تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی)
تیتیپی، از متحدان اصلی طالبان، پس از به قدرت رسیدن این گروه در افغانستان از تمام امکانات مورد نیاز مالی و تسلیحاتی برخوردار شده و با گذشت زمان نیرومندتر از قبل میشود. برپایه گزارش شورای امنیت سازمان ملل، بین ۴ تا ۶ هزار جنگجوی تحریک طالبان پاکستان در ولایتهای ننگرهار، کنر، پکتیا، پکتیکا، لوگر و خوست بهسر میبرند. نور ولی محسود، رهبر تیتیپی، نیز در خاک افغانستان است. این گروه تا کنون دست به حملههای مرگبار علیه دولت پاکستان زده؛ بهحدی که منجر به تیره شدن روابط میان طالبان افغان و اسلامآباد شده است. دولت پاکستان میگوید که طالبان به وعدههایشان در پیوند به مهار تیتیپی عمل نکردهاند و این گروه زیر سایه طالبان افغان از آزادی عمل برخوردار است. دولت پاکستان مدتهاست که فشارها بر طالبان افغانستان برای مهار تیتیپی را بیشتر کرده است؛ اما به نظر میرسد که رژیم مستقر در کابل – گرچه گاهی در ظاهر دست به کارهایی در جهت رسیدهگی به خواستهای دولت پاکستان میزند – در عمل نه تنها هیچ نشانهای از سرکوب تیتیپی دیده نمیشود، بلکه این گروه همچنان از پشتیبانی بیدریغ طالبان افغانستان برخوردار است. باری در پی تشدید فشارهای اسلامآباد، گفته شد که ملا هبتالله، رهبر طالبان، با صدور فرمانی جنگ در پاکستان را حرام دانسته است؛ فرمانی که با وجود پافشاری اسلامآباد، طالبان افغان حاضر نشدند آن را همهگانی کنند. گویا فرمانی در کار نبوده، و یا هم ملا هبتالله از ترس تشدید اختلافات درونگروهی حاضر نشد آن را علنی کند. حتا اگر هیچ سند و مدرک دیگری دال بر حمایت پایدار رژیم طالبانی از تیتیپی وجود نداشته باشد، تنها امتناع طالبان از همهگانی کردن این فرمان نشان میدهد که چه رابطه عمیق ایدیولوژیک میان هر دو گروه تندرو اسلامی وجود دارد و چرا توقع مبارزه با تیتیپی از طالبان خوشخیالیای بیش نیست.
تیتیپی حالا با حمایت همهجانبه طالبان افغانستان به چالش کلانی در برابر دولت پاکستان بدل شده است. ارتش این کشور برای سرکوب تیتیپی عملیاتی را زیر نام «عزم مستحکم» راهاندازی کرده که گمان نمیرود موفقیت چشمگیری داشته باشد. اگر نظامیان پاکستانی از زمان تجاوز شوروی به افغانستان تا کنون، به باور خودشان برای دستیابی به عمق استراتژیک در خاک این کشور، به ایجاد، تجهیز و حمایت پایدار گروههای تندرو اسلامی نمیپرداختند، ما حالا شاهد رونق بازار تروریسم به پیمانه کنونی نبودیم و هر دو کشور نیز با فاجعه و فلاکتی که امروز گریبانگیر آنهاست، سردچار نبودند. ارتش پاکستان که همیشه با تقویت صنعت ترور به حیات خود ادامه داده و توانسته است بر اوضاع مسلط باقی بماند، به حدی بیمحابا بازی با تروریسم را پیش میبرد که ممکن است هرگز این تصور را به خود راه ندهد که تندروی اسلامی میتواند درد سر بزرگی شود، حتا خطرناکتر از آنچه امروز شاهدش هستیم. به طالبان افغانستان نگاه کنید. ارتش پاکستان مدت طولانی با تمام امکانات دستداشتهاش از این گروه حمایت کرد، تا اینکه به قدرت سیاسی در افغانستان دست یافت. ماجرا اما زمانی جالبتر شد که طالبان کمکم دست رد به سینه اسلامآباد زدند و آخر سر با حمایت همهجانبه از تحریک طالبان پاکستان میخواهند رویای شیرین «عمق استراتژیک» نظامیان این کشور را به عکس آن بدل کنند.
ارتش پاکستان نه تنها نتوانسته گام کلانی در راستای ایجاد رژیم دستنشانده در افغانستان بردارد – در آغاز روی کار آمدن طالبان که رییس وقت آیاسآی در کابل به نمایش قدرت میپرداخت، چنین تصور نمیشد؛ اما در حال حاضر بیشتر فکتها حاکی از آن است که وضعیت جاری در افغانستان بر وفق مراد ارتش پاکستان نیست – بلکه حتا قادر نیست دستنشاندهگان قدیمیاش را وادار به مهار تیتیپی کند، چه رسد به تسلیمدهی و یا سرکوب رهبران این گروه. طالبان افغانستان حالا دیگر قرار نیست به هر اشاره ارتش پاکستان برقصند. این باید درس بزرگی به نظامیان آن کشور باشد، البته در صورتی که آنان اعتماد به نفس قدیمی را نداشته و اندکی واقعبین شده باشند. آیا نظامیان پاکستانی به این واقعبینی رسیدهاند که به سود صلح و دموکراسی دست از تقویت صنعت ترور بردارند؟ متاسفانه هنوز هیچ نشانهای از چنین تغییری در ارتش پاکستان دیده نمیشود و انتظار نمیرود حتا در آینده نزدیک نیز شاهد چنین تحول مهمی باشیم. پس عملیات «عزم مستحکم» حتا اگر اراده کند، بازهم نمیتواند به تضعیف تروریسم بینجامد، چه رسد به اینکه با آن تسویه حساب کند. برعکس، تروریسم با این عملیات بیشتر بازتولید خواهد شد، چیزی که ارتش پاکستان نیز چندان از آن بدش نمیآید. با رونق بازار تروریسم، نظامیان پاکستانی نیز عمر طولانیتری خواهند داشت و زمان بیشتری از ماندن بر اریکه قدرت در آن کشور لذت میبرند.
باری، حمایت طالبان از تیتیپی و دیگر گروههای تروریستی موجود در افغانستان، بخشی از برنامه جهاد جهانی ملا هبتالله است؛ برنامهای که شرایط کنونی طالبان ایجاب نمیکند در مورد آن حرف زیادی بزنند، اما شکی نمیتوان داشت که این گروه با تصرف افغانستان، نخستین گام برای اعمال برنامه جهاد جهانی را برداشته و حالا در حال اجرای مراحل بعدی آن است. حتا اسلامگرایانی با کمترین امکانات، رویای گسترش جهاد در سراسر جهان را در سر میپرورانند، چه رسد به ملا هبتالله که یک کشور را در اختیار دارد. او بارها صریحاً از ادامه جهاد تا قیامت سخن گفته است که نشان میدهد رهبر طالبان بهسادهگی توقفپذیر نیست، چون هر قدر این گروه بیشتر در قدرت باقی میماند، میزان جاهطلبی ملا هبتالله نیز افزایش مییابد. پس، این دیدگاه که طالبان صرفاً یک سازمان جهادی محلی و با اهداف محدود در جغرافیای افغانستان است، بیش از آنکه روشنگر باشد سبب گمراهی مخاطب میشود. این نظر بهخاطری گمراهکننده است که صرفاً در سطح واقعیت باقی میماند و علاقه چندانی به پردازش عمیقتر قضایا ندارد. در واقع این دیدگاه که طالبان یک جریان محلی است و فراتر از افغانستان هیچ برنامه جاهطلبانهای ندارد، از سوی دوستان طالبان مطرح میشود تا حضور این گروه در قدرت را توجیه کنند: ببینید، میتوان با طالبان کنار آمد، چون قصد و برنامهای برای پیشبرد جهاد جهانی ندارند و آن را پایانیافته میدانند. به این ترتیب، طالبان از یک گروه تروریستی با اهداف جهانی و منطقهای به یک سازمان محدود به افغانستان تقلیل پیدا میکند. در حالی که حضور و فعالیت گروههای تروریستی – از جمله تیتیپی – با اهداف بینالمللی در کشور زیر اداره طالبان، بهتنهایی دلیلی است برای اثبات این ادعا که پروژه جهاد جهانی هیچگاهی متوقف نمیشود و حتا اگر طالبان فرصت اعلام آشکار آن را نیابند، بهگونه پنهانی و غیررسمی آن را دنبال خواهند کرد؛ چون جهاد یکی از دغدغههای ذهنی پایدار تمام اسلامگرایان است.






