواند آزادانه فعالیت کند یا بدون سانسور به پوشش واقعیتها بپردازد.
در چهار سال گذشته، موارد متعددی از بازداشت، شکنجه و لتوکوب خبرنگاران گزارش شده است، آن هم بدون اینکه مشخص باشد اتهام آنها چیست، چرا بازداشت شدهاند، و بدون اینکه به وکیل مدافع یا حتا خانوادههایشان دسترسی داشته باشند. آزادی بیان در افغانستان عملاً بهطور کامل خفه شده و دیگر چیزی به نام آزادی بیان وجود ندارد. همین وضعیت را بهطور موازی در مورد زنان نیز شاهد هستیم؛ زنانی که از ابتداییترین حقوق انسانی خود محروم شدهاند و صدایشان در فضای عمومی بهکلی سرکوب شده است.
قانون «امر به معروف و نهی از منکر» آخرین حمله طالبان بر حقوق انسانی شهروندان افغانستان، بهویژه زنان، بهشمار میرود. براساس این قانون، یک زن حتا اجازه ندارد آزادانه از وسایل حملونقل عمومی استفاده کند. راننده تاکسی بهعنوان فردی که هیچ صلاحیت قانونی یا حقوقی ندارد، تصمیم میگیرد که آیا یک زن «حجاب کامل» دارد، «محرم» همراهش است یا نه، و آیا «بالغ و عاقل» هست که بتواند تنها سفر کند یا خیر. این وضعیت بهشدت نگرانکننده است.
ایدئولوژی طالبان ایدئولوژیای بهغایت خطرناک است. آخرین گزارش ما در مورد وضعیت زنان نشان میدهد که آنچه در افغانستان جریان دارد، تبعیض سیستماتیک و گسترده جنسیتی علیه زنان است.
محکمه جزایی بینالمللی، براساس تحقیقات و شواهد موجود، حکم بازداشت رهبر و رییس دادگاه عالی طالبان را صادر کرده است. در کنار آن، زنان در افغانستان وضعیت خود را مصداق «آپارتاید جنسیتی» تعریف میکنند. تمامی اینها از وضعیت افغانستان بهشدت یک تصویر تاریک ارایه میکند.
وضعیت دگرباشان جنسی (LGBTQ+) در افغانستان بهشدت وخیم است، بهویژه پس از اجرای قانون «امر به معروف و نهی از منکر» از سوی طالبان که عملاً موجودیت و هویت آنها را جرمانگاری کرده است. در چهار سال گذشته، گزارشهای متعددی از بازداشت، شکنجه و بدرفتاری گسترده با اعضای این جامعه منتشر شده است. اگرچه پیش از سقوط دولت پیشین نیز وضعیت دگرباشان جنسی مساعد نبود، اما در حال حاضر، این گروه یکی از آسیبپذیرترین و بیدفاعترین اقشار جامعه بهشمار میروند، که همواره در معرض تهدید، خشونت و محرومیت شدید از حقوق انسانی قرار دارند.
هر کسی که با طالبان مخالف باشد یا در برابر عقاید و سیاستهای آنها اعتراض کند، در معرض خطر قرار دارد. بهطور خاص، زنان، خبرنگاران، فعالان جامعه مدنی، مدافعان حقوق بشر و اقلیتهای مذهبی و قومی، در افغانستان هیچ نوع امنیت و مصونیت ندارند.
۸صبح: شما بارها خواهان ایجاد یک سازوکار بینالمللی برای پاسخگویی طالبان شدهاید. چنین سازوکاری در عمل چه ویژهگیهایی باید داشته باشد؟
عباسی: چند اصل برای ما بسیار مهم بود: اینکه سازوکار پیشنهادی باید بیطرف، مستقل و جامع باشد. جامع بودن به این معناست که بتواند به جرایمی که در حال حاضر در افغانستان رخ میدهد رسیدهگی کند، همچنین به جنایاتی که در گذشته اتفاق افتادهاند، و حتا مواردی که ممکن است در آینده رخ دهند نیز بپردازد. یعنی این سازوکار نباید هیچگونه محدودیتی از نظر صلاحیت زمانی یا نوع جرایم داشته باشد. این موضوع، یکی از خطوط سرخ ما بود. خیلی مهم است که هر سازوکاری که ایجاد میشود، معیارهای دوگانه تولید نکند و بهطور واقعی جامع و مستقل باشد، بهویژه وقتی که قرار است یک سازوکار بینالمللی برای پاسخگویی مجرمین باشد.
این سازوکار باید بتواند نقضهای حقوق بشری در افغانستان را تحقیق کند، اسناد و مدارک را جمعآوری نماید، پروندههای کیفری آماده کند و مجرمان را شناسایی کند. این امر بسیار مهم است، زیرا تا کنون هیچ نهادی در افغانستان نتوانسته این مجموعه اقدامات را بهطور کامل انجام دهد.
شناسایی مجرمین مسالهای بسیار مهم بود. مثلاً وقتی با یکی از زنان معترض صحبت میکنید، اکثر آنها از شکنجه شدن در زندان طالبان سخن میگویند، اما هیچکس نمیگوید که چه کسانی این شکنجهها را انجام میدهند. یا وقتی با خبرنگاران گفتوگو میکنیم، میگویند توسط استخبارات طالبان بازداشت و شکنجه شدهاند؛ این شکنجههای وحشتناک را چه کسی انجام میدهد؟ مسوولیت این سیاستها که کاملاً مغایر با اصول انسانی و حقوق بشر بینالمللی است، بر عهده کیست؟ شناسایی این افراد اهمیت بسیار زیادی دارد.
این نکتهها بسیار مهم است. وقتی وارد عرصه حقوق جزای بینالمللی میشوید، دیگر نمیتوانید بهصورت کلی بگویید که طالبان در چهار سال گذشته مسوول این سیاستها بودهاند؛ بلکه باید افراد مشخصی را در میان طالبان شناسایی کنید، پروندههای جزایی تهیه کنید و بهصورت انفرادی مسوولیت جزایی آنها را تعیین نمایید.
امید ما این است که این سازوکار بتواند پروندههای جزایی را نهتنها علیه رهبران طالبان مانند هبتالله و خالد حنفی، بلکه در سطح ولایتی علیه کسانی که این سیاستها را اجرا میکنند یا از آن جلوگیری نمیکنند، تشکیل دهد. مثلاً ممکن است یک رییس استخبارات در یک ولایت خودش شکنجه نکند، اما زیر دستانش شکنجه میکنند و این رییس مسوولیت جزایی دارد. این ویژهگیها و دقتها همان چیزهایی است که برای این سازوکار تعریف کرده بودیم.
۸صبح: بهنظر شما چرا جامعه جهانی هنوز نتوانسته پاسخی جدی به نقضهای گسترده حقوق بشر در افغانستان بدهد؟
عباسی: عدم اقدام عملی جامعه جهانی دلایل مختلفی دارد. اول اینکه افغانستان دیگر در اولویت اصلی اجندای بینالمللی قرار ندارد. پس از آغاز جنگ در اوکراین، افغانستان کمتر در صدر اخبار جهانی بود و سپس بحران غزه رخ داد. وقتی یک بحران پشت سر بحران دیگر اتفاق میافتد، معمولا بحرانهای قبلی کمتر دیده و فراموش میشوند. بهعنوان مثال، چقدر درباره عراق، سودان و میانمار صحبت میشود؟ این موضوعات کمتر مورد توجه قرار میگیرند.
افغانستان دیگر در اولویت نیست و در کنار آن، طالبان در چهار سال گذشته شرایطی بسیار سخت ایجاد کردهاند که کار کردن در افغانستان را دشوار کرده است. آنها ثابت کردهاند که به هیچ چیزی انعطافپذیری ندارند، حقوق بشر را رعایت نمیکنند و در قبال هیچ چیزی پاسخگو نیستند.
حداقل در سال گذشته، شفافیت و پاسخگویی جامعه بینالمللی در افغانستان وضعیت بدی نداشته است. صدور حکم بازداشت برای رهبر طالبان و قاضیالقضات این گروه، یک گام بسیار بزرگ است؛ به ویژه برای زنان افغانستان و همه کسانی که بهدنبال عدالت هستند. کشورهای استرالیا، کانادا، هالند و آلمان اعلام کردهاند که طالبان را بهخاطر نقض کنوانسیون رفع هر نوع تبعیض علیه زنان پاسخگو خواهند دانست. شورای حقوق بشر سازمان ملل نیز یک سازوکار جامع برای افغانستان ایجاد کرد. با این حال، این مکانیسمها بینالمللی که برای افغانستان به کار گرفته شدهاند، پاسخ کافی نیستند. فکر میکنم اراده جمعی در جهان وجود ندارد که به نقضهای گسترده حقوق بشری در افغانستان پاسخ قاطع دهد. متاسفانه جامعه جهانی هماهنگی لازم را برای تعیین چگونگی کمک به مردم افغانستان ندارد.
۸صبح: آیا امیدی به پیگیری قضایی رهبران طالبان در محاکم بینالمللی وجود دارد؟
عباسی: بدون شک ما محکمه جزایی بینالمللی را داریم که تحقیقات درباره مساله افغانستان را انجام میدهد. همچنین محکمه بینالمللی عدالت نیز وجود دارد. اعلامیهای که از سوی چهار کشور صادر شده، در مرحله مذاکره است و این پروسه معمولاً شامل مذاکرات طرفین است؛ اگر این مذاکرات به نتیجه نرسد، موضوع به حکمیت و داوری ارجاع داده میشود و در صورتی که حکمیت نیز نتیجه ندهد، طرفین میتوانند پرونده را به محکمه بینالمللی عدالت ارجاع دهند. بنابراین، در نهایت دو محکمه بینالمللی وجود دارند که رهبران طالبان را تحت پیگرد قانونی قرار میدهند و به همین دلیل این موارد بسیار مهم هستند.
دادگاه کیفری بینالمللی حکم بازداشت برای رهبران طالبان صادر کرده است و این حکم تا زمانی که زنده هستند پا برجاست. امیدوارم روزی برسد که این رهبران طالبان در لاهه در مقابل دادگاه حاضر شوند و بهخاطر هر یک از نقضهای حقوق بشری پاسخگو باشند. همچنین آرزومندم که خواسته زنان افغانستان برای پاسخگو ساختن این افراد تحقق یابد.
۸صبح: بسیاری از مردم در افغانستان از صدور بیانیهها و اعلامیههای بینالمللی خسته شدهاند و میگویند که این واکنشها هیچ درد را دوا نمیکند. حتا برخی از فعالان حقوق بشر هم به اثرگذاری جامعه جهانی بیاعتماد شدهاند. از نظر شما، چرا چنین بیاعتمادی و ناامیدی به وجود آمده؟
عباسی: موافقم. این بیاعتمادی بهوجود آمده زیرا مردم افغانستان از کلمات خسته شدهاند. دیگر نمیخواهند فقط بیانیهای صادر شود، بلکه انتظار دارند اقدام عملی انجام شود. برخی کارها در توان جامعه جهانی بوده اما اقدام لازم صورت نگرفته است. نقض حقوق زنان توسط طالبان فقط یک مساله داخلی نیست، بلکه حملهای جدی به حقوق بشر در سطح بینالمللی است و نباید آن را نادیده گرفت.
ما درباره یک وضعیت از دنیا گپ میزنیم که بهشکل عادیسازی شده که در افغانستان دختران بالاتر از صنف ششم اجازه ندارند به مکتب بروند. اما اگر چنین اتفاقی در هر جای دیگری رخ دهد، واکنشها بسیار متفاوت خواهد بود. متاسفانه چون افغانستان است، دنیا کمکم به شنیدن این وضعیت عادت کرده است و آن را عادی میداند.
برایم قابل درک است که فعالان حقوق بشر و مردم افغانستان دچار بیاعتمادی و ناامیدی باشند. درست است که همدردی لازم است و کشورها با احساس همدردی واکنش نشان میدهند، اما ما بیش از همه به اقدامات عملی نیاز داریم. هر یک از این کشورها ابزارهای فشار بر طالبان را دارند و اگر بخواهند، میتوانند این محدودیتها را از سر مردم بردارند.
۸صبح: شصتمین نشست یا دور گفتوگوهای شورای حقوق بشر در حال برگزاری است. اگر این دور را با دورههای قبلی مقایسه کنید، به نظر شما چه تفاوتی در گفتار و رفتار کشورها نسبت به طالبان، وضعیت زنان و نقض گسترده حقوق بشر مشاهده میشود؟ آیا پیشرفتی در واکنشها یا سیاستها دیده میشود؟
عباسی: دور آخر گفتوگوهای شورای حقوق بشر بسیار متفاوتتر بود و فراتر از اعلامیهها قدم برداشته شد. سازوکار تحقیق درباره نقضهای حقوق بشری به تصویب رسید. حداقل اتحادیه اروپا موضع خود را تغییر داده، صدای جامعه مدنی افغانستان را شنیده و این میکانیسم را پیشنهاد کرده که یک گام بزرگ به شمار میآید.
۸صبح: مستندسازی نقض حقوق بشر در یک فضای سرکوبگر چقدر دشوار است؟ با چه موانعی روبهرو هستید؟
عباسی: مستندسازی نقضهای حقوق بشری در افغانستان بهشدت دشوار شده است. رفتوآمد برای تهیه گزارش در داخل کشور ممکن نیست و مردم هم بهخاطر ترس از طالبان نمیتوانند صحبت کنند. خیلی وقتها نمیدانیم در داخل افغانستان چه میگذرد و گزارشهایی که تهیه میشوند تنها بخشی کوچک از وضعیت واقعی را نشان میدهند. طالبان اجازه مستندسازی و گزارشدهی نمیدهند و وضعیت بسیار بدتر از آن چیزی است که میشنویم و میدانیم. با اطمینان میتوانم بگویم که تصویر کلی وضعیت افغانستان را ترسیم کنیم، اما واقعاً نمیدانیم در افغانستان چه میگذرد؛ وضع بهشدت وحشتناکتر از آن چیزی است که در رسانهها میخوانیم یا میشنویم.
۸صبح: نقش جامعه مدنی افغانستان در تبعید را چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا صدای آنها بهاندازه کافی شنیده میشود؟
عباسی: از نقش جامعه مدنی افغانستان ستایش میکنم. این جامعه شبکه ارتباطی بهشدت مقاوم، شجاع و اصولمند است. در یک سال گذشته افتخار همکاری نزدیک با آنها را داشتم و از نزدیک دیدم که چقدر با زحمت، از خودگذری و تعهد کار میکنند. ساعتها و روزهای زیادی را بدون هیچ چشمداشت و بهصورت داوطلبانه برای مستندسازی، دادخواهی و حمایت از حقوق مردم صرف میکنند.
جامعه مدنی افغانستان در تبعید پدیدهای نسبتاً نو است. چهار سال میشود که همه ما با درد، رنج و اندوه زندهگی میکنیم؛ از کشور خود رانده شدهایم و دیگر نمیتوانیم به افغانستان بازگردیم. خانوادههای ما، دوستانمان و بخش بزرگی از زندهگیمان هنوز در آنجاست. در مهاجرت، زندگی عادی نداریم.
جامعه مدنی افغانستان با وجود اینکه صدایشان بهاندازه کافی شنیده نمیشود، اما هرگز دست از تلاش و امید برنداشتهاند. آنها نهتنها برای ایجاد یک سازوکار تحقیقی در مورد نقضهای حقوق بشری در افغانستان تلاش کردهاند، بلکه برای به رسمیت شناختن آپارتاید جنسیتی نیز به شکل جدی کار میکنند. همچنین، جامعه مدنی افغانستان پیوسته در برابر روند عادیسازی طالبان ایستاده و برای جلوگیری از مشروعیتبخشی طالبان مبارزه میکنند.
۸صبح: اعتراضات و شکلگیری جنبشهای اعتراضی زنان در چهار سال گذشته چه نقشی در جهتدهی تصمیمگیری کشورها و صدور بیانیهها و مواضع جهانی، بهویژه در حوزه حقوق بشر، داشتهاند؟ امروز این صداها در کجا ایستادهاند و چگونه در سطح بینالمللی شنیده میشوند؟
عباسی: زنان معترض در چهار سال گذشته با اعتراضهایشان دستکم از بهرسمیتشناسی طالبان جلوگیری کردهاند. زنان افغانستان بهراستی بسیار شجاع هستند. گاهی که از دور به آنها نگاه میکنم، میبینم که این همه شجاعت و ازخودگذری چگونه در کنار هم جمع شده است؛ زنانی که با وجود درد، رنج، فشار، و خطر، همچنان ایستادهاند و مبارزه میکنند.
هنوز هم زنان معترض در داخل افغانستان حضور دارند. با وجود اینکه از تقریباً تمام حقوق انسانیشان محروم شدهاند، امید خود را از دست ندادهاند و این، الهامبخش است. شاید صدای آنها بهطور کامل شنیده نشده باشد، اما چشمپوشی از آن نیز ناممکن است. صدای زنان افغانستان بسیار قوی است و نمیتوان نادیدهاش گرفت. زنان در داخل کشور، هر بار که اتفاقی میافتد، حتا وقتی طالبان اجازه حضور در خیابان را نمیدهند، به شیوههای گوناگون اعتراض میکنند.
چادر میپوشد، آهنگ میخواند، صورت خود را میپوشاند، میرقصد این اعتراضها زیبا، ارزشمند و الهامبخش هستند. ناممکن است که این صداها شنیده نشوند.
در اکثر موارد، کشورهای جهان هنگام تصمیمگیری درباره افغانستان، ابتدا منافع ملی خود را میسنجند و آن را در اولویت قرار میدهند. این واقعیت تلخ اما انکارناپذیر است. با این حال، زنان افغانستان در این میان کاری بهشدت قدرتمند انجام دادهاند که روی همه پالیسیهای جهانی تاثیرگذار بوده است.
۸صبح: از جامعه جهانی چه انتظاری دارید؟ و چه اقدامی در کوتاهمدت میتواند موثر باشد؟
عباسی: انتظار دارم کشورهایی که در ۲۰ سال گذشته در افغانستان حضور داشتند، مردم افغانستان را تنها نگذارند و در کنار آنها بایستند. نهتنها ابراز همدردی کنند، بلکه از ابزارهای بینالمللی برای فشار و پاسخگویی طالبان استفاده کنند. چه دادگاههای بینالمللی و سازوکارهای بینالمللی، و چه تغییر در سیاستهای آنها در قبال طالبان در داخل افغانستان، همه مهم است. آنها با طالبان مذاکره میکنند؛ کسانی که در دوحه و کابل با طالبان گفتوگو دارند، باید رفتارهای خود را مشخص کنند، درباره چه موضوعاتی با طالبان صحبت کنند و در چه مواردی میخواهند با طالبان نرمش نشان دهند. بهعنوان مثال، در چهار سال گذشته تمامی مذاکرات و تعاملات چه امتیازاتی به طالبان داده و چه تغییراتی ایجاد کردهاند که قصد دارند ادامه دهند؟
این فرصت خوبی است که جامعه جهانی مکث کوتاهی درباره افغانستان داشته باشد و سیاستهای خود را در این زمینه بازنگری کند. همچنین باید به صدای مردم افغانستان گوش دهند؛ اشتباهاتی که در ۲۰ سال گذشته رخ داده و ناکامیهایی که بدون شناخت واقعی کشور و مردم آن اتفاق افتاد و در نهایت به سقوط حکومت منجر شد، باید بهصراحت مطرح و بررسی شود.
برای من سقوط افغانستان فقط به آگست ۲۰۲۱ محدود نمیشود، بلکه به فبروری ۲۰۲۰ برمیگردد؛ زمانی که امریکا مستقیم با طالبان معاهده صلح امضا کرد و دولت افغانستان را کاملاً منزوی ساخت. در سقوط افغانستان، همه این عوامل مسوولند و همانطور که در قبال مردم افغانستان مسوولیت دارند، باید پاسخگو نیز باشند.
۸صبح: اگر فقط یک روایت از افغانستان امروز میتوانست بهطور گسترده در جهان شنیده شود، دوست داشتید آن روایت چه باشد؟
عباسی: دوست دارم روایت زنان شجاع داخل افغانستان شنیده شود، زنانی که این روزها تسلیم نشدهاند. دوست دارم داستان آن دختر ۱۲ یا ۱۳ ساله در قریه هلمند را که هنوز هم به یک مکتب زیرزمینی میرود، تلاش میکند باسواد شود و برای آینده بهتر افغانستان کار کند، شنیده شود. یا آن دختر نوجوان در کابل، پنجشیر یا دایکندی که هنوز هم اعتراضش را با ضبط و نشر ویدیو در مقابل سیاستهای زنستیزانه طالبان بیان میکند.
تکتک مادران در داخل افغانستان به دخترانشان داستانی متفاوت از آنچه طالبان امروز روایت میکند، منتقل میکنند و تصویری از امید میسازند. اگر قرار است یک روایت شنیده شود، دوست دارم روایت مقاومت زنان افغانستان باشد. اگر بخواهم افغانستان را با چیزی بشناسم، دوست دارم آن را با مقاومت زنان افغانستان بشناسم.
۸صبح: در پایان، پیامی برای زنان و جوانانی که در داخل افغانستان، زیر حاکمیت طالبان زندهگی میکنند، دارید؟
عباسی: زنان و جوانانی که هنوز در افغانستان زندهگی میکنند، تکتکشان الهامبخش هستند. صدای آنها در داخل کشور، به صداهایی که ما در بیرون از افغانستان داریم، انرژی میبخشد. بهعنوان کسی که در یک نهاد کار میکنم و مسوول مستندسازی هستم، مسوولیت دارم که درباره نقضهای حقوق بشر کار کنم. میخواهم بدانند که شهامت و کارهایشان، انرژی میدهد تا من برای افغانستان تلاش کنم. امیدوارم به افغانستان بهتر باور داشته باشند و به خودشان افتخار کنند. آنها آینده افغانستان هستند و اگر ما درباره افغانستان بعد از طالبان صحبت میکنیم، محصول ایستادهگی و بردباری تکتک صدای زنان است.






