امروز مصادف است با روز بینالمللی هوای پاک برای آسمان آبی. جهان از حق مردم به هوای سالم سخن میگوید. اما در قصبه کابل، پرسش از هوای پاک دیگر یک شعار مناسبتی نیست. زنانی هستند که هر روز موهای ریختهشدهشان را از روی لباس و بالشت جمع میکنند و نمیدانند این تغییر ناگهانی از کجا آمده است. برخی از آب میگویند، برخی از گردوغبار و برخی از مواد رادیواکتیو. آنچه نگرانکننده است، فقط ریزش مو نیست؛ این است که یک محله با یک نگرانی مشترک، هنوز پاسخ روشن و قابل اعتمادی دریافت نکرده است.
در چنین وضعیتی، سادهانگاری خطرناک است. اما ترساندن مردم با ادعاهای اثباتنشده نیز بیمسوولیتی است. پرسش اصلی این نیست که چه کسی زودتر نام یک ماده را بر زبان میآورد؛ پرسش این است که چرا هنوز آزمایشهای مستقل و شفاف انجام نشده است تا مردم بدانند چه چیزی در بالای سرشان میچرخد و چه چیزی وارد آب و خاکشان شده است.
ریزش مو و پرسش از محیط
ریزش مو در قصبه کابل، اگر واقعاً در میان شمار زیادی از زنان در فاصله زمانی نزدیک افزایش یافته باشد، دیگر نمیتواند فقط به حساب یک مشکل شخصی گذاشته شود. ممکن است علت طبی داشته باشد، ممکن است چند عامل در آن دخیل باشد و ممکن است محیط زندهگی نیز سهمی داشته باشد. اما وقتی مردم از یک نشانه مشابه در یک جغرافیای مشخص سخن میگویند، نخستین وظیفه نهادهای مسوول، شنیدن و بررسیکردن است؛ نه خاموشماندن.
سابقه بررسی رادیواکتیویته طبیعی
حدود بیست سال پیش، زمانی که هیاتی از اداره محیط زیست، وزارت شهرسازی، اداره انرژی اتمی و شهرداری برای بررسی وضعیت سنگهای منطقه قصبه تشکیل شد، من نیز عضو آن هیات بودم. نگرانیهایی وجود داشت. نمونهها بررسی شد، گفتوگوها صورت گرفت و موضوع تا سطح رهبری حکومت وقت رسانده شد. اما نتیجه آن بررسی، به شکلی که مردم بتوانند بر اساس آن تصمیم بگیرند، هیچگاه بهطور شفاف در اختیار افکار عمومی قرار نگرفت. امروز، پس از گذشت این همه سال، همان پرسشها دوباره برگشته است.
بر اساس گزارشهایی که از بررسیهای اداره انرژی اتمی کشور در سالهای ۱۳۹۹ و ۱۴۰۰ خورشیدی نقل شده، در کوههای قصبه و افشار بیش از هزار نقطه با سطح بالای مواد رادیواکتیو طبیعی شناسایی شده است. در این گزارشها، از اورانیوم و توریم نام برده شده است. مطالعات علمی نیز کابل را از نظر رادیواکتیویته طبیعی منطقهای قابل توجه دانستهاند. به گمان اغلب، بخش عمده این مواد را اورانیوم طبیعی تشکیل میدهد. با این حال، تا زمانی که آزمایشهای تازه و مستقل انجام نشود، نمیتوان با قطعیت گفت که همین مواد باعث ریزش دستهجمعی مو شدهاند. آنچه مسلم است، این است که وجود چنین موادی در سنگهای منطقه، بهویژه وقتی آن سنگها خرد و به گرد تبدیل میشوند، یک پرسش جدی علمی و صحی است که نباید نادیده گرفته شود.
سنگشکنها و پخش گرد رادیواکتیو
رادیواکتیویته طبیعی در برخی نقاط جهان وجود دارد و وجود آن بهخودیخود به معنای فاجعه نیست. اما وقتی سنگهای دارای این مواد استخراج و خرد میشوند، مساله شکل دیگری پیدا میکند. گردوغبار ناشی از سنگشکنها (ریگریشنها) میتواند مواد موجود در سنگ را در محیط پخش کند. اگر چنین فعالیتهایی در نزدیکی خانهها، مکاتب و محلهای رفتوآمد مردم انجام شود، پرسش درباره میزان تماس مردم با این گردوغبار، یک پرسش کاملاً جدی و علمی است.
اینجا همان جایی است که باید از مسوولان پرسید: آیا سنگهایی که در قصبه به دستگاههای سنگشکن میروند، پیش از استفاده آزمایش شدهاند؟ آیا نقاط دارای رادیواکتیویته بالاتر مشخص شدهاند؟ آیا برای فعالیت سنگشکنها ارزیابی اثرات محیطزیستی انجام شده است؟ آیا کسی اندازهگیری کرده که گردوغبار این دستگاهها چه موادی را در هوا پخش میکند؟ اگر پاسخ این پرسشها روشن نیست، چگونه میتوان با اطمینان به مردم گفت که هیچ خطری وجود ندارد؟
ریزش مو فقط یک نشانه است
نباید هر ریزش مو را به رادیواکتیویته نسبت داد. ریزش مو علتهای متعدد دارد؛ از کمخونی و اختلالات هورمونی گرفته تا بیماریهای تیروئید، فشار روانی، تغذیه نامناسب و برخی ادویهجات. اما از روی ریزش مو بهتنهایی نمیتوان علت را تشخیص داد. اگر در قصبه ریزش مو واقعاً بهصورت غیرعادی افزایش یافته است، باید همزمان دو کار انجام شود: بررسی پزشکی زنان و ارزیابی محیطزیستی منطقه.
قرار گرفتن طولانیمدت در معرض مواد رادیواکتیو یا گاز رادون میتواند علائم دیگری نیز داشته باشد: خستگی مداوم، خشکی و التهاب پوست، مشکلات تنفسی خفیف، کاهش مقاومت بدن و در درازمدت افزایش خطر برخی بیماریهای جدیتر. این علائم اختصاصی نیستند، اما نادیده گرفتن آنها نیز عاقلانه نیست.
آرامش قبل از طوفان در بدخشان و تخار
این نگرانی فقط به قصبه محدود نمیشود. در بدخشان و تخار نیز استخراج معادن، بهویژه استخراج غیرقانونی و فعالیتهایی که بدون نظارت محیطزیستی انجام میشوند، میتواند در آینده هزینههای سنگینی برای مردم داشته باشد. گزارشهای مربوط به استخراج طلا در تخار، از جمله درگیریهای مرگبار میان باشندهگان محل و شرکتهای معدنی، نشان میدهد که بخش معدن فقط موضوع درآمد نیست؛ موضوع امنیت، رابطه با مردم و مسوولیت در برابر محیط زیست نیز هست.
اگر استخراج غیرقانونی و بینظارت در بدخشان و تخار ادامه پیدا کند، خطر آلودگی آب، تخریب خاک، ازبینرفتن پوشش گیاهی و تماس مردم با مواد سمی و فلزات سنگین متصور است. در استخراج طلا، استفاده نادرست از مواد شیمیایی مانند جیوه و سیانید میتواند خطرهای جدی برای آب و سلامت انسان ایجاد کند. این وضعیت، آرامش قبل از طوفان است. در آینده نهچندان دور، اگر نظارت جدی صورت نگیرد، ممکن است شاهد افزایش بیماریهای مختلف، بهویژه سرطان و موارد سقط جنین در میان مادران باشیم؛ هزینهای که نه استخراجکنندهگان، بلکه خانوادههای محلی خواهند پرداخت.
آنچه باید انجام شود
در قصبه کابل، امروز دیگر وقت آن نیست که مردم را میان دو پاسخ مبهم سرگردان بگذاریم: «چیزی نیست» و «همهچیز از رادیواکتیویته است». هر دو پاسخ، بدون آزمایش، ناقصاند. مردم به یک بررسی جامع نیاز دارند؛ بررسیای که هم از آب نمونهبرداری کند، هم از هوا، هم از خاک و هم از گردوغبار سنگشکنها. باید مشخص شود که آیا مواد رادیواکتیو طبیعی در سنگهای منطقه وجود دارند، در چه سطحیاند و آیا فعالیتهای انسانی باعث افزایش تماس مردم با آنها شده است یا نه.
من سالها پیش عضو هیاتی بودم که این موضوع را بررسی میکرد. شاید آن زمان نتوانستیم نتیجه کار را آنگونه که باید به مردم برسانیم. اما امروز، با افزایش نگرانیهای مردم، دیگر نباید اجازه دهیم پرسشها دوباره در بایگانیها دفن شوند. اگر خطری وجود ندارد، بگذارید علم آن را ثابت کند. اگر خطری وجود دارد، بگذارید مسوولان پیش از آنکه آسیب بیشتری برسد، اقدام کنند.
راهحلها
۱. تشکیل تیم مشترک و مستقل از وزارت صحت عامه طالبان، اداره ملی حفاظت محیط زیست، اداره انرژی اتمی و نهادهای علمی برای بررسی قصبه و مناطق اطراف.
۲. نمونهبرداری جامع از آب چاهها، هوا، خاک و گردوغبار سنگشکنها. در این آزمایشها هم رادیواکتیویته طبیعی و هم فلزات سنگین بررسی شوند.
۳. بررسی پزشکی زنان مبتلا به ریزش غیرعادی مو برای رد یا تأیید علتهای شناختهشده مانند کمخونی و مشکلات هورمونی.
۴. کنترل فوری سنگشکنهای نزدیک مناطق مسکونی از نظر گردوغبار، فاصله ایمنی و نوع سنگ مورد استفاده. در صورت اثبات خطر، جابهجایی یا توقف فعالیتهای پرخطر.
۵. انتشار عمومی نتایج آزمایشها به زبان ساده و قابل فهم برای مردم.
۶. نظارت جدی بر معادن بدخشان و تخار و توقف استخراج غیرقانونی و فعالیتهای بدون ارزیابی محیطزیستی.
۷. ثبت دستهجمعی شکایتهای زنان و خانوادههای قصبه تا موضوع از حالت پراکنده خارج شود.
منابع
۱. گزارشهای اداره انرژی اتمی افغانستان درباره بررسی رادیواکتیویته طبیعی در مناطق قصبه و افشار، سالهای ۱۳۹۹ و ۱۴۰۰.
۲. مطالعات علمی درباره رادیواکتیویته طبیعی در کابل و شمال افغانستان.
۳. گزارشها و مطالعات موجود درباره کیفیت آبهای زیرزمینی کابل، از جمله بررسی نیترات، آرسنیک و فلزات سنگین.
۴. تجربه مستقیم نویسنده بهعنوان عضو هیات بررسی وضعیت سنگهای منطقه قصبه در حدود دو دهه پیش.
۵. گزارشهای مربوط به استخراج طلا و چالشهای محیطزیستی و اجتماعی معدنکاری در تخار و بدخشان.
۶. منابع پزشکی معتبر درباره علتهای ریزش مو و اثرات احتمالی تماس با برخی مواد سمی و تشعشع.
۷. منابع سازمان ملل متحد و نهادهای محیطزیستی درباره روز بینالمللی هوای پاک برای آسمان آبی.






