شماری از جوانان در افغانستان از تداوم دورههای طولانی کارآموزی در رسانهها و نبود چشمانداز روشن برای استخدام رسمی شکایت دارند. آنان میگویند که محدودیت فرصتهای شغلی و گسترش فقر و بیکاری، بسیاری از جوانان را ناگزیر ساخته است تا با وجود برخورداری از مهارت و تجربه، مدتهای طولانی با معاش ناچیز یا بدون دریافت دستمزد به کار ادامه دهند. به باور آنان، کارآموزی باید زمینهای برای یادگیری و رشد حرفهای باشد، نه ابزاری برای بهرهگیری از نیروی کار جوانان؛ از همینرو، رسانهها باید در تعیین معاش و امتیازهای کاری، مهارت، تخصص و میزان تجربه کارمندان را در نظر بگیرند.
سمیر (مستعار) میگوید که محدودیتها و کمبود فرصتهای شغلی در شرایط کنونی، سبب شده است که برخی افراد برای یافتن زمینه استخدام، ناگزیر شوند دوره کارآموزی را برای بار دوم یا حتا سوم سپری کنند.
او میگوید: «من بهدلیل نداشتن تجربه کاری کافی، به مدت شش ماه بهعنوان کارآموز فعالیت کردم. معمولاً انتظار میرود افراد پس از تکمیل دوره کارآموزی، زمینه استخدام رسمی در رسانه را پیدا کنند؛ اما در شرایط کنونی، بهدلیل محدودیتها و کمبود فرصتهای شغلی، برخی افراد ناچارند این دوره را برای بار دوم یا حتا سوم بگذرانند.»
سحر (مستعار) میگوید که شماری از رسانهها از فرصتها و تواناییهای کارآموزان و کارمندان استفاده میکنند، بیآنکه در برابر کار آنان امتیاز مالی مناسبی در نظر بگیرند. به گفته او، در شرایطی که فقر و بیکاری در افغانستان گسترش یافته و فرصتهای شغلی محدود شده است، بهرهگیری از نیروی کار بدون پرداخت معاش یا با دستمزد ناچیز، عادلانه نیست و رسانهها باید بر اساس تواناییها، مهارتها و تجربه کاری کارمندان، به آنان معاش پرداخت کنند.
او میگوید: «بیشتر کارمندان رسانهای، بهدلیل محدودبودن فرصتهای شغلی، بهویژه برای زنان، ناگزیرند با معاش بسیار اندک کار کنند یا بهعنوان کارآموز، بدون برخورداری از امتیازهای مالی مناسب، به فعالیت ادامه دهند. این وضعیت روزبهروز دشوارتر میشود؛ زیرا شرایط اقتصادی رسانهها نیز بدتر شده و توانایی آنان برای پرداخت معاش مناسب به کارمندان کاهش یافته است.»
تقوا (مستعار) با ابراز تاسف میگوید که خبرنگاران باتجربه و برخوردار از مهارتهای حرفهای، گاهی بهدلیل نیاز به کار و نبود فرصتهای شغلی، ناگزیر میشوند بار دیگر بهعنوان کارآموز و بدون دریافت معاش، مسوولیتهایی را بر عهده بگیرند که در اصل از وظایف کارمندان متخصص و حرفهای است.
او میگوید: «متاسفانه، یکی از مشکلات جدی در فضای رسانهای، سوءاستفاده از علاقه و اشتیاق خبرنگاران و کارمندان رسانهای است. افراد زیادی با وجود داشتن تجربه کاری و مهارتهای حرفهای، برای رشد و پیشبرد فعالیتهای رسانهها تلاش میکنند؛ اما بهدلیل مشکلات اقتصادی و نبود فرصتهای شغلی، ناگزیر میشوند بهعنوان کارآموز و بدون دریافت معاش مناسب کار کنند. کارآموزی باید فرصتی برای یادگیری، کسب تجربه و رشد حرفهای باشد، نه ابزاری برای بهرهگیری از نیروی کار متخصص بدون پرداخت معاش یا در نظر گرفتن امتیازهای مالی مناسب.»
رخسار (مستعار) میگوید که با وجود آنکه شماری از رسانهها از طریق پروژههای حمایتی فعالیت میکنند و برای کارآموزان نیز معاش در نظر گرفته میشود، در برخی موارد این پرداختها به کارآموزان نمیرسد و آنان بدون برخورداری از امتیازهای مالی به کار ادامه میدهند. او میگوید: «تبعیض میان کارمندان رسمی و کارآموزان و برخورد متفاوت با آنان، میتواند به شخصیت و اعتمادبهنفس کارآموزان آسیب برساند و احساس بیارزشی را در آنان تقویت کند.»
امید (مستعار) میگوید که کارآموزی اجباری برای جوانان باتجربه و ماهر، یکی از واقعیتهای تلخ بازار کار است. به گفته او، شمار زیادی از جوانان با وجود برخورداری از مهارت و تجربه کاری، بهدلیل کمبود فرصتهای شغلی یا علاقه به رشته تخصصیشان، ناگزیر میشوند بهعنوان کارآموز فعالیت کنند.
او میگوید: «کارآموزی بهخودیخود امر منفی نیست؛ زیرا یادگیری و کسب تجربه، بخشی از روند رشد و پیشرفت حرفهای است. مشکل زمانی به وجود میآید که از جوانان باتجربه و ماهر، بدون پرداخت معاش یا در برابر امتیازهای مالی ناچیز، کار گرفته میشود. جوانان به فرصتهای شغلی مناسب نیاز دارند تا بتوانند از دانش و مهارتهای خود استفاده کنند، به استقلال اقتصادی دست یابند و زمینه ساختن آیندهای بهتر را برای خود فراهم سازند.»
شراره (مستعار) میگوید که علاقه و انگیزه جوانان نباید به ابزاری برای بهرهکشی از نیروی کار آنان تبدیل شود. به گفته او، کارآموزی باید فرصتی برای یادگیری، کسب تجربه و پیشرفت حرفهای باشد، نه راهی برای سوءاستفاده از جوانانی که با امید دستیابی به آیندهای بهتر وارد رسانهها میشوند. او میگوید: «بر اساس تجربه شخصیام از کار در رسانه، متاسفانه برخی رسانهها از علاقه، اشتیاق و نیاز جوانان به کسب تجربه کاری سوءاستفاده میکنند. جوانان با وجود برخورداری از مهارت و توانایی، بهدلیل بیکاری و نبود فرصتهای شغلی، ناگزیر میشوند بهعنوان کارآموز فعالیت کنند؛ اما در بسیاری از موارد، نه معاشی دریافت میکنند و نه وعدههایی که هنگام جذب به آنان داده شده است، عملی میشود.»
احمد (مستعار)، که نزدیک به سه سال میشود بهعنوان کارآموز در یکی از رسانههای خصوصی فعالیت میکند، میگوید که در این مدت، در برابر انجام مسوولیتهای کاری، تنها ماهانه یک هزار افغانی دریافت میکند. به گفته او، هر بار که خواستار استخدام رسمی میشود، مسوولان رسانه نبود بودجه را دلیل ادامهندادن روند استخدام عنوان میکنند.
او میگوید: «من و شماری دیگر از دختران و پسران در یکی از رسانههای خصوصی فعالیت میکردیم. در آغاز، هیچ معاشی دریافت نمیکردیم؛ اما پس از دریافت حامی مالی، ماهانه ۵۰ دالر به ما پرداخت میشد. با این حال، پس از تعلیق شماری از پروژهها، بسیاری از کارمندان از کار برکنار شدند و از ما خواسته شد که بهصورت رایگان به همکاری خود ادامه دهیم. از آنجا که به کار در رسانه علاقه داشتم، این شرایط را پذیرفتم و به فعالیت خود ادامه دادم.»
در همین حال، صدیقالله توحیدی، روزنامهنگار تبعیدی و مسوول پیشین دیدهبان رسانهها، میگوید که امنیت جانی و شغلی خبرنگاران از چالشهای جدی در افغانستان است. به گفته او، شماری از رسانهها خبرنگاران مسلکی و باتجربه را که سالها در این عرصه فعالیت کردهاند، بهدلیل کاهش هزینهها با معاش ناچیز و تحت عنوان کارآموز استخدام میکنند و حتا برای ماهها و سالها در همین جایگاه نگه میدارند؛ در حالی که این افراد از مهارت و تجربه حرفهای کافی برخوردارند.
آقای توحیدی میگوید: «خبرنگاران در داخل افغانستان نه از امنیت جانی برخوردارند و نه امنیت شغلی دارند. رسانهها نیز آزادی عمل لازم را ندارند و منابع مالیشان بهشدت محدود شده است. حتا شماری از رسانههایی که از توانایی مالی بیشتری برخوردارند، بهدلیل نامشخصبودن آینده فعالیت رسانهای زیر اداره طالبان، از سرمایهگذاریهای کلان خودداری میکنند. از سوی دیگر، کاهش عواید ناشی از تبلیغات نیز وضعیت مالی رسانهها را دشوارتر ساخته است.»
به گفته توحیدی، خبرنگاران در داخل افغانستان مرجع مستقل و پاسخگویی در اختیار ندارند تا برای دادخواهی و دفاع از حقوق حرفهایشان به آن مراجعه کنند. طالبان نیز توجهی به وضعیت و مشکلات خبرنگاران ندارند و بیشتر به دنبال استفاده تبلیغاتی از رسانهها هستند.
این در حالی است که همزمان با پنجمین سالروز تسلط طالبان بر افغانستان، شماری از خبرنگاران و کارمندان رسانهها در گفتوگو با روزنامه ۸صبح گفته بودند که محدودیتهای اعمالشده از سوی این گروه، فضای فعالیت رسانهای را در پنج سال گذشته بهشدت تنگ کرده است. آنان افزوده بودند که سانسور، محدودیت در دسترسی به اطلاعات، ممنوعیت انتقاد و نگرانی از بازداشت، خبرنگاران را به خودسانسوری واداشته و امکان بازتاب آزادانه رویدادها را کاهش داده است.







