• 8AM.MEDIA
  • پښتو ویب‌پاڼه
  • English Website
  • اۉزبېکچه ویب‌سایت
۱۳ میزان ۱۴۰۵ - ۵ اکتوبر ۲۰۲۶
۸صبح
Donate
  • صفحه نخست
  • اخبار
    • افغانستان
    • جهان
  • گزارش‌ها
    • گزارش‌های روز
    • گزارش‌های تحقیقی
  • مصاحبه‌ها
  • تحلیل و یادداشت
    • زنگ اول
    • تحلیل‌ها
    • دیدگاه و یادداشت
    • ترجمه
  • جامعه
    • شهروند خبرنگاری
    • دموکراسی و حقوق بشر
    • حقوق زنان
    • محیط زیست
    • صحت و سلامتی
  • اقتصاد و توسعه
  • زنان
    • سخن زن
    • نامه‌ای برای فردا
    • ریزموج‌ها
  • فرهنگ و هنر
    • ادبیات
    • سینما
    • موسیقی
    • داستان
  • ورزش
  • ویژه‌ها
    • صفحه ویژه پنج‌ساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه جام‌ جهانی ۲۰۲۶
    • صفحه ویژه چهارساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه مهاجرت
    • صفحه ویژه به‌سوی برابری
    • ویژه‌نامه سه‌ساله‌گی فروپاشی جمهوریت
    • صفحه ویژه ۸ مارچ
    • دوسالگی سقوط و حاکمیت دوباره طالبان
    • صفحه گزارش ویژه ملا هبت‌الله
    • صفحه‌ی ویژه ایستادگی برای آموزش
    • صفحه ویژه نصاب آموزشی در دوران حاکمیت طالبان
    • صفحه ویژه نوروز
    • صفحه ویژه تحولات اوکراین
  • ارتباط با ما
    • درباره ما
    • جوایز سالانه روزنامه ۸صبح
    • ارسال مقاله
    • تماس با ما
    • درخواست تبلیغات
بدون نتیجه
نمایش همه نتایج
  • صفحه نخست
  • اخبار
    • افغانستان
    • جهان
  • گزارش‌ها
    • گزارش‌های روز
    • گزارش‌های تحقیقی
  • مصاحبه‌ها
  • تحلیل و یادداشت
    • زنگ اول
    • تحلیل‌ها
    • دیدگاه و یادداشت
    • ترجمه
  • جامعه
    • شهروند خبرنگاری
    • دموکراسی و حقوق بشر
    • حقوق زنان
    • محیط زیست
    • صحت و سلامتی
  • اقتصاد و توسعه
  • زنان
    • سخن زن
    • نامه‌ای برای فردا
    • ریزموج‌ها
  • فرهنگ و هنر
    • ادبیات
    • سینما
    • موسیقی
    • داستان
  • ورزش
  • ویژه‌ها
    • صفحه ویژه پنج‌ساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه جام‌ جهانی ۲۰۲۶
    • صفحه ویژه چهارساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه مهاجرت
    • صفحه ویژه به‌سوی برابری
    • ویژه‌نامه سه‌ساله‌گی فروپاشی جمهوریت
    • صفحه ویژه ۸ مارچ
    • دوسالگی سقوط و حاکمیت دوباره طالبان
    • صفحه گزارش ویژه ملا هبت‌الله
    • صفحه‌ی ویژه ایستادگی برای آموزش
    • صفحه ویژه نصاب آموزشی در دوران حاکمیت طالبان
    • صفحه ویژه نوروز
    • صفحه ویژه تحولات اوکراین
  • ارتباط با ما
    • درباره ما
    • جوایز سالانه روزنامه ۸صبح
    • ارسال مقاله
    • تماس با ما
    • درخواست تبلیغات
بدون نتیجه
نمایش همه نتایج
۸صبح
بدون نتیجه
نمایش همه نتایج

گفت‌وگو با ربابه محمدی

بهنیا بهنیا
۴ جوزا/خرداد ۱۴۰۵ - ۲۵ می ۲۰۲۶ [t_time:1779683690]

یادداشت: ربابه محمدی، برای بسیاری‌ها تنها یک نقاش نیست، بلکه روایتی از ایستاده‌گی در برابر قضاوت‌ها، پیش‌داوری‌ها و محدودیت‌های جنسی و جسمی است که جامعه در آغاز فعالیتش بر وی تحمیل کرده بود. هنرمندی که با دهن نقاشی می‌کند و با آثارش از آزادی، امید، مقاومت و مبارزه مدنی می‌گوید. ربابه اکنون با هنرش نه‌تنها در افغانستان، بلکه فراتر از مرزها شناخته می‌شود و به‌تازه‌گی همکاری‌اش را در بخش هنر با مجلس سنای کانادا آغاز کرده است. او در این گفت‌وگو از دشواری‌های کودکی، انگیزه رو آوردن به دنیای هنر نقاشی، دشواری‌های کار با دهن، نبرد با نگاه‌های کلیشه‌ای و تحقیرآمیز جامعه، مبارزه مدنی از مسیر هنر، مهاجرت به کانادا و موفقیت‌های جدیدش در آن کشور روایت کرده است. روایت او، روایت مقاومت، امید و پیروزی بر ناممکن‌ها است.

۸صبح: اگرچه با اسم ربابه و هنر بی‌نظیرش همه آشنایی دارند، اما می‌خواهیم از خودتان بشنویم که ربابه محمدی را، جدا از هنرش، با چه ویژه‌گی‌ها و قابلیت‌هایی باید شناخت؟

ربابه: من با اسم‌های مختلفی در بین مردم و جامعه یاد می‌شوم. بعضی‌ها مرا رباب می‌گویند، بعضی‌ها ربانه، بعضی‌ها رودابه و تعدادی هم سودابه صدا می‌زنند، اما آن‌چه امروز اسم و خود ربابه را ساخته، هنرم است. وقتی مردم اسم مرا می‌شنوند، اولین چیزی که به ذهن‌شان می‌آید هنرم است، بعد صحبت‌هایم و رفتار بسیار دوستانه‌ای که با همه دارم. گفته می‌توانم که جدا از هنر و نقاشی‌هایم، وقتی اسمی از من برده می‌شود، همان خنده‌ها و صحبت‌های گرم و صمیمی‌ام است که مرا به یاد دیگران می‌اندازد.

Exclusive

۸صبح: از دوران کودکی‌تان برای ما بگویید و از خاطرات شیرین و هم‌بازی‌های‌تان قصه کنید.

ربابه: کودکی؛ تنها چیزی که آن دوران را زیبا کرده بود، همراهی خواهران و دخترهای خاله‌ام بود. آن‌ها بیش‌تر از هر کسی مرا درک می‌کردند و زمانی که دلتنگ می‌شدم، با این‌که زورشان نمی‌رسید، یکی از دستم و دیگری از پایم می‌گرفتند و کشان‌کشان مرا به میله و بازی خود می‌بردند.

گاهی دخترها و بچه‌هایی را که هم‌سن خودم بودند می‌دیدم که می‌توانند بیرون بروند و بازی کنند، واقعاً خیلی دلتنگ می‌شدم. آن‌ها می‌توانستند گل‌بازی و خاک‌بازی کنند و بدوند، اما من نمی‌توانستم و این بسیار برایم ناراحت‌کننده بود. اما این‌که خواهرانم و دخترخاله‌هایم در کنارم بودند و دنیای مرا قشنگ ساخته بودند، اندک تسکینی بود تا آن وضعیت را تحمل کنم.

۸صبح: چه شد که به هنر نقاشی رو آوردید و اولین اثر هنری‌تان چگونه شکل گرفت؟

ربابه: به هنر نقاشی از کودکی علاقه داشتم. وقتی برق دولتی آمد، مادر و پدرم یک تلویزیون خریده بودند و من ویدیوهای باب راس را که آن زمان در شبکه‌های مختلف می‌گذاشتند، می‌دیدم. باب راس از پدیده‌های مختلف، چون طبیعت، نقاشی می‌کرد و من با خود می‌گفتم ای‌کاش مثل باب راس نقاش شوم. او طوری نقاشی می‌کرد که گویا نقاشی کاری بسیار ساده است و همین باعث شد به نقاشی رو بیاورم.

نقاشی تنها چیزی بود که اوقات تنهایی مرا پر می‌کرد. به‌خصوص زمانی که همه از خانه می‌رفتند و تنها می‌ماندم، نقاشی می‌کردم و روحیه می‌گرفتم. با نقاشی دیگر احساس تنهایی نمی‌کردم. با این‌که برایم دشوار بود، اما ادامه دادم. فکر نمی‌کردم که هنر نقاشی دنیای مرا تغییر دهد و مرا از حصار ویلچر نجات داده و به دنیای کنونی برساند، چون آن زمان نقاشی را تنها برای گذراندن وقت و رفع دلتنگی انجام می‌دادم و فکر نمی‌کردم به‌گونه رسمی آغازش کنم و دنیای کنونی‌ام را با آن بسازم.

اولین اثرم یک سبد توت‌فرنگی بود که حدود چهل دقیقه زمان برد تا تکمیل شود.

Exclusive

۸صبح: آیا نقاشی با دهن برای شما دشوار نبود؟ چقدر زمان برد تا در این زمینه حرفه‌ای شوید؟

ربابه: نقاشی با دهن بسیار دشوار است، به‌خصوص زمانی که تازه آغاز کرده بودم. یادم می‌آید که در آغاز خیلی از نقاشی‌هایم خراب می‌شد و عصبی شده، کاغذها را پاره می‌کردم و دور می‌انداختم. اما تنها کسی که سبب می‌شد دوباره تلاش کنم، پدرم بود. هر بار که «واو» یا «آفرین» می‌گفت، گویا جان دوباره می‌گرفتم و کارم را از سر می‌گرفتم.

زمانی که نقاشی با دهن تبدیل به یک عادت شد، بهتر شدم. اما زمانی که ویدیوهای خود را می‌دیدم که با دهن نقاشی می‌کنم، نه‌تنها برای دیگران، بلکه برای خودم هم عجیب بود.

اما در واقع، نقاشی با دهن کار ساده‌ای نیست. حتا امروز وقتی نقاشی رنگه‌کار می‌کنم، فشاری که روی دندان‌هایم می‌آید، غیرقابل توصیف است. یا هم زمانی که پنسل‌پاک برقی استفاده می‌کنم و دکمه‌اش را فشار می‌دهم، صدای اذیت‌کننده‌ای دارد و سبب می‌شود که حتا مغزم به صدا بیاید و این‌که چقدر دندان‌هایم از ریشه سست می‌شود را نمی‌دانم. گاهی که فشرده کار می‌کنم، صورتم، فکم، گردنم و دندان‌هایم درد می‌گیرد و باعث می‌شود که حتا نان هم به‌درستی خورده نتوانم.

۸صبح: ربابه که با اسم، هنر و شجاعتش همه آشنا است، چگونه به جایگاه امروزی رسیده است؟ چه فراز و نشیب‌هایی را تا این دم تجربه کرده‌اید؟

ربابه: می‌گویند کسی که وارد جامعه می‌شود و تبدیل به چهره شناخته‌شده می‌شود، از قبل تعیین نشده است. در حقیقت، با دشواری‌های زیادی به مرحله شناخت می‌رسد. زمانی که وارد جامعه شدم، حتا آدرس خانه خود را نمی‌فهمیدم، نمی‌دانستم که با کی چگونه رفتار کنم. دختری که سال‌ها در کنج خانه مانده بود، یک‌باره وارد جامعه شد و بسیار دشوار بود که چگونه با مردم رفتار کند و چگونه با اقوام مختلف صحبت کند.

گاهی که خارجی‌ها با من انگلیسی صحبت می‌کردند و ترک‌ها ترکی صحبت می‌کردند، برایم دشوار بود. حتا صحبت کردن با لهجه خودم نیز دشوار بود. اما با کمک برادرم که مدیریت همه برنامه‌هایم را بر دوش گرفت، توانستم خوب پیش بروم. حتا گاهی شده که برادرم از کار، دانشگاه و زنده‌گی خود گذشته و در کنار من بوده و همکاری کرده است. این را گفتم تا همه بدانند که چگونه حمایت یکی از اعضای مرد خانواده در جامعه افغانستان سبب می‌شود تا یک دختر پیش‌رفت کند و بال بکشد.

با همکاری برادرم توانستم چندین نمایشگاه در داخل و خارج از کشور برگزار کنم. من که تا آن زمان حتا نمی‌دانستم نمایشگاه یعنی چه، با همکاری برادرم موفق شدم و از آن‌جا به پیش‌رفت امروزی رسیدم.

۸صبح: چگونه با اجتماع سنتی، دیدگاه‌های کلیشه‌ای و ممنوعیت‌ها کنار آمدید؟ از چگونه‌گی مبارزه و ایستاده‌گی خود در این راه بگویید؟

ربابه: وقتی وارد جامعه شدم، حرف‌های مختلفی در موردم می‌زدند و اولین چیزی که در آن زمان متاسفانه پی بردم، این بود که آدم‌ها خیلی دروغ می‌گویند و وعده‌های ناحق می‌دهند. اولین بار که وارد جامعه شدم، از ساده‌گی و اعتمادم خیلی استفاده شد و از نقاشی‌هایم نیز سوءاستفاده کردند. گاهی هم شده بود که نقاشی‌های مرا می‌خریدند و هزینه‌اش را نمی‌دادند.

در کنار این مسایل، حرف‌های بسیار غم‌انگیز و ناراحت‌کننده‌ای از مردم می‌شنیدم و از این‌که بسیار آدم احساساتی استم، زود متاثر می‌شدم. بسیاری می‌گفتند گویا نقاشی‌ها را خودم نمی‌کشم. همین مساله سبب شد تا از اول تا آخر کارم را ویدیو بگیرم و به اشتراک بگذارم. یا روی صحنه، پیش روی مردم نقاشی می‌کردم و گاهی در حین کار لایف می‌رفتم، اما با آن هم می‌گفتند که این کار خودش نیست. این مساله بسیار مرا رنج می‌داد و همیشه در تلاش این بودم که چگونه باید خود را به این جمعیت ثابت کنم، اما بعدها به این نتیجه رسیدم که من نیاز به ثابت کردن ندارم. کسانی که باورم داشتند، خوب؛ کسانی که باور نمی‌کردند، برایم مهم نبودند.

با گذشت از این مرحله، موضوعی که برایم خیلی دشوار بود، دختر بودنم در جامعه افغانستان بود. این‌که باید حجابم را مراعات کنم و چادرم را درست بپوشم. بیرون که می‌رفتم، همه عجیب و غریب نگاهم می‌کردند، حتا خنده می‌کردند و کنایه می‌زدند. زیرا مردم نمی‌دانستند که چگونه باید با کسی که معلول است و داخل ویلچر است، رفتار کنند یا این‌که اجازه نیست ویلچر یک معلول را دست بزنند، اما متاسفانه مردم هیچ آگاهی در این مورد نداشتند.

Exclusive

یکی از خاطرات تلخی که دارم، این بود که وقتی در جایی منتظر کسی می‌بودم، چون دستم کار نمی‌داد، متوجه می‌شدم که ویلچرم حرکت کرده، بعد می‌دیدم که به دست چند طفل استم. خیلی می‌ترسیدم و کسی نبود که صدایم را بشنود. حتا متوجه می‌شدم که خیلی‌ها ویلچرم را کراچی صدا می‌زدند و این خود ترویج بی‌فرهنگی است. متاسفانه در جامعه ما، به‌خصوص در خانواده‌ها، برای اطفال یاد داده نمی‌شود که چگونه باید با یک معلول رفتار کنند و حریم خصوصی یعنی چه. یعنی در کل، برای یک معلول وارد شدن به جامعه صبر و حوصله می‌خواهد؛ به قول معروف باید صبر ایوب داشته باشد.

۸صبح: یگانه حامی که شما را در همه عرصه‌های زنده‌گی حمایت کرد، کیست؟ از کسانی بگویید که نقش موثری در مسیر پیش‌رفت شما داشته و به نحوی الگویی در زنده‌گی شما بوده‌اند.

ربابه: تنها حامی من در زنده‌گی، خانواده‌ام، به‌خصوص برادر و خواهرم استند که مثل یک تیم باهم کار می‌کنیم و در خیلی موارد حتا سخنگوی من هم شده‌اند. و در ضمن، حمایت پدر و مادرم ربابه امروزی را ساخته است.

در مورد الگوها؛ من فکر می‌کنم الگو نظر به مرور زمان تغییر می‌کند و اکنون که مهاجرت کرده‌ام و به کانادا آمده‌ام، این‌جا با معلول‌هایی آشنا شدم که مشکل جسمانی دارند، اما جز جدایی‌ناپذیر جامعه‌شان استند. هر یک هنری دارد و شغلی. تعدادی آب‌بازی می‌کنند، آوازخوان استند، با پا یا دهن موسیقی کار می‌کنند و امروز این شخصیت‌ها به الگو و نقطه قوتم تبدیل شده‌اند.

۸صبح: چه شد که تصمیم گرفتید مهاجرت کنید و زنده‌گی در جغرافیا، فرهنگ و محیط نو چگونه می‌گذرد؟

ربابه: در افغانستان متاسفانه معلولین جایگاهی را که باید داشته باشند، ندارند و حقوق یک معلول مدنظر گرفته نمی‌شود. من در افغانستان، با این‌که شهرت نسبی داشتم، موفق نشدم حقم را بگیرم. در وزارت شهدا و معلولین ثبت نبودم و کارت معلولیت نداشتم. به‌عنوان کسی که کار نمی‌توانستم، از معاش سالانه‌ای که دولت برای معلولین در نظر گرفته بود، محروم بودم. در کنار آن، مکتب و دانشگاه خاصی که برای معلولین باشد و امکاناتش نظر به نیاز معلولین باشد، وجود نداشت. گاهی که به مکتب، دانشگاه یا هم نمایشگاه می‌رفتم، مجبور بودم با همکاری چند نفر زینه‌های شش تا هفت منزل را با ویلچر طی کنم و این مساله بسیار دشوار بود.

زمانی که این وضعیت را دیدم و به‌خصوص پس از حاکمیت طالبان که دیگر نه جایگاهی به‌عنوان معلول و نه به‌عنوان یک زن داشتیم، مجبور شدم کشورم را ترک کنم و اکنون دو سال است که در کانادا زنده‌گی می‌کنم. اگرچه آغاز از صفر ساده نیست، اما تلاش می‌کنم.

۸صبح: آیا فعالیت و کارهای جدیدی در کانادا نیز داشته‌اید؟ اگر بلی، محور اصلی کار و هنر‌تان چه بوده است؟

ربابه: فعالیت‌ها و کارهای بسیار زیادی در این دو سال داشتم. به‌عنوان یک تازه‌وارد در کشور کانادا، فعالیت‌های قابل توجهی داشتم. تقدیرنامه‌های زیادی از سوی سازمان‌های مختلف کانادایی گرفتم، در مجلس سنای کانادا سه بار دعوت شدم و در عرصه نقاشی قراردادی همراه‌شان بستم و نقاشی‌هایم در مجلس سنای کانادا رونمایی شد.

در کنارش، نقاشی‌هایم در نهادهای مختلف به‌عنوان یک هنرمند اهل افغانستان معرفی می‌شود و بعد خودم با آن‌ها معرفی می‌شوم.

با تمام مصروفیت‌هایی که دارم، نقاشی‌های زیادی انجام دادم و همیشه وقت می‌گذارم و کار می‌کنم تا هنرم همچنان بدرخشد.

۸صبح: از آن‌جایی که نقاشی شما بیش‌تر جنبه اعتراضی دارد، شما در هنر به‌دنبال چه چیزی استید؟ چه ناگفته‌هایی را می‌خواهید از این طریق بازتاب دهید؟ اگر ممکن است مشخصاً در مورد یکی از اثرهای‌تان صحبت کنید و مفهوم آن را شرح دهید.

ربابه: نقاشی‌هایم بیش‌تر در مورد زنان و دختران بوده، در مورد وضعیت و شرایط معلولین در افغانستان بوده است. بلی، نقاشی‌هایم جنبه اعتراضی دارد و در کنارش حس زیبایی، شادابی یا حس خوش‌حالی در اثرهایم هم به وضوح قابل مشاهده است.

یکی از نقاشی‌های جدیدم در مورد معلولین است؛ معلولینی که در ویلچر استند و مشکل جسمانی دارند و حرف‌ها و گفته‌های‌شان متاسفانه شنیده نمی‌شود. این‌که در دل و در خیال‌شان چه می‌گذرد، اما نادیده گرفته می‌شوند، در حالی‌که می‌خواهند صدای خود را به گوش جهانیان برسانند. من با این‌گونه نقاشی می‌خواهم برای مردم بفهمانم که کسانی که مشکل دارند، نیاز به شنیده شدن دارند، نیاز به درک و حمایت دارند و نیاز دارند تا کسی قصه‌ها، روایت‌ها، تجربه‌ها و برداشت‌شان را از زنده‌گی بشنود.

۸صبح: سوژه نقاشی شما، به‌خصوص در نزدیک به پنج سال گذشته، بیش‌تر زنانه است و به وضوح وضعیت زنان افغانستان در هنرتان تجلی یافته است. آیا هنر می‌تواند یگانه مجرای مبارزه مدنی در برابر سیاست‌های سرکوب‌گر طالبان باشد و چقدر این نوع اعتراض مدنی می‌تواند تاثیرگذار باشد؟

ربابه: نقاشی‌هایی که در مورد وضعیت زنان داشتم، بازتاب خوبی داشته و من فکر می‌کنم ۹۰ درصد نقاشی در مبارزه مدنی نقش داشته و تاثیرگذار است. چرا که نقاشی، خطاطی یا هر هنر دیگر، نوعی مبارزه مدنی در برابر طالبان است و من از کسانی که فعلاً در کشورهای مختلف زنده‌گی می‌کنند، می‌خواهم که از این طریق صدای زنان افغانستان باشند و اعتراض کنند. همان‌طوری که من با نقاشی صدای زنان استم و وضعیت زنان را بازتاب می‌دهم، فکر می‌کنم آوازخوان‌ها، شاعران و هر هنرمند دیگر می‌تواند رنج زنان افغانستان را در قالب‌های مختلف به تصویر بکشد.

Exclusive

۸صبح: مهم‌ترین دستاورد شما در عرصه هنر نقاشی چیست؟ چه‌قدر نمایشگاه داخلی و جهانی داشته‌اید و در کدام ولایت‌ها و کشورها برگزار شده است؟

ربابه: مهم‌ترین دستاوردم در دو سال گذشته، همکاری با مجلس سنای کانادا است و در پهلویش معرفی و آشنایی با سازمان‌های مهم در کانادا که زمینه کار و پیش‌رفت را برایم مهیا ساخته‌اند.

از زمان فعالیتم چندین نمایشگاه در داخل و خارج از افغانستان داشته‌ام. اولین نمایشگاهم در سال ۲۰۱۶ در ولایت بامیان بود، دومین نمایشگاهم در دانشگاه کابل بود و همین‌طور در ولایت هرات و در سفارت‌های مختلف نمایشگاه برگزار کردم. خارج از کشور، در کشورهای ترکیه و امارات متحده عربی، در شهر ابوظبی، نمایشگاه برگزار کرده بودم و آخرین نمایشگاهم در ۱۱ اپریل در تورنتوی کانادا بود. از این‌که بعد از پنج سال توانستم بار دیگر نمایشگاهی بسیار خوب و باشکوه برگزار کنم و از این طریق خیلی تشویق و حمایت شدم، بسیار خوشحالم.

۸صبح: تا حال به چه تعداد اثر هنری تولید کرده‌اید؟ و مهم‌ترین اثر و تاثیرگذارترین آن‌ها کدام بوده و با چه سوژه‌ای؟

ربابه: اثرهای خیلی زیادی تولید کرده‌ام که گاهی واقعاً حساب دقیقش یادم می‌رود، اما فکر کنم بیش از چهار صد اثر نقاشی دارم که بیش‌ترشان فروخته شده است. نقاشی‌ای که بیش‌تر در بین مردم تاثیرگذار بوده، نقاشی کتاب است؛ دختری که در لای کتاب بسیار کهنه تاریخی نشسته است که بیان‌گر این است که زنان ریشه تاریخ استند. مفهوم دقیق این نقاشی این است که جامعه افغانستان همیشه در تلاش حذف زنان است، اما زنان هیچ‌گاه حذف نمی‌شوند، چون ریشه تاریخی دارند و هیچ کسی نمی‌تواند زنان را از تاریخ حذف کند. زن‌ها سنگ‌پایه یک جامعه استند و اگر ما آن سنگ‌ها را برداریم، اساس جامعه فرو می‌ریزد. با این نقاشی می‌خواهم بگویم که بدون حضور زنان، جامعه معنایی ندارد و جامعه بدون زن غیرقابل تصور است.

۸صبح: به‌عنوان یک هنرمند، وضعیت هنر در افغانستان تحت حاکمیت طالبان را چگونه بررسی می‌کنید؟ و هنر در مدت نزدیک به پنج سال چه افتی را تجربه کرده است؟

ربابه: وقتی از سفری که در دبی داشتم برگشتم، دیدم که به‌جای پرچم‌های سه‌رنگ، پرچم‌های سفید جاگزین شده است و این تغییر، افتی غم‌انگیز بر دنیای هنر و هنرمند در افغانستان بود. بعد از آن هیچ نمایشگاهی برگزار نشد، خبری از برنامه‌های فرهنگی نبود و محدودیت‌های غیرقابل باوری بر کار هنرمندان وضع شد. از آن جمله، کسی حق نداشت زنده‌جان، به‌خصوص عکس زن را، نقاشی کند.

Exclusive

خیلی از هنرمندان از هنر دست کشیدند و انزوا اختیار کردند، تعدادی مهاجرت کردند و تعدادی نیز حرفه‌ای جز هنر اختیار کرده‌اند. تحولات اخیر دست‌وبال هنرمندان را قطع کرده و آنان را در خانه‌های کوچکی محدود کرده است که احساس خفه‌گی می‌کنند. به همین دلیل، ۵۰ درصد هنرمندان کارشان را ترک کرده‌اند. به قدرت رسیدن دوباره طالبان سبب شد که هنر یک‌بار دیگر در افغانستان به نقطه صفر بازگردد و من مطمین استم که پس از سقوط طالبان، بسیار دشوار و زمان‌بر است که یک‌بار دیگر هنر در افغانستان رشد کند و مردم به هنر دل ببندند.

۸صبح: در آخر، پیام شما برای دخترانی که در افغانستان با محدودیت‌های دست‌وپاگیر زنده‌گی می‌گذرانند، چیست؟

ربابه: پیام من برای دخترانی که در افغانستان استند، این است که قوی بمانید و روحیه‌تان را زنده نگه‌دارید. می‌دانم و درک می‌کنم که شرایط بسیار دشوار است، اما شما قوی‌تر از این همه محدودیت استید. صبور باشید و شجاعانه عمل کنید.

ShareتوئیتارسالارسالShare

مطالب مرتبط

وزیر نفت ایران استعفا داد
اخبار

وزیر نفت ایران استعفا داد

۱۲ میزان/مهر ۱۴۰۵ - ۴ اکتوبر ۲۰۲۶ [t_time:1791140849]
یک جوان در ولایت خوست خودکشی کرد
اخبار

یک جوان در ولایت خوست خودکشی کرد

۱۲ میزان/مهر ۱۴۰۵ - ۴ اکتوبر ۲۰۲۶ [t_time:1791139121]
طالبان: کار قیرریزی سرک فراه–فراه‌رود با هزینه ۹۸۲ میلیون افغانی آغاز شد
اخبار

طالبان: کار قیرریزی سرک فراه–فراه‌رود با هزینه ۹۸۲ میلیون افغانی آغاز شد

۱۲ میزان/مهر ۱۴۰۵ - ۴ اکتوبر ۲۰۲۶ [t_time:1791137054]

تازه‌ترین مطالب

در حال بارگذاری تازه‌ترین مطالب...

پربازدیدترین مطالب

  • پرونده خونین شکریه تبسم؛ طالبان پس از ۱۱ سال بر این زخم نمک پاشیدند

    پرونده خونین شکریه تبسم؛ طالبان پس از ۱۱ سال بر این زخم نمک پاشیدند

    Share
    Share توئیت
  • مژده اوزبیک و همسرش از سوی استخبارات طالبان در تخار بازداشت شد

    Share
    Share توئیت
  • قتل فجیع نوریه در غور؛ زنی که در برابر چشمان فرزندانش شکنجه و کشته شد

    Share
    Share توئیت
  • روایتی از یک کشتار جمعی؛ دستم را گرفته بود، اما دیگر سری بر تن نداشت

    Share
    Share توئیت
  • رجوع ستم‌دیده‌گان به قهر انتخاب نیست، از روی اجبار است

    Share
    Share توئیت

پادکست

8am Media | پادکست ۸صبح
8am Media | پادکست ۸صبح

پادکست‌‌های ۸صبح که با حضور کارشناسان، تحلیل‌گران و فعالین سیاسی و مدنی برگزار می‌گردد، مسایل عمده و اساسی جامعه افغانستان و نیز مسایل جهانی مرتبط به افغانستان به بحث گرفته می‌شود. ۸صبح، چهار پادکست تولید می‌کند که شامل دو پادکست به زبان فارسی زیر نام پادکست هفتگی، سخن زن، یک پادکست به زبان پشتو زیر عنوان ژوري خبري و یک پادکست دیگر به نام «Insights» به زبان انگلیسی است.

The 8am Media podcasts, featuring experts, analysts, and political and civil activists, discuss major and fundamental issues of Afghan society as well as global issues related to Afghanistan. 8am Media produces four podcasts, including two in Persian: the weekly podcast ”Sokhan e Zan,” one in Pashto titled ”Zhowari Khbaray,” and another in English called ”Insights.”

سخن زن/60: از خاکسترهای کابل تا تیغه جراحی: روایت مقاومت و رویای ناتمام مریم
سخن زن/60: از خاکسترهای کابل تا تیغه جراحی: روایت مقاومت و رویای ناتمام مریم
سخن زن/60: از خاکسترهای کابل تا تیغه جراحی: روایت مقاومت و رویای ناتمام مریم
۲۹ سنبله ۱۴۰۵ - ۲۰ سپتمبر ۲۰۲۶
سخن زن/59: وقتی رویاها از مرزها عبور می‌کنند؛ روایتی از ملالی، آسیه و فرنگیز
۹ سنبله ۱۴۰۵ - ۳۱ آگست ۲۰۲۶
ریزموج‌ها/10: گفت‌وگو با عایشه نوری
۲۸ اسد ۱۴۰۵ - ۱۹ آگست ۲۰۲۶
سخن زن/58: مخرج مشترک زنده‌گی مادران و دختران؛ حسرت درس خواندن
۹ اسد ۱۴۰۵ - ۳۱ جولای ۲۰۲۶
سخن زن/57: سوگ رویاهایی که به کانکور نرسیدند
۱ اسد ۱۴۰۵ - ۲۳ جولای ۲۰۲۶
Search Results placeholder
۸صبح

پرخواننده‌ترین روزنامه‌ افغانستان
صاحب امتیاز: سنجر سهیل
ایمیل: [email protected]
رییس اجرایی: پرویز کاوه
ایمیل: [email protected]
دبیر تحلیل‌ها: ب. آمون‌پور
پذیرش مقالات و اعلان: [email protected]

بیشتر بخوانید

وزیر نفت ایران استعفا داد

یک جوان در ولایت خوست خودکشی کرد

طالبان: کار قیرریزی سرک فراه–فراه‌رود با هزینه ۹۸۲ میلیون افغانی آغاز شد

عراقچی: برای پایان جنگ با امریکا هیچ راه‌حل نظامی وجود ندارد

منابع: صدای چند انفجار در شهر لشکرگاه شنیده شد

تحلیل‌ها

توافق مکه در برابر طالبان، هند و اسراییل؛ آیا صف‌بندی تازه‌ای در حال شکل‌گیری است؟

رجوع ستم‌دیده‌گان به قهر انتخاب نیست، از روی اجبار است

پاکستان و طالبان؛ حمله از آن‌سو، اخطار از این‌سو

بیانیه اسلام‌آباد و افسانه ۴۲ درصد

افسانه قبایل گمشده

© کپی‌رایت ۲۰۲۶؛ کلیه حقوق برای روزنامه ۸صبح محفوظ است.

۸صبح
استفاده از کوکی‌ها

برای ارائه بهترین تجربه، ما از فناوری‌هایی مانند کوکی‌ها برای ذخیره و/یا دسترسی به اطلاعات دستگاه استفاده می‌کنیم. رضایت شما برای استفاده از این فناوری‌ها به ما اجازه می‌دهد داده‌هایی مانند رفتار مرور در سایت یا شناسه‌های منحصربه‌فرد را پردازش کنیم. عدم رضایت یا پس گرفتن رضایت ممکن است بر برخی ویژگی‌ها و عملکردها تأثیر منفی بگذارد.

عملکردی Always active
ذخیره‌سازی یا دسترسی فنی به اطلاعات، صرفاً برای هدف قانونیِ فعال‌سازی استفاده از یک سرویس مشخص که به‌طور صریح توسط مشترک یا کاربر درخواست شده است، ضروری می‌باشد.
تنظیمات
ذخیره‌سازی یا دسترسی فنی به اطلاعات برای هدف قانونیِ ذخیره ترجیحاتی که توسط مشترک یا کاربر درخواست نشده‌اند، ضروری می‌باشد.
آمار
ذخیره‌سازی یا دسترسی فنی که صرفاً برای اهداف آماری استفاده می‌شود. The technical storage or access that is used exclusively for anonymous statistical purposes. Without a subpoena, voluntary compliance on the part of your Internet Service Provider, or additional records from a third party, information stored or retrieved for this purpose alone cannot usually be used to identify you.
بازاریابی
ذخیره‌سازی یا دسترسی فنی برای ایجاد پروفایل‌های کاربری جهت ارسال تبلیغات یا ردیابی کاربر در یک وب‌سایت یا در چندین وب‌سایت مورد نیاز است.
  • Manage options
  • Manage services
  • Manage {vendor_count} vendors
  • Read more about these purposes
مشاهده تنظیمات
  • {title}
  • {title}
  • {title}
بدون نتیجه
نمایش همه نتایج
برگشت به 8am.media
پښتو ویب‌پاڼه
English Website
اۉزبېکچه ویب‌سایت
  • صفحه نخست
  • اخبار
    • افغانستان
    • جهان
  • گزارش‌ها
    • گزارش‌های روز
    • گزارش‌های تحقیقی
  • مصاحبه‌ها
  • تحلیل و یادداشت
    • زنگ اول
    • تحلیل‌ها
    • دیدگاه و یادداشت
    • ترجمه
  • جامعه
    • شهروند خبرنگاری
    • دموکراسی و حقوق بشر
    • حقوق زنان
    • محیط زیست
    • صحت و سلامتی
  • اقتصاد و توسعه
  • زنان
    • سخن زن
    • نامه‌ای برای فردا
    • ریزموج‌ها
  • فرهنگ و هنر
    • ادبیات
    • سینما
    • موسیقی
    • داستان
  • ورزش
  • ویژه‌ها
    • صفحه ویژه پنج‌ساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه جام‌ جهانی ۲۰۲۶
    • صفحه ویژه چهارساله‌گی سقوط جمهوریت
    • صفحه ویژه مهاجرت
    • صفحه ویژه به‌سوی برابری
    • ویژه‌نامه سه‌ساله‌گی فروپاشی جمهوریت
    • صفحه ویژه ۸ مارچ
    • دوسالگی سقوط و حاکمیت دوباره طالبان
    • صفحه گزارش ویژه ملا هبت‌الله
    • صفحه‌ی ویژه ایستادگی برای آموزش
    • صفحه ویژه نصاب آموزشی در دوران حاکمیت طالبان
    • صفحه ویژه نوروز
    • صفحه ویژه تحولات اوکراین
  • ارتباط با ما
    • درباره ما
    • جوایز سالانه روزنامه ۸صبح
    • ارسال مقاله
    • تماس با ما
    • درخواست تبلیغات

© کپی‌رایت ۲۰۲۶؛ کلیه حقوق برای روزنامه ۸صبح محفوظ است.