همزمان با ۲۷ حوت، روز ملی خبرنگاران، شماری از خبرنگاران و کارمندان رسانهای در داخل کشور میگویند که زیر فشار فزاینده استخبارات طالبان قرار دارند. آنان میگویند بهدلیل این فشارها و ترس از بازداشت، تهدید و ارعاب، به خودسانسوری شدید روی آوردهاند. به گفته خبرنگاران، سانسور، سرکوب و فشارها هر روز افزایش مییابد و این وضعیت باعث بروز مشکلات روانی در میان آنان شده است. این خبرنگاران همچنین تأکید میکنند که بهدلیل مشکلات شدید اقتصادی، ناگزیرند در رسانهها مشغول به کار باشند.
این خبرنگاران در گفتوگو با روزنامه ۸صبح میگویند که جریان اطلاعات آزاد و واقعی بهگونه کامل منحرف شده است. آنان میافزایند که در شرایط کنونی، عملاً به بلندگوی طالبان تبدیل شدهاند و مجبورند اطلاعات مورد نظر این گروه را نشر کنند و اجازه ندارند از رویدادها و واقعیتهای عینی گزارش تهیه کنند. به گفته این خبرنگاران، نشر خبرهای به نفع طالبان در کار روزمرهشان باعث شده است که حتا احساس کنند «به مسلک و مردم خیانت» میکنند. از دید آنان، در شرایط کنونی جریان اطلاعات یکطرفه و به نفع طالبان است. عدم دسترسی به اطلاعات، سانسور گسترده و سرکوب، از مهمترین چالشهای خبرنگاران و رسانهها در کشور بهشمار میرود.
شمس رحیمی (مستعار)، یکی از خبرنگارانی که تحت کنترل طالبان فعالیت میکند، میگوید که فشار سانسور و سرکوب بر خبرنگاران هر روز بهگونه شدیدتری اعمال میشود و این فشارها پیوسته در حال افزایش است. او میافزاید که در چنین شرایطی، آزادی بیان و جریان آزاد اطلاعات عملاً وجود ندارد. او تأکید میکند که بهدلیل چالشهای اقتصادی ناگزیر است در رسانهها کار کند و همین ناگزیری، او را با انواع فشارهای مضاعف روبهرو ساخته است.
شمس میگوید: «کار در رسانههای فعلی برای همه آشکار است؛ سرکوب، فشار و خودسانسوری حاکم است. وضعیت خبرنگاران مانند یک خانه کهنه است که هر روز فشار بر آن بیشتر میشود. از زمانی که تنشها میان افغانستان و پاکستان افزایش یافته، این فشارها بیشتر از هر زمان دیگر شده است. در این روزها اگر مراکز نظامی هدف قرار بگیرند، نمیتوانیم گزارش بدهیم و حتا اگر مرکز یا خانه ملکی هدف گرفته باشد یانه هم مجبوریم مطابق خواست آنان عمل کنیم.»
سمیرا (مستعار)، یکی دیگر از خبرنگاران، میگوید که آنان ناگزیرند آنچه را طالبان میخواهند، پوشش دهند. او میافزاید که سانسور، سرکوب، فشارهای روزافزون، بازداشت، توهین، تحقیر و آزار از سوی برخی سخنگویان طالبان، به بخشی از زندگی روزمره آنان تبدیل شده است. به گفته او، طالبان حتا استفاده از برخی القاب و واژهها را نیز بهگونه اجباری بر رسانهها تحمیل کردهاند.
سمیرا میگوید: «گزارشهای اخیر را ببینید؛ حتا واژهی “شهید” که پیشتر رسانه ما برای کشتهشدن کارمندانش استفاده نمیکرد، حالا مجبور است برای طالبان بهکار ببرد. همچنین القابی را تحمیل میکنند که اگر استفاده نکنیم، از سوی استخبارات بازداشت میشویم. وضعیت بهگونهای است که هرقدر هم با مشکل روبهرو شویم، از سوی رسانه خود نیز حمایتی دریافت نمیکنیم و بیشتر به منافع مالی توجه میشود.»
این خبرنگار که سخنگویان طالبان را «دروغگو» میخواند، میافزاید که طالبان در بسیاری موارد از شریکسازی اطلاعات با رسانهها خودداری میکنند یا تنها اطلاعاتی را در اختیار آنان قرار میدهند که در راستای منافع این گروه باشد.
غلام انوری، یکی دیگر از خبرنگاران، میگوید که پس از تسلط دوباره طالبان، خبرنگاران با چالشهای گوناگون روبهرو شدهاند. او میافزاید که نبود حمایت مالی از رسانهها، اخراج کارمندان و کسر معاش، در کنار سانسور، سرکوب و فشار، از جمله مشکلاتی است که آنان با آن دستوپنجه نرم میکنند.
آقای انوری میگوید: «پس از سقوط حکومت پیشین، خبرنگاران در کشور با چالشهای جدی مواجه شدند. در رسانهی ما حدود ۱۵ خبرنگار مشغول فعالیت بودند که پس از حاکمیت طالبان، تقریباً همه آنان خانهنشین شدند و از نبود کار و مشکلات اقتصادی رنج میبرند. خبرنگارانی که اکنون در رسانههای داخلی فعالیت میکنند نیز با محدودیتهای فراوان و عدم پرداخت بهموقع حقوق مواجهاند. شمار زیادی از آنان میگویند که با کسر معاش روبهرو هستند و حقوقی که دریافت میکنند، کفاف حل مشکلات اقتصادیشان را نمیدهد.»
سمیر، یکی دیگر از خبرنگاران، میگوید که وضعیت خبرنگاران نهتنها در افغانستان، بلکه در سطح جهان نیز چندان قناعتبخش نیست. او خشونت علیه خبرنگاران و عدم دسترسی به اطلاعات را از چالشهای جدی این حرفه میداند و میافزاید: «از دید من، خبرنگاران با سانسور، نبود مصونیت کاری و جانی و مشکلات اقتصادی گسترده روبهرو هستند. حتا زمانی که اطلاعاتی در اختیار رسانهها قرار میگیرد، با سانسور شدید هم از سوی رسانهها و هم از سوی طالبان همراه است و ما برای بقا و معیشت ناگزیر به ادامه کار هستیم.» به گفته او، نبود دسترسی به اطلاعات و فقدان امنیت، تأثیر مستقیم بر روحیهی خبرنگاران گذاشته و مانع آن میشود که رویدادها بهگونه دقیق و حرفهای پوشش داده شوند.
پس از تسلط دوباره طالبان بر افغانستان، فضای رسانهای کشور با تغییرات گسترده و محدودیتهای فزاینده روبهرو شده است. در نزدیک به پنج سال گذشته، بخش زیادی از دستاوردهای دو دههی اخیر در عرصه آزادی بیان و اطلاعرسانی از میان رفته و فضای بسته، همراه با سرکوب و خفقان، بر فعالیت رسانهها حاکم شده است.
در این دوره، فعالیت رسانههای آزاد بهگونه چشمگیری محدود شده و رسانههای فعال در داخل کشور ناگزیرند مطابق با سیاستها و خطوط تعیینشده از سوی طالبان عمل کنند. این وضعیت باعث شده است که استقلال رسانهای بهطور جدی آسیب ببیند و جریان آزاد اطلاعات با چالشهای اساسی مواجه شود.
منع نشر تصاویر زنده، گسترش خودسانسوری، نظارت گسترده بر فعالیتهای رسانهای، دخالت محتسبان در امور کاری رسانهها و جهتدهی اطلاعات بهسوی منافع طالبان، از جمله محدودیتهایی است که بر رسانهها تحمیل شده است. در کنار این موارد، کاهش فضای نقد و اعتراض، تضعیف ارزشهای حقوق بشری و ترویج دیدگاههای بنیادگرایانه نیز از دیگر پیامدهای این وضعیت بهشمار میرود.
مجموع این عوامل سبب شده است که رسانهها و خبرنگاران در افغانستان با یکی از دشوارترین دورههای کاری خود مواجه شوند و نقش اطلاعرسانی آزاد و بیطرفانه بهگونه جدی تضعیف شود.
پیش از این مرکز خبرنگاران افغانستان گفته بود که سال گذشته ۲۱۵ مورد نقض آزادی رسانهها ثبت شده است که شامل ۱۷۵ مورد تهدید مستقیم و غیرمستقیم و ۴۰ مورد بازداشت خبرنگاران است.
این نهاد افزوده بود که این آمار نشاندهنده افزایش ۵۸ درصدی نسبت به سال گذشته است.
مرکز خبرنگاران افغانستان افزوده بود که در پی افزایش فشارها، وضعیت آزادی رسانهها در افغانستان «به شدت وخیم» شده و کار خبرنگاران بهویژه در مناطق دوردست با مشکلات جدی روبهرو است.
طالبان با استناد به ماده هفدهم قانون وزارت امر به معروف و نهی از منکر، پخش تصویر زندهجان را در شانزده ولایت کشور ممنوع کردهاند. این محدودیتها بیشتر در ولایتهایی اعمال شده است که نفوذ رهبر طالبان در آنها بیشتر است.






