ملا هبتالله آخوندزاده، رهبر طالبان، به پیروی از ملا عمر که به دلایلی خود را از انظار عموم پنهان میکرد، فاصله خود از مردم را حفظ کرده است. هر چند پیش از اینکه به رهبری طالبان برسد، او تا سال ۱۳۹۴ در مسجد «حاج محمد حسنی» و مدتی هم در مسجد «الحجج» در نزدیکی کویته پاکستان ملا بود و در آنجا جوانان و نوجوانان را برای انتحار کردن تربیت میکرد و کمرشان را میبست، اما زمانی که در سال ۱۳۹۵ پس از کشته شدن ملا اختر منصور به رهبری طالبان رسید، خود را از انظار عموم دور نگه داشت. پس از سلطه مجدد طالبان بر افغانستان، آخوندزاده به قندهار منتقل شد و در آن شهر نیز پردهنشینی را اختیار کرد. هبتالله که توسط لابیگران طالبان بهعنوان رهبر «طالبان تغییر کرده» معرفی و تبلیغ میشد، چنان پا جای پای ملا عمر میگذارد که نهتنها در سیاستهای کلی خود از او تقلید میکند، بلکه انتخاب قندهار بهعنوان مرکز رهبری و در پرده بودن رهبر گروه، نیز از او موبهمو تقلید و پیروی کرده است. در سه سال گذشته، به جز چند مورد معدود که گفته میشود مقامهای گروه خود را به قندهار احضار کرده و با آنها نشست داشته، دیگر خود را به مردم نشان نداده است. زمانی هم که گروه طالبان ادعا کردهاند رهبرشان مثلا در نماز عید سخنرانی کرده، برای مردم معلوم نشده که چه کسی با آنها سخن میگوید؛ زیرا سخنران پشت به مردم سخنرانی کرده است. اخیرا اما این رهبر غایب، به چند ولایت سفر کرده است. چندی پیش گزارش شد که او به نیمروز سفر داشته، اما روز پنجشنبه هفته گذشته به بادغیس رفت و پس از آن به فاریاب، جوزجان و بلخ سفر کرده است. برخی رسانهها از سفر او به سرپل نیز خبر دادهاند. گمانهزنیها در مورد سفر قریبالوقوع او به بدخشان و تخار نیز وجود دارد. اما چرا ملا هبتالله این سفرها را شروع کرده است؟
گفته میشود ملا هبتالله در سفر به جوزجان، از دشت لیلی نیز دیدن کرده است. سفر به دشت لیلی، میتواند پیامی را به مخالفان طالبان بدهد که گویا این گروه آنچه بر آنها در آغاز قرن بیستویک گذشته را فراموش نکردهاند و احتمالا به انتقامگیری خود ادامه خواهند داد. در حقیقت، سفر هبتالله دشت لیلی یک نمایش سیاسی است.
همانگونه که ملا هبتالله خود را از انظار عموم پنهان میکند، سفر و حضر او هم از دید رسانهها و در نهایت مردم افغانستان به دور است. اگر رسانهای در داخل کشور اطلاعات و جزییاتی در مورد سفرها و یا اقدامات ملا هبتالله داشته باشد، نیز اجازه نشر آن را گرفته نمیتواند. حالا که ملا هبتالله سفر را آغاز کرده، باز هم پردهنشین است؛ پرده را با خود برده است. با این حال، براساس گزارش رسانهها، ملا هبتالله در فاریاب بر اجرای موبهموی دستورات و فرامین خودش توسط مقامهای محلی تاکید کرده است. هر چند رسانههایی که در زیر حاکمیت طالبان فعالیت دارند افزودهاند که او مقامهای گروهش را به احتراز از تعصب، تبعیض، تکبر و غرور و همکاری با خانوادههای قربانیان گروهش تشویق کرده و یا اینکه در بلخ چند مقام گروهش را برکنار کرده، اما این مسایل نه برای او چنان اهمیت بالایی دارد که دلیل سفر ولایتیاش شود و نه خود به این آموزهها پابند است. همینگونه رسانهها گزارش دادهاند که هبتالله آخوندزاده بر اجرای حدود شرعی و اجرایی کردن قانون وزارت امر به معروف و نهی از منکر این گروه نیز تاکید کرده است؛ امری که برای ملا هبتالله چند مرتبه بیشتر از خودداری از تعصب و تبعیض اهمیت دارد. اگر چه قانون امر به معروف و نهی از منکر این گروه واکنشهای شدید داخلی و خارجی داشت، اما فشارها به قدری قوی نبود که رهبر طالبان را نسبت به اجرایی نشدن آن نگران کند.
به نظر میرسد ملا هبتالله این سفر را آغاز کرده است تا از یک طرف مقامهای گروه خودش در شمال کشور را به اطاعت محض وادارد ـ اگر آنها در مواردی کاملا اطاعت نمیکردند ـ و از سوی دیگر حضور خود در شمال کشور را تثبیت کند. با توجه به اینکه او به رسم ملا عمر به جای پایتخت در قندهار سکونت دارد، به دلیل فاصله زیاد اشراف چندانی بر وضعیت شمال ندارد. از جانب دیگر، گزارشها از جمله گزارش سازمان ملل در مورد افزایش حملات جبهه مقاومت و جبهه آزادی نشر شده است. این جبهات هر چند در نقاط مختلف کشور فعالیت دارند، اما تعداد زیادی از حملات خود را در ولایتهای شمال انجام دادهاند. به لحاظ سنتی هم افرادی که حالا در جبهه مقاومت ملی گرد آمدهاند و کسانی که جبهه آزادی را مدیریت میکنند، به شمال دسترسی بیشتری دارند. حالا ملا هبتالله آخوندزاده به شمال رفته است تا ضمن آنکه کارهای اداری کوچک و کماهمیت را انجام دهد، شخصا آن ولایتها را بررسی کند و قدرت جبهات ضد طالبان را محک بزند.
هر چند برخی گمانهزنیها در مورد ملاقات ملا هبتالله با رهبر جنبش ترکستان شرقی در ولایت فاریاب نیز وجود دارد، اما مسلم است که ملا هبتالله از قندهار برای ملاقات کسی که به او پناه آورده است، نمیرود. بنابراین، به نظر میرسد ملا هبتالله به شمال سفر کرده است تا حضور خود در جامعه از جمله این بخشهای کشور را تثبیت کند و همزمان اختلافات داخلی گروهش را مدیریت کند. اختلافات داخلی در گروه طالبان به دلیل تعصبهای قومی در حال اوج گرفتن است. برخی فرماندهان این گروه که با ملا هبتالله نسبت قومی ندارند، سرکوب شدهاند و تعدادی دیگر نیز به نظر میرسد که نظربند هستند. این وضعیت، طالبان غیرپشتون که عموما از شمال کشور هستند را عصبانی و ناراحت کرده است. خلع قدرت فرماندهان شمالی طالبان، افزایش تنشهای درونگروهی را بهعنوان یک پیامد الزامی با خود دارد. این در حالی است که گروه داعش نیز بهعنوان رقیب طالبان در شمال کشور بهشدت فعالیت میکند و در حال سربازگیری است. جلب توجه جنگجویان ناراضی گروه طالبان، میتواند برای داعش یک توفیق اجباری باشد.






