شش ماه پیش، در روزنامه ۸صبح هشدار دادم که ساخت سد کنر بدون توافق با پاکستان و بدون ارزیابی جامع فنی، محیطزیستی و سیاسی، میتواند بهجای تقویت خودکفایی، افغانستان را با بحران تازهای روبهرو سازد. آن هشدار در فضای احساسی آن روزها با واکنشهای تند مواجه شد. برخی آن را منفینگری دانستند و برخی دیگر، هرگونه تردید را خیانت به «حق آب» تلقی کردند.
امروز، با گذشت شش ماه از صدور فرمان «عاجل»، نهتنها ساخت سد آغاز نشده، بلکه سکوتی سنگین جایگزین شعارها شده است. این سکوت تصادفی نیست، بلکه نتیجه برخورد تصمیم احساسی با واقعیتهای سخت فنی، مالی، قومی و دیپلماتیک است.
در اپریل ۲۰۲۵، هند با تعلیق نمادین معاهده آب رود سند، فشار سیاسی تازهای بر پاکستان وارد کرد. در اکتوبر همان سال، سفر امیرخان متقی به هند و گفتوگو درباره پروژههای برق آبی، توجه رسانهها را به نزدیکی تازه کابل و دهلی نو جلب کرد.
در ۲۴ اکتوبر ۲۰۲۵، ملا هبتالله آخوندزاده فرمان ساخت عاجل سد کنر را صادر کرد و تأکید کرد که برای «از دست ندادن زمان» باید با شرکتهای داخلی قرارداد بسته شود. چند روز بعد، اعلام آمادهگی هند برای کمک به این پروژه منتشر شد.
با این حال، تنها پروژهای که عملاً پیش رفت، انحراف محدود آب به سد درونته در دسامبر ۲۰۲۵ بود. اکنون، در فبروری ۲۰۲۶، هیچ گزارش رسمی از پیشرفت سد اصلی کنر وجود ندارد.
هند، پاکستان و روایت فشار دوجبههای
پاکستان ادعا میکند که هند میکوشد این کشور را از دو جهت آبی تحت فشار قرار دهد: از شرق از طریق رود سند و از غرب از طریق حمایت از پروژههای آبی افغانستان، بهویژه سد کنر. این روایت، هرچند بخشی از جنگ تبلیغاتی است، اما کاملاً بیپایه نیست.
هند طی دو دهه گذشته از پروژههای زیربنایی افغانستان بهعنوان ابزار نفوذ راهبردی استفاده کرده است، اما تجربه این کشور در مهندسی سدسازی باعث شده نسبت به ریسکهای فنی و سیاسی چنین پروژههایی آگاه باشد.
ریسکهای فنی، محیطزیستی و قومی
بیشتر آب رود کنر از چترال پاکستان سرچشمه میگیرد. در صورت مدیریت یا محدودسازی جریان آب از سوی پاکستان، سد کنر کارایی خود را از دست خواهد داد و سطح آب دریای کابل کاهش خواهد یافت. این وضعیت نیروگاههای نغلو، ماهیپر و درونته را با خطر جدی روبهرو میسازد و کشاورزی جلالآباد را تهدید میکند.
در آنسوی مرز رسمی دیورند نیز کشاورزان پشتون در چترال و خیبرپختونخوا به این آب وابستهاند. این جوامع پیوندهای قومی نزدیکی با تحریک طالبان پاکستان دارند. طالبان افغانستان که خود را مدافع پشتونوالی معرفی میکنند، نمیتوانند نسبت به نارضایتی این جمعیت بیاعتنا بمانند.
چرا شرکتهای داخلی عقب نشستند؟
فرمان ملا هبتالله بر قرارداد عاجل با شرکتهای داخلی تأکید داشت، اما این بخش از فرمان عملی نشد. شرکتهای داخلی بهدرستی درک کرده بودند که اجرای پروژهای در این مقیاس، بدون تضمینهای فنی، مالی و حقوقی، خطر هدررفت سرمایه را دارد.
از سوی دیگر، سرمایهگذاران داخلی و خارجی اعتماد لازم را به تداوم حکمرانی طالبان نداشتند. سرمایهگذاری چند میلیارد دالری نیازمند ثبات سیاسی و امنیت حقوقی است؛ شرایطی که در وضعیت کنونی فراهم نیست.
تجربه عزیزی گروپ
پروژه ۸۴۵ مگاواتی عزیزی گروپ نمونه روشنی از شکاف میان وعده و واقعیت است. شبکه برق افغانستان فرسوده، پراکنده و فاقد ظرفیت جذب چنین حجم بزرگی از برق است. بدون نوسازی شبکه و احداث خطوط انتقال جدید، افزودن برق بیشتر نهتنها مشکل را حل نمیکند، بلکه بیثباتی ایجاد میکند.
جمعبندی
سد کنر از وعدهای فوری به سکوتی طولانی رسید، زیرا بر پایه احساس و پیام سیاسی بنا شده بود، نه بر اساس دانش و اجماع. ریسکهای فنی، وابستهگی آبی به پاکستان، فشارهای قومی در دو سوی مرز دیورند و بیاعتمادی سرمایهگذاران، همهگی در این توقف نقش داشتند.
خودکفایی واقعی از مسیر برنامهریزی علمی، شفافیت و دیپلماسی فعال میگذرد، نه تصمیمهای شتابزده و احساسی.
منابع
روزنامه ۸صبح: «سد کنر: بازنگری خودکفایی و فاجعه»، ۳۰ اکتوبر ۲۰۲۵
– India Today، NDTV و Eurasia Review: گزارشهای دسامبر ۲۰۲۵ درباره سد کنر
گزارشهای بانک جهانی و بانک توسعه آسیا درباره وضعیت شبکه برق افغانستان
مقالات تحلیلی درباره تحریک طالبان پاکستان و پشتونوالی در رادیو اروپای آزاد و موسسه خدمات متحد سلطنتی






