دسترسی به اطلاعات یکی از حقوق اساسی بشر است که به شهروندان کشورها اجازه میدهد در تصمیمگیریها و فعالیتهای اجتماعی مشارکت کنند. با این حال، وضعیت دسترسی به اطلاعات در افغانستان تحت حاکمیت طالبان به شدت تحت تاثیر سیاستهای سرکوبگرانه این گروه قرار گرفته است. فضای رسانهای در افغانستان بهطور بیسابقهای محدود شده و خبرنگاران میگویند که اعمال محدودیتهای طالبان و فشار بر رسانهها، منجر به کاهش دسترسی به اطلاعات در کشور شده است. سانسور و خودسانسوری به دلیل تهدیدات امنیتی، تعطیلی رسانهها و نظارت طالبان بر فعالیتهای آنلاین رسانهها و کاربران شبکههای اجتماعی، میزان دسترسی مردم به اطلاعات را کاهش داده و در برخی موارد آن را ناممکن ساخته است. عدم پاسخگویی سخنگویان طالبان به زنان خبرنگار، سانسور گزارشهای بینالمللی و واکنشهای نهادهای بینالمللی به طالبان و «منتداری» رسانهها به زنان خبرنگار، از چالشهای دیگر خبرنگاران در داخل کشور دانسته میشود. با این حال، برخی از خبرنگاران در افغانستان میگویند که تنها نشر اطلاعات مطابق خطمشی طالبان ممکن است و دیگر هیچ نوع آزادی عمل در اطلاعرسانی و دسترسی به اطلاعات وجود ندارد.
پس از تسلط طالبان بر افغانستان، رسانههایی که در داخل فعالیت میکنند تحت فشارهای مضاعف قرار گرفته و به خودسانسوری شدیدی وادار شدهاند. بسیاری از خبرنگاران این رسانهها به دلیل ترس از بازداشت یا تهدیدات امنیتی از پوشش رویدادهای امنیتی، سیاسی و انتقادی دست کشیده و تنها به انتشار اطلاعاتی که مطابق با خط مشی طالبان است، میپردازند. در تازهترین اقدام، عکاسی و تصویربرداری از زنده جانها نیز ممنوع شده که به مشکلات خبرنگاران افزوده است.
طالبان در بیش از سه سال گذشته فعالیت شماری از رسانهها، از جمله روزنامه ۸صبح، را در افغانستان ممنوع کرده و دامنههای انترنتی آنها را مسدود کردهاند. این گروه با مسدود کردن سایتها و نظارت بر فعالیتهای آنلاین کاربران شبکههای اجتماعی، مردم را از استفاده آزادانه از اطلاعات محروم کردهاند.
در همین حال، برخی از خبرنگاران که نمیخواهند نامشان در گزارش ذکر شود، از نهادهای حامی رسانهها که در خارج از کشور فعالیت میکنند، میخواهند که در همکاری با نهادهای بینالمللی دفاع از آزادی بیان بالای طالبان فشار بیاورند و با صدور یک اعلامیه در برابر فاجعه رسانهای در افغانستان بسنده نکنند. به گفته آنان، مسوولیت این نهادها با انتشار یک اعلامیه در مواجهه با وضعیت بحرانی رسانهها و دسترسی به اطلاعات پایان نمییابد.
این خبرنگاران همچنین میگویند که برخی از نهادها تحت نام حمایت از خبرنگاران در داخل کشور فعالیت دارند، اما به دلیل سیاستهای طالبان نمیتوانند بهطور موثر از رسانهها و خبرنگاران پشتیبانی کنند یا تنها به شکل «فرمایشی و گزینشی» عمل میکنند. به گفته آنان، این نهادها نباید خاموش بنشینند و باید مانع از تبدیل افغانستان به یک کشور بیصدا و بیتصویر شوند.
آدرینا بهناز (نام مستعار)، یک خبرنگار زن، میگوید که علاوه بر چالشهای زنان خبرنگار و محدودیتهای بیشمار علیه رسانهها، دسترسی به اطلاعات نیز وجود ندارد. به گفته او، وقتی خبرنگاران زن با سخنگویان وزارتخانههای طالبان تماس میگیرند، اکثر آنها پاسخ نمیدهند و برخی نیز شماره خبرنگاران زن را بلاک میکنند. این خبرنگار تاکید میورزد: «آزادی بیان وجود ندارد. گزارشهای بینالمللی و واکنشهای نهادهای بینالمللی به طالبان سانسور میشود.»
بانو بهناز میافزاید که خبرنگاران زن مجبورند با حقوق بسیار اندک با رسانهها همکاری کنند، زیرا برخی از این رسانهها فکر میکنند که زنان باید «منتدار» آنها باشند که آنان را به کار گماشتهاند. او میافزاید: «بانوان در رسانهها با حقوق بسیار کم مجبورند کار کنند، زیرا باید منتدار رسانهها باشند که فرصتهای کاری را برایشان فراهم کردهاند.»
فهیم (نام مستعار)، یکی از خبرنگاران در هرات، میگوید که نشرات رسانهها در این ولایت تحت سانسور شدید قرار دارد و آنها مجبورند برای تایید هر خبر ساعتها انتظار بکشند. به گفته او، خبرنگاران در هرات اجازه پوشش رویدادهای امنیتی و جنایی را ندارند و حتا در مورد رویدادهای ترافیکی نیز با محدودیتهای فراوانی مواجه هستند.
این خبرنگار محلی در صحبت با روزنامه ۸صبح میگوید: «دسترسی ما به اطلاعات بسیار محدود شده است. برای تایید یک خبر باید ساعتها منتظر بمانیم، آنهم اگر کسی حاضر به پاسخگویی شود. ما اجازه پوشش رویدادهای امنیتی را نداریم، زیرا باید تاییدیهای داشته باشیم که هیچکس آن را صادر نمیکند. رویدادهای جنایی گاهی تایید میشوند و بعد از آن اجازه نشر داریم. حتا رویدادهای ترافیکی تاییدشده را نیز بدون تایید طالبان نمیتوانیم پوشش دهیم.»
ماهان (نام مستعار)، یکی دیگر از خبرنگارانی که تحت سلطه طالبان فعالیت میکنند، در گفتوگو با روزنامه ۸صبح میگوید که برای جلوگیری از شناسایی و تعقیب شدن از سوی طالبان با نام مستعار به کار خبرنگاری ادامه میدهد. او میگوید که با وجود مقررات سخت طالبان، خبرنگاران زن بیشتر متمرکز بر رساندن اطلاعات دقیق هستند. به گفته او، دسترسی به اطلاعات موثق نیاز به برقراری ارتباط با منابع دست اول دارد، اما این امر با چالشهایی روبهرو است، «چون هیچگونه پاسخگویی عملی وجود ندارد و این باعث میشود که بسیاری از زنان خبرنگار با خودسانسوری وارد عرصه کار شوند تا بتوانند به منابع و اطلاعات دست پیدا کنند.»
این خبرنگار میافزاید: «وقتی منبع خبر رسانه یا گزارشگری با هویت اصلی خود پیش برود، بدون شک اطلاعات منتشرشده از جانب آنها تاثیر بیشتری خواهد داشت. اما وقتی با نام مستعار فعالیت میکنند، زمینه اعتمادسازی کمتر و تاثیر گزارش نیز کاهش مییابد. این امر باعث تاثیرات منفی و ناگواری بر عرصه کار خبرنگاری زنان شده است.»
یک خبرنگار محلی در غزنی میگوید که دیدگاه طالبان در مورد خبرنگاران و رسانهها بهگونهای است که این هر دو باید در خدمت رژیم این گروه باشند و بهعنوان بلندگوی طالبان عمل کنند. در غیر این صورت، تهیه و نشر هر نوع گزارش به جز دستاوردهای طالبان، تبلیغ علیه این گروه پنداشته میشود. او تاکید میکند که خبرنگاران برای تهیه خبر و گزارش با تهدید و خشونت آشکار و پنهان طالبان روبهرو هستند. به گفته او، این وضعیت باعث شده که خبرنگاران به خودسانسوری روی آورند و اطلاعات مورد نیاز آنها نیز وجود ندارد.
این خبرنگار همچنین ادعا میکند: «نهادهایی که بهنام حمایت از خبرنگاران در داخل کشور فعالیت دارند، بهصراحت میتوان گفت که تمام آنها به لابیگران طالبان تبدیل شدهاند و در صدد گرفتن پروژهها و زراندوزیاند. آنها به ابزار دست طالبان تبدیل شدهاند. مثال زنده، بازداشت دو خبرنگار در غزنی توسط استخبارات طالبان است که نهادهای حامی خبرنگاران در داخل کشور حتا یک اعلامیه برای تقبیح این عمل منتشر نکرده و خواستار وضاحت نشدهاند.»
در جدیدترین مورد، طالبان در ولایت خوست از پوشش تصویری سفر ندامحمد ندیم، سرپرست وزارت تحصیلات عالی این گروه، به دانشگاه شیخ زاید جلوگیری کردهاند. این گروه به خبرنگاران تنها اجازه تهیه گزارش متنی را داده است.
پیش از این، طالبان در ولایت تخار دستور منع کامل عکاسی و تهیه گزارشهای تصویری را صادر کردهاند. مقامهای محلی طالبان اعلام کردهاند که رسانههای تصویری باید به رادیو تبدیل شوند. رییس امر به معروف و نهی از منکر طالبان در تخار، علاوه بر ممنوعیت مصاحبههای تصویری با مسوولان این گروه، به کارکنان دولتی تحت کنترل طالبان نیز دستور داده است که گزارشهای کاری خود را بهصورت نوشتاری یا صوتی ارایه کنند.
گفتنی است که عدم پاسخگویی سخنگویان طالبان به زنان خبرنگار، سانسور گزارشهای بینالمللی و واکنشهای نهادهای بینالمللی به طالبان و «منتداری» رسانهها به زنان خبرنگار، از دیگر چالشهای خبرنگاران در داخل کشور دانسته میشود.






