امروز یکشنبه، ۱۷ حوت، برابر با هشتم مارچ، روز جهانی زن است؛ روزی که در بسیاری از کشورهای جهان به مناسبت دستاوردها و نقش زنان در جامعه گرامی داشته میشود. با این حال، زنان افغانستان در نزدیک به پنج سال حاکمیت طالبان این روز را در حالی تجربه میکنند که حضورشان در جامعه نادیده گرفته شده و رژیم طالبان آنان را بهعنوان انسان، با حقوق و آزادی به رسمیت نمیشناسد. تمامی فرمانهای طالبان در این سالها بخشهای مختلف زندهگی زنان را محدود کرده و حقوق اساسی آنان را نقض کرده است.
شماری از زنان و دختران افغانستان میگویند که محدودیتهای وضعشده توسط هبتالله آخوندزاده، رهبر طالبان، زندهگیشان را زیر و رو کرده و آنان را ناچار ساخته از آرزوهای واقعی خود دست بکشند و مسیرهایی را دنبال کنند که پیش از این هرگز انتخاب نمیکردند. به گفته این دختران، پیش از تسلط طالبان، آرزو داشتند در جامعه فعال باشند و نقشهای مختلف ایفا کنند، اما اکنون بسیاری از این فرصتها و امیدها از آنان گرفته شده است. از دید این دخترن، ادامه چنین سیاستهایی نهتنها آینده زنان، بلکه آینده کل جامعه افغانستان را با چالش جدی مواجه کرده است.
این دختران در گفتوگو با روزنامه ۸صبح، میگویند که هشتم مارچ فرصتی است تا جهان به یاد آورد زنان افغانستان نیز حق دارند مانند دیگر زنان جهان از آموزش، کار و حضور آزادانه در جامعه برخوردار باشند. آنان میگویند که بیانیهها و واکنشهای مجازی به تنهایی طالبان را وادار به تغییر نمیکند و از جامعه جهانی میخواهند حمایت عملی از حقوق زنان افغانستان را در دستور کار قرار دهد.
صدیقه طوفان، یکی از زنانی که پیش از تسلط طالبان بر کابل آرزو داشت پزشک شود و دردهای مردم را درمان کند. او میگوید که بازگشت طالبان در ۱۵ آگست ۲۰۲۱، این آرزو را از او گرفت و او را به مسیرهایی سوق داد که هرگز قصد دنبال کردنشان را نداشت.
این زن جوان اکنون در گوشهای از کابل یک دکان کوچک اداره میکند و میافزاید: «پس از تسلط طالبان، روشن شد که آرزوهای هر دختری که قبل از سقوط کشور داشت، خاموش شد. من همیشه میخواستم در رشته طب معالجوی درس بخوانم و داکتر موفقی شوم، اما حالا هیچ راهی برای تحقق این هدف نمیبینم و مجبور شدم به کار در بازار روی بیاورم.»
اسما، یکی دیگر از دخترانی که پس از بازگشت طالبان از تحصیل بازمانده است، میگوید طالبان آرزوها و رویاهای او را تنها بهدلیل جنسیتش از او گرفتند. او میافزاید که پس از تحمل سالها سختی و فشار روحی، ناچار شده مسیر آرزوهای خود را تغییر دهد. این دختر که اکنون در شرایط محرومیت آموزشی به فعالیتهای دیگری روی آورده است، میگوید دنبال کردن این راه هرگز انتخاب او نبوده، اما در وضعیت کنونی چارهای جز ادامه آن نداشته است.
این دختر میافزاید: «طالبان با رویاها و روحیه ما بازی کردند. خداوند به صراحت حق خود را میبخشد، اما حق بندگانش را نه؛ حال چگونه طالبان ادعای مسلمانی میکنند، در حالی که هزاران دختر از آرزوهایشان محروم شدهاند و اکنون مشغول کارها و دغدغههایی هستند که هرگز نمیخواستند دنبال کنند.»
انوشه، یکی دیگر از دختران، میگوید با تسلط طالبان بر کشور، مسیر تحصیل و آزادیهای شخصی او مسدود شده و آرزوهایش یکباره نابود شده است. او میافزاید که تنها راه نجات او از این وضعیت، مهاجرت به خارج است، اما هزینههای بالای سفر و محدودیتهای ویزا امید او و همنسلانش را کاهش داده است.
این دختر جوان تأکید میکند که بیانیهها و واکنشهای مجازی جامعه جهانی هیچ تأثیری بر طالبان ندارد و اقدامات عملی برای حمایت از حقوق زنان افغانستان ضروری است. او میگوید: «تمام مسیرها، چه در تحصیل و چه در زندهگی روزمره، بسته شده است؛ از نوع لباس پوشیدن تا سبک زندهگی محدود شده و تحصیل ما کاملاً ممنوع است .تمام آرزوهای من یکباره به خاک یکسان شد. تنها راه نجات رفتن به خارج است، اما هزینههای گزاف و محدودیتهای ویزا هر روز امیدم را کمتر میکند.»
این دختر که اکنون تحصیل خود را از طریق کورسهای آنلاین ادامه میدهد، امید چندانی ندارد و میگوید زیر سلطه طالبان هر نوع محدودیتی برای دختران ممکن است اعمال شود. او میافزاید: «من در یک کورس درس میخوانم آنلاین، اما چه تضمینی وجود دارد که این شرایط ادامه نداشته باشد؟ اینترنت بارها محدود یا قطع شده و هیچ اطمینانی نیست که فرصتهایمان یکباره از بین نرود.»
پس از تسلط طالبان بر افغانستان، نخستین محدودیتی که بر زنان و دختران وضع شد، ممنوعیت تحصیل آنان در مکتبهای بالاتر از صنف ششم بود. بهدنبال این تصمیم، دختران به طور کامل از دسترسی به تحصیل محروم شدند و حقوق اساسی آنها در زمینه آموزش نقض شد.
با وجود این محدودیتها، برخی دختران تلاش کردهاند راههای جایگزین برای یادگیری پیدا کنند. برخی از آنها از آموزشهای آنلاین استفاده میکنند و برخی دیگر مهارتهایی مانند نقاشی، خیاطی و کارهای دستی را دنبال میکنند. با این حال، بزرگترین خواسته این دختران هنوز بازگشایی مکاتب و دسترسی آزاد به تحصیل است، چرا که آنها تحصیل را تنها مسیر دستیابی به آیندهای بهتر برای خود و جامعهشان میدانند.
به تازهگی، بخش زنان سازمان ملل متحد هشدار داده که افغانستان تنها کشوری در جهان است که دختران از رفتن به مکتبهای بالاتر از صنف ششم منع شدهاند. این محدودیتها میلیونها دختر افغانستان را از حق اساسی آموزش محروم کرده است.
این نهاد تأکید میکند که وضعیت موجود نباید عادی تلقی شود و هنوز امکان تغییر وجود دارد، اگر جامعه جهانی اجازه ندهد که آینده دختران از آنان گرفته شود.
این بخش سازمان ملل چندی پیش نیز در گزارشی گفته بود که ۹۲ درصد شهروندان افغانستان از ادامه آموزش دختران حمایت میکنند؛ این آمار براساس یک نظرسنجی سراسری خانهبهخانه از بیش از دو هزار نفر جمعآوری شده است.
صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل (یونیسف) نیز اعلام کرده بود که بیش از ۲.۲ میلیون دختر نوجوان در افغانستان از آموزش محروم شدهاند و هشدار داده ادامه ممنوعیت میتواند پیامدهای فاجعهبار برای آینده کشور داشته باشد. این نهاد میگوید که محرومیت از تحصیل توانایی دختران برای تصمیمگیری درباره زندهگی و آینده خود را به شدت محدود میکند.






