با فروپاشی نظام جمهوریت در آگست ۲۰۲۱ میلادی، طالبان بار دیگر بر افغانستان حاکم شدند. فلسفه شکلگیری این گروه، تحمیل ارزشهای اسلامی از مجرای زور بوده است. طالبان با جزماندیشی برخاسته از نصوص دینی، مخالف هر گروه اسلامی دیگریاند که مانند خودشان نمیاندیشد. در برخی موارد ممکن است در ظاهر مخالفتی نشان ندهند، اما در پشت پرده، مخالفان فکریشان را بهشدت سرکوب میکنند. نزدیک به چهار سال از بازگشت طالبان به قدرت میگذرد؛ اما بهجز روسیه، هیچ کشوری این گروه را بهرسمیت نشناخته است. طالبان که از مشروعیت داخلی و بینالمللی بیبهرهاند، تلاش دارند با کشورهای منطقه و فرامنطقه وارد تعامل شوند. در همین حال، بازیگران منطقهای و جهانی نیز فرصت را غنیمت شمردهاند تا مناسبات خود را با طالبان حفظ کنند.
قطر یکی از بازیگران مهم منطقهای است که زمینهساز پیروزی دیپلماسی طالبان شده است. طالبان با گشایش دفتر سیاسیشان در سال ۲۰۱۳ در دوحه، همزمان با ادامه جنگ، وارد عرصه دیپلماسی شدند. این دفتر مسوولیت پیشبرد امور سیاسی و تعامل با کشورهای جهان – بهویژه ایالات متحده امریکا – را بر عهده داشت. یکی از دستاوردهای کلیدی این دفتر، که با نقش فعال مقامات قطری و پاکستانی همراه بود، کشاندن طالبان به میز مذاکره با امریکاییها بود. نقش قطر در پیروزی دیپلماسی طالبان در چند محور قابل بررسی است:
یکم:
قطر زمینه گشایش دفتر سیاسی طالبان را فراهم کرد تا امکان گفتوگو و تعامل دیپلماتیک آنان با سایر کشورها ایجاد شود. این اقدام بیشک با هماهنگی ایالات متحده امریکا انجام شد؛ چرا که قطر در سال ۲۰۱۸ «تفاهمنامه مشارکت استراتژیک» با امریکا امضا کرده و یکی از همپیمانان غیرعضو ناتوی واشنگتن بهشمار میرود. قطر افزون بر میزبانی حدود دههزار نیروی نظامی امریکا در پایگاه «العدید»، نقش فعال در تامین منافع کلان امریکا در منطقه ایفا میکند. بنابراین، گشایش دفتر سیاسی طالبان در تضاد با منافع امریکا نبوده و نیست. در واقع، قطر نقش کلیدی در امضای توافقنامه امریکا و طالبان ایفا کرد؛ توافقنامهای که بدون نقشآفرینی پاکستان نیز امکانپذیر نبود. به این ترتیب، قطر در مشروعیتبخشی به طالبان در سطح بینالمللی نقش برجسته داشته است.
دوم:
پس از بازگشت طالبان به قدرت، بسیاری از تعاملات کشورها با افغانستان از مجرای قطر صورت میگیرد. قطر بستر دیدار میان مقامات طالبان و نمایندهگان کشورها را فراهم کرده و بارها میزبان نشستهایی درباره افغانستان و روابط پنهان و آشکار طالبان با دیپلماتهای غربی بوده است.
سوم:
بسیاری از کشورها در افغانستان سفارت ندارند و از طریق سفارتخانههایشان در دوحه با نمایندهگان طالبان گفتوگو میکنند. در واقع، قطر به پل ارتباطی میان غرب و طالبان بدل شده است.
چهارم:
قطر در حال لابیگری برای طالبان است تا روابط آنها با جهان، بهویژه با قدرتهای بزرگی مانند امریکا، بهبود یابد. هرچند قطر همچنان در جایگاه همپیمان امریکا قرار دارد، اما بیتردید این نقش برای خودش نیز منافع راهبردی به همراه داشته است. ایالات متحده امریکا روابط نزدیکی با امارات، قطر و عربستان سعودی دارد؛ کشورهایی که برای جلب رضایت واشنگتن، رقابت پنهان در منطقه دارند. در این میان، قطر توانسته بیشتر از دیگران اعتماد امریکا را نسبت به خود جلب کند و جایگاه موثری در تحولات منطقهای بیابد.
پرسشی که در این جا مطرح میشود این است: چرا کشورها با طالبان تعامل میکنند؟
با توجه به تحولات جاری در خاور میانه، بسیاری از کشورها تعامل با طالبان را به تقابل با آنها ترجیح میدهند تا منافعشان را حفظ کنند. شکل این تعامل نیز بسته به نوع منافع و خواستهای هر کشور متفاوت است. با گذشت نزدیک به چهار سال از حاکمیت دوباره طالبان، تنها کشورهای اندکی با این گروه وارد گفتوگو شدهاند. این نشاندهنده آن است که بازیگران منطقهای و جهانی منتظر موضعگیری امریکا درباره طالبان بودهاند. اکنون که حضور طالبان در قدرت، در راستای منافع واشنگتن تعبیر میشود، کشورهای دیگر نیز مناسبات دیپلماتیکشان با این گروه را توسعه دادهاند.
در مجموع، قطر بهعنوان یکی از بازیگران فعال و همسو با ایالات متحده در منطقه، نقش تعیینکنندهای در پیشبرد دیپلماسی طالبان داشته است. قطر زمینه گفتوگوی مقامات ارشد امریکایی با رهبران طالبان، حتا در سطح وزیران کلیدی طالبان و رییس سیآیای، را فراهم کرد. افزون بر این، دسترسی طالبان به نهادهای دیپلماتیک افغانستان در اروپا و منطقه نیز با نقشآفرینی قطر میسر شد. بهعنوان نمونه، آلمان اخیراً دو طالب را در کنسولگری افغانستان در این کشور پذیرفت؛ اقدامی که امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان، از آن بهعنوان نتیجه تلاشهای قطر یاد کرد. این نشان میدهد که پیروزی دیپلماسی طالبان بدون میانجیگری کشوری مانند قطر، نامحتمل بوده است.
با این همه، طالبان با توسل به زور به حاکمیت خود در افغانستان ادامه میدهند؛ اما تجربه نشان داده که رژیمهایی که برپایه معاملات پشت پرده و بدون مشروعیت شکل گرفتهاند، پایدار نماندهاند. طالبان نیز سرانجام به گذشته خواهند پیوست.






