در هفتههای اخیر، همزمان با تشدید تنشهای نظامی و تبادل حملات موشکی در منطقه، وقوع بارندهگی در بخشهایی از ایران و افغانستان به یکی از موضوعات مورد بحث در رسانهها و شبکههای اجتماعی تبدیل شده است. شماری از سیاستمداران، چهرههای نظامی و کاربران فضای مجازی ادعا کردهاند که افزایش بارشها نتیجه نابودی برخی سامانههای راداری امریکا در منطقه و پایان آنچه «تحریم آبوهوایی» خوانده میشود، است. این ادعاها به سرعت گسترش یافته و بار دیگر نظریههایی مانند «کنترل آبوهوا»، «جنگ اقلیمی» و نقش پروژه هارپ در هدایت بارندهگیها را در کانون توجه قرار داده است.
با وجود جذابیت ظاهری چنین روایتهایی، بررسی علمی موضوع تصویری کاملاً متفاوت ارایه میدهد. دانش هواشناسی، اقلیمشناسی و فزیک جو در دهههای گذشته پیشرفت چشمگیری داشته و امروز منشا بسیاری از پدیدههای جوی با دقت بالا قابل مطالعه و پیشبینی است. بر پایه این دانش، بارندهگی نتیجه برهمکنش پیچیده عوامل طبیعی در مقیاسهای محلی، منطقهای و جهانی است و هیچ سند معتبر علمی وجود ندارد که نشان دهد کشوری بتواند بارش را در مقیاس گسترده بر فراز کشورهای دیگر متوقف یا هدایت کند.
این مقاله با تکیه بر یافتههای علمی، گزارشهای معتبر جهانی، مطالعات اقلیمی و اصول فزیک جو تلاش میکند میان واقعیتهای علمی و برداشتهای سیاسی تمایز قایل شود و به این پرسش پاسخ دهد که آیا بارندهگیهای اخیر نتیجه یک فرایند طبیعی بوده یا محصول فناوریهای پنهان و جنگ اقلیمی؟
بارندهگی، محصول یک سامانه پیچیده طبیعی
بارندهگی از جمله پیچیدهترین پدیدههای طبیعی در سامانه اقلیمی زمین است. شکلگیری ابر، تراکم بخار آب، جابهجایی تودههای هوا، اختلاف فشار جو، دمای سطح آبهای آزاد، جریانهای باد و وضعیت توپوگرافی منطقه، همهگی در ایجاد بارش نقش دارند.
ایران و افغانستان در کمربند خشک و نیمهخشک جهان قرار دارند؛ منطقهای که بهطور طبیعی نوسان بارندهگی در آن زیاد است. در برخی سالها خشکسالی شدید و در برخی سالها بارندهگی بیش از میانگین رخ میدهد. این تغییرات بخشی از رفتار طبیعی سامانه اقلیمی است.
پدیدههایی مانند «النینو» و «لانینا» که از تغییرات دمای آب اقیانوس آرام سرچشمه میگیرند، میتوانند هزاران کیلومتر دورتر بر الگوهای بارش در آسیا، افریقا و خاور میانه تاثیر بگذارند. پژوهشهای علمی نشان میدهد که این چرخههای طبیعی بارها در گذشته سبب تغییر میزان بارندهگی در ایران و افغانستان شدهاند؛ زمانی که نه فناوری پیشرفتهای برای کنترل آبوهوا وجود داشت و نه ادعایی درباره جنگ اقلیمی مطرح بود.
افزون بر این، پیشبینیهای فصلی منتشرشده از سوی مراکز معتبر هواشناسی جهان از ماهها پیش احتمال وقوع بارشهای متناوب در بخشهایی از خاور میانه را مطرح کرده بودند. این پیشبینیها بر اساس دادههای ماهوارهای، ایستگاههای زمینی، شناورهای اقیانوسی و مدلهای رایانهای انجام میشود و ارتباطی با تحولات سیاسی و نظامی ندارد.
تغییرات اقلیمی و دگرگونی الگوهای بارش
یکی از مهمترین عوامل موثر بر وضعیت کنونی آبوهوا، تغییرات اقلیمی ناشی از گرمایش جهانی است. افزایش غلظت گازهای گلخانهای در جو زمین باعث افزایش دمای متوسط سیاره شده و این افزایش دما پیامدهای گستردهای بر چرخه آب دارد.
هیات بینالدولی تغییر اقلیم در گزارشهای خود بارها هشدار داده است که بسیاری از مناطق جهان با تغییر الگوی بارندهگی مواجه خواهند شد. برخی مناطق مرطوبتر و برخی مناطق خشکتر میشوند. خاور میانه از جمله مناطقی است که در بلندمدت با خطر کاهش بارش موثر، افزایش تبخیر و تشدید خشکسالی روبهرو است.
با این حال، کاهش میانگین بارندهگی به معنای حذف کامل بارش نیست. در بسیاری از مناطق خشک جهان مشاهده شده است که دورههای طولانی خشکسالی با بارندهگیهای ناگهانی و گاه شدید همراه میشود. در واقع، گرمایش جهانی میتواند شدت رویدادهای حدی را افزایش دهد؛ یعنی فاصله میان خشکسالی و سیلاب بیشتر شود.
از اینرو، وقوع چند روز یا چند هفته بارندهگی در ایران و افغانستان نه تنها با نظریه تغییرات اقلیمی در تضاد نیست، بلکه میتواند بخشی از همان بینظمی و نوسان فزایندهای باشد که دانشمندان سالها درباره آن هشدار دادهاند.
نقش جنگلها، پوشش گیاهی و مدیریت سرزمین
عامل مهم دیگری که اغلب در بحثهای عمومی نادیده گرفته میشود، وضعیت پوشش گیاهی و مدیریت سرزمین است. جنگلها، مراتع و پوشش گیاهی سالم در حفظ رطوبت خاک، تنظیم چرخه آب و کاهش شدت خشکسالی نقش مهمی دارند.
در دهههای اخیر، تخریب جنگلها، گسترش بیابانزایی، چرای بیرویه دام، استخراج غیرمسوولانه منابع طبیعی و توسعه نامتوازن شهری در بخشهایی از ایران و افغانستان باعث کاهش توان طبیعی زمین برای حفظ آب شده است.
زمانی که پوشش گیاهی از میان میرود، میزان نفوذ آب به خاک کاهش یافته و تبخیر افزایش مییابد. در نتیجه، حتا اگر بارندهگی رخ دهد، بخش بزرگی از آب بهصورت روانآب از دست میرود و نمیتواند به تغذیه سفرههای زیرزمینی کمک کند. بنابراین بحران آب منطقه بیش از آنکه نتیجه یک توطیه خارجی باشد، به شیوه مدیریت منابع طبیعی و سازگاری با تغییرات اقلیمی مربوط است.
پروژه هارپ؛ واقعیت علمی در برابر افسانههای رایج
یکی از نامهایی که همواره در نظریههای توطیه درباره کنترل آبوهوا مطرح میشود، پروژه هارپ است. این مرکز پژوهشی در آلاسکا برای مطالعه یونوسفر، یعنی یکی از لایههای فوقانی جو زمین، ایجاد شده است.
یونوسفر صدها کیلومتر بالاتر از جایی قرار دارد که ابرها و سامانههای بارشی شکل میگیرند. انرژی تولیدشده در این مرکز در مقایسه با انرژی آزادشده در یک طوفان معمولی یا سامانه بارشی بسیار ناچیز است.
برای درک بهتر موضوع، کافی است بدانیم انرژی یک سامانه توفانی متوسط میلیونها برابر بیشتر از انرژی قابل تولید در چنین تاسیساتی است. به همین دلیل، از دیدگاه فزیک جو، امکان هدایت بارندهگی در مقیاس قارهای یا منطقهای توسط چنین سامانهای وجود ندارد.
طی سالهای گذشته، دانشگاهها، سازمانهای هواشناسی و مراکز پژوهشی متعدد بارها این ادعاها را بررسی کردهاند و هیچ مدرک علمی معتبری برای اثبات توانایی هارپ در ایجاد یا جلوگیری از بارندهگی ارایه نشده است.
بارورسازی ابرها؛ واقعیت موجود اما با توان محدود
گاهی برخی افراد میان بارورسازی ابرها و کنترل کامل آبوهوا تفاوت قایل نمیشوند، در حالی که این دو موضوع کاملاً متفاوتاند.
بارورسازی ابرها روشی شناختهشده برای افزایش احتمال بارش از ابرهای موجود است. در این روش، موادی مانند یدید نقره یا نمک در برخی ابرهای مناسب پراکنده میشود تا فرایند تشکیل قطرات باران تسهیل گردد.
اما حتا خوشبینانهترین ارزیابیهای علمی نیز نشان میدهد که تاثیر این روش محدود است و نمیتواند از آسمان صاف باران ایجاد کند یا الگوی اقلیمی یک کشور را تغییر دهد. ایران نیز سالها است برنامههای بارورسازی ابرها را اجرا میکند، اما هیچگاه ادعا نشده است که این برنامه بتواند خشکسالیهای گسترده را بهطور کامل برطرف سازد.
بنابراین، اگرچه فناوریهای محدودی برای افزایش احتمال بارش وجود دارد، اما فاصله میان این فناوریها و ادعای کنترل کامل آبوهوا به اندازه فاصله میان یک قایق کوچک و یک اقیانوس است.
اگر فناوری کنترل آبوهوا وجود دارد، چرا امریکا از آن استفاده نمیکند؟
یکی از مهمترین پرسشهای منطقی درباره نظریه کنترل آبوهوا این است که اگر کشوری توانایی جلوگیری یا ایجاد بارندهگی در مقیاس وسیع را داشته باشد، چرا نخست مشکلات داخلی خود را حل نمیکند؟
ایالات متحده در دهههای گذشته بارها با خشکسالیهای شدید، موجهای گرما، آتشسوزیهای گسترده جنگلی، توفانهای ویرانگر و کمبود منابع آب روبهرو بوده است. ایالتهایی مانند کالیفرنیا، آریزونا، نوادا، تگزاس، کانزاس و نیومکزیکو میلیاردها دالر خسارت ناشی از خشکسالی متحمل شدهاند.
اگر فناوری کنترل آبوهوا واقعاً وجود داشت، منطقیتر بود که نخست برای جلوگیری از این خسارتهای عظیم اقتصادی و انسانی به کار گرفته شود. ناتوانی همه کشورهای جهان در جلوگیری از خشکسالیهای داخلی خود، خود نشانهای روشن از محدودیت دانش بشر در برابر پیچیدهگی سامانه اقلیمی است.
آیا نابودی رادارهای نظامی میتواند باران ایجاد کند؟
یکی دیگر از ادعاهای مطرحشده این است که از میان رفتن برخی رادارهای نظامی موجب بازگشت بارندهگی شده است. این ادعا از دیدگاه علمی هیچ پشتوانهای ندارد.
رادارهای نظامی برای شناسایی اهداف هوایی، موشکها یا هواگردها طراحی شدهاند. این سامانهها امواجی با توان مشخص ارسال و دریافت میکنند و هیچ نقشی در فرایند شکلگیری ابر، تراکم بخار آب یا جابهجایی تودههای هوایی ندارند.
برای ایجاد تغییر در سامانههای جوی باید انرژیای در حد سامانههای طبیعی جو مصرف شود؛ انرژیای که چندین میلیون برابر توان رادارهای نظامی است. از اینرو، پیوند دادن بارندهگی گسترده به نابودی چند سامانه راداری، از منظر فزیک جو فاقد مبنای علمی است.
چرا نظریههای توطیه محبوب میشوند؟
پرسش مهم این است که چرا با وجود نبود شواهد علمی، چنین نظریههایی به سرعت گسترش مییابند؟
انسانها معمولاً برای رویدادهای پیچیده به دنبال توضیحهای ساده میگردند. خشکسالی، تغییر اقلیم و بحران آب موضوعاتی پیچیدهاند و درک کامل آنها نیازمند دانش تخصصی است. در مقابل، نسبت دادن مشکلات به یک دشمن خارجی یا فناوری پنهان، روایتی سادهتر و هیجانانگیزتر ارایه میدهد.
افزون بر این، در شرایط بحرانهای سیاسی و نظامی، برخی جریانها ممکن است از چنین روایتهایی برای تقویت انسجام داخلی، جهتدهی افکار عمومی یا کاهش توجه از مشکلات ساختاری بهره ببرند. این موضوع منحصر به یک کشور نیست و در بسیاری از نقاط جهان مشاهده میشود.
فقدان تایید از سوی جامعه علمی
یکی از مهمترین معیارهای سنجش اعتبار یک ادعا، نظر جامعه علمی است. تا کنون هیچ مرکز معتبر اقلیمشناسی، هیچ انجمن علمی بینالمللی و هیچ پژوهش منتشرشده در نشریات معتبر علمی، ادعای وجود «تحریم آبوهوایی» علیه ایران یا افغانستان را تایید نکرده است.
در مقابل، هزاران پژوهش علمی درباره تاثیر تغییرات اقلیمی، چرخههای طبیعی جو، مدیریت منابع آب و عوامل موثر بر خشکسالی منتشر شده که تصویری روشن از دلایل واقعی بحران آب ارایه میدهد.
علم بر پایه داده، مشاهده، آزمایش و قابلیت تکرار استوار است؛ نه بر اساس گمانهزنیهای سیاسی یا برداشتهای احساسی.
دلایل عدم تایید ادعاهای نظامیان و سیاسیون ایرانی
با دلایل زیر، گفتههای نظامیان و سیاسیون ایرانی را تایید نمیکنم:
۱. عدم وجود شواهد علمی معتبر و تایید نشدن توسط کارشناسان اقلیمشناس.
۲. تناقض با واقعیتهای داخلی امریکا و خسارتهای عظیم خشکسالی در ایالتهای آن کشور.
۳. ناتوانی فناوریهای شناختهشده مانند هارپ در تاثیرگذاری بر الگوهای جوی گسترده.
۴. پیشبینیهای هواشناختی ماهها پیش که بارندهگی را اعلام کرده بودند.
۵. تمرکز بر تغییرات اقلیمی و مدیریت داخلی بهعنوان دلایل اصلی.
جمعبندی
بارندهگیهای اخیر در ایران و افغانستان را باید در چارچوب الگوهای طبیعی جو، نوسانات اقلیمی، پیشبینیهای فصلی و پیامدهای تغییرات اقلیمی جهانی تحلیل کرد. تا کنون هیچ مدرک علمی معتبر نشان نداده است که نابودی رادارهای نظامی، پروژه هارپ یا هر فناوری پنهان دیگری بتواند بارندهگی را در مقیاس گسترده کنترل کند.
واقعیت این است که منطقه با چالشهای جدی زیستمحیطی روبهرو است؛ از جمله گرمایش جهانی، کاهش منابع آب زیرزمینی، تخریب جنگلها، بیابانزایی، افزایش تبخیر و مدیریت ناپایدار منابع طبیعی. تمرکز بر نظریههای توطیه نه تنها کمکی به حل این مشکلات نمیکند، بلکه توجه افکار عمومی و تصمیمگیرندهگان را از راهحلهای واقعی منحرف میسازد.
راه برونرفت از بحران آب، سرمایهگذاری در دانش، مدیریت پایدار منابع آبی، اصلاح الگوی مصرف، حفاظت از جنگلها و مراتع، تقویت سامانههای پیشبینی هواشناسی، همکاری منطقهای و سازگاری با تغییرات اقلیمی است.
طبیعت از قوانین خود پیروی میکند، نه از مرزهای سیاسی و منازعات نظامی. باران، نتیجه چرخه پیچیده جو زمین است؛ چرخهای که دانش بشر هنوز در حال شناخت عمیقتر آن است. از همینرو، پاسخ بسیاری از پرسشهای اقلیمی را باید در علم جستوجو کرد، نه در نظریههای توطیه.
منابع
۱. گزارش چهارم هیات بینالدولی تغییر اقلیم، ۲۰۰۷.
۲. گزارشهای خسارتهای میلیارد دالری ناشی از رویدادهای آبوهوایی و اقلیمی، اداره ملی اقیانوسی و جوی ایالات متحده.
۳. پرسشها و پاسخهای رسمی پروژه هارپ، دانشگاه آلاسکا.
۴. گزارشهای بهروزرسانی فصلی آبوهوا، سازمان جهانی هواشناسی.
۵. گزارشهای پیشبینی فصلی سازمان هواشناسی ایران.
۶. گزارشهای خشکسالی ایالات متحده و مرکز ملی اطلاعات خشکسالی.
۷. پژوهشها و گزارشهای مربوط به بارورسازی ابرها و مطالعات اقلیمی ایران.
۸. گزارشهای ارزیابی ششم هیات بینالدولی تغییر اقلیم درباره پیامدهای گرمایش جهانی.
۹. مطالعات سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد درباره بیابانزایی و مدیریت پایدار سرزمین.
۱۰. پژوهشهای منتشرشده در نشریات علمی اقلیمشناسی درباره نوسان جنوبی النینو و اثر آن بر بارندهگی خاور میانه.






